پاسارگاد دماوند مسجد لاله واژگون ایران از فضا
چهارگوشه - معرفی استان ها و شهر های ایران و جاذبه های توریستی

استان آذربایجان غربی

ارومیه

اُرومیّه ( تلفظ ) یکی از کلان‌شهرهای ایران، مرکز استان آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه در شمال غربی ایران که در منطقه آذربایجان واقع شده‌است. این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ با ۷۳۶٬۲۲۴ نفر جمعیت، دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر پرجمعیت منطقهٔ آذربایجان بعد از کلانشهرتبریز به‌شمار می‌آید. ارومیه با ۱۳۳۲ متر ارتفاع در غرب دریاچه ارومیه، در دامنه کوه سیر و در میان دشت ارومیه قرار گرفته‌است. هوای ارومیه در تابستان نسبتاً گرم و در زمستان سرد می‌باشد.

در سده‌های گذشته رخدادها و حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط عثمانی‌ها و روس‌ها را تجربه کرده‌است. این شهر به سبب موقعیت مناسب که در میان شاه‌راه ارتباطی قفقاز، میان‌رودان و آسیای صغیر داشته در گذشته از مراکز تجاری منطقه به‌شمار می‌رفته‌است. نقل مهم‌ترین سوغات ارومیه است.

ارومیه به عنوان شهر دارای اولین بیمارستان به شیوه نوین، نخستین مرکز آموزش پزشکی، اولین مدرسه به شیوه نوین، اولین شبکه تلویزیون محلی، اولین نشریه محلی در ایران، پایتخت والیبال ایران، دومین شهر پرترافیک ایران شناخته می‌شود. دارالنشاط ، پاریس ایران ، شهر آب ، شهر ادیان، مذاهب و اقوام از القاب ارومیه است. ارومیه مدتی در دوره پهلوی به رضائیه تغییر نام داد.

نام‌گذاری

اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) و میه به معنای آب است (هم‌ریشه با مآء عربی) یا ارومیه در زبان آشوری به معنای «شهر آب» می‌باشد. نام این شهر در شروع دوره پهلوی به دلیل علاقه رضا شاه به این شهر به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به نام ارومیه برگشت. ارومی، ارومیه، ارْمیه، اورمیه، ارم از دیگر نام‌های آن بوده‌است. در بین آذربایجانی‌ها نام اورمی رواج دارد.

پیشینه

عقیده بر این است که شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح تأسیس شده‌است.

پیش از اسلام

از تل‌های متعدد در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه) تا به حال اشیای بسیار قدیمی به دست آمده‌است. ارومیه در اورارتوی باستانی قرار داشت (اواخر هزاره دوم قبل از میلاد-اوایل هزاره اول قبل از میلاد) که دارای ارتباطات زبانی با هوریان آناتولی بود ولی شدیداً تحت تأثیر آشوریان بود. درست زیر دریاچه ارومیه شهر و امارت منا قرار داشت، که در قرن هشتم با قدرت فزاینده آشور که سارگون شاه آن اورارتویی‌ها را در ۷۱۴ قبل از میلاد شکست داده بود، علیه اورارتو درآمد گرچه شاهان اورارتو تا قرن ۷ قبل از میلاد همچنان حضور داشتند.

پس از اسلام

صدقه بن علی، از خدمهٔ عضدالدوله دیلمی ارومیه را فتح کرد، و قلعه‌های زیادی در آنجا بنا کرد؛ بنا بر روایتی دیگر، عتبة بن فرقد که عمر او را ۲۰ق/۶۴۰م گسیل داشته بود تا موصل را فتح کند، ارومیه را گرفت. جغرافیدانان قرن ۴ هجری نظیر ابن حوقل و اصطخری در بین شهرهای آذربایجان (پس از اردبیل و مراغه) جایگاه سوم را می‌دهند و به پرآب بودن، و غنایش از نظر میوه و حاصلخیزی تأکید می‌کنند. المقدسی، ارومیه را در ارمنستان قرار می‌دهد و می‌گوید از دوین اداره می‌شده‌است. در این دوره، ارومیه بر سر بزرگراه اردبیل-مراغه-ارومیه-برکری (به شمال غرب دریاچه وان)-آمِد قرار داشت. از آنجا که تبریز هنوز اهمیت چندانی نداشت، جاده به جنوب منحرف می‌شد تا از شهرهای اصلی رد شود. ممکن است حضور عوامل غیر مطیع در شمال آذربایجان هم بر انحراف جاده به جنوب تأثیر گذاشته باشد. ناحیه ارومیه با ساکنان کرد و مسیحی، در تاریخ اسلام هرگز نقش عمده‌ای ایفا نکرده‌است. تیولی بوده‌است که در آن انشعابات دودمان‌هایی که در آذربایجان حکومت می‌کردند، به انزوا می‌زیستند. در دوره سیطره دیلمیان بر آذربایجان، در ارومیه به جستان بن شرمزن برمی‌خوریم. این سردار از ۳۴۲ق/۹۵۳م به عنوان یکی از جنگجویان وفادار دیسم کرد ظهور کرد. بعدتر که دیلمیان ارمنستان را شکست دادند، او تحت امر مرزبان حاکم ارمنستان درآمد. وقتی جستان در ۴۳۶–۸ق/۹۵۷م جایگزین پدرش مرزوبان شد جستان بن شرمزن زیر بار سروری و اقتدار او نرفت. اول ارومیه را ترک کرد و با ابراهیم بن مرزبان که مراغه را برایش فتح کرده بود متحد شد. او بعدتر او را ترک کرد و به ارومیه برگشت و دور آن دیوار کشید و سربازخانه مستحکمی هم در آنجا ساخت. سپس به خدمت مدعی خلافت؛ المستجیر بالله درآمد و از حمایت کردهای قحطانی برخوردار شد؛ ولی پسران مرزوبان (جستان و ابراهیم) او را با کمک کردهای هذبانی شکست دادند. در ۳۴۹ق/۹۶۰–۹۶۱م به تحریک وهسودان، برادر مرزوبان او بر ابراهیم بن مرزوبان شکستی را تحمیل کرد، بازمانده سپاه او را تسخیر کرد و مراغه را به ارومیه منضم کرد. در ۳۵۵ق/۹۶۶م به میانجیگری رکن الدوله بویی، او دوباره اقتدار ابراهیم را به رسمیت شناخت. وقتی غزها در ۴۲۰–۴۳۲ق/۱۰۲۹–۱۰۴۱م آذربایجان را اشغال کردند، حاکم ارومیه ابوالهیجا بن ربیب الدوله، رئیس کردهای هذبانی بود که مادرش خواهر امیر تبریز، وهسودان روادی بود. این پسر ربیب الدوله به خود می‌بالید ۲۵۰۰۰ تا از ۳۰۰۰۰ غزی را که سعی می‌کردند از سرزمینش عبور کنند را در نزدیکی یک پل نابود کرده‌است.

همهٔ اغوزها از آذربایجان مراجعت نکرده و عده‌ای در منطقه ماندند. احتمالاً این عده در ارومیه ساکن بودند. اغوزهای تحت امر دانا که در ارومیه مانده بودند، بعد از خروج از شهر به ارامنه حمله کرده عدهٔ زیادی را کشتند یا اسیر نمودند و غنایمی به دست آوردند. کردهای هذبانی تحت امر ابوالهیجا که ساکن حوالی ارومیه بودند، به جنگ با اغوزها پرداختند. اغوزها بعد از غارت روستاهای کردها عدهٔ زیادی از آنان را کشتند. سکونت اغوزها در ارومیه و دادن شهر به عنوان تیول به آنان می‌باید در ارتباط با ازدواج فرمانده اغوزها با یکی از اقربای وهسودان، حاکم آذربایجان، صورت پذیرفته باشد. چون ابوالهیجا رئیس کردهای این منطقه با وهسودان عداوت داشت.

در محرم ۴۵۵ق/ ژانویه ۱۰۶۳م سلطان طغرل از ارومیه گذر کرد. وقتی مسعود از بغداد به آذربایجان برگشت، امیر حاجب تاتار موضع خود را در ارومیه مستحکم کرده بود ولی بعدتر به سلطان تسلیم شد. در ۵۴۴/۱۱۴۹ ارومیه به ملک محمد بن محمود بن محمد، برادرزاده و داماد مسعود بن محمود بن ملکشاه تعلق داشت. وقای آخرین طغرل سلجوقی با عمویش به نزاع برخاست، قزل ارسلان از حمایت امیر حسن بن خفجخ برخوردار بود و ارومیه را در ۵۸۵ق/۱۱۸۹م محاصره کرد. شهر در اثر طوفان تسخیر، تاراج و نابود شد. در ۶۰۲ق/۱۰۲۵م، ابوبکر اتابک تبریز، اشنویه و ارومیه را به علا الدین، اتابک مراغه داد تا جبران خسران مراغه را بکند. یاقوت، که ارومیه را در ۶۱۷ق/۱۲۲۰م دیده از نبود امنیت به دلیل ضعف حکمران آن ازبک بن پهلوان می‌گوید. در جریان حکومت جلال الدین خوارزمشاه بر آذربایجان، اورمیه، سلماس و خوی حوزه امیره سلجوقی بود که جلال الدین او را از دست شوهر اولش ازبک به درآورده بود. در ۶۲۳ق/۱۲۲۶م ترکمان‌های ایوایی ارومیه را تسخیر کرده و خراج وضع کردند. با شکایت امیره، شوهرش جلال الدین قشون فرستاد که ترکمانان را شکست دادند. از طرف دیگر، بنا بر جوینی، سرداران گرجی شلوا و ایوانه که در نبرد گرنی زندانیان را گرفتند و در ابتدا توسط جلال الدین با احترام مورد رفتار قرار می‌گرفتند کوتاه مدتی مرند، سلماس، ارومیه و اشنویه را در اختیار گرفتند. در ۶۲۸ق/۱۲۳۰–۱۲۳۱م که خوارزمشاه شدیداً تحت فشار مغولان بود، زمستان را در ناحیه اورمیه-اشنو گذراند. ماندن او در آنجا ممکن است توضیح دهنده ساخته شدن سه‌گنبد توسط او و حتی تدفین او در ارومیه باشد. تا اواخر قرن دهم هجری، ارومیه هنوز یک شهر عمدتاً کردنشین سنی مذهب بود.

بنا بر وقایع‌نامه‌های محلی، تیمور، ارومیه را به عنوان تیول به گرگین بیگ از ایل افشار داده بود. او در دژ توپراق‌قلعه در یک چهارم فرسخی ارومیه مستقر شد. هرچند ظفرنامه از تیزک نامی به عنوان حاکم ارومیه یاد می‌کند که حقوقش در ۷۸۹ق/۱۳۰۷م توسط تیمور تفیذ شده بود. در سال ۸۰۲ ه‍.ق امیر تیمور طایفه اوصانلو افشار را به منظور سرکوب کردها و عشایر شورشی ارومیه روانه آن نموده و گرگین بیگ اوصانلو را به حکومت ارومیه منصوب نمود وی در قریه توپراق قلعه که اکنون دهکده‌ای در ربع فرسخی شمال قلعه ارومیه قرار دارد و در آن وقت حاکم نشین بوده نزول کرد بعد از وفات او الامه سلطان پسرش به جای پدرش نشست و به مدت ۳ سال شهر ارومیه از تحمیلات دیوانی معاف داشت و بعد از وی برادر کهترش یادگار سلطان اوصانلو افشار به جای برادر کهترش حکومت ارومیه را به دست گرفت نیکتین تعداد حکمران افشار اوصانلو را در این دوره ۶ نفر ذکر نموده‌است.

بنابر تاریخ عالم آرای عباسی در ۱۵۵۹م، در دوره شاه طهماسب کبیر به دلیل شاهسون شدن کردهای برادوست مناطق ترگور و مرگور به آنان داده شد. شاه عباس در ۱۰۱۲/۱۶۰۳ چونکه امیرخان برادوست تسلیم عثمانی‌ها نشده بود حکومت ارومیه و اشنویه را به او داد. اگرچه بعدهااو در مظان اتهام قرار گرفت. به نظر می‌رسد نوکیشی به تشیع در دوران صفویه، در میان مردم بومی ارومیه حالتی ایزوله داشته‌است؛ تا جایی که امروز کردها و تعدادی روستا هنوز بر مذهب تسنن هستند. نفوذ طریقت تسنن نقشبندی را می‌توان از این امر که در سال ۱۰۴۹ق/۱۶۳۹م، سلطان مراد عثمانی، شیخ محمود ارموی را که ۳۰ تا ۴۰ هزار طرفدار دو آتشه داشت، در دیاربکر اعدام کرد فهمید. برای سال ۱۰۶۵ق/۱۶۵۵م ما گزارش پرجزئیات اولیای چلپی را داریم. شوربختانه سفرنامه اولیای چلپی بسیار درهم و برهم است. او برج و باروی شهر و دیوارهای گچ‌مالی شده آن را توصیف می‌کند و می‌گوید که: «همچون قویی سفید» به نظر می‌آید. محیط شهر ۱۰ هزار گام، ارتفاع دیوارها ۷۰ ذراع و پهنایشان ۳۰ ذراع، پهنای جوی شهر ۸۰ ذراع و دور تا دورش ۱۵ هزار ذراع بوده. مشعل‌ها در طول شب دیوارها را روشن می‌کردند. نیروی مستقر در پادگان آن شامل ۴ هزار نفر و ۳۱۰ اسلحه بود. خان ۱۵ هزار سرباز و ۲۰ هزار نوکر یا خدمتکار داشت. شهر ۶۰ محله، ۶ هزار خانه و ۸ مسجد جامع داشت؛ از آن جمله مسجد اوزون حسن آق‌قویونلو که بنایش توسط پسرش یعقوب به پایان رسید. ۳۰۰ هزار روستایی نیز در ۱۵۰ روستای دشت ارومیه زندگی می‌کردند. اولیای چلپی شهر را «فوق‌العاده باشکوه» توصیف می‌کند و فهرستی از مکان‌های مقدس، مکتب‌ها، مدارس، کافه‌ها و نرخ قیمت‌ها ارائه می‌دهد.

در سده ۱۸ میلادی که سرنوشت ارومیه به سرنوشت افشارهای مستقر در دشت ارومیه گره خورده بود، رئیسشان به عنوان بیگلربیگی نائل آمد. روئسای آنان به‌طور مکرر با همسایگانشان می‌جنگیدند و حتی گاهی به شرق دریاچه ارومیه نیز لشکرکشی می‌کردند.

عثمانی‌ها طی نبرد ۱۷۲۴م کردهای حکاری را برای دفع افشارها —که آذوقه ارتش ایران را تأمین می‌کردند— به خدمت گرفتند. وقتی ترک‌ها در سال ۱۷۲۵م به زمامداری این سرزمین رسیدند، حکومت موروثی طایفه قاسملو افشار را بر ارومیه -با عنوان خانات ارومیه- به رسمیت شناختند. نادر مراغه، مهاباد و دیمدم را در سال ۱۷۲۹م از ترک‌ها بازپس‌گرفت ولی حکیم اوغلو پاشا علی و رستم پس از یک ماه مقاومت مذبوحانه در سال ۱۷۳۱ ارومیه را اشغال کردند. ارومیه به رئیس ایل بنیانشین حکاری واگذار شد. تنها پس از قرارداد ۱۷۳۶م بود که ترک‌ها از آذربایجان بیرون رفتند.

پس از انقراض افشاریان در ۱۱۶۱ق/۱۷۴۸م، آزادخان یکی از فرماندهان ارتش نادر، فرزند یکی از روئسای افغان ابتدا به شهرزور رفته و از کشمکش میان افشاریان کمال استفاده را کرده و ارومیه را تصرف کرد. او ارومیه را با رضایت فتح‌علی خان گرفت. ارومیه به پایتخت امیرنشین زودگذر آزاد تبدیل شد. نام کوه اوغان داغی در شمال ارومیه به نظر می‌آید که از اسم این حاکم افغان به یادگار مانده‌است.

محمدحسن‌خان قاجار در سال ۱۱۶۹ق/۱۷۵۵–۶م آزاد را در گیلان شکست داده و ارومیه را تصرف کرد. فتح علی خان افشار به محمد حسن خان پیوست. با مرگ او علی خان افشار دوباره به صحنه برگشت و از ارومیه، مراغه و تبریز را تصرف کرد. کریم خان زند ارومیه را در زمستان ۱۱۷۳ق/۱۱۷۳م محاصره کرد. ارومیه پس از محاصره چند ماهه گرفته شد. تا سال بعد آذربایجان جزئی از قلمرو کریم خان شد. پس از پایان سلسله زندیه، افشارهای ارومیه به همراه شقاقی‌های سراب و دنبلی‌های خوی، ائتلافی علیه قاجاریان تشکیل دادند ولی موفقیتی حاصل نکردند. فتحعلی‌شاه قاجار به محمد علی خان اجازه داد که تا هنگام مرگ بر حکومت ارومیه قرار داشته باشد. او با خواهر حسین قلی خان افشار ازدواج کرد. پسرانش نخستین حاکمان ارومیه بودند که از طرف حکومت مرکزی منصوب می‌شدند. سربازان روس طی جنگ ایران و روسیه، در سال ۱۸۲۸م ارومیه را چند ماه اشغال کردند. در نبود حاکم شهر -شاهزاده ملک میرزا قاسم- بیگلربیگی نجف قلی خان افشار بر ارومیه حکم می‌راند.

شیخ عبیدالله از اهالی شمدینان در سال ۱۸۸۰م به آذربایجان حمله کرد. کردها ارومیه را محاصره کردند و تا مرز تسلیم شدن شهر پیش رفتند که خان ماکو سررسید و شهر را نجات داد.

دوره معاصر

پس از درماندگی روسیه به دلیل شکست‌های پی‌درپی در جبهه شرق دور، عثمانی در اوت ۱۹۰۶ منطقه ارومیه -به جز شهر ارومیه- را به بهانه اختلافات مرزی -چون که هیچگاه مرز ایران و عثمانی مشخص نبود- اشغال کرد. سربازان عثمانی با شروع جنگ بالکان به آنجا فراخوانده شدند. پس از درگیری‌های تبریز، در دسامبر ۱۹۱۱م سربازان روس، ارومیه را اشغال کردند.

در طی جنگ جهانی اول ارومیه چندین نوبت دست به دست گشت. پس از فروپاشی ارتش روسیه در سال ۱۹۱۷م، مسئولیت حقیقی اداره امور در شهر به دست شورای مسیحیان آشوری (موتاوا) سپرده شد. پس از یک سلسله رویدادهای پی‌درپی غم‌انگیز و وقایع خونینی چون کشتار مسلمانان ارومیه به دست مسیحیان در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸، ترور مطران مارشیمون به دست کردهای طرفدار سمکو در ۲۲ فوریه، رسیدن ۲۰ هزار ارمنی پناهجو از وان، جنگ‌های بین آشوری‌ها و ترک‌ها در نتیجه همهٔ جمعیت آشوریان در جلگه ارومیه جمع شدند. این جمعیت ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری از آشوریان به سوی جنوب حرکت کردند تا تحت‌الحمایه بریتانیا قرار گیرند. این مهاجرت دسته‌جمعی به همراه زنان، کودکان و رمه‌ها از طریق صائین قلعه و همدان، در میان نبرد با ترک‌ها و کردها صورت گرفت. پناهجویان در بعقوبه -در نزدیکی شمال بغداد - اسکان یافتند. پس از رفتن آشوریان، سونتاگ، عالی‌جناب اسقف کاتولیک و اچ فلاومر، مبلغ باپتیست در آگوست ۱۹۱۸م در ارومیه به قتل رسیدند.

اسماعیل آقا معروف به سمکو شکاک در سال ۱۲۹۹ش به کمک ارشدالملک شهر ارومیه را گرفت. پس از رسیدن نیروی ارتش در سال ۱۳۰۱ش سمکو متوالی شد و مدتی بعد کار او پایان گرفت. پس از ویرانی و خالی از سکنه شدن شهر، آرامش بر ارومیه حکمفرما شد. رفته رفته حکومت مرکزی در تهران توانست قدرت حامیتی خود را در غرب دریاچه ارومیه بدست آورد.

اوضاع شهر ارومیه در دوره پهلوی رفته رفته بهبود یافت. رقابت سیاسی روس‌ها و انگلیس‌ی‌ها مانع از ایجاد خط‌آهن در شمال‌غربی ایران طی جنگ جهانی اول شد. طی توافقی بین راشین دیسکانت و لوپن بانک، خط‌آهن جلفا-تبریز احداث شد. این خط یک شاخه ۳۰ مایلی نیز داشت که در سال ۱۹۱۶م به شهر ارومیه رسید. در دوره پهلوی نام شهر ارومیه به رضائیه تبدیل و پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹م دوباره به نام سابق بازگشت.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

ارومیه با داشتن موقعیت ممتاز جغرافیایی در ۲۰ کیلومتری دریاچه ارومیه قرار دارد. ارتفاع ارومیه ۱۳۳۲ متر از آب‌های آزاد است. ارومیه در دشت ارومیه واقع شده‌است که ارتفاعاتی چون کوه سیر، کوه قیزقلعه، کوه جهودها، کوه چهل مر شهیدان، کوه ماه، کوه علی پنجه سی و کوه علی ایمان آن را احاطه کرده‌اند. در واقع ارومیه بین دریاچه ارومیه و دیوارهٔ کوه‌های غرب استان واقع شده‌است.

موقعیت جغرافیایی

شهر ارومیه روی مدار ۳۷ درجه و ۳۲ دقیقه در نیم‌کره شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. همچنین این شهر روی نصف النهار ۴۵ درجه و ۲ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد.

رودخانه‌ها

شهرچای (برده سور)

رودخانه شهرچای یا برده سور از دره بیقار ترکیه سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از ناحیه کوهستانی دشت ارومیه از میان شهر عبور می‌کند و به دریاچه ارومیه می‌ریزد.

آب و هوا

آب و هوای ارومیه با متوسط درجه حرارت ۸/۹ درجه سانتی‌گراد در تابستان تقریباً گرم و در زمستان سرد می‌باشد. دوره بارندگی از اواخر مهر و ابتدای آبان شروع شده و تا خرداد ادامه دارد. میانگین دوره بارش ۹۳ روزه در ارومیه ۳۶۰ میلی‌متر و میانگین بارش بلندمدت ارومیه ۲۳۸/۲ میلی‌متر است. روزهای یخبندان ارومیه در آبان ۱۹ روز، در آذر ۲۷ روز، در دی ۳۰ روز، در بهمن ۲۸ روز، در اسفند ۱۴ روز و در فروردین ۶ روز می‌باشد. در مجموع ۱۲۰ روز از سال در ارومیه یخبندان است. میانگین سرعت باد در ارومیه ۱۰/۵ متر بر ثانیه است؛ که اردیبهشت و اسفند با ۱۶ متر بر ثانیه حداکثر سرعت باد و دی و بهمن با ۷ متر بر ثانیه حداقل سرعت باد را دارند.

زمین‌لرزه‌ها

استان آذربایجان غربی از استان‌های زلزله‌خیز ایران است. با این حال تاکنون زلزله شدیدی در ارومیه رخ نداده‌است. از زلزله‌های اخیری که در ارومیه رخ داده‌اند می‌توان به زلزله سال ۱۳۰۰ق/۱۸۸۳م؛ زلزله ۴ ریشتری فروردین ۸۷ به مرکزیت سیلوانه، زلزله مرداد ۹۱ که دنباله زلزله اهر و ورزقان بود، این زلزله نسبتاً شدید در دو مرحله به فاصله ۱۰ دقیقه از هم رخ داد و زلزله ۴٫۶ ریشتری در مهرماه سال ۹۲ به مرکزیت سیلوانه اشاره کرد. آخرین زلزله ارومیه به مرکزیت سرو و به بزرگی ۴٫۲ ریشتر در شهریور سال ۱۳۹۴ رخ داد.

مردم

زبان

اکثریت مردم ارومیه به زبان ترکی آذربایجانی با لهجه ای مشابه لهجه تبریزی تکلم می‌کنند. کردهای ارومیه به لهجه کرمانجی از زبان کردی سخن می‌گویند. آشوری‌ها به زبان آشوری سخن می‌گویند؛ که گونه‌ای از آرامی شرقی است و دارای کلمات دخیل از زبان‌های کردی، ترکی ،فارسی و عربی. ارمنی‌ها نیز در میان خود به زبان ارمنی سخن می‌گویند.

قومیت

ارومیه یک شهر چندقومیتی با ادیان و مذاهب گوناگون است. اکثریت مردم ارومیه را ترک‌های آذربایجانی و نیز اقلیتی از کردها، مسیحیان (آشوری و ارمنی) تشکیل می‌دهند. این منطقه از دیرباز محل زندگی اقوام و ادیان مختلف بوده‌است. اکثریت شهرستان ارومیه را ترک‌های آذری و اقلیتی نیز از کردها و مسیحیان آشوری و ارمنی تشکیل بافته‌است. آذربایجانی‌ها حدود ۹۰ درصد جمعیت شهر ارومیه و ۱۰ درصد را نیز بقیه اقوام تشکیل می‌دهند. لرد کرزن دربارهٔ شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آن‌ها طایفهٔ ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست.» طبق یک مطالعه از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان می‌دهد که ترک‌زبانان ۸۵٫۷٪ درصد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص داده و کردزبان‌ها حدود ۱۰٫۵٪ بوده‌اند. در این آمارگیری نمونه‌ای درصد آشوری‌ها، فارس‌زبان‌ها و ارمنی‌ها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷، ۱٫۶ و ۰٫۵ بود.

مذهب

بیشینهٔ ترک‌های ارومیه شیعه‌مذهب هستند اما در عین حال تعداد زیادی ترک‌های سنی‌مذهب حنفی و شافعی نیز در آن زندگی می‌کنند. مذهب اکثریت کردهای ارومیه نیز سنی است. همچنین اقلیتی از مردمان آشوری و ارمنی در این شهر زندگی می‌کنند. در سال ۱۹۰۰ میلادی حدود نیمی از جمعیت شهر ارومیه مسیحی اعم از آشوریان و ارامنه بودند اما بسیاری از آن‌ها در میان درگیری‌های روسیه و عثمانی در سال ۱۹۱۸ شهر را ترک کردند. پس از عقب‌نشین روس‌ها از این منطقه بیشتر مسیحیان باقی‌مانده در شهر ارومیه قتل‌عام شدند. در زمان رضاشاه پهلوی آشوریان ایران دعوت به بازگشت به این شهر شدند و چندین هزار نفر از آن‌ها به این شهر بازگشتند.

بنا به روایتی نیز جوانمردی (از فرقه‌های تصوّف) را اولین دفعه اخی ترک ارومیه‌ای، پدر جدّ حسام‌الدین چلبی، مرید مولانا، در آناتولی منتشر ساخت.

تجارت

از گذشته ارومیه با قرارگیری بر سر چهارراه قفقاز ،میان‌رودان ،آسیای صغیر و شرق دریاچه ارومیه از اوضاع بازرگانی نیکویی برخوردار بوده‌است. در واقع ارومیه با قرارگیری بر سر راه‌های تجارتی به عنوان گمرکی برای صادرات و واردات کالا از ایران به دیگر نقاط و بالعکس بوده‌است. همچنین ارومیه محلی برای خرید و فروش محصولات کشاورزی و عشایری مردم اطراف این شهر بوده‌است.

جمعیت

در سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت ارومیه ۶۶۷٬۴۹۹ نفر بود. از این تعداد ۳۳۴٬۱۳۴ نفر مرد و ۳۳۳٬۳۶۳ نفر زن بود. این تعداد در قالب ۱۹۷۷۴۹ خانوار بودند. ارومیه دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر شمال غربی ایران بعد از تبریز است. ارومیه جزو شهرهای پرتراکم در استان آذربایجان غربی است.

فرهنگ

دارالنشاط ، پاریس ایران ، شهر آب ، شهر ادیان، مذاهب و اقوام از القاب ارومیه است.

آداب و رسوم

ترک‌های آذربایجانی اعیاد و مراسم‌هایی چون نوروز، عید قربان و … را مانند دیگر اقوام ایرانی با تفاوت‌هایی ناچیز برگزار می‌کنند.موسیقی آشیقی یکی از شاخصه‌های مردم ترک‌زبان جهان است که در ایران دارای مکتب‌های متفاوتی است در این میان مکتب عاشیقی ارومیه بنا به نظر کارشناسان و استادان این هنر در سراسر جهان اصیل‌ترین و قدیمی‌ترین مکتب عاشیقی است که تا به امروز اصالت خود را حفظ کرده‌است. همچنین موسیقی عاشیقی دارای سبک متفاوت و منحصربه‌فردی است این هنر و فرهنگ آذربایجان پس از تلاش‌ها و رقابت استان‌های عاشیقی خیز به نام استان آذربایجان غربی و شهر ارومیه در فهرست به شماره ۱۶۵ در میراث میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت ملی شد.

عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک‌تبار وجود داشته‌اند. در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی، عاشیق‌ها اغلب در قهوه‌خانه‌های آذربایجان‌های شرقی و غربی اجرا می‌داشتند. تبریز مرکز شرقی عاشیق‌ها و ارومیه مرکز غربی آن‌ها بود. در ارومیه بر خلاف تبریز عاشیق‌ها همواره به صورت تکی اجرا می‌کردند.

آشوری‌ها و ارمنی‌ها نیز اعیاد و مراسم‌های مختص به خود را دارند که بیشتر کلیسا برگزار می‌کنند. آشوری‌ها نخستین قومی بودند که مسیحی شدند. پس از آن یکی از حواریون تمام آنان را در دریاچه ارومیه غسل تعمید داد. پس از آن همه ساله آشوریان این روز را جشن می‌گیرند. جشن روز مادر نیز همه سال در نخستین جمعه سال نو میلادی، به یادبود مریم مقدس برگزار می‌شود.نوسردیل یا آب‌پاشان یکی از جمله دیگر اعیاد آشوریان است. در این روز که حتی بین غیرآشوریان ارومیه نیز شناخته شده‌است آشوریان به روی یکدیگر آب می‌پاشند.

کردها نیز مراسم‌ها و اعیاد مختص به خود را دارند که مانند دیگر مناطق کردنشین اهل سنت ایران است.

شهردار ارومیه در سال ۱۳۸۹ عنوان کرد: «ارومیه با بهره‌مندی از اقوام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف می‌تواند خود را به عنوان پایتخت فرهنگی آذربایجان مطرح کند.»

سینما

قدمت سینما در ارومیه به دهه ۴۰ خورشیدی می‌رسد. هم‌اکنون ارومیه دارای ۵ سینما است که از آن‌ها تنها ۳ سالن به صورت نیمه فعال به کار خود ادامه می‌دهند. سینما آزادی با نام قبلی سینما تخت جمشید که در سال ۱۳۴۰ خورشیدی تأسیس شده، سینما ایران و سینما انقلاب که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شدند تنها سینماهای حال حاضر در ارومیه‌اند. همین اندک سینماها نیز به دلایل گوناگونی چون عدم رسیدگی، بحران مخاطب در سینمای ایران و … به صورت نیمه فعال هستند؛ به‌طوری‌که تنها در ایام اکران فیلم‌های پرفروش دایرند و گاهی به محل اجرای کنسرت تبدیل می‌شوند. قرار بر این است که سینماهای فرسوده ارومیه دوباره احیا و مرمت شوند ؛ مانند سینما تربیت ارومیه که متعلق سازمان هلال احمر ایران است.

کتابخانه

در مجموع ۱۳ کتابخانه عمومی ارومیه ۱۸ هزار نفر عضویت دارند.

سیاست

شهرداری

اداره امور شهرداری در ابتدا در اختیار بلدیه رضائیه بود. در دوره پهلوی بلدیه به شهرداری تبدیل شد. شهرداری رضائیه سابق که در دوره جمهوری اسلامی به ارومیه تغییر نام یافت ابتدا محل مشخصی نداشت؛ تا اینکه در ابتدای دوره پهلوی اول ساختمانی را به آن اختصاص دادند تا مشترکاً با استانداری آذربایجان غربی از آن استفاده کند. پس از سفر رضاشاه به ارومیه و احداث ساختمان شهرداری در اطراف میدان ایالت، شهرداری ارومیه در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به عنوان ۲۲امین شهرداری در ایران به‌طور رسمی کار خود را آغاز کرد.

کنسولگری‌ها

کنسولگری ترکیه در ارومیه یک مکان دیپلماتیک و سیاسی در شهر ارومیه که زیر نظر سفارت ترکیه در تهران به فعالیت می‌پردازد. علاوه بر ارومیه، ترکیه در شهر تبریز نیز دارای کنسول‌گری می‌باشد. مهمت بولوت سرکنسول کنونی این کنسولگری در ارومیه می‌باشد.

مکان‌های تفریحی

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه -که در دوره پهلوی دریاچه رضائیه نامیده می‌شد- یک دریاچه آب شور در شمال غرب ایران است. این دریاچه استان آذربایجان شرقی و غربی را از یکدیگر جدا می‌کند. دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه در خاورمیانه و دومین دریاچه آب شور بر روی کره زمین بود. دریاچه ارومیه در ارتفاع ۴۱۸۳ پایی از سطح دریا، در ۳۷ درجه تا ۳۸/۵ درجه عرض شمالی و ۴۵ درجه تا ۴۶ درجه طول شرقی قرار دارد. طول آن ۱۴۰ کیلومتر در راستای شمال-جنوب و عرض آن ۸۵ کیلومتر در ۸۵ کیلومتر در گستره شرق-غرب با مساحت سطح آب ۵ تا ۶ هزار کیلومتر مربع است. در تصویر برداشته شده توسط ناسا تغییرات جغرافیایی این دریاچه مشاهده می‌گردد.

پارک ملی دریاچه ارومیه

پارک ملی دریاچه ارومیه با نام سابق دریاچه رضائیه در شمال‌غرب ایران قرار دارد. این دریاچه که بزرگترین دریاچه ایران است در سال‌هایی که میانگین بارندگی را داشته باشد ۴۷۰ هزار هکتار مساحت دارد. دریاچه ارومیه بشدت شور است؛ بدین ترتیب هیچ ماهی در آن یافت نمی‌شود. موجودات زنده آن جلبک و میگوی آب شور هستند. این دریاچه غذای فراوانی را برای شمار زیادی از مرغابی‌ها فراهم، مکان مهمی برای جفت‌گیری فلامینگوهای بالغ ،اردک‌های غاز نما و پلیکان‌های سفید است. ۱۸۶ گونه پرنده در دهه ۷۰ میلادی در این پارک ثبت شدند. این دریاچه ۴ جزیره با اندازه متوسط و نزدیک به ۱۰۰ جزیره کوچک -یا تنها برون‌زد صخره‌های بزرگ- دارد. بسیاری از این‌ها با فراهم آوردن مکان‌هایی برای زاد و ولد پرندگان، نه تنها یک زیبایی دیدنی بلکه اکوسیستم منحصربه‌فردی دارند که شایسته حضور در برنامه انسان و زیست‌کره را دارند. به دلیل بستن سد بر روی رودخانه‌های منتهی به دریاچه و نپرداختن حق آبهٔ آن این دریاچه تقریباً خشک شده‌است.

آموزش

عمومی

قبل از دورهٔ پهلوی، آموزش عموماً در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت. مکتب خانه‌ها در محلات بزرگ، پرجمعیت شهر و اغلب در شبستان مساجد، تکایا یا در منازل شخصی مکتبداران دائر می‌شدند. معمولاً تعلیم الفبا از کتاب «آنادیلی» (زبان مادری) که به زبان ترکی بود آغاز می‌شد و پس از آن که کودکان الفبا را یادمی‌گرفتند و با خواندن و نوشتن آشنا می‌شدند کتاب‌هایی نظیر قرآن، تنبیه‌الغافلین، صرف میر و غیره تدریس می‌شد. نخستین مدرسه به سبک نوین ،۱۷ پیش از دارلفنون در سال ۱۲۵۱ق در ارومیه تأسیس شد.

عالی

نخستین مرکز آموزش پزشکی در ایران در سال ۱۳۰۰ قمری توسط آمریکایی‌ها در شهر ارومیه ایجاد شد. فعالیت‌های این مؤسسه تا زمان حیات بنیان‌گذار آن جوزف کاکرن ادامه یافت. آموزش عالی در سال‌های بعد با ایجاد دانشکده کشاورزی ارومیه که بعدها با افزودن دانشکده‌های مختلف به دانشگاه ارومیه گسترش یافت. اکنون ۲۲ هزار دانشجو در دانشگاه ارومیه ،۴۶ هزار دانشجو در دانشگاه آزاد ارومیه و ۱۸۰۰ نفر در دانشگاه تازه تأسیس صنعتی ارومیه در مقطع تحصیلات عالی مشغول به تحصیل می‌باشند.

مدارس علوم دینی

نخستین حوزه علمیه قم در سال ۱۱۴۲ خورشیدی ایجاد شد. هم‌اکنون این مدرسه علمیه با نام حوزه امام خمینی ارومیه شناخته می‌شود و ۱۵۰ طلبه در آن درس می‌خوانند. مدارس علمیه علوم دینی صلاح الدین ایوبی ارومیه، نور و حوزه علمیه تازه تأسیس زینب کبری -مخصوص بانوان- از دیگر مدارس علمه ارومیه است.

معضلات شهری

آلودگی هوا

ارومیه به دلیل ترافیک‌های فراوان، بالا رفتن میزان دی‌اکسیدکربن، بی‌توجهی به رعایت ایجاد واحدهای تولیدی و صنعتی و جانمایی آن‌ها یکی از آلوده‌ترین شهرهای کشور است. از دیگر شاخص‌های آلوده‌کننده غیرانسانی در ارومیه ورود ریزگردها از کشور عراق و پدیده وارونگی هوا است که در ۹۰ روز سال رخ می‌دهد. از مواردی که در آینده برای ارومیه خطرساز می‌شود خشک شدن دریاچه ارومیه و طوفان‌های نمک آن است. کمربند سبز در اطراف ارومیه یکی از راه‌حل‌های آلودگی هوا در ارومیه است.

ترافیک

ارومیه با داشتن ۸۰ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر که از تهران با رقم ۶۲ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر نیز بیشتر است دومین شهر پرترافیک ایران بعد از تهران است. روزانه بیش از ۲۵۰ هزار خودرو در سطح شهر تردد می‌کنند که خیابان‌ها و معابر سطح شهر جوابگوی این تعداد خودرو نیستند. بیشتر این ترافیک در مرکز شهر و به خصوص در خیابان‌های امام، باکری، کاشانی، مدنی، منتظری، مطهری، طالقانی ایجاد می‌شود. بیشتر این ترافیک به دلیل ورود خودروهای تک‌سرنشین به مرکز شهر ایجاد می‌شود. توقف‌های دوبله نیز این ترافیک را تشدید می‌کند. از دیگر مسائلی که این ترافیک را بیشتر نمایان می‌کند وجود مراکز اداری، تجاری، درمانی و… در مرکز شهر است. از جمله راهکارهای شهرداری برای رفع این معضل ایجاد طرح ترافیک و زوج و فرد در داخل محدوده مرکزی شهر در برخی خیابان‌ها ، ایجاد فرهنگ پیادرو در شهروندان ، ایجاد کمربندی به دور شهر برای خروج سفرهای درون‌شهری به خارج از شهر ، توزیع متوازن امکانات ، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی از جمله بی آر تی ، طرح‌های توسعه‌ای از قبیل انتقال پادگان ۶۴ ارومیه به خارج از شهر و امتداد خیابان‌های اطراف آن ، توزیع مدارس و آموزشگاه در نقاط مختلف شهر ، احداث پروژه‌های روگذر و ایجاد تقاطع‌های غیر همسطح است.

حاشیه‌نشینی

حاشیه‌نشینی یکی از چالش‌های ارومیه است که از آن با نام‌هایی چون اسلام‌آباد یا زورآباد یاد می‌شود. به‌طوری‌که ۲۵ هزار نفر تاکنون طبق برنامه پنجم توسعه در حاشیه ارومیه ساماندهی شدند. تنها در ۷ ماهه منتهی به دی ۱۳۹۲ با افزایش ساخت و سازهای حاشیه شهر ۷۵۰ هکتار به محدوده شهر اضافه شده‌است. مناطق اسلام‌آباد، حسین‌آباد، حاجی پیرلو، علی‌آباد، وکیل آباد، کوی لاله سالار، قره‌باغ و روستاهای الواج و دیگاله از مناطق حاشیه‌ای ارومیه را تشکیل می‌دهند. حاشیه نشینان جمعیت ۱۵۰ هزار نفری را در شمال غرب شهر تشکیل می‌دهند. حاشیه نشینی معضلاتی چون افزایش جرایم در این محلات و تخریب زمین‌های کشاورزی را نیز به همراه دارد. مهاجرت به ارومیه روندی رو به رشد دارد.

بخش‌ها

گسترش شهر

بافت شهر ارومیه از نظر قدمت به ۳ قسمت تقسیم می‌شود. هسته اولیه شهر که قدیمی‌ترین قسمت شهر است؛ در محدوده بازار قدیمی شهر قرار دارد. با آنکه شهر قدمتی چند هزار ساله دارد ولی از قدمت قدیمی‌ترین محلات آن بیش از یک صد سال نمی‌گذرد. همزمان با مرکز استان شدن ارومیه، خیابان‌های باکری، خیام، عسکرآباد و … از دل این منطقه عبور عبور کرده، محل استقرار مراکز اداری شد. بافت میانی شهر نتیجه عدم کشش جمعیتی بافت مرکزی و ایجاد خیابان‌ها و کوچه‌ها به دور هسته مرکزی شهر است. این قسمت از شهر بیشتر حاصل ساخت و سازهای دهه ۳۰ تا ۵۰ خورشیدی است. معماری این قسمت از شهر مشابه هسته مرکزی ولی با مصالح مدرن است. نشانه‌های خیابان‌بندی و کوچه‌های پهن‌تر -از قسمت میانی- از ویژگی‌های بافت میانی است. بافت سوم شهر نیز که به دور بافت سوم ایجاد شده عمدتاً در سال‌های پس از انقلاب و بیشتر در نتیجه مهاجرت به شهر ارومیه است. این بافت در نتیجه تبدیل اراضی کشاورزی در شمال‌غرب و جنوب شهر به مناطق مسکونی ایجاد شده‌است.

مناطق شهرداری

هم‌اکنون ارومیه دارای ۴ منطقه شهرداری است. ولی افزایش مناطق شهرداری ارومیه به دلیل افزایش وسعت شهر در دستور کار شهرداری قرار دارد.

فضای سبز

تعداد ۷۰ پارک در مساحتی بالغ بر ۶۵۰ هکتار در شهر ارومیه وجود دارد. هم‌اکنون سرانه فضای سبز برای هر نفر ۸ و نیم متر مربع است که قرار است تا ۴ سال آینده به ۱۲ متر مربع افزایش یابد.

ترابری

فاصله شهر ارومیه با برخی از مناطق شهری ایران:

فرودگاه

شهر ارومیه دارای فرودگاه فعال بین‌المللی است. پروازهای داخلی فرودگاه ارومیه به تهران و مشهد و پرواز خارجی به ترکیه، عربستان و امارات دایر می‌باشد. شرکت‌های هواپیمایی آسمان، ایران ایر و آتا جابه‌جایی مسافران فرودگاه ارومیه را به عهده دارند.

راه‌آهن

پروژه ساخت خط آهن مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده، ارومیه به طول ۱۸۴ کیلومتر که از سال ۱۳۸۰ شروع شده قرار بود نهایتاً تا خرداد ۱۳۹۲ به پایان برسد ولی اینطور نشد. با این طرح ارومیه به شبکه راه‌آهن سراسری متصل می‌شود.

ترمینال

پایانه شبانه‌روزی شهید کاملی ارومیه با جابه‌جایی روزانه ۱۷ هزار نفر جابه‌جایی مسافرین از دیگر شهرها به ارومیه و بالعکس را انجام می‌دهد. به دلیل عدم کارشناسی برای ساخت این ترمینال، ترمینال ۱۸ هکتاری در جاده سرو قرار است ساخته و جایگزین این ترمینال بشود.

اتوبوس تندرو

به منظور کاهش ترافیک و روان‌سازی رفت‌وآمد در معابر عمومی ارومیه شهرداری ارومیه به ایجاد سامانه اتوبوس تندرو در ارومیه مبادرت ورزید. کلنگ این پروژه در تیر ماه ۱۳۹۲ زده شد. این سامانه در ارومیه شامل ۲ خط اتوبوس می‌باشد. خط ۱ به طول ۱۳ کیلومتر و دارای ۱۴ ایستگاه از شهرک ایثار تا میدان خاتم‌الانبیا، مناطق ۲ و ۳ شهرداری را به یکدیگر متصل می‌کند. این خط ۵۴٪ از جمعیت ارومیه را پوشش می‌دهد. خط ۲ نیز از شهرک بهداری تا میدان شهدا کشیده شده‌است.

تاکسی

شهر ارومیه داردای بیش از ۷ هزار دستگاه تاکسی می‌باشد؛ که این تعداد ۳۵ درصد از سهم حمل و نقل درون‌شهری را در ارومیه به عهده دارند. از این تعداد یک هزار و ۲۷۶ تاکسی پلاک قرمز فعال و ۲ هزار و ۴۲ دستگاه تاکسی پلاک سفید و مربوط به آژانس‌ها هستند.

ورزش

از مهم‌ترین اماکن ورزشی ارومیه مجتمع تختی واقع در خیابان کاشانی می‌باشد که دارای ۲ زمین فوتبال، زمین تنیس، سالن ورزش باستانی، بوکس، تیراندازی، جودو، تکواندو و ژیمناستیک می‌باشد. سالن ورزشی ۶۰۰۰ نفری غدیر ارومیه که در سال ۱۳۸۶ تأسیس شده از دیگر مکان‌های ورزشی مهم در ارومیه است.

فوتبال

تنها تیم فوتبال فوتبال ارومیه در لیگ‌های ایران برق ارومیه است که در لیگ دسته سه بازی می‌کند.

والیبال

همان‌طور که آبادان را با فوتبال و مازندران را با کشتی می‌شناسند، ارومیه با والیبال شناخته می‌شود. تاریخ ورود والیبال به ارومیه به ورود مبلغان مذهبی به ارومیه برمی‌گردد. مردم شهر که از سال ۱۲۹۵ با بازی مبلغان امریکایی در حیاط سفارت آمریکا با این ورزش آشنا شده بودند ورزش‌های سنتی را رها نموده و به والیبال روی آوردند. ارومیه از دهه ۴۰ در والیبال وارد تیم‌داری شد. هم‌اکنون از ارومیه با عنوانی چون قطب والیبال ایران یا پایتخت والیبال آسیا یاد می‌کنند. همچنین مسابقات جام کنفدراسیون والیبال آسیا ۲۰۱۰ در استادیوم شش هزارنفری غدیر ارومیه برگزار شد.

جشنواره جهانی جام تموز

جام تموز هر ساله و با شرکت بازیکنانی از کشور ایران و دیگر کشورها با اقلیت آشوری چون عراق و سوریه در تابستان در شهر ارومیه برگزار می‌شود.

مراکز درمانی

نخستین بیمارستان، به شیوه نوین، در ارومیه توسط جوزف کاکرن از اعضای میسیون آمریکایی در سال ۱۳۰۰ تأسیس شد. در این بیمارستان علاوه بر خدمات پزشکی، آموزش نیز داده می‌شد. پس از آن در سال ۱۳۰۴ میسیون خواهران نیکوکار یک درمانگاه در ارومیه ایجاد کرد. چندی بعد جمعیت شیر و خورشید سرخ (حلال احمر فعلی) ارومیه با ابتکار علی اکبر درخشانی پس از تهیه مقدمات و روشن نمودن اذهان اهالی، با سرمایه اولیه چهار ریال که از سوی آیت‌الله مجتهد عرب باغی پرداخت شد و با کمک‌های گسترده مردم، تشکیل شد که در مدت کوتاهی دارای مریضخانه و پست‌های سحّی و نیز حمام‌هایی در شهر و چند قریه اطراف شد. این اولین مریضخانه ایرانی در منطقه بود. تا قبل از آن تنها مریضخانه متعلق به میسیون مذهبی آمریکایی‌ها بود، که وظیفه اصلی خود را در تبلیغات دینی می‌دیدند. تأسیس مریضخانه ایرانی تأثیر بسیار خوبی روی مردم داشت و باعث شد آن‌ها اعانات خود را به جمعیت مذکور چندین برابر کنند.بیمارستان شوروی نیز در سال ۱۳۲۲ شعبه‌ای در ارومیه تأسیس کرد.

در سال ۱۳۸۷ خورشیدی تعداد تخت‌های بیمارستانی موجود شهر ارمیه ۱٬۶۱۲ تخت بوده‌است که شامل ۹۶۶ تخت در بیمارستان‌های دولتی، ۳۸۴ تخت در بیمارستان تحت پوشش تأمین اجتماعی و ۲۶۲ تخت در بیمارستان‌های بخش خصوصی است. شهر ارومیه یکی از سه مرکز پیوند مغز استخوان در ایران و تنها مرکز پیوند مغز و استخوان در شمال‌غرب ایران است. همچنین در سال ۱۳۸۷ در ارمیه تعداد ۵۷ آزمایشگاه، ۹۸ داروخانه، ۲۶ مرکز پرتونگاری و ۱۵ مرکز توانبخشی وجود داشته‌است.

بیمارستان شهید عارفیان (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)، بیمارستان رازی (دانشگاهی)، بیمارستان دکتر صولتی (خصوصی)، بیمارستان شفا (خصوصی)، بیمارستان شهید مطهری (دانشگاهی)، بیمارستان ۵۲۳ ارتش (ارتش جمهوری اسلامی ایران)، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (دانشگاهی)، بیمارستان آذربایجان (خصوصی)، بیمارستان آیت‌الله طالقانی (دانشگاهی)، بیمارستان شهید دکتر قلیپور (دانشگاهی)، بیمارستان سیدالشهدا (دانشگاهی)، و بیمارستان امام رضا (تأمین اجتماعی) از جمله مراکز درمانی شهر ارومیه هستند.

رسانه‌ها

صدا و سیما

شبکه استانی آذربایجان غربی در ارومیه به عنوان اولین شبکه محلی در ایران کار خود را از سال ۱۳۴۷ آغاز کرد. این شبکه در ابتدا با ۳ ساعت در روز کار خود را آغاز و تا سال ۱۳۵۱، به میانگین ۷ ساعت برنامه در روز رسید. با ایجاد ایستگاه‌های تقویت امواج در میاندوآب و سرو به جز خود استان قسمتی از ترکیه و استان آذربایجان شرقی نیز قادر به دریافت امواج این شبکه شدند.

نشریه‌ها

اولین نشریه محلی ایران در شهر ارومیه به چاپ رسید. این نشریه آشوری زبان با نام زاهر یرادی باهرا که در زبان آشوری به معنای اشعه روشنای است در سال ۱۲۶۵ قمری برابر ۱۸۴۹ میلادی توسط جاستین پرکینز آمریکایی منتشر شد. این نشریه دومین نشریه بعد کاغذ اخبار در ایران است. در سال‌های ۱۳۲۵ قمری (۱۹۰۷ میلادی) تا پایان دوره مشروطه نزدیک به ۱۰۰ نشریه در ارومیه منتشر می‌شد دوره مشروطیت نشریه فریاد به مدیر مسئولی میرزا حبیب آقازاده و سردبیری محمود غنی‌زاده در ارومیه به دو زبان ترکی و فارسی و به طرفداری از ترقی ملت و استقلال دولت به‌طور مشروطیت می‌پرداخت. اکراد ساکن آذربایجان غربی در این دوره نشریاتی منتشر کرده‌اند که از مهم‌ترین آنان نشریه کردستان به صاحب امتیازی عبدالرزاق کک بدرخان و مدیر مسئولی اسماعیل سیمیتقو است که به دو زبان‌های کردی و ترکی منتشر می‌شد. به علت جو پلیس و خفقان در دوران پهلوی تنها چهار نشریه در ارومیه منتشر می‌شدند. پس از انقلاب ایران نشریاتی شروع به کار کردند که در حال حاضر تنها دو عدد از آن‌ها به کارشان ادا

اشنویه

اشنویه (به کوردی:شنۆ Şino) از شهرهای مرزی و کردنشین استان آذربایجان غربی است که در قسمت غربی این استان قرار دارد. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است.

این شهر از غرب با کشور عراق، از جنوب با پیرانشهر، از شرق با نقده و از شمال با ارومیه هم‌مرز است.

ارتفاع شهر اشنویه از سطح دریا ۱۴۷۰ متر و مرتفع‌ترین نقطه آن در جنوب شرقی ۳۵۰۰ متر است.

پیشینه تاریخی

اشنویه که از دیرباز مسکن کردهای موسوم به هذبانیه (هذبانی) بود، تا سده‌های بعد همچنان آبادانی خود را حفظ کرد. هذبانیان از مراتع اطراف آنجا، برای نگهداری احشام خود بهره می‌جستند. تیره‌ای از آنان نیز که رَوّادیان (کُرد) نامیده می‌شدند، در ارمنستان سکنی گزیدند. روادیان که در آذربایجان و کردستان نفوذ داشتند، در سدهٔ ۲ قمری از اطاعت عباسیان سرباز زدند و چندی حکومت مستقلی به رهبری علی فرزند صدقه در آذربایجان به وجود آوردند. آنان ارومیه را مرکز فرمانروایی خود قرار دادند و شهرهای اشنویه، خوی، شاهپور، لاجان و نقده را در اختیار داشتند. پس از آن، به ویژه در سده‌های ۷ و ۸ ق، ولایات ارومیه و اشنویه از سرنوشتی یکسان برخوردار بوده‌اند. در عهد فرمانروایی اتابکان در ۶۰۲ق نبردی میان سپاهیان اتابک ابوبکر (فرمانروای عراق و آذربایجان) و علاءالدین (اتابک مراغه)، روی داد. علاءالدین که توان نبرد نداشت، پیشنهاد صلح کرد و یکی از دژهای خود را به ابوبکر واگذاشت و در مقابل، ابوبکر نیز حکومت اشنویه و ارومیه را به وی سپرد.

در سال ۱۹۰۹ میلادی برابر با ۱۲۸۷ ه‍. ش، عثمانی‌ها با تمام قدرت نظامی خود اشنویه را تسخیر کرده و مردم آن را کشتار نمودند، وجود عثمانی‌ها و روس‌ها در این منطقه ضرر و زیان جانی و مالی فراوانی برای مردم اشنویه در پی داشت. پس از روس‌ها نوبت آشوری‌ها رسید که به شهر هجوم بیاورند که به زنان و کودکان نیز رحم نکردند، بدنبال جنگ آشوریها و روسها قحطی بزرگی بوجود آمد و مردم از وحشت و قحطی و فرط گرسنگی به طرف عراق (موصل و کرکوک) حرکت کردند؛ بدنبال این وقایع از ۱۳هزار نفر مردم شهر اشنویه در آن زمان، تنها چندصد تن باقی ماندند.

جمعیت

جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۷۰۰۳۰ نفر بوده‌است که از این تعداد ۳۵۲۰۰ نفر آنان مرد و ۳۴۸۳۰ نفر آنان زن بوده‌اند. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۸، جمعیت این شهرستان همراه با روستاهایش برابر با ۶۶۰۰۰ نفر بوده‌است. بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت این شهرستان به ۷۳۸۸۶ نفر افزایش یافته که نشان دهنده رشد متوسط سالیانه ۱٫۰۸ درصدی طی دوره ۹۵–۱۳۹۰ می‌باشد. از کل جمعیت شهرستان حدود ۵۷٫۹ درصد در مناطق شهری و ۴۲٫۱ درصد در مناطق روستایی ساکن بوده‌اند.

جغرافیای شهر

شهرستان اشنویه با ارتفاع متوسط ۵۰۸۰ فوت معادل ۱۵۲۴ متر، طول جغرافیایی آن ۴۵ درجه و ۶۰ دقیقه و عرض ۳۷ درجه و ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه واختلاف ساعت آن با تهران ۲۰ دقیقه و ۱۲ ثانیه‌است. شهر اشنویه مرکز شهرستان و فاصله آن با مرکز استان ۷۰ کیلومتر است و در جنوب غرب استان آذربایجان غربی قرار دارد. با شهرستان ارومیه در شمال، با شهرستان نقده در شرق، با شهرستان پیرانشهر درجنوب و دو کشور عراق و ترکیه در غرب ارتباط دارد. جمعیت شهری آن بیش از سی و دو هزار نفر و جمعیت شهرستان بیش از هفتاد و دو هزار نفر می‌باشد.

منابع

پیوند به بیرون

  • مهمترین برنامه‌های دولت گشایش بازارچه مرزی اشنویه است
  • احداث بیمارستان ۶۴ تخت و خوابی اشنویه عملیاتی نشده‌است
  • کمبود اعتبار علت عدم تکمیل سد ملی اشنویه

http://rasekhoon.net/article/show/114307/اشنویه-شهری-به-قدمت-بیش-از-۳هزار-سال/

بوکان

بوکان ( تلفظ ) بزرگ‌ترین شهر جنوب استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان بوکان است. جمعیّت شهری آن براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ بالغ بر ۱۹۳٬۵۰۱ نفر بوده و مساحت شهر به صورت طولی بیش از ۱۲ کیلومتر مربّع و از مسطح‌ترین شهرهای منطقه به‌شمار می‌رود. بوکان نسبت به بسیاری از شهرهای ایران، شهری جوان و نوبنیاد محسوب می‌شود و از نظر بافت تاریخی در دوران قاجار و سده نوزدهم میلادی بنیان گذاشته شده و بیش از دو قرن قدمت دارد.

بوکان در جنوب مرکزی دریاچه ارومیه و در ارتفاع ۱٬۳۷۰ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی واقع شده و آب‌وهوای معتدلی دارد. این شهر با شهرهای ارومیه، تبریز و تهران به ترتیب ۱۸۴، ۲۰۴، ۶۴۹ کیلومتر فاصله دارد. بوکان به ۳ ناحیه شهرداری و بیش از ۵۰ محلّه تقسیم شده‌است. نماد شهر بوکان قلعه سردار و تصویر آجرهای لعابدار باستانی تپه قلایچی است. موقعیت جغرافیایی این شهر ۱۳ استان شمال و جنوب ایران را به یکدیگر متصل می‌کند و با کردستان عراق دارای خط ارتباطی زمینی است. بوکان در مرز میان استان کردستان و آذربایجان ایران قرار گرفته‌است.

از دههٔ ۱۳۶۰ بوکان مرکز جذب مهاجران زیادی از شمالغرب ایران و خصوصاً بخش‌های کردنشین بوده‌است. در زمان ناصرالدّین شاه قاجار، جمعیّت بوکان در سال ۱۸۵۲ میلادی/ ۱۲۳۱ خورشیدی تحت تملک عزیزخان مکری تنها یکصد نفر بوده‌است. تا پیش از دورهٔ قاجار نامی از بوکان در منابع تاریخی و جغرافیایی دیده نشده‌است.

مردم بوکان عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب سنی شافعی هستند. شیعیان و اقلیتی از پیروان سایر ادیان نیز در سطح شهر سکونت دارند. اکثر ساکنان بوکان را کُردها تشکیل می‌دهند و زبان محاوره میان مردم بوکان زبان کردی سورانی با لهجهٔ بوکانی است. روایات زیادی در مورد ریشهٔ نام این شهر وجود دارد، مردم کُرد معتقدند واژهٔ «بوکان» از دو کلمهٔ «بوک» که معنی آن در زبان کردی «عروس» است و «–ان» که علامت جمع پسوند است گرفته شده‌است.

از لحاظ گردشگری، قدمت بیشتر بناهای تاریخی داخل شهر به دوره قاجار و دوره معاصر بازمی‌گردد. از مهم‌ترین صنایع دستی شهر، قالی بافی و فرش است که فرش بوکان از شهرت جهانی برخورد دار است و ۸۵ درصد فرش تولیدی آن به خارج از کشور صادر و مابقی آن در داخل ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بوکان بزرگ‌ترین شهر مهاجرپذیر ایران، اَمن‌ترین شهر استان آذربایجان غربی و دومین شهر پس از ارومیه از نظر سطح باسوادی است. به این شهر لقب‌های عروس شهرهای ایران، شهر فرهیختگان، شهر حسن زیرک و شیرازِ کردستان داده‌شده‌است.

در این صفحه مشاهیری از بوکان نام برده شده‌است.

نام

دربارهٔ واژهٔ بوکان، نظریه‌های بسیاری مطرح شده و بیشتر پژوهشگران کُرد براین باورند که این واژه، کُردی است.

  • انور سلطانی، پژوهشگر و نویسندهٔ کُرد درمورد ریشهٔ نام این شهر در تحلیل و نظریهٔ علمی‌ای که منتشر کرده‌است، چنین گفته:

موضوع، کلمهٔ «بگ» یا «بغ» است. بگ یا بغ، خدای ملت‌های باستانی که پیش از آمدن زرتشت در سرتاسر سرزمین هند تا غرب ایران زیسته‌اند، بوده‌است. واژه‌شناس ایرانی، ابراهیم پورداوود در مقاله‌ای با عنوان «بغ» نوشته‌است: واژهٔ بغ از زمان‌های بسیار کهن در زبان ما رایج بوده و در زبان‌های باستانی ایران مانند زبان اوستایی و فارسی باستان وجود داشته که می‌توان به گاتا‌ها یا سروده‌های زرتشت که کهن‌ترین بخش اوستا را شامل می‌شوند اشاره کرد. «بگ» به‌معنی قسمت و بخت آمده‌است. در بخش‌های دیگر اوستا «بغ» همان خداوند است. پیش از آمدن زرتشت، «بغ» نام خداوند بوده و زرتشتی‌ها نام اهورامزدا را بر آن نهادند. با این اوصاف کهن‌ترین دولت منطقه که بوکان را نیز دربرمی گیرد، دولت قدرتمند مانا است. دولت مانا نخستین دولت متحد و مقتدر منطقه غرب ایران بود که صاحب قدرت اقتصادی و حکومتی قوی بوده‌است.

براین اساس نام این شهر ابتدا «بکان» یا بگان بوده که از دو بخش تشکیل شده‌است: بگ یا بک +ان بخش اول به‌معنی خدا و بخش دوم پسوند جمع یا مکان است. برپایهٔ این نظریه، شهر بوکان با تلفظِ صحیح انگلیسی Bukān به معنی شهر «خداوند بگ» یا مکان خداوند بگ است. براساس تغییر آوایی حروف که در رشته زبان‌شناسی، صورت عملی و تأیید شده یافته و همچنین با توجه به آثار به‌دست‌آمده از داخل شهر و حومه آن که نشان از وجود آتشکده‌های مقدس آن دوران است، می‌توان منطقی بودن این تحلیل را تأیید کرد.

  • در تاریخ رشیدی به واژهٔ بوکان که نام یکی از خان‌های مغول بود اشاره شده‌است.
  • مردم کُرد براین باورند که بوکان از دو کلمهٔ «بوک» که معنی آن در زبان کردی «عروس» است و «ـان» که علامت جمع پسوند است گرفته شده‌است.
  • در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین، بوکان نعلی است آهنین که درون برف در پای کنند.
  • رضاقلیخان هدایت در کتاب فرهنگ انجمن‌آرای ناصری درمورد ریشهٔ نام این شهر می‌گوید: بوکان نام قصبه‌ای‌ست در ولایت ساوج‌بولاق مُکری که گویند آب و هوای نیکو دارد، و در برهان به‌معنی گلزار نیز نوشته، و اگر چنین باشد با کاف عربی خواهد بود و بوکان یعنی «کانُ بوی خوش».

پیشینه تاریخی

تاریخ پیدایش شهر بوکان و هسته اولیه آن هنوز بدرستی مشخص نیست و تحقیقات زیادی در مورد آن صورت نگرفته‌است. براساس کتاب «تاریخ فرهنگ و ادب مکریان» نوشتهٔ ابراهیم افخمی، بوکان را ابتدا شهر کهنه خوانده‌اند و آن شهر در جنوب غربی فعلی شهر بوکان واقع شده بود که در اثر زلزله ویران شده‌است. بعدها در آن محل که نی‌زار و چشمه سار بوده، بوکان را بنا کرده‌اند. بوکان و حومه آن، منطقه‌ای مورد اختلاف میان اُمرای مکری و ایل‌های کرد بوده‌است.بوکان از اواسط سده ۱۹ (میلادی) مورد توجه و کانون ایل‌های مکری و امرای آن‌ها بوده‌است. در نقشه‌های قدیمی راهنمای مسیر و شهرهای مهم ایران به زبان انگلیسی در سال ۱۹۲۲ میلادی نام این شهر به صورت Bukan قید شده‌است.

پیش از اسلام

اکتشافات گروهی از باستان‌شناسان در سال ۱۳۵۰ خورشیدی و مطالعات پس از آن نشان داده منطقهٔ بوکان از قدیم پادگان اشکانیان و ساسانیان بوده‌است. آثار باستانی زیادی که در این منطقه به‌دست‌آمده مؤید همین نظریه‌است. در فروردین سال ۱۳۴۵ یک تابوت سفالین بسیار قدیمی به درازای ۱ متر و ۴۵ سانتیمتر و بلندای ۷۰ سانتیمتر و پهنای ۵۰ تا ۶۵ سانتیمتر به وزن ۵۰۰ کیلو یه همراه دو گلدان بزرگ و کوچک و سرنیزه، تبر، آهن لوله، آهن پهن کوچک با نشانی شبیه صلیب و یک کارد پیدا شد که به اداره آموزش و پرورش بوکان سپرده شد. نتایج حاصله از کاوش‌های باستان‌شناسان، تاریخ این منطقه را به هزارهٔ نخست پیش از میلاد مسیح می‌رساند. آثار یافت شده از تپه قلایچی که قدمت آن به بیش از ۲٬۸۰۰ سال پیش می‌رسد، نشان دهندهٔ آبادانی این ناحیه و وجود تمدّنی مهم در این منطقه است. چنین به‌نظر می‌رسد که این مکان مرکز دولت مانّا بوده و حتی برخی از باستان‌شناسان گمان می‌کنند، آنچه مورخان یونانی، مانند هرودت در وصف اِکباتان آورده‌اند ممکن است با قلایچی تطبیق کند.هنری راولینسون، دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی در سال ۱۸۴۰ میلادی تحقیقاتی را بر روی آثار تاریخی این شهر و سایر مناطق ایران انجام داده و پیش از کشف شدن منطقهٔ باستانی قلایچی دربارهٔ بوکان و تحقیقاتش در مقالهٔ به‌نام «اِکباتان آتروپاتن» چنین نوشته‌است:

بوکان همان اِکباتان دوم (هَگمَتانَه) است چراکه در اطراف این منطقه آتشکده‌های مربوط به عهد زردتشت وجود دارد و در مجاورت تخت سلیمان قرارگرفته‌است.

احسان یغمایی باستان‌شناس و سرپرست تیم کاوش‌های قلایچی در دههٔ ۶۰ خورشیدی در مصاحبه با روزنامهٔ سرمایه در سال ۱۳۸۵ در مورد تپه‌قلایچی و آثار آن چنین توضیح داده‌است: با مشاهده آثار به‌دست‌آمده از قلایچی، هَگمَتانَه در بوکان است نه همدان. در سلسله‌های حکومتی ایران منطقهٔ بوکان، پایتخت حکومت مَنّائیان بوده که از سال ۸۵۰ تا ۶۱۶ پیش از میلاد (۲۳۴ سال) بر ایران فرمانروایی کرده‌اند.

بوکان از دیرباز محل سکونت اقوام سلسله کوه‌های زاگرس بوده و آثار فراوانی از آنان باقی‌مانده‌است. از قدیمی‌ترین آثاری که تاکنون در این منطقه شناسایی شده بقایای دوره‌های نئولتیک، دالما و کلکولتیک هستند که در ده‌ها تپه مربوط به دورهٔ دالما (۴٬۸۰۰ تا ۴٬۱۰۰ ق. م) یافت شده‌اند. قدمت تاریخی آثار یافته‌شده از این شهرستان به دوره‌های نئولتیک، کلکولتیک، عصر آهن، عصر برنز، عصر مس، هخامنشی، اشکانی و ساسانی می‌رسد، و از این نظر یکی از قدیمی‌ترین سایت‌های زندگی انسان واقع در فلات ایران است. تپه قلایچی کهن‌ترین سایت تمدنی و شهرنشینی در شمال غرب ایران است که‌از آن یک قلعه با مشخصات تمدن مانایی از زیر خاک بیرون آورده شده‌است.

تا پیش از سال ۱۳۵۷ باستان‌شناسان آمریکایی گمان می‌کردند تپه باستانی حسنلو در نقده مرکز حکومت ماناها است. اما طبق آثار و کتیبه‌های به‌دست‌آمده از تپه‌قلایچی، بوکان همان «ایزیرتو، ایزیرتا، زیرتو» پایتخت تمدن مانّا بوده و در متون آشوری بارها به شهر زیرتو اشاره شده‌است. پیشینهٔ تاریخی این شهرستان به ۳٬۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد که تمدن مانا در مناطق کردنشین شمال‌غربی ایران سکنی داشته‌اند. یکی از هنرهای معروف ماننایی‌ها ساخت آجرهای لعابدار بود. آجرهای با طرح‌های رنگین که با گذشت حدود ۳٬۰۰۰ سال تقریباً سالم باقی‌مانده‌اند. نمونهٔ بسیار زیبایی از این آجرها که در بوکان یافت شده‌اند در موزهٔ شرق باستان توکیو در ژاپن نگهداری می‌شود. مانایی‌ها دولت منطقه‌ای بودند که با اورارتوها و آشوری‌ها در یک سرزمین می‌زیستند. این دولت منطقه‌ای گاه با اورارتوها علیه آشوریان هم پیمان می‌شدند و گاه با اتحاد با آشوریان علیه اورارتوها می‌جنگیدند. مانایی‌ها قومی جنگجو بودند و مهم‌ترین خدای مورد پرستش آن‌ها «هالدی» خدای جنگ بوده‌است.

در دورهٔ ساسانی، بوکان به پایگاه اشکانیان و ساسانیان نیز نسبت داده‌شده‌است زیرا تپه‌های خاکستری نشانگر آتشکده‌های عهد زرتشت بود و طبق بررسی‌های به‌عمل آمده درروند و پیدایش شهرها، خاورمیانه و مخصوصاً مناطق کردنشین جزء کهن‌ترین تمدن‌هایی هستند که پیشینهٔ شهرنشینی در آن‌ها به اثبات رسیده‌است و بر همین اساس این شهر با توجه به قرارگیری در حیطهٔ جغرافیایی فوق و وجود ده‌ها تپه و بنا و سایت‌های تاریخی در داخل و اطراف خود از کهن‌ترین مکان‌هایی است که دارای سابقه شهرنشینی بوده‌است. منطقهٔ بوکان به سبب موقعیت حساس سپاه‌گردانی خود میان دولت‌های آشور، اورارتو و ماد قرار داشت که در کشمکشهای این دولت‌ها دست به دست می‌شد. یافته‌های باستان‌شناسان مؤید این نظر است که این منطقه در دوره‌های بعدی موقعیت سپاه‌گردانی خود را همچنان حفظ کرد و در دوره‌های اشکانیان و ساسانیان از این منطقه به‌عنوان پایگاه نظامی بهره‌برداری می‌شده‌است.
تاکنون دو کتیبه مربوط به دورهٔ ساسانیان و اشکانیان، که یکی از آن‌ها متعلق به پسر پادشاه اورارتو بود و در بوکان قرار داشت، مفقود شده‌اند.

پس از اسلام

از تاریخ این منطقه در دورهٔ فتوحات اسلامی مطالب زیادی یافت نمی‌شود. اما با توجه به نزدیکی بوکان به شیز یا تخت سلیمان امروزی و فتح شیز در سال ۲۲ قمری برابر با سال ۶۴۳ میلادی، این منطقه هم مانند دیگر نواحی آذربایجان می‌بایستی در همان تاریخ به دست مسلمانان فتح شده باشد. از رویدادهای تاریخی این بخش از ایران در دورهٔ اسلامی منابع زیادی موجود نیست و از منابع تاریخی در اینباره اطلاعات مهمی به‌دست نیامده‌است اما نام‌های با ریشه مغولی که بر نقاط مختلف جغرافیایی و طوایف منطقه اطلاق می‌شده و واژگانی که همچنان در گویش کردی مکری باقی‌مانده حاکی از چیرگی مغولان و حضور بلندمدت آنان براین نواحی است. تا قبل از آبادشدن بوکان، این منطقه و اطراف آن در مسیر رودخانه اصلی قرار داشت و از نیزار و زمین‌های مرطوب و باتلاقی پوشیده‌شده بود. در دورهٔ صفویه بوکان یک روستای کوچک و گلین بود و مشایخ و ایل‌های متعددی در آن سکونت داشتند. یکی از مشایخ بزرگ بوکان در آن زمان «آغا رستم خان» جد جلال طالبانی رئیس‌جمهور سابق عراق بود که از بی رحمی شاه عباس صفوی از آنجا به عراق گریخت و در قره‌داغ سکونت کرد.
در اواخر سدهٔ نهم یکی از حاکمان محلی به‌نام امیرسیف‌الدین مکری که نسبت او به حاکمان بابان می‌رسید مناطق آختاچی، ایل تیمور، ایل گورک مکری از دهستان‌های امروزی شهرستان بوکان را به سرزمین‌های تحت حکومت خود درآورد. شاه اسماعیل صفوی چندین بار تلاش‌های ناموفقی برای سرکوبی امیرسیف‌الدین نمود تا سرانجام صارم پسر امیرسیف‌الدین به اطاعت سلطان سلیم عثمانی درآمد تا تحت فرمان شاهان صفوی نباشد. آختاچی یا آختاسی و تیمور نام خوانین و حکام مغول بوده که روزگاری بر این مناطق فرمانروایی می‌کردند.
از استقرار کردهای مکری در این نواحی، بوکان دست کم از اواخر سدهٔ نهم هجری قمری آباده بوده و به سبب کوچ‌نشینی طوایف و عشایر کُرد مکری هیچ‌گاه مراکز مسکونی بزرگ در این بخش از مناطق کردنشین ایران به وجود نیامده‌است.

دورهٔ قاجار

بوکان از نظر بافت تاریخی در دوران قاجار بنیان گذاشته شده و بیش از دو قرن قدمت دارد. طبق تحقیقات ولادمیر مینورسکی، تا پیش از این دوره نامی از بوکان در منابع تاریخی و جغرافیایی مشاهده نشده‌است. این شهر در زمان ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۳۱ خورشیدی روستای کوچک متشکل از خانه‌های گلین در پیرامون چشمه‌ای بیش نبود. تا این که عزیزخان مکری شش دانگ بوکان را در سال ۱۲۲۸ هجری شمسی به مبلغ ۱۸۵۰ تومان از مارف آقا دهبکری (بزرگ ایل دهبکری) خریداری کرد. واسیلی نیکیتین در کتاب کرد و کردستان در مورد عزیزخان می‌نویسد: عزیزخان مکری چون به تهران رسید به امر ناصرالدین شاه دایره انتظاماتی در پایتخت دایر کرد که کردهای مکری، کلهر، کرند، افشار به فرماندهی علی خان پسر عزیزخان مکری در آن خدمت می‌کردند؛ به پاداش این خدمت در ارتش ایران ارتقاء یافت. زمانی که عزیزخان بر اثر توطئه‌چینی‌های میرزا آقاخان نوری صَدراَعظَم، متهم شد به استقلال کردستان و جدا کردن آن از خاک ایران با دولت‌های روس و انگلیس، زدو بند کرده‌است، مورد خشم شاه قرار گرفت و برسر املاک خود در بوکان بازگشت. سردار کل در دورهٔ قاجار چنان بر ناصرالدین شاه تأثیر گذاشت و در مدتی که بین آن‌ها کدورتی پیش آمده بود، ناصرالدین شاه برایش در نامه‌ای برای دلجوی از او چنین نوشت:

پس از مرگ عزیزخان مکری، سیف‌الدین یکی از فرزندان او که در آن دوران کودکی بیش نبود بر جایگاه پدرش نشست و مادرش نیابت او را برعهده گرفت و از خردسالی از او به نفع خود استفاده کرد تا آنجا که وقتی سیف‌الدین به سن بلوغ رسید از ۸۰۰ پارچه آبادی میراث پدرش تنها بوکان و حومهٔ آن برای او باقی‌مانده‌بود. به دستور سیف‌الدین خان مکری قلعه و عمارت عزیزخان سردار تکمیل شد. این قلعه به نواحی اطراف مشرف بود و دارای دو برج بلند بود که در روز به علت فلزکاری بالای برج‌ها از مسافت دور دیده‌می‌شد. برای ساخت مسجدجامع و حوضخانه بوکان، سیف‌الدین خان از روی ناچاری و تنگ دستی چند آبادی از املاک مورثی خود را فروخت. او به کمک مهندسین روسی حوضخانهٔ شهر را ساختند.ژاک ژان ماری دو مورگان از اعضای هیئت علمی فرانسه در ایران هنگام بازدید از غار سهولان با مطلع شدن از مرگ سیف‌الدین خان بلافاصله به‌طرف بوکان حرکت کرد. دومورگان در کتاب خود جغرافیای غرب ایران در اینباره چنین نوشته: سیف‌الدین از مهربان‌ترین و مهمان‌نوازترین کُردها است. او پسر حاکم سابق آذربایجان به‌همین اسم از القاب والی‌های مکری و از همین رو دارای قدرت و حکمرانی غیرقابل انکاری در طوایف و عشایر بوده و بدبختانه بعد از عزیمت ما از مکریان اِجل این مرد توانا و دانا را در ۲۹ سالگی درربود و ایران را از وجود یک هوشمند و برگزیده محروم ساخت او در بوکان درگذشت. در سال ۱۲۸۹ خورشیدی، ولادیمیر فیودورویچ مینورسکی خاورشناس و ایران‌شناس روسی مدتی به‌واسطهٔ محمدحسین خان مکری به‌عنوان کنسول روس در ساوجبلاغ مکری و بوکان ماندگار شده بود.

در سال ۱۹۱۵ میلادی / ۱۲۹۳ خ، قبل از وقوع جنگ جهانی اول محمدحسین خان به‌همراه چند نفر دیگر از سرشناسان کُرد به جرم طرفداری از حزب هیوا و پناه‌دادن به شیخ محمود حفید و نپذیرفتن جهاد عثمانی‌ها، توسط عوامل دولت عثمانی دستگیر شد. محمدخان بانه از خان‌های معروف بانه، سیف‌الدین خان اردلان حاکم سقز، شیخ باباسعید برزنجی از شیوخ منطقه و شاعر و خوشنویس و فاضل کُرد از افرادی بودند که توسط سپاه عثمانی اعدام شدند. محمدخان بانه در شهر بانه اعدام شد و به‌محض رسیدن به سقز سیف‌الدین خان اردلان دستگیر شد. دوازده سرباز و مأموردولت عثمانی محمدحسین‌خان را همراه میرزامحمود افخم و پیکارش با دست و کتف بسته، درحالی‌که سوار بر شتر لخت و بدون جهاز بودند، به طرف شهر مراغه که مقر فرماندهی سپاه عثمانی‌ها بود بردند. باباسعید بزرنجی در روستای کهریزه در چند کیلومتری بوکان به‌قتل رسید و جسد او را به زادگاهش روستای غوث آباد منتقل کردند و در همان‌جا به دفن کردند. بازیل نیکیتین که مدتی به‌عنوان کنسول در ایران خدمت می‌کرد در کتاب ایرانی که من شناخته‌ام اعدام شیخ باباسعید را به این صورت بیان کرده‌است: مسئلهٔ جهاد به‌وسیلهٔ شیوخ و عوامل آن‌ها خیلی زود در کردستان انتشار یافت که تنها یکی از شیوخ به‌نام شیخ بابا که در حوالی ساوجبلاغ مُکری، زندگی با زهد و تقوایی داشت و در نظر کُردها محترم بود، با این اعلام جهاد از سوی عثمانی‌ها مخالفت می‌کرد و ترک‌ها او را در زمستان ۱۶، سال ۱۹۱۵ به‌واسطهٔ عقاید خلاف جهاد و رفتارش نسبت به مسیحیان به‌دار آویختند.

محمدحسین خان دارای مقام عالی و جایگاه دولتی بود و تصور نمی‌کرد که مأمورین عثمانی بدون توجه به قوانین موجود آن زمان یک شخصیت دولتی را خودسرانه دستگیر و به اعدام محکوم کنند. از طرفی دیگر شجاع‌الدوله والی وقت آذربایجان به طرفداری از روس‌ها می‌پرداخت و در اطراف میاندوآب او و قشونش هم‌زمان با دستگیری محمدحسین خان و همراهانش در نبرد با سپاه عثمانی شکست فاحشی خوردند و ناچار به سوی تبریز فرار کردند. محمدحسین خان و میرزامحمود افخم در مراغه زندانی شدند و سرانجام در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی به دستور «ارکان» یکی از فرماندهان حکومت عثمانی، او و سیف‌الدین خان سقز در مقابل صدها سرباز عثمانی در میدان عمومی شهر مراغه تیرباران شدند. میرزامحمود افخم منشی به وساطت حاجی باپیرآقا آزاد شد و به وسیلهٔ او و معتمدین شهر مراغه با تشریفات لازم و احترام اجساد «محمدحسین خان» و «سیف‌الدین خان اردلان» را به بوکان آورده و جنازه سیف‌الدین اردلان را به شهر سقز منتقل کردند و سپس پیکر محمدحسین خان مکری در آرامگاه بوکان دفن شد. این مکان در حال حاضر در پارک ملت همین شهر قرار گرفته که به آرامگاه سرداران مکری معروف است. در طول این سلسله جنگ‌ها، بوکان در دست روس‌ها بود تا پس از رویداد انقلاب اکتبر قوای روس ایران را تخلیه و ترک‌های عثمانی جای روس‌ها را گرفتند. پیشروی روس‌ها و عثمانی‌ها به این منطقه سبب ویرانی آن و مورد حمله و تاراج بسیار قرار گرفت.

دورهٔ معاصر

با آغاز حکومت رضا شاه پهلوی، به تدریج در بوکان سازمان‌ها و اداره‌های دولتی مانند پست و تلگراف، دارایی، مدارس دولتی، گمرک و ژاندارمری دایر شدند. علی خان مکری آخرین سردار این شهر به‌دلیل بدهکاری و نداری، بوکان را با روستای سردار آباد معاوضه کرد و سپس علی آقا علیار بوکان را به میرزا آقا پناهی و حبیب پناهی که از تجار تبریز بودند، فروخت. بعدها در سال ۱۳۲۳ خورشیدی، عبدالله‌آقا ایلخانی‌زاده و قاسم مهتدی دوباره بوکان را از تجار تبریزی خریداری کردند و مالک آن شدند. در تقسیمات سیاسی رسمی ایران در سال ۱۳۱۶ بوکان به‌عنوان بخش به مدت ۵۲ سال (تا سال ۱۳۶۸) به شهرستان مهاباد ضمیمه شده بود. تعداد خانوارهای آن در سال ۱۳۱۶ بالغ بر ۳۰۰ خانواده و دارای ۲ کاروانسرا، مدرسه دولتی و چند مغازه بود. در سال ۱۹۴۸ میلادی / ۱۳۲۷ خ در بوکان شهرداری تأسیس شد و از تاریخ ۲ اسفند ۱۳۳۹ خورشیدی تاکنون یک کرسی نمایندگی به صورت مستقل در ادوار مختلف مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی به این شهر تعلق گرفته‌است. بوکان در زمانی که تنها یک بخش محسوب می‌شد، همهٔ شرایط را برای ارتقا به شهرستان داشت و سلیمان انوشیروانی نماینده دوره بیست و سوم مجلس شورای ملی، بارها موضوع تبدیل بوکان را به شهرستان مطرح کرد اما بی‌نتیجه ماند.

یهودیان

از تاریخ آغاز سکونت یهودیان در مناطق کردنشین از جمله شهر بوکان، اطلاعات دقیقی موجود نیست. دی‍وی‍د ی‍روش‍ال‍م‍ی در کتاب یهودیان ایران در قرن نوزدهم، جمعیت یهودی‌های ساکن بوکان را در سال ۱۹۰۱ میلادی مصادف با ۱۲۸۰ خورشیدی ۴۰۰ نفر (۶۰ خانوار) ذکر نموده‌است. براساس گزارش‌های سازمان اسناد ملی ایران در سال ۱۳۲۶ تعداد ۸۰ خانواده یهودی در میان مسلمانان بوکان با آرامش و صمیمیت زندگی می‌کردند اما محله، کنیسه، قصابی، حمام و مغازه‌های آن‌ها جدا از مسلمانان بود. فرزندان آن‌ها در کنار فرزندان مسلمانان در یک مدرسه و کتابخانه مشغول به تحصیل بودند. یهودی‌ها بخشی از اقلیت مذهبی این شهر را تشکیل می‌دادند و پیشهٔ بیشتر آن‌ها خرازی، پارچه‌فروشی و پزشکی بود و در تاریک بازار اکثر مغازه‌های این بازار را در اختیار داشتند.
کلیمی‌های شهر در میان خود به زبان عبری صحبت می‌کردند و به زبان‌های کردی، فارسی و ترکی نیز آشنایی کامل داشتند. روزهای شنبه را تعطیل کرده و برای انجام مراسم مذهبی به کنیسه می‌رفتند. آن‌ها عمدتاً در محلهٔ یهودیان که در حال حاضر، کوچه‌های اطراف خیابان استاد هیمن و خیابان شهید نجاری را دربر می‌گیرد سکونت داشتند. کنیسه آنان در خیابان استاد هیمن در مجاورت منزل ابوبکر قاسمی واقع است. در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ پس از تشکیل اسرائیل در فلسطین تعداد زیادی از کلیمی‌های شهر مانند دیگر هم‌کیشان خویش در سایر نقاط ایران، همهٔ ساختمان‌ها و اموال و اثاثیه خود را با قیمتی ارزان به مسلمانان فروختند و از بوکان به تهران و سپس به اسرائیل مهاجرت کردند. به‌دلیل وجود شمار زیادی از کلیمی‌ها در این شهر، نام بوکان در فهرست اتحاد جهانی آلیانس به ثبت رسیده‌است. از دورهٔ قاجار تا دورهٔ پهلوی دوازده هزار یهودی به صورت پراکنده در کردستان ایران ساکن بوده‌اند. قوم یهود ایران بیشتر در تهران، اصفهان، همدان، شیراز، مشهد و در کردستان عمدتاً در شهرهای بوکان و بانه زندگی می‌کردند. کلیمی‌ها تا سال ۱۳۳۸ (۱۹۶۰ میلادی) تعداد بسیار کمی از آن‌ها در بوکان مانده بودند.

شورش مردم شهر و دهقانان فیض الله بیگی

نارضایتی‌های گسترده‌ای در سال ۱۳۳۱ توسط مردم علیه مالکین بوکان و روستاهای اطراف آن روی داد که منجر به شورش اهالی این منطقه شد. در دوران نخست‌وزیری محمد مصدق و گذراندن طرح‌ها و قوانین جدید از جمله قانون مربوط به «سهیم کردن رعایا در درآمدهای حاصله» و حذف عوارض و اختصاص درصدی از سهم مالکان برای فعالیت‌های عمرانی و آبادی روستاها، مردم حامی دولت و برنامه‌ها و قوانین مصوبه بودند و در مقابل مالکین و صاحبان قدرت محلی مخالفت کرده و به عناوین مختلف در صدد کارشکنی برمی‌آمدند. در منطقه بوکان ۵ شخصیت محلی که اسامی آن‌ها عبارت بود از حسین فاتحی، قاسم کریمی، عبدالله ایرانی، محمدرئوف، طه غفوری اقدام به شورش علیه حاکمیت و ظلم و ستم خان‌های منطقه کردند. نارضایتی‌ها در بوکان و روستاهای منطقهٔ فیض الله بیگی، محال آختاچی، رودخانهٔ مجیدخان از سایر نقاط کردنشین ایران شددت بیشتری به خود گرفته بود. حاج قاسم کریمی، عبدالله ایرانی با غنیمت شمردن فرصت و موقعیت زمانی، اقدام به تشکیل جلساتی در این شهر کرده و به اقداماتی نظیر ارسال طومار و مخابره تلگراف برای تهران در جهت حمایت از حرکت ملی دست می‌زدند و هم‌زمان با تشکیل جلسات و تجمع‌های با حضور افراد مختلف از جمله نمایندگان مردم و کشاورزان برای بیان خواسته‌ها و ارسال نامه و شکایت در جهت احقاق حقوق خود اقدام می‌کردند. یحیی صادق وزیری در کتاب گفتمان تاریخی فرهنگی کردها در اینباره می‌گوید: پس انتخابات سال ۱۳۲۹، جنبشی دهقانی که نتیجه بلافصل و منطقی مبارزات انتخاباتی علیه مالکین درست در این مناطق (بوکان و حومه آن) اوج گرفت. در سال ۱۳۳۲ این شورش سرکوب و خاتمه یافت.

دوره جمهوری اسلامی

در اوایل انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بوکان و حومهٔ آن درگیر جنگ‌های داخلی شد و مدتی توسط گروهای اپوزیسیون کُرد مخالف جمهوری اسلامی در فاصله سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ به تصرف آن‌ها درآمده بود. تا اینکه در ۱۱ مهر سال ۱۳۶۲ این شهر به دست سپاه و نیروهای مردمی و دولتی آزاد شد. احمد کاظمی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ ایران و عراق در جریان عملیات فتح شهر بوکان تلاش‌های بسیاری کرد. بر اساس منابع سپاه پاسداران، بوکان آخرین شهر کردنشین ایران بود که آزاد شد. این شهر در میان شهرهای آذربایجان غربی میزان خسارات و تخریب وارد شده به آن در طول جنگ ایران و عراق، ۲٫۴۰۹ واحد مسکونی بوده که مجموعاً پنج درصد از کل استان اعلام گردیده‌است.
بوکان در ۲۶ فروردین ماه سال ۱۳۶۷ سه بار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد که مجموع این حمله‌ها ۱۹ نفر کشته و ۱۶۰ نفر مجروح شدند. بوکان در دورانی که از توابع مهاباد محسوب می‌شد شهری مطرح و شناخته شده‌ای در ایران نبود.

در سال ۱۳۶۸ این شهر در تقسیمات کشوری ایران از بخش به شهرستان ارتقا یافت و در طی ۳۰ سال از یک بخش کوچک کردنشین در جایگاه سومین شهر کردنشین بزرگ ایران قرار گرفت و در بسیاری از شاخص‌های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و سیاسی پیشرفت چشمگیری داشته‌است. به دلایل مختلف همچون موقعیت استراتژیک و قرارگیری در مرکز منطقه مکریان، بوکان را به دومین شهر مهاجرپذیر ایران تبدیل کرده‌است. بوکان از دههٔ ۱۳۷۰ همواره یکی از شهرهای مطرح و مهّم برای مرکزیت یک استان جدید در شمالغرب ایران است.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

موقعیت ممتاز جغرافیایی و امنیت نسبی جاده‌ها، بوکان را به‌عنوان مرکز منطقهٔ جنوب و جنوب غربی دریاچهٔ ارومیه تبدیل کرده‌است. این شهر با قرارگیری بر سر راه‌های ارتباطیِ سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، و کردستان از موقعیت جغرافیایی و ترافیک ویژه‌ای برخوردار است. بوکان از غرب به مهاباد، و از جنوب به سقز محدود است و در دشت‌های استپی و هموار قرارگرفته و میان کوه‌های نالشکینه و برده‌زرد واقع شده‌است. شهر بوکان در °۳۶ درجه وَ ۳۱ دقیقه عرض شمالی و °۴۶ درجه وَ ۱۲ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد ۱٬۳۷۰ متر است.
مسافت جاده‌ای بین این شهر تا ارومیه ۱۸۴ کیلومتر، تا تبریز ۲۰۴ کیلومتر، تا سردشت ۱۴۰ کیلومتر (از مسیر خلیفان-ربط) و تا بانه کمتر از ۹۰ کیلومتر است. شهر بوکان یکی از مسطح‌ترین شهرهای ایران است و همچنین بیشتر اراضی آن را دشت‌های هموار تشکیل می‌دهد.

آب و هوا

آب و هوای بوکان استپی خشک با تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد است. این شهر در زمستان سرد و پرف و روزهای زمستانی آن طولانی بوده که معمولاً تا اواخر اسفندماه ادامه دارد. حداکثر مطلق دمای بوکان ۴۲ درجه سانتی گراد بالای صفر و حداقل مطلق دمای هوا ۲۷ درجه سانتی گراد زیر صفر است. مدت روزهای یخبندان از ۸۵ تا ۱۰۰ روز و میزان بارندگی در سال‌های مختلف میان ۳۵۰ تا ۴۱۷ میلی‌متر متغیر بوده، که متوسط آن ۴۲۸ میلی‌متر برآورد شده‌است.

زمین‌لرزه‌ها

بوکان از نظر زلزله‌خیزی در ایران در ناحیه کم خطر قرار گرفته‌است و طبق اسناد و شواهد تاریخی هیچ‌گونه زلزله مهیبی در طول چند صد سال اخیر در این شهر رخ نداده‌است. با این حال زمین‌لرزه‌هایی در بوکان که کانون اصلی زلزله صدها کیلومتر از آن دور بوده‌است احساس شده‌است که شدیدترین این زلزله‌ها در مدت یک‌صد سال اخیر مربوط به زلزله ۷٫۳ ریشتری ازگله بود که در بوکان و شمالغرب ایران نیز به شددت احساس شد. بوکان و حومه آن بر روی هیچ‌کدام از گسلهای ایران قرار نگرفته‌اند.

طبیعت

باغ‌ها

باغ‌های آلبالوی امیرآباد با قدمت بیش از هشتاد سال هر ساله تولیدکننده چندین تن انواع میوه و انواع سبزی است. این باغ‌های سرسبز از نامدارترین باغ‌های بوکان و حومه به‌شمار می‌آیند. در گذشته حدود ۲۰ باغ سرسبز که به‌دلیل وفور آب، در شهر وجود داشته‌است. از باغ‌های قدیمی بوکان می‌توان به باغ قاضی، باغ قاسم آقا، باغ‌های صلاح مهتدی، باغ میره‌بیگ، باغ ملاعلی، باغ سردار، باغ عبدالرحمن، باغ حاجی حریری، باغ‌های امیرآباد، باغ حاجی ابراهیم محمدیان، باغ حسن سام بیگی، باغ احمد کرمانج، باغ حاجی علی، باغ مام نصراله و باغ شیخ قادر نام برد. در میان آن‌ها اکنون تنها باغ‌های امیرآباد، باغ قاضی و باغ‌های کوسه (کوسته) به صورت سالم و نیمه سالم به‌جا مانده‌اند.

سیمینه‌رود (تاتاهو)

رودخانه سیمینه‌رود در زبان کردی تَتَهو خوانده می‌شود که در اصل واژهٔ زرتشتی-اوستایی است و از ارتفاعات مناطق منگور و دهستان ترجان سرچشمه می‌گیرد. پس از آبیاری این دهستان وارد بوکان می‌شود و از وسط این شهر عبور می‌کند و به دریاچه ارومیه می‌ریزد. حواشی این رودخانه به ویژه دره‌ها و دشت‌های آن بسیار زیبا و دیدنی است. رودخانه سیمینه رود در مرکز دشت‌های وسیع و حاصل خیز حاجی لک، مجیدخان و بخشی از دشت سرچنار از توابع شهرستان بوکان قرار گرفته و حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار هکتار از زمین‌های این دشت‌ها را که بیشترین میزان تولید محصولات کشاورزی را به خود اختصاص می‌دهند و به لحاظ منابع آبی در چهار فصل سال از آب این رودخانه تأمین می‌شوند.

کوه طرغه

طَرَغه نام کوهی در ۲۲ کیلومتری غربی شهر بوکان است. جنس کوه از سنگ‌های آهکی و از نوع سوخته و ارتفاع آن ۲۲۲۴ متر و در خط راس اصلی رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد. طرغه مختصات جغرافیایی آن بین ۱۶. ۳۳°۳۶ عرض جغرافیایی و ۲۲. ۵۷°۴۵ طول جغرافیایی است. این کوه یکی از بلندترین کوه‌های جنوب استان آذربایجان غربی و جایگاه صعود کوه‌نوردان منطقه و کشور است و علاوه بر وجود دو پایگاه برای استراحت کوهنوردان، دارای آثار سنگ تراشیده شده و بناهای تاریخی مربوط به عهد مغول و ایلخانان است. در میان مردم منطقه افسانه‌های زیادی دربارهٔ کوه طرغه نقل می‌شود. ریشه نام این کوه برگرفته از نام مغولی طرقائی یا «تراغای» است، تراغای نام پدر تیمور گورکان معروف به تیمور لنگ بود.

مردم

زبان، قومیت و مذهب

زبان مردم این شهر کردی سورانی یا کردی مرکزی است. سورانی خود به چندین لهجه تقسیم می‌شود. لهجهٔ رایج در سنندج لهجهٔ اردلانی است و لهجهٔ منطقهٔ بوکان نیز مکریانی نام دارد. البتّه لهجهٔ مکریانی مردم این شهر با سایر مناطق همجوار خود متفاوت بوده و بعضاً آن را لهجه بوکانی می‌نامند. مکریانی لهجه‌ای صاف و خالص و فصیح است و از حیث شکل و تعداد کلمات بسیار غنی است. به باور محمدامین شیخ‌الاسلامی مُکری ملقب به هیمن «در زبان کردی سورانی و در لهجه مکریانی و در مکریانی لهجه بوکانی، مطلوب تر است برای نوشتن زبان کُردی» باتوجه به نزدیکی بوکان به شهرهای مراغه و میاندوآب، بیشتر مردم آن به زبان ترکی آذربایجانی نیز مسلط هستند.

مردم بوکان عمدتاً سنی و شافعی مذهب هستند. در سال ۱۳۹۲ مسلمانان از جمعیّت این شهرستان ۹۳ درصد و در نقاط شهری ۹۲ درصد و در نقاط روستایی ۹۷ درصد را تشکیل می‌داده‌اند. اقلیتی از شیعیان نیز در بوکان ساکن هستند در گذشته یهودیان در این شهر سکونت داشته‌اند. در میان مسلمانان بوکان، خانواده‌های وجود دارد که سابقاً یهودی بودند و طی دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی مسلمان شده‌اند که مردم منطقه به آن‌ها در اصطلاح، جدید الاسلام یا نومسلمان می‌گویند. بهائیان و اقلیت‌های از سایر ادیان دیگر هم در سطح شهر ساکن هستند.

جمعیّت

در زمان سلطنت ناصرالدّین شاه، بوکان تحت تملک عزیزخان مکری جمعیّت آن در سال ۱۲۳۱ خورشیدی تنها ۱۰۰ نفر بوده‌است. بیشترین افزایش نسبی جمعیّت شهر بوکان در سال‌های ۱۳۵۵ الی ۱۳۶۵ بوده‌است که طی آن جمعیّت شهر بوکان از ۱۳ درصد به ۲۳ درصد رشد داشته‌است و از رقم ۲۰٬۵۷۹ نفر در سال ۱۳۵۵ به ۶۷٬۹۳۸ نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده‌است که رشد جمعیّتی بسیار بالایی است و مهم‌ترین دلایل رشد جمعیّت این شهر در این دوره را می‌توان اثرات مستقیم انقلاب اسلامی ایران دانست که با آغاز جنگ‌های داخلی کردستان و ناامنی بیشتر روستاها، موج شدیدی از مهاجرت مردم روستاها به شهرها به وقوع پیوست که با شروع جنگ ایران و عراق این مهاجرت با ورود مهاجرین مناطق جنگ‌زده شدت بیشتری یافت.

درسرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیّت شهر بوکان ۱۹۳٬۵۰۱نفر اعلام شد، که از این تعداد۹۷٬۶۵۹نفر مرد و۹۵٬۸۴۲ نفر زن و این تعداد در قالب ۵۶٬۹۴۴ خانوار بود. شهربوکان بااختلاف خیلی کم باجمعیت شهر خوی ٬سومین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی به شمارمی آید. بوکان سومین شهر پرجمعیّت استان آذربایجان غربی و سومین شهر بزرگ کردنشین ایران است. جمعیّت شهر بوکان در شش ماه دوم هر سال بیش از ۱۷٬۰۰۰ نفر به آن اضافه می‌شود که ناشی از مهاجرت فصلی مردم روستاها در فصل‌های پاییز و زمستان به شهر است. در طرح سکان جمعیت در سال ۱۳۹۰ شهر بوکان با شهرهای ارومیه و خوی دارای جمعیّت ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفری استان آذربایجان غربی رتبه‌بندی شده‌است.

فرهنگ

آداب و رسوم

مراسم و آیین‌هایی که در میان مردم کرد مرسوم است در برگیرنده اعیاد مذهبی، قومی و باستانی است که ریشه در باورهای کهن این مردم دارد و اغلب تاریخی، پاره‌ای و اسطوره‌ای است. آداب و رسوم کردها کاملاً مانند دیگر اقوام ایرانی برگزار می‌گردد. از آداب و فرهنگ منطقهٔ بوکان می‌توان به حنابندان، چهارشنبه سوری، نوروز، رقص کردی و موسیقی کردی اشاره کرد. موسیقی کردی با موسیقی‌های باستانی ایران نسبتی تمام و کمال دارد.

در میان انواع بی‌نظیر موسیقی کردی، هوره، شمشال (نوعی ساز بادی)، دف از قدمت بالای برخورد دارند و قدمت برخی از آن‌ها به بیش از هزار سال و حتی به پیش از ظهور اسلام در ایران می‌رسد و در حال حاضر در بسیاری از مراسم مولودی‌خوانی و آهنگ‌های کردی در موسیقی اقوام خاورمیانه شنیده می‌شود و این به علت تأثیرگذاری و غنی بودن این نوع موسیقی در کنار موسیقی همسایگان خود است.

پوشش

پوشاک مردان و زنان کُرد شامل تن‌پوش، سرپوش و پای‌افزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزاء به نوع فصل، نوع منطقه، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن‌ها بستگی و با یکدیگر تفاوت دارند. لباس زنان و مردان اهالی کرد زبان جنوب آذربایجان غربی همان لباس عمومی اهالی کردستان است که جزو یکی از زیباترین و متین‌ترین نمونه لباس‌های بومی در میان کُردها به‌شمار می‌رود. جزئیات لباس کردی با توجه به شرایط مختلف جغرافیایی و آب و هوایی تفاوت‌هایی در بین دیگر نقاط کردستان ایران دارد، اجزای یک لباس کردی مردانه منطقه بوکان چنین است: «که‌وا پانتۆڵ» نوعی زیبا از شلوار کردی مردانه که در لهجه بوکانی آن را پاتول تلفظ می‌کنند نقش کت و شلوار را دارد ولی دوخت و فرم آن‌ها با کت و شلوار تفاوت کلی دارد. «که‌وا» به‌صورت یک ژاکت نظامی دوخته می‌شود، با این تفاوت جیب‌های آن روی سینه دوخته می‌شود و تنه و آستین‌های که‌وا چاک دارد. این نوع لباس مردانه را بیشتر در فصل زمستان می‌پوشند که کردهای این منطقه به آن «مرادخانی» می‌گویند.

لباس زنان از قسمت سرپوش آن، می‌توان به دستمال یا روسری اشاره کرد. این دستمال، پارچه‌ای است بسیار نازک و سه‌گوش که تارهایی در اطراف آن ایجاد می‌کنند و به‌دین وسیله بر زیبایی آن می‌افزایند، اغلب پولک‌هایی نیز با آن تارها می‌دوزند تا زیبایی آن چند برابر شود. هر چند در مراسم عروسی اکثراً روسری در اولیت قرار نمی‌گیرد و الزامی نیست. شال نوعی پارچه‌است که بر روی لباس در ناحیهٔ کمر در رنگ و ابعاد مختلف بسته می‌شود. امروزه نمونهٔ لباس زنانه، بیش از یک میلیون تومان قیمت دارد، ولی با این وجود یکی از محصولات پرفروش در میان کردها به‌شمار می‌رود چراکه بیشتر زنان کُرد به این نوع لباس‌ها علاقه خاصی دارند.

رقص

رقص کردی بخشی از آیین‌های نمایشی کُردها است که به‌صورت گروهی و به شکل حلقه‌ای ناکامل مرکب از رقصندگان زن و مرد درحالی‌که پنجه دست‌هایشان به هم گره خورده‌است و از چپ به راست در حرکت هستند اجرا می‌شود. در رقص کردی معمولاً یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران می‌شناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده می‌گیرد و در ابتدای صف رقصندگان می‌ایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتم‌ها را به گروه منتقل می‌کند و در ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری می‌دهد. رهبر گروه رقصنده که «سرچوپی» نامیده می‌شود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان می‌افزاید، در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سرچوپی به گونه‌ای قرار می‌گیرند که هر یکی با دست چپ، دست راست نفر بعد را می‌گیرد؛ اصطلاحاً این حالت را «گاوانی» می‌گویند و نفر آخر هم با در دست داشتن دستمال به گروه نظم خاصی می‌بخشد. دستمال داشتن رهبر و نفر آخر نشان‌دهندهٔ برابری بوده و دست همدیگر را گرفتن هم نشانهٔ اتحاد گروه است.

رقص مردم بوکان از آرامش و از یک پارچگی خاصی برخوردار و به سبک آرام و ملایمی اجرا می‌شود. همچنین سبکی به‌نام سپیی وجود دارد که رقص نسبتاً تندی است و منشأ آن منطقهٔ فیض‌الله‌بیگی بوکان است. در رقص‌های کردی تمامی رقصندگان به سرگروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت یک قوم ریشه‌دار را به تصویر می‌کشند.

بازی‌های محلی

در کنار آداب و رسوم کُردها و بخصوص منطقهٔ بوکان سرگرمی و بازی‌های گوناگونی وجود دارد که به بازی دامه (یک نوع شطرنج ابداعی اما کاملاً متفاوت با بازی فکری شطرنج کنونی؛ برگرفته از «دامیهٔ» فرانسوی: damier)، بازی جورابن (جوراب‌بازی)، بازی بوکه بارانه، میشین (تیله‌بازی) و بازی خوزین (چوگان‌بازی) اشاره کرد. جورابن یا در اصطلاح فارسی جوراب‌بازی، نوعی بازی گروهی است که در آن، ۱۰ عدد جوراب مردانهٔ بزرگ از جنس پشم را به‌صورت دهانه‌باز در دو ردیف پنج‌تایی می‌چینند و یک تیله به نام «مازو» را در کنار آن‌ها می‌گذارند و بازیکنان در دو گروه، طرفین جوراب‌ها می‌نشینند. این بازی هم‌اکنون رایج‌ترین بازی و سرگرمی جوانان و نوجوانان کُرد است که به‌طور عمده در شب‌های طولانی و سرد زمستان یا در ماه رمضان اجرا می‌شود. هرساله مسابقات بزرگ جورابین (جورابن) با شرکت تیم‌های از سایر شهرستان‌های مناطق کردنشین ایران در شهر بوکان برگزار می‌شود.

سینما

تاریخ تأسیس نخستین سینمای بوکان مربوط به دورهٔ پهلوی دوم است. در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، این سینما مقابل ساختمان ادارهٔ دخانیات شهر قرار داشت و مالک آن یکی از آذری‌های منطقه بود. بعدها سینما سعدی در آتش سوخت و با آغاز انقلاب اسلامی ساختمان آن تخریب گردید. بعد از سینما سعدی در دههٔ هفتاد سینما وحدت با ظرفیت ۴۸۳ نفر ساخته شد. این سینما از معدود مرکزهای فرهنگی و تفریحی بوکان بوده که از تعطیلی آن بیش از ۱۵ سال می‌گذرد. شهر بوکان به‌عنوان یک شهر با کاربری فرهنگی همواره در هنر و هنرپروری و در عرصهٔ هنر نمایش در سطح استان آذربایجان غربی پیشتاز بوده‌است، اما به‌دلیل نبود امکانات لازم در آن، وضعیت فرهنگی و هنری این شهر را با چالش مواجه کرده‌است. سینما وحدت به‌دلیل بی‌توجهی و اختلافات موجود میان شهرداری و پیمان‌کار، تعطیل و به حال خود رها شده‌است. نماینده مردم این شهر در سال ۱۳۹۱ عدم همکاری مسئولان بوکان را مشکل اصلی تعطیلی سینما وحدت اعلام کرد. با این حال بوکان دارای شرکت فیلم‌سازی است و مجوز ساخت فیلم صادر می‌کند و با داشتن کانون فیلم به نقد فیلم می‌پردازد.

مشاهیر

بوکان دارای پیشینه غنی فرهنگی، تاریخی، سیاسی و معنوی است به‌طوری‌که در طول یکصد سال اخیر به‌عنوان مرکز فرهنگ و ادب و هنر کُردی شناخته و به شیرازِ کردستان معروف شده‌است.

مکان‌های تفریحی و گردشگری

دریاچه سد

سد بوکان جزو مناطق نمونه گردشگری آذربایجان غربی محسوب می‌شود. سدی خاکی با هسته رسی است که در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی بوکان در میان دشت‌های استپی و سرسبز قراردارد. از این سد ابتدا برای تنظیم و استفاده از آب و سیلاب‌های رودخانهٔ زرینه استفاده می‌شد و در جهت آبیاری اراضی پایین دست سدی در محل جنوب‌شرقی بوکان بر روی این رودخانه بسته شده‌است. کار احداث این سد در سال ۱۳۴۶ با هدف تأمین آب کشاورزی، شرب و برق منطقه توسط شرکتی اتریشی آغاز و در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. این سد در مسیر رودخانهٔ زرینه‌رود قرار دارد. نام پیشین آن کوروش کبیر بود که بعدها به‌نام شهید کاظمی تغییر یافت.

طول تاج این سد ۵۳۰ متر و ارتفاع آن از پی ۵۰ متر است. با افزایش حجم مخزن سد در سال ۱۳۸۴ حجم کل مخزن سد به ۷۶۲ میلیون مترمکعب رسید. این سد علاوه بر تأمین آب شرب شهر تبریز، سالیانه نیز بیش از یکصد میلیون متر مکعب آب شرب و صنعت و در حدود ۵۵ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی مناطی از استان آذربایجان شرقی را آبیاری می‌کند. هم چنین این سد هرساله پذیرای هزاران نفر از سرتاسر استان‌های کشور است.

بوستان ساحلی بوکان

یکی از بزرگترین پارک‌های واقع در استان آذربایجان غربی است و در قسمت غربی بوکان قرار گرفته‌است و به سه بخش تقسیم شده‌است که عبارتند از: بخش مجتمع تفریحی برده‌رش (کوه‌سیاه)؛ کوه‌های در چندصدقدمی این پارک و دارای طبیعتی بکر و سرسبز است. در بخش شمالی پارک نیز باغ‌های امیرآباد قرارگرفته‌اند باغ‌های معروف آلبالوی امیرآباد هر ساله پذیرای عده زیادی از مردم کردستان است. همچنین از حاشیه این پارک رود سیمینه رود عبور می‌کند. شمال پارک دارای امکان

پیرانشهر


پیرانشهر(به کوردی:پیرانشارPîranşar) یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در غرب ایران است. پیرانشهر به لحاظ بخش‌بندی مناطق کردنشین در زمره شهرهای مکریان قرار می‌گیرد.شهر پیرانشهر در همسایگی اقلیم کردستان و عراق واقع شده‌است. پیرانشهر به دلیل داشتن سنگ‌های گرانیت دارای شهرت جهانی است. ذخایر شناخته شده سنگ‌های گرانیت این شهرستان چهار میلیون تن برآورد می‌شود که به لحاظ تنوع رنگ و طرح استحکام در ایران و جهان منحصر به فرد است. سینیتهای سبز پیرانشهر در نوع خود در دنیا منحصربه‌فرد هستند و تنها یک توده کوچک مشابه آن در کشور ایتالیا وجود دارد، به‌طوری‌که در موزه ایتالیا نگهداری می‌شود. شهرستان پیرانشهر پس از منطقه لرستان به عنوان دومین منطقه دارای معادن سنگ گرانیت کشور شناخته شده‌است.

شهر پیرانشهر به دلیل داشتن ۶۰۰ میلی‌متر بارندگی در سال از زیباترین شهرستان کشور به‌شمار می‌رود. این شهرستان به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیت ایران با کشور عراق و دیگر کشورهای حوزه دریای مدیترانه، یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت خارجی در ایران است.

پیرانشهر هر چند فاقد نقطه صفر مرزی بوده ولی واقع شدن در نزدیک نوار مرزی، شهر پیرانشهر را در وضعیتی ویژه قرار داده‌است که همواره مورد توجه دولت‌های مختلف در طول تاریخ بوده‌است یعنی با توجه به جایگاهی که پیرانشهر در مرز ایران و عراق و نزدیکی به خاک ترکیه داشته، یک موقعیت ژئواستراتژیک ممتاز و در عین حال سختی تلقی می‌شده‌است و به همین دلیل از دیرباز نیز داری ۳ پادگان پیرانشهر، جلدیان و پسوه و یکی از پایگاه‌های مهم در کشور ایران بوده‌است.

حمدالله مستوفی در نزهه القلوب در سال ۷۳۰ هجری قمری، پیرانشهر را جزو شهرستان‌های کردستان ذکر کرده‌است. در سفرنامه رابینو به پیرانشهر اشاره شده‌است. رابینو، درکتاب ولایات دارالمرز ایران می‌نویسد: پیرانشهر در ولایت آذربایجان قرار دارد و نادری در عالم‌آرا نیز این شهر را یکی از آبادترین مناطق آذربایجان معرفی می‌کند.

موقعیت جغرافیایی

شهر پیرانشهر مرکز اداری و سیاسی شهرستان پیرانشهر در جنوب غربی آذربایجان غربی و در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۲ دقیقه و ۱۵ ثانیه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر پیرانشهر از سطح دریا برابر با ۱۴۴۵/۹ متر است.

منشأ نامگذاری

بنا بر آنچه از تاریخ و نوشته‌های محققین بر می‌آید، اسم پیرانشهر از پیران، یکی از شخصیت‌های شاهنامه و سپهسالار افراسیاب اخذ شده‌است. پیران وزیر، سپهسالار، مشاور، فرمانروای ختن و بعد از افراسیاب بزرگ‌ترین شخصیت توران زمین است. نام وی را فیران (طبری) و بیران (ثعالبی) نیز ذکر کرده‌اند. پیران در میان پهلوانان تورانی، تنها کسی است که از جهت صفات اخلاقی همطراز شخصیت‌های برجسته ایرانی است، زیرا تلاش او همیشه در تفاهم و همدلی ایرانیان و تورانیان در راه صلح بود. او در اغلب نبردهای ایران و توران، در کمال خرد و مردانگی، حضوری فعّال داشت و نمایندة سیاسی و نظامی افراسیاب بود.

پیشینه تاریخی

در حوزه شهرستان پیرانشهر تعداد ۱۱۳ تپه تاریخی تو سط کارشناسان نمایندگی میراث فرهنگی این شهرستان شناسایی و به ثبت سازمان رسیده‌است که این امر حاکی از تاریخی بودن منطقه و شکل‌گیری و وجود تمدنهای نیرومند و درخشان قبل از اسلام مانند تمدن ماننا، پارسوا، اورارتو، مادها، زاموا و تمدن اسلامی می‌باشد. در این میان تپه‌هایی وجود دارند که با داشتن جاذبه‌های خاص تاریخی بسیار مورد بازدید علاقمندان به تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم واقع می‌گردند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد- قلعه شین آوا (هزاره اول ق. م) قلعه موت آوا (۲۵۰۰ ق. م) قلعه شای (۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ ق. م) قلعه جلدیان (۵۰۰۰ تا ۵۵۰۰ ق. م) قلعه پسوه (پیش از تاریخ) کتیبه برده مافوره (روستای لیک بن) داشان قلعه (۲۰۰۰ تا ۳۵۰۰ ق. م)

در منطقهٔ کاوش‌شده تپهٔ لاوین که در حاشیهٔ رودخانهٔ زاب کوچک قرار دارد و حدود دو هکتار وسعت دارد آثار معماری با خشت و چنیه، داده‌های سفالی، استخوان حیوانی، ابزارهای سنگی، سردوک و اشیای تزیینی در آن به‌دست آمده‌است.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو می‌کرده‌اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده می‌شود کمی دورتر از این منطقه و درغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده‌است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان در جنوب پیرانشهر مطابق می‌دانسته‌اند

برخی از محققان، نام پسوهٔ امروزی را برگرفته از «پارسوآ» که در اقصای غربی خاک ماد قرار داشته‌است، می‌دانند. احتمالاً شهر بَسْوی که یاقوت حموی در سدهٔ ۷ق آن را در نزدیکی خان خاصبک و در زمرهٔ شهرهای آذربایجان یاد کرده، و حمدالله مستوفی در سدهٔ ۸ق آن را یکی از ۴ شهرِ تومانِ مراغه برشمرده، همان پسوهٔ امروزی باشد. به گزارش همو بسوی شهری با حقوق دیوانی ۲۵ هزار دینار بوده، و در آن غله و انگور و اندک میوه‌ای به عمل می‌آمده‌است. ظاهراً خان خاصبکی که یاقوت حموی همان‌جا بسوی را در نزدیکی آن یاد کرده‌است، همان پیرانشهر امروزی باشد.

وقایع تاریخی

از رویدادهای مهم منطقه پیرانشهر در دهه‌های اخیر، اشغال آن در جنگ جهانی اول، توسط نیروهای عثمانی است. عثمانیها با تحریک عشایر کرد منطقه پیرانشهر بر ضد حکومت مرکزی، به تثبیت وضع خود پرداختند، اما با شکست نیروهای متحدین در جنگ، عثمانیها به ناچار پیرانشهر و دیگر مناطق اشغالی ایران را تخلیه کردند. همچنین استقرار واحدهایی از لشکر ارومیه در پیرانشهر پس از شهریور ۱۳۲۰ در جریان هجوم ارتش شوروی به ایران بود.

ترکیب جمعیتی (ویژگی‌‌های جمعیت‌شناختی)‌

بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت شهر پیرانشهر برابر با ۹۵٫۷۱۶ نفر بوده‌است. مردم این شهرستان به زبان کردی، گویش کردی مرکزی و لهجه مکریانی تکلم می‌نمایند ولی در مدارس و دانشگاه‌ها به زبان رسمی کشور ایران (فارسی) تحصیل می‌کنند اما توضیح درس به زبان کردی است.

اکثریت مردم این شهر به زبان کردی تکلم می‌کنند.

نرخ رشد جمعیت پیرانشهر سالانه ۱٫۸ درصد است و بیشترین میانگین نرخ رشد جمعیت استان آذربایجان غربی مربوط به پیرانشهر است.

دین و مذهب

پس از چیرگی عربها بر ایران مسلمان شدن مردم بومی پیرانشهر در آغاز به کندی صورت پذیرفت و در دهکده‌های پیرانشهر یا بخش‌های آن به دین اسلام گرویدند و امروزه مردم این سامان سنی شافعی هستند.

مساجد شیعیان

پیرانشهر دارای دو مسجد مخصوص شیعیان به نام‌های مسجد امام حسین و مسجد صاحب الزمان است که در مراسم‌های مذهبی مورد استفادهٔ شیعیان ساکن در پیرانشهر مانند نیروهای نظامی و انتظامی و کارمندان غیر بومی شیعه مذهب افرادی که محل کارشان در پیرانشهر است قرار می‌گیرد. مسجد صاحب الزمان فقط در ایام محرم باز می‌شود.

ساختار شهری

به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی خاص منطقه (نزدیکی به مرز) پادگانهایی در پیرانشهر مانند پادگان جلدیان پادگان پیرانشهر و پادگان بزرگ پسوه احداث شده‌است.

برخی از محلات پیرانشهر

ویژگی‌های طبیعی

شهرستان پیرانشهر در ناحیه‌ای کوهستانی واقع شده‌است که هرچه به سوی غرب پیش رویم، بر بلندی کوه‌های آن افزوده می‌شود. کوه‌های حاجی ابراهیم (۵۵۰‘ ۳ متر)، سوره دال (۳۰۴‘ ۳ متر)، بزان (۲۲۶‘ ۳ متر) و برزین (۱۵۰‘ ۳ متر) بلندترین کوه‌های این شهرستان به‌شمار می‌روند.

از این بلندی‌های برف‌گیر رودهای پرآبی سرچشمه می‌گیرند که مهم‌ترین آن‌ها، زاب کوچک یا کلاس است. این رودخانه که از بلندی‌های اطراف پیرانشهر سرچشمه می‌گیرد، در ابتدا به نام رودخانه لاوین خوانده می‌شود، اما با پیوستن به رودخانه گده در جنوب پیرانشهر، زاب کوچک یا کلاس نام می‌گیرد

آب و هوا

آب و هوای شهر در ناحیه شمالی؛ آب و هوای نسبتاً سرد و در نواحی جنوبی معتدل کوهستانی است و دارای فلات‌های مرتفع و خشک و دشت‌های حاصلخیز؛ است. پیرانشهر تحت دو عامل بارز خشکی تابستان و سرمای زمستان کوهستان‌ها قرار دارد. بخش وسیعی از شهر در شرایط آب و هوای کوهستانی سرد و مدیترانه‌ای با باران بهاره قرار دارد. آب و هوای پیرانشهر در تجزیه خاک، رویش گیاه، گسترش علف‌زار، شرایط مساعد توسعه دیم‌زار، مناطق و معیشت شبانی و گله‌داری و گسترش جنگل و باغ‌داری نقشی تعیین‌کننده دارد. میزان بارندگی در پیرانشهر از غرب به شرق کاهش می‌یابد. دلیل این امر وجود دیواره کوهستانی ناحیه است که از نفوذ جریان‌هایی که از غرب به فلات وارد می‌شود جلوگیری می‌کند.

کارخانه قند

این کارخانه در سال ۱۳۴۷ توسط شرکت بلژیکی اوکماس و از طریق وزارت صنایع در ۵ کیلومتری جاده پیرانشهر-نقده واقع در استان آذربایجان غربی احداث شد، و طی سال‌های فعالیت خود، با استفاده از توانمندی‌های موجود از ظرفیت ۱۰۰۰ تن به ۲۵۰۰ تن چغندر در روز توسعه یافته‌است. محصول تولیدی این واحد ۳۰٬۰۰۰ تن شکر سفید و ۳ میلیون لیتر الکل طبی و ۱۵٬۰۰۰ تن تفاله خشک در سال می‌باشد. کارخانه قند پیرانشهر با جذب ۳۶۵ هزار تن چغندرقند، مقام دوم بیشترین چغندر تحویلی را در کشور کسب کرده‌است

خدمات حمل و نقل

با استناد به آمارنامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان مجموعه راه‌های پیرانشهر کلاً ۹/۳۲۱ کیلومتر است که شامل ۷/۸۱ کیلومتر راه آسفالته فرعی(۶۰/۴ درصد از کل راه‌های آسفالته فرعی) و ۸ کیلومتر راه فرعی شنی (۹۴/۲ درصد از کل راه‌های فرعی شنی استان) و ۷/۴۶ کیلومتر راه آسفالته روستایی (۶/۳ درصد از کل راه‌های آسفالته روستایی) و ۵/۱۸۵ کیلومتر راه شنی روستایی(۲۲/۶ درصد از کل استان) می‌باشد.

در شهرستان پیرانشهر ۴ شرکت تعاونی مسافربری فعالیت می‌کنند، این شهرستان دارای ۵ دستگاه اتوبوس بین شهری (۶۷/۰ درصد از کل اتوبوس‌های بین راهی استان) و ۲ دستگاه مینی بوس بین شهری (۴/۰ درصد از مینی بوس‌های بین شهری استان) می‌باشد. در شهرستان پیرانشهر ۶ دستگاه مینی بوس کروس هیوندای با ظرفیت هر کدام ۱۸ نفر و ۹۳ دستگاه تاکسی درون‌شهری و ۱۳ دفتر تاکسی تلفنی با ۱۹۵ دستگاه خودرو به کار حمل و نقل مسافر می‌پردازند. مطالعه در وضعیت تصادفات شهرستان پیرانشهر نشان می‌دهد که در بهمن ماه ۱۳۸۰ در ۱۳ فقره تصادفی که در سطح شهر رخ داده‌است (۵۴/۱ درصد از کل تصادفات استان) ۱۰ فقره را خسارت مالی و ۱۰ فقره را جراحت جانی در پی داشته‌است که از نظر تعداد تصادفات شهرستان پیرانشهر در رتبه نهم قرار گرفته‌است.

خدمات بهداشتی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ بیمارستان (۱۶/۴ درصد از بیمارستانها) با ۸۰ تخت (۱۵/۲ درصد از تخت‌های بیمارستانی استان) و ۱ رادیولوژی دولتی (۵ درصد از رادیولوژی‌های دولتی استان) و فاقد رادیولوژی خصوصی است. شهرستان پیرانشهر دارای ۷ مرکز بهداشتی درمانی (۷۴/۳ درصد از مراکز بهداشتی درمانی استان) که ۲ واحد آن شهری و ۵ واحد آن روستایی است می‌باشد. این شهرستان دارای ۳۸ خانه بهداشت (۵۵/۴ درصد از خانه بهداشتهای استان) و ۴ داروخانه خصوصی (۴۶/۲ درصد از داروخانه‌های خصوصی استان) و ۱ آزمایشگاه دولتی (۵ درصد از ازمایشگاه‌های دولتی استان) و ۱ آزمایشگاه خصوصی (۲۲/۲ درصد از آزمایشگاه‌های خصوصی استان) و ۱ مرکز بهداشت (۱۴/۷ درصد) می‌باشد و در این شهرستان ۲۱ پزشک عمومی(۳۷/۲ درصد از پزشکان عمومی‌های استان) و ۱۲ پزشک متخصص (۰۲/۲ درصد از پزشکان متخصص استان) و ۲ دندانپزشک (۸۵/۰ درصداز دندانپزشک استان) به ارائه خدمات بهداشتی می‌پردازند.

خدمات فنی

شهرستان پیرانشهر دارای ۳ جایگاه عرضه سوخت (۵/۲ درصد از جایگاه‌های عرضه سوخت استان) برای عرضه سوخت‌های بنزین، گازوئیل و نفت سفید می‌باشد.

خدمات ورزشی و تفریحی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ میدان فوتبال چمن و ۱ میدان فوتبال خاکی می‌باشد. هم چنین این شهرستان دارای ۲ زمین والیبال و بسکتبال سرپوشیده و فاقد زمین والیبال و بسکتبال روباز است. همچنین در مورد سایر رشته‌های ورزشی شامل ژیمناستیک، تنیس روی میز، شطرنج، بدمینتون و… دارای ۱ میدان روباز و ۲ میدان سرپوشیده است.

این شهرستان دارای ۵ پارک است و جمع کل فضاهای سبز این شهرستان ۰۶/۱۰۲ مترمربع می‌باشد و سرانه فضای سبز m23 (متر مربع) برای هر نفر پیش‌بینی شده‌است.

خدمات بانکی

شهرستان پیرانشهر در سال ۱۳۸۰ دارای ۸ شعبه بانکی (۶۷/۱ درصد از شعبات بانکی کل استان) و شعبه ارزی می‌باشد. شعبات بانکی شهرستان پیرانشهر به تفکیک زیر است:

بانک ملی ۲ شعبه، بانک ملت ۱ شعبه، بانک تجارت ۱ شعبه، بانک صادرات ۱ شعبه، بانک کشاورزی ۱ شعبه. بانک مسکن ۱ شعبه، بانک سپه ۱ شعبه و مؤسسه مالی و اعتباری بنیاد یک شعبه دارد.

خدمات ارتباطی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ اداره پست (۶۶/۶ درصد از ادارت پستی استان) و ۵ نمایندگی پست می‌باشد.

در شهرستان پیرانشهر، ۶۵۱۲ تلفن نصب شده (۹۸/۱ درصد از تلفن‌های منصوبه استان) که از این تعداد ۵۷۶۹ تلفن (۹۴/۱ درصد از تلفن‌های مشغول بکار استان) مشغول بکار هستند. از تلفن‌های مشغول بکار شهرستان ۴۸۸۷ تلفن برای واحدهای مسکونی و ۵۴۸ تلفن برای واحدهای تجاری و ۳۳۴ تلفن در واحدهای دولتی مشغول بکار هستند. شهرستان پیرانشهر دارای ۵۲ تلفن همگانی داخل شهری (۹۵/۲ درصد از تلفن‌های همگانی داخل شهری استان) و ۸ تلفن همگانی راه دور (۴۹/۲ درصد از تلفن‌های همگانی راه دور استان) مشغول بکار هستند.

خدمات عمومی

بااستناد به گزارش شرکت آب و فاضلاب استان در سال ۱۳۸۰ شهرستان پیرانشهر فاقد سیستم جمع‌آوری و دفع فاضلاب است و بنا به گزارش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان در سال ۱۳۸۰ شهرداری شهرستان پیرانشهر دارای ۴ رفتگر (۳۷/۰ درصد از رفتگران استان) است و این افراد با ۵ ماشین از نوع کمپرسی کار نظافت و دفع زباله‌های شهری را بر عهده دارند و در این شهرستان ۷۰ زباله دان نصب شده‌است. این شهرستان دارای ۲ گرمابه عمومی با ۱۴ دوش و ۱ گرمابه خصوصی با ۱۰۰ دوش می‌باشد. بنابه همین گزارش این شهرستان دارای ۲ واحد سرویس بهداشتی در سطح شهر می‌باشد.

مراکز فرهنگی و هنری

با استناد به گزارش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۸۰ مراکز فرهنگی و هنری شهرستان پیرانشهر به شرح زیرمی باشد:

۱ کتابخانه عمومی(۲۷/۲ درصد از کتابخانه‌های عمومی استان) و ۱ سالن سینما با ظرفیت ۴۸۰ صندلی (۴۷/۵ درصد از گنجایش صندلی‌های سینماهای استان) و ۲ واحد عرضه محصولات فرهنگی (۵۶/۱ درصد از واحدهای عرضه محصولات فرهنگی استان) و ۲۴ مرکز بازیهای رایانه ای (۴۸/۸ درصد از مراکز بازیهای رایانه ای استان) و ۱ چاپخانه (۰۴/۲ درصد از چاپخانه‌های استان)

معادن

با در نظر گرفتن طبیعت بکر و دست نخورده پیرانشهر و علم به کوهستانی بودن این منطقه و نقش کوه‌ها در بروز معادن سنگ، پیرانشهر دارای معادن غنی سنگ می‌باشد. بیش از ۸۰ درصد معادن سنگ‌های گرانیت آذربایجان غربی در این شهرستان واقع شده‌اند. این شهر با داشتن ۶۵ معدن گرانیت و تولید سالانه ۳۰۰ هزار تن سنگ گرانیت یکی از قطب‌های مهم کشور در تولید سنگ گرانیت به‌شمار می‌رود. سنگ‌های تزئینی معادن پیرانشهر به‌طور عمده گرانیت رنگی با کیفیت بی‌نظیر در ایران، یکی از بزرگترین اقلام صادرات استان را تشکیل می‌دهد. علاوه بر گرانیت معادن سنگ مرمر نیز به تعداد زیاد وجود دارند. بسیاری از این معادن بعلت‌هایی چون هزینه گزاف، امنیت و مشکلات ثبتی بهره‌برداری نشده‌اند. معادن سنگ نیز در فراهم آوردن فرصت شغلی و درآمد مناسب سهمی بسزا برای مردم پیرانشهر داشته‌اند. علاوه بر معادن سنگ عرصه‌های جنگلی پیرانشهر مزینهٔ مناسبی بر ای تولید چوب و الوار می‌باشند.

کشاورزی

زمین‌های قابل کشت و دشت‌های وسیع، آب نسبتاً زیاد و بارور بودن زمین‌ها باعث شده‌است که بیشتر مردم شهرستان پیرانشهر در زمینهٔ کشاورزی کسب روزی کنند. آب کشاورزی از چشمه‌ها، رودخانه‌ها و چاه تأمین می‌شود. محصولاتی چون گندم، جو، چغندر، قند، نخود، آفتابگردان و محصولات باغی چون گردو، سیب، توت، انگور و … کشت غالب در منطقه می‌باشند. استفاده از ادوات و ماشین‌های کشاورزی در کشاورزی این منطقه معمول می‌باشد. درآمد نسبتاً مناسب کشاورزی باعث شده که اغلب مردم آن را به عنوان شغل اول یا دوم اختیار کنند.

بازارچه مرزی

بازارچه مرزی تمرچین در ۱۱ کیلومتری شهرستان پیرانشهر در نقطه مشترک مرزی بین ایران و عراق واقع گردیده که به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این بازارچه در سال ۱۳۷۴ افتتاح گردیده و با داشتن مساحتی ۲۵ برابر هزار متر مربع دارای ۳۶ غرفه است. عمدة کالاهای صادراتی این بازارچه عبارتند از سیمان، صنایع فلزی، میلگرد، مواد غذایی، لوازم صنعتی، میوه، فرش ماشینی و کالاهای وارداتی عبارتند از: ماشین آلات سنگین و قطعات و لوازم آنها، لوازم صوتی و تصویری، لوازم خانگی، پوشاک و با توجه به آمار و ارقام از کل صادرات بازارچه‌های کشور ۱۹/۸ درصد آن مربوط به صادرات بازارچه تمرچین پیرانشهر بوده که از نظر حجم و ارزش در بین بازارچه‌های مرزی کشور رتبه نخست را به خود اختصاص داده‌است. رشد گردشگری شهر پیرانشهر بعد از تأسیس بازارچه مرزی شدت گرفت؛ در واقع تا آن موقع مبادلات تجاری رونق فراوانی نداشت اما با شروع فعالیت‌های مرزی و واردات حجم زیاد کالا بر میزان مبادلات تجاری در شهر افزوده شد

دانشگاه‌ها و مراکز علمی

  • دانشگاه آزاد اسلامی مرکز پیرانشهر
  • دانشگاه پیام نور پیرانشهر
  • دار العلوم سلطان صلاح الدین ایوبی

پیوند به بیرون

  • فرمانداری پیرانشهر
  • شهرداری پیرانشهر

منابع

تکاب

تکاب یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است. این شهر از سمت شمال به شهرستان چاراویماق در استان آذربایجان شرقی، از سمت جنوب به شهرستان‌های سقز و بیجار در استان کردستان، از سمت شرق به شهرستان ماه‌نشان در استان زنجان و از سمت غرب به شهرستان شاهین‌دژ و شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. شهرستان تکاب بنابر قانون تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، مشتمل بر دو بخش به نام‌های مرکزی و تخت سلیمان، با یک شهر و ۶ دهستان بوده‌است زبان مردم تکاب ترکی آذربایجانی و کردی سورانی است.

تخت سلیمان و زندان سلیمان از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری در این شهر است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است؛ همچنین مُهر موبد موبدان منقوش اساطیر کهن و بیش‌تر در ستایش آب و آتش است، در تخت سلیمان کشف شده‌است.

زبان و مذهب

زبان‌های رایج در تکاب شامل ترکی آذربایجانی و کردی سورانی و مذهب ساکنان این شهر نیز شیعه دوازده امامی و سنی شافعی است.

وجه تسمیه

مرکز قسمت مهمی از منطقه افشار شهر تکاب می‌باشد، تکاب به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد آمده‌است. تکاب به صورت اسم مرکب به معنی دره، زمینی که در بعضی از جاهای آن آب فرورود و از جای دیگر بر آید. نام قبلی تکاب تا سال‌های ۱۳۱۶ و ۱۳۲۰ شمسی تیکان‌تپه بوده‌است، این شهر تا پیش از ۱۳۱۷ به سبب وجود خار در تپه‌های اطراف شهر، «تیکان‌تپه» (خارتپه) نامیده می‌شد. سپس، بنا به تصویب فرهنگستان زبان ایران، نام آن به تَکاب تغییر یافت.

نام افشار برگرفته از نام قبیله کوچک قرخلو افشار است، که ترکمانان بودند؛ و در حین تاخت و تاز مغول‌ها به ایران، ماندگاه خویش را در حوالی رود اترک رها کردند و به آذربایجان روی آوردند. شاه اسماعیل صفوی قسمتی از ایشان را به شمال خراسان کوچانید و در حوالی ابیورد و نسا جای داد. سپس شاه عباس صفوی در اوایل اقتدار خود، به منظور کاهش نفوذ اقوام محلی، ایل افشار را از خراسان کوچانید، و در جلگه سرسبز و خرم ارومیه و منطقه افشار متوطن گردانید، و امور سرحدی این منطقه وسیع و مهم را تقریباً به طول ۱۲۰ کیلومتر می‌باشد، در عهده آن‌ها گذاشت و بدین جهت این منطقه به افشار موسوم گردید است. منطقه افشار از دو قسمت مشخص و با دو آب و هوای متفاوت تشکیل یافت، و در منتهی‌الیه جنوب خاورای آذربایجان غربی، مابین بیجار، گروس، سقز، خمسه زنجان و سراسکند میانه واقع شد است. منطقه‌ای که مرکز آن تکاب است و معروف به یوخاری‌محال (محال علیا) و منطقه دیگر را که مرکز آن صائین‌قلعه یا همان شاهین‌دژ فعلی است آشاقی‌محال (محال سفلی) می‌نامند.

پیشینه

ناحیه‌ای که امروزه تکاب نامیده می‌شود، در ناحیه‌ای واقع بوده که در سالنامه‌های آشوری از نیمهٔ دوم سدهٔ ۹ قبل از میلاد، زاموآ خوانده می‌شده، و همواره دستخوش تهاجم آشوریان بوده‌است. این ناحیه مسکن اقوام باستانی لولوبی و گوتی بوده‌است و بعدها دولت ماننا در آن تشکیل شد و از سدهٔ ۷ ق م با تشکیل دولت ماد از مراکز مهم اقتصادی دولت ماننا و ماد به‌شمار می‌رفت.

ازجمله آثار بر جای مانده از دورهٔ مادها در این منطقه، بناهای سنگی غار کرفتو است که با دست در دل سنگ تراشیده شده‌است و نمونه‌ای از معماری سنگی دورهٔ مادها به‌شمار می‌رود. این غار کاربرد دفاعی نیز داشته‌است و مردم برای گریز از تهاجم اورارتوها و آشوریها، در آن پناه می‌گرفتند. در کاوشهای باستان‌شناسی آثاری از دورهٔ هخامنشیان در زندان سلیمان و تخت سلیمان به دست آمده‌است. این کاوشها همچنین نشان می‌دهد که منطقه تکاب در دوره‌های اشکانی و ساسانی نیز مرکز تمدنهای درخشانی بوده‌است که از مظاهر آن، علاوه‌بر بناهای سنگی غار کرفتو در غرب تکاب، می‌توان به آثار ساسانی کوه بلقیس در مشرق تخت سلیمان فعلی هم اشاره کرد. به سبب نبودِ مراکز مسکونی مهم در این منطقه، به‌جز شیز، در منابع سده‌های نخستین اسلامی نامی از این منطقه برده نشده، ولی تاریخ آن در خلال تاریخ دیگر نواحی آذربایجان آمده‌است.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

رودخانه‌ها

از نظر تقسیم‌بندی رودهای منطقه تکاب را می‌توان به سه نوع دایمی، فصلی و اتفاقی تقسیم کرد. تنها رود پرآب و دایمی این منطقه رودخانه ساروق است که در واقع از طولانی‌ترین رودهای تکاب افشار به‌شمار می‌رود. این رودخانه شاخه اصلی زرینه رود را تشکیل می‌دهد. از جمله رودهای فصلی قجور چایی و حاج بابا چایی می‌توان نام برد از رودخانه‌های اتفاقی منطقه تکاب رودخانه رجال چایی می‌باشد

آب و هوا

آب و هوای شهر تکاب تابعی است از اقلیم حاکم بر آذربایجان، منتهی توپوگرافی ارتفاع و جهت گسترش ناهمواریها و دوری منطقه تکاب از دریا و کانون‌های رطوبتی شرایط ویژه‌ای به آب و هوای منطقه بخشیده که بارزترین مشخصه آن، زمستانهای سرد و برفی و تابستانهای معتدل و خشک می‌باشد و از این بابت اندک تفاوتی با اقلیم حاکم بر آذربایجان دارد. با در نظر گرفتن میانگین بارش سالانه ۳۵۰ میلی‌متر در گروه رژیم بارانی نیمه بیابانی یا نیمه خشک محسوب می‌شود. در بیشتر روزهای سرد سال به‌طور میانگین این شهر بعد از فیروزکوه رتبه سردترین شهر کشور را به خود اختصاص می‌دهد.

اقتصاد

بیشتر درآمد مردم این شهر از راه کشاورزی و دامپروری بوده و کمتر واحد صنعتی در شهر تکاب به چشم می‌خورد. شهر تکاب در یک نگاه کاملاً خدماتی و در خدمت دامداری و کشاورزی است. مردم تکاب به‌علت نبود کارگاه‌های تولیدی سرمایه‌های خود را در بانک‌ها ریخته و کمتر از اصل ریسک‌پذیری استفاده می‌کنند. در بخش معدن، تکاب دارای بزرگترین مجموعه تولید طلای ایران است. بزرگ‌ترین معادن طلای خاورمیانه با ذخایر ۸۰ تن طلای خالص در معادن زره‌شوران (اولین در ایران) و آقدره (دومین در ایران) در تکاب قرار دارد

گردشگری

تخت سلیمان (آتشکده آذرگشنسب)

تخت سلیمان مجموعه‌ای تاریخی است مشتمل بر دریاچه طبیعی، آتشکده آذرگشنسب، معبد آناهیتا، بنای چهارتاقی، تالار و کاخ شاهی که بر روی صفه‌ای سنگی که از رسوب مواد کانی و طی میلیون‌ها سال ایجاد شده‌است، بنا گردیده. این مجموعه که امروزه تخت سلیمان نامیده می‌شود، در گذشته به آتشکدهٔ آذرگشنسب معروف بوده‌است. هرچند قدمت تأسیسات انسانی تخت سلیمان به هزارهٔ اول قبل از میلاد مسیح برمی گردد اما اوج شکوفایی آن مربوط به دورهٔ ساسانیان است. این اعتقاد وجود دارد که تخت سلیمان برای ساسانیان همان ارزشی را داشته که تخت جمشید برای هخامنشیان داشته‌است. ساسانیان به ویژه خسرو انوشیروان در آبادانی این مجموعه سعی فراوان کردند و خصوصاً ساخت بزرگترین و معتبرترین آتشکده در این مکان به‌طور روزافزون بر جایگاه این مکان افزود.

طی جنگ‌های ایران و روم در سال ۶۲۴ میلادی خسرو پرویز از هراکلیوس شکست سنگینی خورد و آتشکده ویران گردید. هرج و مرج اواخر دورهٔ ساسانی، حملهٔ اعراب به ایران، قرن‌ها حاکمیت عباسیان بر این سرزمین، حکومت ترکان در شمال شرق ایران و دور بودن آنان از نواحی غربی، همه باعث شد تا تخت سلیمان برای مدت‌های طولانی به بوته فراموشی سپرده شود تا اینکه مجدداً در دورهٔ ایلخانی و تمایل آنان به مناطق غربی ایران و انتخاب تبریز، مراغه و سلطانیه به عنوان پایتخت، باعث شد جهت عمران و آبادانی این منطقه اقدام گردد. آنان از این منطقه به عنوان پایتخت استفاده می‌کردند. با افول ایلخانان، تخت سلیمان کم‌کم مرکزیت خود را از دست داد و از حدود قرن ۱۱ هجری قمری به بوتهٔ فراموشی سپرده شد.

دور تا دور مجموعهٔ تخت سلیمان با دیوارهای عربی و برج‌های متعدد حفاظت می‌شده‌است و مساحت آن حدود ۱۲۴۰۰۰ متر مربع است و به‌طور متوسط ۱۵ متر بلندی دارد. قطر دیوار حدود چهار متر است و ۳۸ برج نگهبانی از مجموعه حفاظت می‌کرده‌اند. حصار دارای دو دروازه بوده، یکی در ضلع شمالی و دیگری دروازهٔ ضلع جنوب شرقی.

ایوان غربی (ایوان خسرو)، معبد آناهیتا، هشت ضلعی دورهٔ ایلخانی، بقایای کاخ‌های دورهٔ ایلخانی، تالار شورا، موزه و نمایشگاه از دیگر نقاطی است که در این مجموعه قرار دارند.

جاذبه‌های گردشگری

از مناطق دیدنی و گردشی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تخت سلیمان و آتشکده آذرگشسپ که به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در میراث جهانی یونسکو یونسکو ثبت شده‌است. این محوطه باستانی با قدمت ۳۵۰۰ ساله جزو ده اثر بزرگ ملی در دست بازسازی می‌باشد.
  • زندان سلیمان: کوهی استوانه‌ای شکل تو خالی که در زبان مردم محلی زندان سلیمان نامیده می‌شود
  • کوه بلقیس:باارتفاع۳۳۳۵ قرار دارد. دریاچه‌ای فصلی وابسته به این کوه.
  • مسجد جامع تکاب: با قدمت بیش از صد سال با معماری زیبا ثبت شده در آثار لیست آثار ملی
  • سد قجور:مربوط به دوره پهلوی است و در تکاب، ۵ کیلومتری شرق تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۳۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است
  • مسجد اوغول بیگ
  • یخچال اوغول بیگ
  • آرامگاه ایوب انصاری:مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است این بقعه جزو زیباترین مقابر مذهبی آذربایجان به حساب می‌آید بنای مذکور از تناسبات بسیار زیبایی برخوردار است که احتمال می‌رود ۵۰ سال بعد از فوت این عالم و فقیه این بنا را به پاس‌داشت وی می‌سازند؛ و در ۱۳ کیلومتری جنوب تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.
  • بازار تکاب افشار:بازار روباز تکاب در سال ۱۳۲۸ تا سال ۱۳۳۸ توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار فتحعلی خان افشار در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شده‌است.
  • آبگرم تخت سلیمان (ایسدی سو): با چشمه‌های آب گرم، که برای درمان بیماری‌های روماتیسمی محبوبیت دارد.
  • چمن متحرک چملی: جزیره‌ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی، واقع در روستای بدرلو تکاب که از مناطق بسیار زیبا ولی در عین حال گمنام و ناشناخته می‌باشد
  • قلعه سردار افشار بنای ساختمانی معروف به قلعه که در داخل شهر قرار دارد.
  • مسجد جامع یولقون آغاج
  • زندان نبی کندی
  • خانه اربابی نصرت آباد (قالا)
  • آبشار قینرجه
  • قلعه ساری قورخان
  • آبگرم و آبشار قینرجه در روستایی به همین نام واقع در جاده تخت سلیمان.
  • چهار ستون تاریخی چهار طاق زوار (کلیسای چهار طاقی) در روستای چهارطاق.
  • زندان برنجه
  • کوه چهل چشمه
  • از آثار باستانی و دیدنیهای شهرستان تکاب مسجد جامع تاریخی روستای اغولبیک که در ۵ کیلومتری شهرستان تکاب واقع و ۷سال زودتر از مسجدجامع تکاب بنا شده‌است. همچنین یخچال طبیعی بی‌نظیر قدیمی که قدمت آن به بیش از یک قرن می‌رسد می‌توان اشاره نمود؛ و کوره خانه قدیمی و… می‌توان اشاره نمود.

آب سرد معدنی روستای اغولبیک که در دربند واقع گشته خواص درمانی بسیار مفید دارد و سالانه مردم زیادی از روستاهای اطراف و شهرستان تکاب به آنجا می‌آیند. نور تپه که یکی از آثار قدیمی و تاریخی روستای اغولبیک که هم زیارتگاه و هم کوره آجر پزی، که آجر مسجد جامع اغولبیک در آنجا تولید می‌شده‌است و یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی می‌باشد.

صنایع دستی

فرش افشار

اقتصاد تکاب افشار کشاورزی و دامداری است و از این حیث تقریباً خودکفا و صادرکننده است، اما بخش مهم دیگری از اقتصاد منطقه محصولات صنایع دستی و بر عهده زنان فرشباف تکاب است. قالی و قالیچه‌های نفیس و گرانبهای افشار محبوبیت خاصی در بازارهای فرش دنیا دارد، و از حیث رنگ و مرغوبیت و طرز بافت و نقشه از فرش‌های درجه اول است. هرچند گاهی قالیچه‌های آن چنان ظریفی توسط زنان و دختران ماهر و هنرمند تکاب افشار بافته می‌شود، که می‌توان آن را در کیف دستی جای داد. اما در کل فرش افشار شهرت خود را به کیفیت و دوام آن مرهون، و به فرش آهنین معروف است. خانواده‌های بسیاری از بافتن این فرش‌ها امرار معاش می‌کنند. در زمانی که بازار فرش دستباف رونق خوبی داشت بیش از ۱۸ هزار نفر به‌طور مستقیم به کار فرش بافی اشتغال داشتند، فرش دستباف افشار تکاب به نوعی سوغات این شهر هم محسوب می‌شود.

اگر بخواهیم اطلاعاتی کافی در مورد رنگ‌های گیاهی به کار رفته در قالی‌های افشار کسب کنیم، باید از رنگرزان سراغ بگیریم. کلیه رنگ‌ها را کوپ رنگی یا «قازان رنگی» می‌گویند. به دلیل اینکه، این رنگ‌ها را در داخل خم یا قازان تهیه می‌کردند.

مدارس

تا پیش از تأسیس مدارس، آموزش و پرورش در تکاب توسط ملایان در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت. با شروع مشروطه شیخ ابوالحسن ذوالمجدین، که به علوم جدید و زبان فرانسه آشنایی داشت با کمک همکارانش به تدریس با شیوه جدید مبادرت کرد. مدرسه محمدیه -با نام جدید شهید چمران- در سال ۱۲۹۶، اولین مدرسه تکاب است که به کمک حسینعلی خان سردار افشار ساخته شد. در سال ۱۳۲۰ نیز مدرسه دخترانه زند تأسیس شد. نخستین دبیرستان تکاب در سال ۱۳۳۲ به کمک افتخار الملک تأسیس شد.

پلاک خودرو

کدهای استان آذربایجان غربی برای شماره‌گذاری خودرو ۱۷ و ۲۷ و ۳۷ است که کد ۱۷ برای شهرستان ارومیه و کد ۲۷ و ۳۷ برای شهرستان‌های آن می‌باشد. پلاک خودروهای تکاب ایران ۲۷ ق است.

مناطق اطراف شهر تکاب

ترابری

مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به ارومیه مرکز استان ۲۸۰کیلومتر و مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به تهران ۵۲۱ کیلومتر است.

فاصله شهر تکاب با شهرهای همجوار (تمامی این محورها از نوع شبکه دسترسی سطح ۲ درون منطقه‌ای هستند):

نمای شهر

نگارخانه

جستارهای وابسته

  • تخت سلیمان
  • تخت بلقیس
  • آتشکده آذرگشنسب
  • آرامگاه ایوب انصاری
  • زندان سلیمان
  • مسجد جامع تکاب
  • استاد اباصلت صادقی
  • سید یحیی یثربی
  • شهریار افشار
  • حسن انوری
  • استاد منوچهر صحرایی

پانویس

منابع

  • «پایگاه جستجوی نامهای جغرافیایی». بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۱۲-۱۹. 
  • محمدی، علی. تکاب افشار. تهران: ناشر، مؤلف کتاب، علی محمدی، ۱۳۶۹

پیوند به بیرون

  • شورای شهر تکاب
  • عکس‌هایی از طبیعت زمستانی تخت سلیمان تکاب

خوی

خوی بزرگترین و مهم‌ترین شهر استان بعد از ارومیه بوده و دومین شهرستان پرجمعیت استان قلمداد می‌شود. این شهر در شمال غربی‌ترین نقطهٔ ایران و آذربایجان و در مرز کشور ترکیه واقع شده‌است این شهر یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجانی ایران به‌شمار می‌رود. مردم خوی به ترکی آذربایجانی با لهجه ایران شمال غربی سخن می‌گویند.[۱] جمعیت شهر خوی طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۹۸٬۸۴۵ نفر بود که با احتساب جمعیت حومه و شهرهای اقماری اطراف آن جمعیت خوی بالغ بر ۳۴۸٬۶۶۴ نفر می‌باشد و از سال ۱۳۸۹ شهرستان خوی به فرمانداری ویژه ارتقا یافته‌است.

این شهر به لحاظ تمدن و جایگاه مذهبی یکی از شهرهای شاخص کشور محسوب می‌شود و یکی از کهن‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران است که کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده‌است. موزه تاریخی خوی در ۱۳۴۸ هجری شمسی تأسیس شد و آثار باستانی و تاریخی آن نشان از تاریخ و تمدن ۷ هزارساله خوی می‌باشد. آثار مکتوبی که در آن‌ها نشانه‌هایی از منطقه امروزی خوی یافت شود مربوط به سنگ نوشته‌ها و گل نوشته‌های سومری، آشوری و اورارتویی است، به نظر اکثر پژوهشگران، منطقه «آراتتا» ی کتیبه‌های سومری، همان منطقه‌ای است که چند قرن بعد در کتیبه‌های آشوری با نام «سانگی بوتو» (خوی، مرند و محال گونئی) از آن یاد شده‌است

خوی به‌دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایرانشناسان واقع شده‌است. بعد از گسترش امپراتوری سلجوقیان به آناطولی و غرب، این شهر به دلیل موقعیت ویژه آن و قرار گرفتن در سر راه اصلی شرق به غرب، اهمیت و رونق علمی، فرهنگی، اقتصادی بسیار یافت. جادهٔ ابریشم در فاصلهٔ ۲۵ کیلومتری شمال غربی خوی در جادهٔ چالدران بالاتر از قوردیک قفه سی رد می‌شد که در زبان محلی به این جادهٔ ابریشم «دوه اوچان» (محل پرواز کردن شتر) می‌گفتند؛ چرا که به‌دلیل سرازیری شدید این جاده شتران با مال‌التجاره با سرعت زیاد حرکت نموده چنان‌که گویی پرواز می‌کردند. از منابع تاریخی و سفرنامه‌ها از جمله سفرنامهٔ ناصرخسرو مطالب قابل توجهی دربارهٔ خوی به‌دست می‌آید.

این شهر از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان ایران به‌شمار می‌رود.

نام‌شناسی

باوجود اینکه شهری در حدود 3 هزار سال پیش در منطقه امروزی خوی وجود داشته و نام خوی نیز از 14 قرن پیش تا امروز بر این شهر اطلاق می‌شده است ولی معنی ریشه نام خوی و تاریخچه این لفظ به‌درستی مشخص و روشن نیست، و نظرهای گوناگونی دربارهٔ وجه تسمیهٔ این شهر وجود دارد. به عقیدهٔ محمدامین ریاحی، این واژه با دو واژه مرتبط است: یکی نام شهر اولخو که در ۲۷۰۰ سال پیش در مکان خوی قرار داشته، و دیگری، نام ساردوی خورد، دژی که ساردوی، یکی از پادشاهان اورارتو، در کنار شهر اولخو ساخته بود. همچنین گفته می‌شود که واژهٔ «خوی» در زبان کردی و ایرانی میانه به‌معنای نمک است، و به‌واسطهٔ وجود معادن نمک در منطقه، به «خوی» معروف شده‌است. این احتمال که نام خوی از ریشهٔ زبان ارمنی به‌معنی «قوچ» گرفته باشد، صحیح نیست، چراکه در منابع ارمنی نام این شهر «هیر» ضبط شده‌است. راجر سیوری، دلیل نام‌گذاری خوی را ریشهٔ کردی آن می‌داند که مرتبط با معادن نمک این شهر است، در حالی ساسان‌پور و مسرور، وجه دیگر این نام را جلگه و زمین پست می‌دانند که از نظر آن‌ها با موقعیت جغرافیایی این شهر سازگارتر است.

پیشینهٔ تاریخی

پیشینه این شهر، به سه‌هزار سال پیش برمی‌گردد. در دوران باستان، خوی همانند سایر شهرهای آتورپاتکان، از دوره مادها تا پایان ساسانیان، تحت حکومت پادشاهان ایرانی بود. پیش از مادها، شهر خوی جزئی از ناحیه باستانی سان‌گی‌بوتو و بخشی از سرزمین اورارتو بوده‌است. در دوران باستان، شهر خوی به واسطه حضورش در مسیر جاده ابریشم، اهمیت بالایی داشت.

خوی در دوران صفوی

در دوران صفویه، شهر خوی به دلیل مجاورت با مرز امپراتوری عثمانی، از نظر استراتژی اهمیت بالایی داشت. در ۹۲۰ ه‍. ق/ ۱۵۱۴ م، شاه اسماعیل صفوی، از سلطان سلیم یکم، در جلگهٔ چالدران در حدود هفتاد مایلی این شهر، شکست سنگینی خورد.

در دوران صفوی، شهر خوی و منطقه آذربایجان بارها مورد حمله سپاه عثمانی قرار گرفت. یکی از این حمله‌ها چلبی زاده مورخ عثمانی جنگ را اینطور توضیح می‌دهد:

روز بیست و یکم محاصره خوی، نیروهای عثمانی با کندن راه‌های زیرزمینی بر قسمتی از شهر استیلا یافته قریب به ۴۰۰۰ نفر از قزلباشان جان باختند، ولی اهالی خوی در مذهب باطل خود ثابت قدم مانده به محاربه و مقاتله کمر بستند. بعد از این ماجرا، سردار محمدپاشا متصرف آماسیه و صنع‌الله پاشا متصرف ایچ ایل را به اتفاق فرمانده پادگان وان و سپاه یمین و یسار و ینی‌چریان آن دیار، با مهمات کامل به امداد محاصره‌کنندگان خوی فرستاد.

قوای بیحد و حصر آل عثمان شبانه‌روز با اجرای عملیات نظامی مختلف و متعدد، ضربات کوبنده وارد آورده، سرانجام پس از ۵۷ روز محاصره و محاربه شدید، روز ۱۸ شعبان ۱۱۳۶هـ. آن بلده متین مفتوح شد. شهبازخان و میرزا جلال با ۳۰۰۰ قزلباش قتل‌عام شدند و اموال و اهل و عیالشان اخذ و اسیر گردیدند. روز دیگر در شهر نماز برگزار شد و خطبه بنام سلطان خواندند. بعد از خوی چورس هم به آسانی به تصرف درآمد.

خوی در جنگ جهانی اول

در دوران قاجاریه، این شهر به دلیل نزدیکی به مرز روس‌ها، از اهمیت استراتژی بالایی برخوردار بود. هنوز بقایای دیوارهای دفاعی شهر که به درخواست فتحعلی شاه، به دست ژنرال گاردن در قرن سیزدهم هجری قمری/ نوزدهم میلادی در اطراف این شهر ساخته شده، امروزه به چشم می‌خورد. بعدها شهر خوی شاهد درگیری شدید بین ملی‌گرایان و سلطنت‌طلبان پیشین در جریان جنگ جهانی اول بود.

احمد کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان اینچنین روایت می‌کند:

پنج یا شش هزار تن ارمنی از ایروان و وان و نخجوان نیز به سلاحداران مسیحی، پیوستند، این اندازه انبوهی ایشان است و همه با هم یکی شده و برای آرزوهایی می‌کوشیدند، از اینان بیست هزار تن سپاهیان ورزیده بودند و هشتصد تن سرکردگان روسی به روسستان نرفته و با اینان مانده و به همدستی ۷۲ تن سرکردگان فرانسه‌ای آنان راه می‌بردند، افزارهایشان ۲۵ توپ و یکصدشصت تیر بود، نیکتین کنسول روس و شت کنسول آمریکا و گوژل رئیس بیمارستان فرانسه‌ای رشته سیاست و راهنمایی را در دست داشتند، از آسوریان پس از کشته شدن مارشمعون آقا پطروس سر رشته دار کارهای لشکری می‌بود، ملک خوشابه هم از سر رشته داران به‌شمار می‌رفت، در برابر چنین نیروئی با آن کوشش‌ها چه کار توانستی بود

.

در روز اول تیر ۱۲۹۷ شمسی و ۱۳ رمضان ۱۳۳۶ خبر عبور آندرانیک اوزانیان از ارس طی تلگرافی به شهبندری در خوی می‌رسد. یکی نیروی ۵۰۰ نفری مرکب از عسکرهای عثمانی و سواران ایرانی برای دفاع همان شب به ائو اوغلی عزیمت کردند در ظلمت شب عسکرهای عثمانی در به در به دنبال ارمنیها در جستجو بودند آن‌ها را هر جا می‌یافتند از خانه‌ها بیرون می‌کشیدند و می‌بردند و در خارج شهر می‌کشتند. که در گردنه ارسی به نیروی آندرانیک برخورده و جنگ درگرفت که نتیجه آن پیروزی آندرانیک بود.

سپیده دم روز دوشنبه سوم تیرماه ۱۲۹۷ صف‌های مهاجمان در کنار شهر پدیدار شد و با استتار در مزارع کنار شهر نیمی از شهر را محاصره کردند.

محاصره خوی هم‌زمان با لشکرکشی عثمانی به سمت ارومیه بود که با اطلاع از محاصره مسیر خود را به سمت خوی عوض کردند. در این بین مردم شهر با کمک معدود سلاح داران، تا رسیدن عثمانی‌ها مقاومت کردند. در این زمینه کسروی در تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان می‌نویسد: خوئیان با همه بدی افزار و نداشتن مترالیوز می‌جنگیدند. آن چند تن زخمیان عثمانی نیز به یاری پرداخته و هریکی به سنگ دیگری درآمده و می‌کوشیدند. زنان هم به مردان آمیخته و یاری دریغ نمی‌کردند و برای جنگیان آب و شربت و خوردنی می‌آوردند و این به دلیری آنان می‌افزود، نیز چند تن سواره آواچیق به یاری آمدند و این نیز مایه پشتگرمی گردید.

لشکر عثمانی بعد از تغییر مسیر به سمت خوی محتملاً در بعد از ظهر یکی از روزهای پنجم یا ششم تیر به خوی می‌رسد. بنا به نوشته امین ریاحی توپخانه عثمانی نیروی ارمنی را زیر آتش گرفت و به اندک مدتی همه را در هم شکست و آن‌ها را وادار به فرار کرد. کوه غضنفر به دست عثمانی‌ها افتاد و در پشت شهر نبرد ادامه یافت تا اینکه نزدیک غروب سپاه عثمانی به تازه کند رسیده و شلیک توپ‌ها را به سمت سعید آباد ادامه دادند و تا جلفا به تعقیب ارامنه پرداختند و در نهایت با گذر ارامنه از ارس و آتش زدن دهانه پل جلفا تعقیب و گریز فروکش کرد. به نوشته مهدی آقاسی، علی احسان پاشا بعد از شکست آندرانیک عمده قوای خود را به سمت ارومی سوق داد و باعث پیروزی مسلمانان بر علیه مسیحیانی که توسط نیروهای انگلیسی و فرانسوی حمایت می‌شدند، شد.

حکومت خودمختار آذربایجان

حکومت خودمختار آذربایجان، با نام رسمی حکومت ملی آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان ملّی حکومتی) یک حکومت مورد پشتیبانی اتحاد شوروی[۲] بود که در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در منطقهٔ آذربایجان ایران به پایتختی تبریز توسط فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری تشکیل شد. ماجرای تأسیس و نابودی این حکومت به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است؛ که شهر خوی جزو شهرهای مهم آن حکومت بود و از شهرهای آذربایجان مرکزی ایران بود که بعدها استان آذربایجان غربی تأسیس و به استان آذربایجان غربی انتقال داده شد.

آثار تاریخی و مذهبی

آثار تاریخی زیادی در منطقه خوی قرار دارد از جمله: مزار شمس تبریزی و برج شمس تبریز، دروازه سنگی، بقعه شیخ نوایی، مسجد مطلب خان، پل خاتون، بازار خوی، کارونسراهای خوی اطراف آن، پل قطور، ساختمان شهرداری پیشین، کلیسای سورپ سرکیس، مسجد شاه «سید الشهداء» خوی، مسجد ملاحسن و آرامگاه پوریای ولی. علمدار خوی، امام زاده سید بهلول، زیارتگاه میر فتاح و آبشار بدلان ،غار علی شیخ، تکیه گاه حضرت ابوالفضل، انصار الحسین خوی (بالا امام زاده) را نام برد.

کنگره بین‌المللی شمس در خوی

یکی از نمادهای خوی آرمگاه شمس تبریزی است - خوی شهر عشق مرید مولانا شمس تبریزی است. اولین کنگره بین‌المللی شمس تبریزی در خوی در سال ۱۳۸۹ با حضور بیش از ۴۰ بازیگر معروف از خانه سینمای ایران چون (علی نصیریان پرویز پرستویی ،هانیه توسلی، حمید جبلی و غیره) و آواز خانی‌های شوالیه ایران همچون: شهرام ناظری، مختاباد، سراج سالار عقیلی و چهره بین‌المللی با نام عالیم قاسیم اوف کلید خورد، که هرساله و در سال ۱۳۹۴ کنگره شمس برای چندمین بار به صورت بین‌المللی به روی صحنه می‌رود؛ که مصادف است با ۷ مهر ماه که هرساله مهمانان و گردشگرانی از کشورهای: آلمان بلغارستان - ترکیه - آذربایجان - پاکستان و… بمدت یک هفته برگزار می‌شود که از جمله برنامه‌های فرهنگی شاد و نمایشگاه و کنسرت‌ها از جمله برنامه‌های یاد شده در بزرگداشت روز شمس تبریزی مابین شهرهای خوی - تبریز - شیراز - نیشابور می‌باشد.

شکارگاه‌های تاریخی

خوی به خاطر دارا بودن شکارگاه‌های زیاد مورد توجه شاه اسماعیل صفوی بود. شاه اسماعیل به خاطر آب و هوای خوش خوی زیاد به این شهر سفر می‌کرد و نقل است که شاخ قوچ‌هایی که در عمارت برج شمس تبریزی مشاهده می‌شود توسط شاه اسماعیل شکار شده‌اند. شاه اسماعیل با الهام از طبیعت زیبای خوی شعر می‌سرود.

طبیعت

خوی در میان کوه‌های بلند واقع شده‌است به همین دلیل آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد است. آب و هوای این شهرستان در فصل بهار بسیار دلچسب است. کوه چله‌خانه در مجاورت این شهرستان قرار دارد و نیز کوه اورین که برای مردم این شهر کوهی با ارزش و تاریخی است. منطقه بکر جهنم دره خوی یا به قولی دره قیریس که یک دره کاملاً بکر با کوه‌ها و صخره‌هایی است که از وسط شان راه عبوری دارند و ارتفاع آن‌ها گاهی به ارتفاع یک برج ده طبقه می‌رسد که در بالا به همدیگر چسبیده‌اند. در این دره سرسبز جانورانی مانند خرس قهوه‌ای، آهو، و گوزن وجود دارند. شهر سرسبز و توریستی فیرورق – روستای علی شیخ – روستای وار و پسک – و منطقه قطور با آبگرم و درمانی آن یکی از مراکز گردشگری این شهرستان بحساب می‌آید.

جشنواره‌های تابستانی در خوی

جشنواره‌های تابستانی در خوی هم‌زمان با مسافرت‌های تابستانی گردشگران به شهرستان خوی و برداشت محصولاتی همچون آفتابگردان، گل محمدی، آلبالو و فرش انجام می‌شود که گردشگران ضمن بازدید از اماکن تاریخی و اقامت در خوی و دیدن زیبایی‌های طبیعی و طبیعت بکر می‌توانند در جشنواره‌های تابستانی خوی هم شرکت کنند که مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جشنواره آفتابگردان که نماد خوی هست اشاره کرد که بمدت یک هفته در پارک بزرگ ملت خوی با کنسرت‌هایی مانند گروه رستاک و… رقص‌های محلی هر شب برگزار می‌شود اشاره کرد.

محصولات

سال‌ها پیش به دلیل نوع خاک مزارع خوی پنبه در آن کاشته و بهره‌برداری می‌شد؛ و این مزارع سبب به وجود آمدن نساجی در خوی شد؛ ولی کم‌کم مزارع پنبه جای خود را به آفتابگردان (گونه باخان) داد.
تخمه آفتابگردان از محصولات اصلی این شهرستان است که در کشور معروف است. همچنین عسل مرغوب این شهرستان از دیگر محصولات غذایی می‌باشد. فرشهای نفیس دستباف از دیگر تولیدات این شهر می‌باشد. یکی از نقشهای ماندگار فرش ایرانی «نقش ماهی» است که در این باره براساس معاهده لیسبون و طی فرایند کارشناسی و مطابق با قوانین بین‌المللی، فرش ماهی خوی در سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو مستقر در ژنو، ثبت جهانی شد.

صنایع دستی منطقه فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، جل بافی، مفرش بافی، زیلوبافی، حصیربافی، سبدبافی، ریسندگی الیاف، سفالگری و دست بافته‌های پشمی می‌باشد.

معادن

معادن خوی عبارتند از: نمک، زغال سنگ، مس و طلا که فقط از معدن نمک آن فعلاً استفاده می‌شود و به صورت تجارتی به عنوان نمک خوی در تمام شهرستان‌های مجاور به فروش می‌رسد.

پایانه مرز رازی خوی

شهرستان خوی با وجود داشتن گذرگاه مرزی رازی و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم تنها راه مرزی نزدیک به کشور ترکیه است. خوی تنها شهریست که مسافت آن با شهر وان در کشور ترکیه از طریق بازارچه رازی ۱۲۰ کیلومتراست.

در سال ۲۰۰۶ هیتی از طرف کشور ترکیه برای بررسی وضعیت بین راهی دو کشور جلسه‌ای با حضور معاون وزیر و سایر افراد متولی صادرات و واردات استان آذربایجان غربی و افراد منتخب از این شهرستان برگزار نمودند.

در تاریخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۰ مرز رازی با حضور وزرای خارجی ایران و ترکیه و مقامات محلی بطور رسمی گشایش یافت

حمل و نقل شهرستان خوی

پایانه مسافربری خوی

پایانه مسافربری سردار شهید حاج محمد حنیفه درستی در دو طبقه به عنوان بزرگترین پایانه مسافربری شمال غرب و غرب کشور ۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسید.

ظرفیت روزانه این ترمینال مسافربری را برای جابجایی مسافر را ۴هزار و۵۰۰ نفراست.

فرودگاه خوی

فرودگاه خوی (یاتا: KHY، ایکائو: OITK) به عنوان دومین فرودگاه استان آذربایجان غربی در مهر سال۱۳۸۳ به بهره‌برداری رسیده، هم‌اکنون فرودگاه خوی با توجه به هم‌مرز بودن با کشور ترکیه شهر وان و داشتن گذرگاه مرزی رازی به عنوان مهم‌ترین دروازه توسعه شمال استان در جابجایی هوایی مسافر، توریست، بازرگانان، استادان دانشگاهی و دانشجویان، مهندسان و صنعتگران و… به عنوان یکی از زیباترین فرودگاه‌های کشور ایفای نقش می‌نماید. برنامه‌های هوایی فرودگاه خوی روزهای شنبه و یکشنبه از تهران به خوی ساعت ۰۶:۱۰ و از خوی به تهران ۰۸:۱۰ صبح و چهارشنبه‌ها عصر ساعت ۱۶:۱۰ از تهران به خوی و ۱۸:۱۰ از خوی به تهران می‌باشد. برنامه‌های آینده خوی شامل راه‌اندازی پرواز خوی مشهد - خوی نجف و کربلا و برعکس و همچنین پروازهای تور گردشگری می‌شود.

ایستگاه راه‌آهن رازی خوی

از نواحی چهارده‌گانهٔ راه‌آهن ایران است. در مسیر تهران ایستگاه رازی خوی پل قطور که بزرگترین پل راه‌آهن خاورمیانه است در مسیر راه‌آهن ایران و ترکیه در نزدیکی خوی ساخته شده‌است. شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در راستای توسعه حمل و نقل ریلی، قطار تهران-آنکارا را با همکاری راه‌آهن ترکیه در سال ۱۳۸۰ راه‌اندازی کرد. این قطار دوشنبه شب از تبریز عازم و صبح روز سه شنبه وارد شهر وان در ترکیه می‌شود. این قطار روز ۴ شنبه ساعت ۲۲:۱۵ تهران را به مقصد آنکارا ترک کرده و پس از عبور از ایستگاه زنجان، تبریز، سلماس وارد ایستگاه مرزی رازی خوی ساعت ۱۴:۴۵ می‌شود در ایستگاه رازی تشریفات گمرکی و کنترل گذرنامه‌ها انجام می‌شود سپس قطار در ادامه مسیر پس از طی ۳ کیلومتر در ساعت ۱۷:۴۰، در ایستگاه مرزی کاپیکوی در ترکیه برای بررسی گذرنامه‌ها و گمرک توسط مأموران این کشور متوقف می‌شود. قطار پس از طی ۱۰۷ کیلومتر وارد ایستگاه وان می‌شود و در اسکله وان مسافران سوار کشتی دو طبقه (فری بوت) شده و پس از ۵ ساعت مسافرت با کشتی بر روی دریاچه وان به ایستگاه تات وان رسیده و پس از طی ۱۳۳۰ کیلومتر سفر خود را با قطار ترکیه تا آنکارا ادامه می‌دهند و در ساعت ۱۰ شنبه به آنکارا می‌رسند.

شهرداری خوی

ساختمان شهرداری خوی یا بلدیه سابق مربوط به دوره پهلوی اول است و در خوی، مرکز شهر واقع شده بنای شهرداری خوی در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی به دست استاد علی اکبر توانا (معمار مشهور خویی) در محل ساختمان قدیم شهرداری واقع در خیابان شهید صمدزاده (فعلی) ساخته شد. درفضای شهرداری قدیم صدها درخت اصله تبریزی تنومند وجود داشت. در گذشته به شهردار قدیم رئیس بلدیه شهر می‌گفتند و در زمان تأسیس۵ الی ۶ نفر کارگر روز مزد داشت. کوچه‌های شهر اکثراً خاکی بودند. در سال ۱۳۱۲ خیابان‌های اصلی شهر احداث شد (خیابان طالقانی و خیابان شریعتی) و در سال ۱۳۱۶تنها در چند محل از شهر آسفالت وجود داشت از ۱۳۳۰ سر آغاز آسفالت خیابان‌های شهر بوده‌است. وظایف شهرداری در بدو تشکیل بیشتر نظافت و رفت روب شهر بوده‌است و در سال ۱۳۳۰، ۳۵ نفر کارمند و ۲۰ نفر کارگر داشته‌است.

شهرداری خوی در گذشته زیر نظر انجمن شهر فعالیت می‌کرد و بیشترین منابع تأمین درآمدی شهرداری، از محل دریافت عوارض بوده و به مسایل و امور آب، برق، نان، گوشت، بهداشت شهر با نظافت، رفت و روب (خدمات شهری) نیز نظارت داشته‌است. در سال ۱۳۰۷ شهر خوی دارای پنج دروازه ورودی بوده و در هر کدام از این دروازه‌ها عوارض ورود و خروج به شهرو کالاهای وارداتی، اجناس فروشی در میادین گندم، نمک، دواب عوارض دریافت می‌گردید. بعدها وظایف شهرداری توسعه یافته و اخذ عوارض از پروانه‌های ساختمانی و مغازه‌ها و سایر مجوزها از مردم نیز به منابع درآمدی شهرداری اضافه شد.

کاشتن درختان چنار از سال ۱۳۳۸ در شهر خوی آغاز شد و بیشتر آرامستانها مسیرگشایی شده و ورود حیوانات به شهر ممنوع شد. هم اینک شهرداری خوی با داشتن درجه ۱۰ به عنوان یکی از شهرداریهای فعال شمال غرب کشور به‌شمار رفته و دارای ۴ ناحیه و ۵ سازمان آتش‌نشانی، اتوبوسرانی، تاکسیرانی، سازمان پایانه‌ها و سازمان آرامستانها می‌باشد.

حمل و نقل شهری خوی

سازمان اتوبوس و مینی‌بوس رانی خوی

در سال ۱۳۷۰ به منظور جابجائی شهروندان خوی با تعداد ۹ دستگاه اتوبوس و ۱۱ دستگاه مینی‌بوس با اساسنامه مستقل طی مجوز صادره از سوی وزارت محترم کشور تأسیس و شروع بکار نموده و اکنون سازمان اتوبوسرانی خوی و حومه با ۸۸ دستگاه اتوبوس و ۱۱۷ دستگاه مینی‌بوس در ۳۵ خطوط در سطح شهر و حومه به شهروندان محترم خدمات دهی می‌نماید.

سازمان تاکسیرانی خوی

اتحادیه تاکسی و تاکسی بار در شهر خوی از سال ۱۳۵۱ فعالیت خود را آغاز کرد که در سال در سال ۱۳۷۷ با تشکیل امور تاکسیرانی در شهرداری خوی به مجموعه‌های تحت نظر شهرداری خوی پیوست. امور تاکسیرانی شهرداری خوی تا سال ۸۲توسط شهرداری اداره می‌شد که با تأسیس سازمان به عنوان یکی از سازمان‌های شهرداری کار خود را از لحاظ اداری و مالی به صورت مستقل آغاز نمود. سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی خوی در سال ۸۲ در اجرای قانون الحاق یک تبصره به ماده واحده قانون راجع به تمرکز امور تاکسیرانی به عنوان یکی از سازمان‌های زیر مجموعه شهرداری خوی تأسیس گردید. این سازمان بر اساس ماده ۸۴ قانون شهرداری‌ها وبند ۱۵ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوبه ۰۱/۳/۷۵ تأسیس گردیده‌است و دارای موضوع و اهداف و وظایف تصدی و مدیریت بر کلیه امور مربوط به تاکسیرانی و حمل و نقل عمومی مسافر درون‌شهری شهر خوی می‌باشد.

هتل‌های خوی

خوی با داشتن ۳ هتل شامل: هتل ۳ ستاره ثمین، هتل ۲ ستاره زمرد، و هتل ۱ ستاره جهانگردی، و مسافرخانه‌های درجه یک آماده پذیرایی از مهمانان گرامی است.

کباب خوی

اصلی‌ترین غذای شهر خوی از دیرباز کباب خوی است که برای چشیدن طعم اصل کباب خوی باید خود را به بازار قدیمی خوی رسانده و در چلوکبابی حاج حسین و حاج علی خود را مهمان کرد تا طعم واقعی کباب اصل خوی را تجربه کرد.

بازار قدیمی خوی

بازار قدیمی خوی بازار خوی در ضلع شرقی شهر خوی قرار دارد و بازمانده بازار گسترده‌است. تاریخ احداث بازار فعلی دوره صفویه به بعد است دارای ۴ کاروانسرای بزرگ میرزا هاشم، خان و غیره می‌باشد. بیشتر قسمت‌های آن به دستور عباس میرزای قاجار و توسط امیر احمدخان دنبلی، در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده‌است.

بازار خوی مانند بازارهای اصفهان، کرمان و… تزئینات گچبری و کاشیکاری آجری، کتیبه و… ندارد اما در بعضی از قسمت‌ها، مخصوصاً در چهارسوهای آن تزئینات کَشه چینی آجر وجود دارد.

مراکز آموزشی شهرستان خوی

خوییان از پیشگامان نهضت مشروطیت در آذربایجان و ایران بوده‌اند و این نیز برخاسته از پیشینه و ساختار فرهنگی شهر بوده‌است. تاریخ ایجاد اولین مدرسه به شکل امروزین در خوی به سال ۱۸۸۰ میلادی و به‌وسیله مسیونرهای آمریکایی می‌رسد؛ که مدرسه خسروی یکی از آثار تاریخی خوی که بازمانده از دوران قدیم است که می‌توان به آن اشاره کرد.

از مراکز آموزشی خوی می‌توان به: دانشگاه آزاد اسلامی با حدود ۵۴۰۰ دانشجو، دانشگاه پیام نور با حدود ۴۵۰۰ دانشجو، دانشکده پرستاری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشکده علوم قرآنی، حوزه علمیه نمازی، مرکز تربیت معلم و دانشگاه‌های غیردولتی علامه خویی، زرینه و شمس از مراکز علمی - آموزشی شهر به‌شمار می‌آیند و دانشگاه دولتی خوی نیز در دست ساخت می‌باشد که امید می‌رود با ساخت و تکمیل آن تحولی شگرف در سطح منطقه به وجود آید. همچنین دبیرستان علامه حلی خوی از ممتازترین مدارس در استان می‌باشد و همه ساله بسیاری از دانش آموزان این مرکز در المپیادهای علمی و کنکور سراسری می‌درخشند که در سطح استان مشهود است.

صنعت در شهرستان خوی

از عمده کارخانه‌های معروف در شهرستان خوی می‌توان به کارخانه‌های: نیروگاه سیکل ترکیبی خوی - سیمان آذرآبادگان خوی - کارخانه در حال احداث ذوب آهن خوی - کارخانجات بزرگ نساجی خوی - آبمیوه و کنسانتره‌سازی گلشن خوی - کارخانه تصفیه نمک آذر سپید خوی - کارخانه‌های مبلمان (بارش- ایپک یولی - هدف -ترک - استانبول و…) اشاره کرد. همچنین شهرک صنعتی خوی در سال ۱۳۷۹ به تصویب رسیده و با مساحت بالغ بر ۲۲۲ هکتار در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی سلماس واقع شده‌است. اضافه می‌کنم شهرک‌های صنعتی کانی فلزی و غیر فلزی شهرک مبل در خوی کلنگ زنی و در حال احداث می‌باشد.

منطقه ویژه اقتصادی خوی

منطقه ویژه اقتصادی شهرستان خوی در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی به سلماس و ارومیه به مساحت یکهزار و چهل هکتار در زمین‌های روبروی شهرک صنعتی جاده فرودگاه این شهر تعیین شده با امکانات :فرودگاه خوی - نیروگاه سیکل ترکیبی خوی - شهرک صنعتی خوی و…، هم‌اکنون در حال انجام کارهای مقدماتی خود در هیئت دولت می‌باشد.

منطقه آزاد شهرستان خوی

پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد خوی اساساً توسط شخص استاندار آذربایجان غربی مطرح شده‌است. گفته می‌شود در این طرح پیشنهادی قرار است خوی به منطقه آزاد ارس متصل شود و شهرستان خوی نیز با فاصله‌ای در حدود ۲۵ الی ۳۰ کیلومتری از این منطقه آزاد بهره‌مند گردد و این موضوع بسیار جدی است و هم‌اکنون مراحل اصلی و پایانی خود را طی می‌کند.

== نگارخانه خوی ==

شهرهای خواهرخوانده و هم پیوند

  • قونیه، ترکیه از چهاردهم مهر ۱۳۹۰
  •  ایران نیشابور، استان خراسان رضوی، ایران از چهاردهم مهر ۱۳۹۰
  •  ایران شیراز، استان فارس، ایران از پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲
  • شهرهای یغنادزور، وایک و جرموک، ارمنستان ازبیست و پنجم خردار ۱۳۹۴

منابع

پیوند به بیرون

  • وبگاه رسمی

چالدران

چالدران می‌تواند اشاره به یکی از موارد زیر باشد:

  • دشت چالدران دشتی میان ایران و ترکیه که جنگ چالدران در آن رخ داده است.
  • شهرستان چالدران، واقع در آذربایجان غربی
  • جنگ چالدران، نبرد بین سپاه صفویه به فرماندهی شاه اسماعیل اول، و سپاه عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم

شوط

شوط یکی از شهرهای شمالی استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران است. این شهر مرکز سیاسی و اداری شهرستان شوط بوده و در ۴ کیلومتری جنوب رودخانهٔ «زنگبارچای» قرار گرفته‌است.

شوط

اصل کلمه شوط از یک اسم ارمنی به نام اشوط گرفته شده که بعدها با گذشت زمان حرف الف آن حذف شده و یه صورت شوط در آمده است. ظاهراً اشوط نام پهلوانی ارمنی بوده که در این شهر می‌زیسته‌است.

املا و تلفظ

تاریخ

وجه تسمیه

این شهر ابتدا متعلق به ارامنه بوده و نامش آشوط بوده که به مرور زمان به شوط تبدیل شده گرچه امروزه حتی یک خانوار ارمنی در این شهر زندگی نمی‌کند نام ارمنی این شهر گفته‌ای بر این مدعاست

در زمان حکومت پهلوی نام شهر در اسناد دولتی به «شاه‌آباد» تغییر یافت؛ اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، به اسلام‌آباد تغییر یافت اما به خاطر تشابه اسمی با اسلام‌آباد غرب واقع در کرمانشاه بار دیگر شهر به همان نام پیشین خود خوانده شد.

جغرافیا

شهر شوط در ۴ کیلومتری جنوب رودخانهٔ «زنگبارچای» در دشتی پهناور و در محاصره تپه‌های رسی قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال غربی با ماکو و از سمت شمال شرقی با پلدشت، از سمت جنوب شرقی با چایپاره و از سمت جنوب غربی با چالدران همسایه‌است.

اب و هوا

شهر شوط اب و هوایی سرد و خشک دارد و در نظر bsk اب و هوا در شوط استپی محلی است. در طی سال در شوط زیاد باران نمی‌بارد. در شوط میانگین سالانه دما ۱۲٫۴ سانتی گراد است و میانگین بارندگی به ۲۶۴ میلی‌متر می‌رسد. کمترین میزان بارش در ماه اگوست رخ می‌دهد و میزان متوسط در این ماه ۷میلی لیتر است. بیشترین میزان بارش در ماه می رخ می‌دهد و میزان متوسط در این ماه ۴۶ میلی لیتر است. میانگین دما در ماه جولای ۲۶ درجه سانتی گراد است که در بالاترین میزان خود قرار دارد و ماه زانویه با میانگین دمای ۲٫۵- سردترین ماه سال است. تغییر در میزان بارش بین خشک‌ترین و مرطوب‌ترین ماه سال ۳۹ میلی لیتر است و تغییر در دمای سالانه ۲۸٫۵ درجه سانتی گراد است.

مردم

جمعیت

طبق آخرین سرشماری کشوری در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۷۲۱۹ خانوار و بالغ بر ۲۵٬۳۸۱ نفر است.

زبان

زبان‌های رایج در این شهر ترکی آذربایجانی و کردی کرمانجی است.

دین و مذهب

دین مردم این شهر اسلام بوده و از اهل تشیع و اهل تسنن تشکیل یافته‌است. ‏

اماکن گردشگری

جاذبه‌های طبیعی

  • استخر سرپوشیده آبگرم معدنی و منبع آب شهری از مهم‌ترین جاذبه‌های طبیعی شوط محسوب می‌شود. استخر سرپوشیده آبگرم معدنی در بالای تپه‌ای قرار گرفته که از دو سوی آن آبگرم و از وسط آن نیز آبسرد از داخل تپه به بیرون می‌جوشد.
  • غار شیخ سلو واقع در روستای شیخ سلو یکی از شگفتی‌های طبیعی شهرستان شوط که در سال ۱۳۸۰ کشف گردیده‌است.

بناهای تاریخی

شهرستان شوط دارای ۳۵ اثر ثبت شده ملی است ولی متأسفانه بسیاری از بناهای تاریخی و فرهنگی این شهر در طول تاریخ از بین رفته‌اند و هم‌اکنون اثری از آن‌ها باقی نمانده‌است. اما با این وجود هنوز هم در روستاهای شهرستان شوط آثاری بر جای مانده که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تپهٔ خلیل‌آباد مربوط به دورهٔ اورارتوها در شهر شوط
  • «عمارت تاریخی خان» با معماری مربوط به اواخر دورهٔ قاجار و اوایل دورهٔ پهلوی در روستای خوک (آخرین روستای خان‌نشین در منطقه)
  • گنبد مقبره تاریخی کندال واقع در جنوب روستای کندال بر روی تپه ای نزدیک قعله کافر قالاسی قرار گرفته‌است. این بنا مربوط به دوران سلجوقی است و نمای این گنبد سنگی و طرز سنگ چینی آن طوری است که هر بیننده ای را به فکر فرو می‌برد. ارتفاع گنبد۳متر و به شکل دایره است.
  • حمام تاریخی روستای صوفی (شوط)
  • تپه تاریخی روستای خضرلو

حمل ونقل

ارتباط هوایی

  • فرودگاه منطقه آزاد تجاری صنعتی ماکو واقع در شهرستان شوط

ارتباط زمینی

  • اتوبوس:پایانه مسافربری شوط
  • اتوموبیل: «بزرگراه تبریز - بازرگان. سه راهی شوط» و «سه راهی اصلی شوط-چالدران-چایپاره»

فاصله ارتباطی با سایر شهرها

  • شوط - ماکو :33km
  • شوط - پلدشت :36km
  • شوط - چالدران :50km
  • شوط - چایپاره :53km
  • شوط - خوی: 121km
  • شوط - سلماس :162km
  • شوط - ارومیه :251km
  • شوط - مهاباد :370km
  • شوط - تبریز :218km
  • شوط - تهران :846km

نگارخانه



پانویس

منابع

  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، مؤسسه گیتاشناسی، ۱۳۸۳.
  • [۱]
  • پلدشت

    پلدشت یکی از شهرستان‌های مرزی استان آذربایجان غربی در شمال غربی‌ترین نقطه ایران و ساحل زیبای رود ارس است. این شهر مرکز سیاسی و اداری شهرستان پلدشت است. در تاریخچه تقسیمات کشوری ایران پلدشت اولین بخش ایران است که از سطح دهستان به بخش ارتقاء یافته‌است. جمعیت آن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی برابر با ۸٬۵۸۴ نفر و در آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در سال ۱۳۹۵ اجراء شد جمعیت شهر 11٬۴۷۲نفر بوده‌است. زبان مردم پلدشت ترکی آذربایجانی است.

    از این شهر به راحتی می‌توان روستای «شاه‌تختی» در جمهوری خودمختار نخجوان و حتی ساختمان‌های شهر نخجوان را دید.

    پل پلدشت-شاه‌تختی در محدودهٔ مرز ایران و جمهوری خودمختار نخجوان با حضور پرویز داوودی معاون اول رئیس‌جمهوری و الهام علی‌اف رئیس جمهوری آذربایجان در سال ۱۳۸۶ افتتاح شد. ایران و جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۱۲۵ کیلومتر مرز مشترک آبی در استان آذربایجان غربی هستند که تردد بین دو سوی مرز از طریق این پل انجام می‌گیرد.

    دین و مذهب

    دین مردم پلدشت اسلام و مذهب اکثریت آن شیعه است.

    جغرافیا

    پلدشت در کناره رود مرزی ارس واقع شده‌است. این بخش ناحیه‌ای جلگه‌ای و شنزار می‌باشد و قسمتی از آن کوهستانی است. هوای آن نسبت به دیگر بخش‌ها گرمتر است. رود زنگبار نیز دقیقاً از مرکز شهر می‌گذرد و به ارس می‌ریزد. بر خلاف ماکو که دارای طبیعتی کوهستانی است، پلدشت دارای آب و هوای نیمه خشک است. زمستان بسیار سرد و تابستان نیز گرم است. این شهر در یک دشت مسطح مابین دو دشت شیبلو و زنگنه واقع شده‌است. نام این شهر هم از این مورد نشات گرفته‌است. البته آن سوی رود ارس، کاملاً کوهستانی است که این خود یکی از موارد جالب و دیدنی این منطقه به حساب می‌آید. حاشیه رود ارس(آراز) در اطراف این شهر پوشیده از جنگل است که زیبایی خاصی به آن داده‌است. ضمناً محیط مناسبی برای چرای حیوانات به حساب می‌آید. پلدشت شامل سه دهستان: چایباسار جنوبی (۱۳۷۹ کیلومتر مربع وسعت)، قره قویون (۷/۶۲۱ کیلومتر مربع وسعت ۹، گچلرات (۸۷۰ کیلومتر مربع وسعت) و در سال ۱۳۶۵ مجموعاً شامل ۱۶۵ آبادی بوده‌است.

    اقتصاد

    کار اصلی مردم این شهر کشاورزی وتجارت است. اما در چند سال گذشته و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان، پلدشت از نظر تجاری اهمیت پیدا کرد و اکثر مردم به کار تجارت روی آوردند. یک بازارچه مشترک مرزی نیز در این شهر ایجاد شده‌است. البته در چندین سال گذشته به دلیل رفع مشکل کم‌آبی که با احداث سد ماکو و انتقال آب آن به اراضی پلدشت و روستاهای اطراف حاصل شده‌است، کشاورزی دوباره رونق پیدا کرده‌است.

    صنم بلاغی

    به دلیل ارتباط و پیوند تاریخی بین مردمان آذربایجانی ایران و جمهوری خودمختار نخجوان بازارچه صنم بلاغی در سال ۱۳۷۱ تأسیس و افتتاح گردید. این بازارچه ۱۴۰۰۰ متر مربع مساحت دارد و دارای ۳۰ غرفه به همراه امکانات جانبی است که ۱۵ تعاونی با ۳۳۰۰ عضو در آن مشغول به کارند. این بازارچه در ۳۰ کیلومتری ماکو قرار دارد. کالاهای وارداتی از این بازارچه لوازم یدکی خودرو و صادراتی مصالح ساختمانی، میوه و تره بار، مصنوعات صنعتی و صنایع چوبی است.

    پانویس

    • طول و عرض جغرافیایی پلدشت

    سردشت

    سَردَشت(بە کوردی:سەردەشتSardaşt) از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی می‌باشد که از جنوب به استان کردستان، از غرب به مرز عراق، اقلیم کردستان، از شمال به پیرانشهر و از شرق به مهاباد محدود می‌شود. بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت این شهر برابر با ۶۸۱۶۵ نفر بوده‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۴۸۰ متر می‌باشد.

    سردشت در پای کوه گرده سور بر روی دشتی در ارتفاع به وسعت ۵/۲ کیلومتر مربع و با ارتفاع ۱۴۸۰ متر از سطح دریا و طول جغرافیایی ۴۵٫۵۳ شرقی و عرض ۳۶٫۲۵ شمالی بر کنار چشمه آبی رو به شرق مشرف به رودخانه کلو قرارگرفته‌است. آب آشامیدنی شهر و قسمت عظم آب زراعتی زمین‌های اطراف شهر از این چشمه که کانون آبگیر کوه گرده سور کوه‌های مرزی می‌باشد تأمین می‌گردد.

    از بوکان ۱۰۵ کیلومتر (از طریق جاده شوسه) و از طریق مسیر بوکان-خلیفان-ربط ۱۳۰ کیلومتر و از مهاباد ۱۲۵ کیلومتر؛ همچنین با پیرانشهر ۹۰ کیلومتر و از بانه نیز ۶۰ کیلومتر فاصله دارد.

    شهر سردشت در دل رشته کوه‌های مرزی و در ۳۵کیلومتری اقلیم کردستان عراق و نزدیکترین شهر اقلیم به آن شهر قلعه دزه است.

    مردم این شهر کردزبان بوده و با کردی سورانی و لهجه (مکریانی) صحبت می‌کنند. مردم سردشت پیرو مذهب شافعی اهل سنت هستند. این شهر و بعضی از آبادی‌های اطرافش در جنگ ایران و عراق توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

    از جاذبه‌های گردشگری سردشت می‌توان به آبشار شلماش (در فاصله ۸ کیلومتری شهر، گردنه زمزیران بین سردشت و مهاباد، آبشار رزگه در منطقه آلان، آبشار چکوو تفرجگاه خدرآباد و آب معدنی گراوان در ۲ کیلومتری شهر ربط اشاره کرد.

    شهرستان سردشت دارای سه بازارچه مرزی کیله(رسمی) و قاسم رش و اشکان (موقت) می‌باشد.

    نامگذاری

    برخی براین باورند که سردشت (زَردَشت) از آنجا که این نام را در کُردی «زرتشت» و «زرادشتر» می‌خوانند. عقیده دارند که سردشت از نام زرتشت گرفته شده باشد که بعد از حمله اعراب به ایران به سردشت تغییر نام پیداکرده باشد. همچنین سردشت می‌تواند از دو قسمت (سر) و (دشت) باشد که به معنی دشتی است که تا رودخانه زاب ادامه دارد.

    پیشینه تاریخی

    سردشت قبل از اسلام در ضلع شمال غربی شهر کنونی در کنار چشمه آبی بزرگ قرار داشته و مدتی به نام «نیزه رو» نامیده می‌شد و دارای پنج برج و با روی محکمی بوده که آثار آن هنوز پیداست. سردشت یکی از مناطق تاریخی و باستانی است که هنوز آثار متعددی از آن شناسایی نشده و دست نخورده مانده یا به غارت رفته‌است. در نزدیکی سردشت آثار قلعه‌ای مربوط به دوره اشکانیان به نام (وارش قاضی آوا) وجود دارد.

    بمباران شیمیایی

    نیروی هوایی عراق از ۷ تیر۱۳۶۶ با استفاده از بمب‌های شیمیایی در چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) انجام شد. در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.

    جغرافیا

    سردشت در دامنه کوه گرده سور (Gerde Sûr) گسترده شده‌است، کوهستان‌های قندیل در شمال غربی سردشت قرار دارند. سردشت از شمال با پیرانشهر، از شرق با مهاباد و بوکان و از جنوب شرق با بانه در استان کردستان همسایه‌است. سردشت از غرب با شهرهای رانیه و قلعه دیزه و استان اربیل(هولیر) و از جنوب با شهر سلیمانیه و شهر شارباژیر و ماوت در استان سلیمانیه همسایه‌است. همچنین سردشت دارای ۱۰۰ کیلومتر مرز با کردستان عراق می‌باشد.

    منطقه سردشت کوهستانی، ناهموار پوشیده از جنگل با وسعت ۱۶۶۰ کیلومتر مربع می‌باشد. از کوه‌های مرتفع منطقه سردشت می‌توان به اسامی زیر اشاره کرد:

    • بلفت
    • هوینه مال (جنوب روستای قلعه رهش)
    • زه ردکه (در منطقه آلان)
    • سه ری گوم (پشت شهر میرآباد)
    • ترخان
    • ابراهیم جلال
    • کوه نستان
    • لندی شیخان
    • داشان قلعه
    • کاسه بردین
    • حاجی ابراهیم
    • برده سپیان

    مردم

    زبان

    مردم سردشت به زبان کردی سورانی و با لهجه مکریانی (مُکُریانی) صحبت می‌کنند. البته مردم منطقه سردشت نیز با لهجه مکریانی خود تکلم می‌کنند. زبان کردی سورانی و قرابت‌های همسان با سورانی هولیر در استان اربیل و سورانی بابانی استان سلیمانیه در کردستان عراق دارد. مکریان نام امارت تاریخی است که پیش از قانون جدید تقسیمات کشوری به منطقه‌ای در شمال غربی ایران گفته می‌شد که شامل شهرستان‌های تکاب، بانه، سقز، شاهین دژ، بوکان، سردشت، اشنویه، مهاباد و پیرانشهر و نقده می‌شد. البته منطقه رانیه و پژدر و قلادزه را نیز به لحاظ قرابت زبانی و فرهنگی نیز جزء مکریان به حساب می‌آیند.

    جمعیت

    ژاک دمورگان فرانسوی در سال ۱۲۸۶ که طی یک سفر توریستی از شهر سردشت دیدن کرده، جمعیت این شهر را ۱۵۰۰ نفر ذکر کرده‌است. در نخستین سرشماری در سال ۱۳۳۵ خورشیدی جمعیت این شهر ۲٫۶۴۵ بوده و در سال ۱۳۵۵، جمعیت آن به ۱۰۲۰۷ نفر رسیده که نسبت به دورهٔ قبل ۸۹/۵ درصد، رشد داشته‌است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت شهر سردشت با ۸۱/۱ رشد به ۴۱۲۳۰ افزایش یافته‌است.

    مکان‌های گردشگری

    از امکان تاریخی و گردشگری سردشت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    رودخانه زاب

    رودخانه زاب به طول ۴۰۰ تا ۴۴۰ کیلومتر که از کوه‌های کردستان سرچشمه می‌گیرد و به طرف مغرب ایران خارج از مرز در کشور عراق به رود دیاله و سد دوکان و سپس به دجله می‌پیوندد. شاخه‌ای از زاب صغیر (که لوی) از کوه‌های شمال غرب پیرانشهر (سیاه کوه با ارتفاع ۳۵۷۸ متر) شروع شده و ضمن دریافت آب از شعباتی مانند لاوین، بادین وارد تنگ گرژال می‌شود آنگاه در دشت که لوی ۶ کیلومتری سردشت جریان پیدا می‌کند آنگاه از زیر پل فلزی (سردشت- مهاباد- بانه) عبور می‌کند و در پیچ وخم کوهستان جریان پیدا می‌کند و شعبات دیگری مانند چم شلماش و رزگه را دریافت می‌کند و آنگاه مرز بین ایران و عراق را در منطقه آلان تشکیل می‌دهد؛ و بعداً به نام چم تیت وارد خاک عراق شده و سپس با دریافت شعبات مهم دیگر به دریاچه دکان عراق می‌ریزد و به دجله می‌پیوندد.

    پل قلاتاسیان

    یکی از پل‌های موجود بر رودخانه زاب صغیر پل قلا تاسی یا قلاتاسیان است که به مرور زمان و همچنین بالا آمدن آب موجب تخریب لایه‌های سست سطحی آن شده طول پل شمالی- جنوبی است و در حقیقت به استثنای یکی از ستون‌های شمالی سنگ چینی که ملاط ان تقریباً از پایه شروع شده بقیه ستون‌ها را نگ‌های طبیعی طرفین پل که ناشی از شیب تند کوهستانی و آخرین دامنه آن است با سه ستون سنگی نیمه تمام طبیعی که هر کدام با سنگ چینی محکم پایه‌های اصلی پل را تشکیل می‌دهند ساخته شده‌است. این پل بر سر راه قدیمی میر آباد به مهاباد در قسمت شمالی رودخانه زاب کوچک بنا شده نزدیکترین روستا به پل قلاتاسیان از سمت غربی روستاهای نبی آوا و موسالان است. احتمالاً این پل در اواسط قرن سیزدهم هجری و به دستور شیخ مولانا از مریدان شیخ یوسف الدین برهان بنا شده باشد و به گفته‌ای به پل مولانا نیز شهرت دارد.

    گرمابهٔ بیستون

    حمام قدیمی (گرمابهٔ بیستون) در داخل شهر که به دستور زمان عزیزخان مکری سیاستمدار کُرد در دوره قاجار ساخته شده‌است.

    محوطه‌های تاریخی متعدد که هنوز در سطح ناحیه شناسایی و کشف نشده‌اند، را می‌توان به عنوان بستر و زمینه ساز رشد و شکوفایی ناحیه در زمینه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و توریستی دانست؛ با ذکر این اوصاف باید گفت که سردشت قابلیت تبدیل به منطقه نمونه گردشگری را دارد.

    تجارت

    بازار و گمرک

    سردشت دارای سه بازارچه فعال مرزی قاسم رش، کیله و بیژوه در منطقه آلان است؛ که از طریق گمرک قضایی و بازارچه کیله در سال ۱۳۸۹ ۵۷ میلیون دلار کالا صادر شده‌است. سردشت مبدأ صدور کالاهای خارجی به بازارچه‌ها و پاساژهای شهرهایی چون بانه، مهاباد و پیرانشهر و حتی ارومیه، می‌باشد. جالب توجه اینکه این در شهرهای مذکور کالاها با قیمت‌های گزاف تر فروخته می‌شوند ولی در شهر سردشت با قیمت نازل می‌توان آن‌ها را خرید.

    همچنین سردشت دارای گمرک و مرز زمینی کیله با کردستان عراق می‌باشد که درحال تبدیل شدن به مرز بین‌المللی است. فاصله سردشت از طریق راه آسفالته با مرز ۱۴ کیلومتر و فاصله هوایی سردشت با نقطه صفر مرزی کیله ۸ کیلومتر می‌باشد، و فاصله سردشت با قلادزه (قلعه دیزه) ۳۵ کیلومتر و با رانیه ۶۵ کیلومتر و با هولیر (اربیل) ۲۰۰ کیلومتر می‌باشد. با افتتاح مرز بین‌المللی کیله، سردشت به دروازه ترانزیت ایران در شمال غرب به کردستان عراق، ترکیه، سوریه و حوزه مدیترانه تبدیل می‌شود.

    ترابری

    شهر سردشت دارای جاده مستقیم با شهرهای بوکان، ارومیه، مهاباد، بانه و پیرانشهر می‌باشداست که البته جاده بوکان به طول ۱۰۵ کیلومتر شوسه و فقط ۵۵ کیلومتر از سمت بوکان، آسفالت بوده و بزودی قرار است کامل آسفالته بشود.

    سردشت دارای جاده آسفالته مناسب با کشور عراق و اقلیم کردستان عراق می‌باشد.

    • فاصله سردشت با اولین شهرها در اقلیم فدرال کردستان عراق و مناطقی مهم از ایران به صورت زیر است:

    ترمینال سردشت دارای سرویس‌های منظم روزانه به شهرهای بوکان، ارومیه، مهاباد، نقده، پیرانشهر، اشنویه، مراغه، تبریز، تهران، سقز، و بانه می‌باشد.

    پانویس

    منابع

    • افخمی، ابراهیم. تاریخ و فرهنگ ادب مکریان-جلد دوم. چاپ اول. بوکان: محمدی سقز، ۱۳۷۳. 

    سلماس

    سَلْماس یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستانی به همین نام است. این شهر در ۸۰ کیلومتری شمال ارومیه در مسیر راه ارتباطی ارومیه-تبریز واقع شده‌است. جمعیّت آن طبق سرشماری سال ۸۵ در حدود ۸۰ هزار نفر می‌باشد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، زمین لرزه‌ای این شهر را با خاک یکسان کرد. در پی این زمین لرزه، شهر جدید سلماس با توجه به اصول شهرسازی مدرن و با طرح شطرنجی در چندکیلومتری شمال ویرانه‌های دیلمان ساخته شده‌است.

    سلماس علاوه بر پیشینه تاریخی چندین هزارساله خود یکی از شهرهای مهم آذربایجان در تاریخ تحولات سیاسی ایران بوده‌است. بخصوص در دوران نهضت مشروطه شهیدانی همچون «حیدرخان عمواوغلی» اولّین مهندس برق ایران و «سعید سلماسی» را در خود پرورده و تقدیم جنبش مشروطیت نموده‌است.

    همچنین «امانوئل آغاسی» قهرمان بوکس ایران بین سالهای ۱۳۲۱ الی ۱۳۳۱ که پدر «آندره آغاسی» قهرمان تنیس جهان می‌باشد، متولد سلماس است.

    مردم

    اکثریت مردم سلماس به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و شیعه هستند.گروهی نیز به زبان کردی کرمانجی سخن می گویند و سنی شافعی می‌باشند. عده‌ای از یهودیان هم تا سدهٔ بیستم در این منطقه زندگی می‌کردند.

    موقعیت و جغرافیا

    سلماس مرکز شهرستان در ۳۸ درجه، ۱۲ دقیقه شمالی و ۴۴ درجه و ۴۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی در سرزمین آذربایجان در استان آذربایجان غربی به مرکزیت ارومیه واقع می‌باشد. فاصله سلماس از ارومیه ۹۵ کیلومتر، از همسایه شمالی، خوی ۴۵ کیلومتر، همسایه‌های شرقی شبستر و تسوج به ترتیب ۹۰ و ۵۵ کیلومتر می‌باشد. سلماس از طریق جاده گونئی با تبریز ارتباط دارد. این جاده در حدود ۱۶۰ کیلومتر طول دارد. از طریق راه آهن سلماس به تبریز، تهران، آنکارا، استانبول و سوریه می‌توان مسافرت کرد. ایستگاه قره تپه سلماس محل استقرار گمرک می‌باشد. مسافرین استانبول و سوریه امور گمرکی خود را در اینجا انجام می‌دهند. منطقه آزاد تجاری سلماس در این منطقه قرار دارد. فرودگاه‌های ارومیه و خوی در ۸۰ و ۲۵ کیلومتری سلماس قرار دارد. در سالهای اخیر اسکله سلماس به نام بره در دریاچه ارومیه فعال بوده ولی اینک فعالیت چندانی ندارد.

    پیشینهٔ تاریخی

    از دیدگاه تاریخی، دیرینگی این شهر به دوران اورارتویی (هزاره پیش از میلاد) بازمی‌گردد. سلماس پایتخت دوم حکومت اورارتوییان بود که نام باستانی آن اولهو (=اولخو) بود. امروزه محققین دخمه‌های موجود در «قارنی یاریق»، «هؤدر»، «دئریک»، «زنجیر قالا» و چهریق و آثار مختلف قلعه‌های خان تختی، کاظم داشی «گؤیرچین قالا» را آثار اورارتویی می‌دانند. کئوپورتر انگلیسی برای نخستین بار توانست اورارتویی بودن آثار زنجیر قالا در تمر را نشان دهد. مقدسی نیز ساکنین شهر را کردها معرفی می‌کند. در سال ۱۱۰۲ تا ۱۱۰۷ هجری قمری هنگامی که صفویان ضعیف گشته بودند، سپاه عثمانی به شهر بی‌دفاع سلماس تاخت و توابعش کرد قیران، انزل، قراباغ را به سنجاق صومای ضمیمه نمود، در سال ۱۳۰۹ خورشیدی زمین لرزه‌ای به مقیاس ۷٫۲ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا می‌شود و نام شاپور به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.

    منطقه زلزله خیز

    در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۰۹ خورشیدی زمین‌لرزه‌ای به مقیاس ۷٫۲ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا می‌شود و نام شاهپور(به‌طور مخفف شاپور گفته می‌شد) به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.

    تاریخ سیاسی

    این شهر در دوران مشروطه یکی از مراکز اصلی فعالیت مشروطه خواهان بوده‌است. سلماس یکی از معدود شهرهای آذربایجان بود که همه ساکنان آن مشروطیت را قبول داشته و شهیدانی همچون حیدرخان عمواوغلی و سعید سلماسی از پیشتازان جنبش مشروطه ایران بوده‌اند.

    جاذبه‌های گردشگری

    از جمله مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری سلماس می‌توان به آبشار خور خورا، کلیساهای هفتوان، قلعه چهریق، قلعه قارنی یاریق، درّه زولاچای، تالاب چیچک، درّه تمر، آب گرم ایسی سوو سنگ نگاره خان تختی را نام برد.

    مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهرستان سلماس؛

    • ساحل تفریحی و گردشی دریاچه ارومیه
    • امامزاده کهنه شهر
    • امامزاده برگشاد (امامزاده هشتم)
    • آبشار خورخورا
    • آبشار تمر
    • کلیساهای هفتوان
    • خسروا
    • قلعه چهریق
    • قلعه قارنی‌یاریق واقع در روستای آجواج
    • دره زولا چای
    • تالاب چیچک
    • تالاب آق زیارت
    • دره تمر
    • آب گرم ایسی‌سو
    • سنگ نگاره خان‌تختی
    • تپه اهرنجان که قدمت نه هزار ساله دارد
    • تپه مغانجوق
    • حمام شیخ
    • زنجیرقلعه تمر
    • قلعه روستای هدر در نزدیکی روستای بزرگ سیلاب

    (نوشته از محمدخانی سیلابی)

    راه‌های دسترسی به سلماس

    پایانه مسافربری سلماس

    پایانه مسافربری سلماس روزانه به شهرهای خوی - تبریز- تهران روزانه سرویس مستقیم دارد.

    فرودگاه

    ایستگاه راه آهن سلماس

    یکی از نواحی چهارده‌گانهٔ راه‌آهن ایران است. مسیر راه آهن ایران - اروپا و ایستگاه راه آهن سلماس در منطقه ویژه اقتصادی سلماس سکوی پیشرفت و مکانی امن برای سرمایه‌گذاران است؛ که در جاده سلماس به خوی واقع شده‌است.

    • دانشکاه آزاد اسلامی سلماس:

    پیوند به بیرون

    • شهرداری سلماس
    • فرمانداری شهرستان سلماس
    • دانشگاه آزاد اسلامی سلماس
    • آثار تاریخی ثبت‌شده در سلماس

    منابع

    • مختصات، ارتفاع و نام‌های پیشین

    شاهین‌دژ

    شاهین‌دژ در بخش مرکزی شهرستان شاهین‌دژ در استان آذربایجان غربی واقع است. این شهر در ۷۲ کیلومتری شمال غرب تکاب و در ۶۰ کیلومتری جنوب شرق میاندوآب و ۵۰ کیلومتری شمال بوکان قرار دارد.

    شاهین‌دژ بین ۳۶ درجه و ۴۰ دقیقهٔ عرض شمالی و ۴۶ درجه و ۳۴ دقیقهٔ طول شرقی در ارتفاع ۱۴۰۶ متری از سطح دریا واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۹، برابر با ۳۸٬۸۲۰ نفر و ۹٬۹۱۶ خانوار اعلام شده‌است (در اوایل دهه هشتاد یک چهارم مساحت شهرستان و چیزی در حدود شصت روستای پرجمعیت به میاندواب واگذار گردید)

    تاریخچه شهر

    با توجه آثار و اشیا کشف شده از طرف روستاهای شاهین دژ تمدن و سابقه تاریخی این شهر مربوط به هزاران سال قبل از تمدن مادها می‌دانند با توجه به اشیاء مکشوفه در کوه سرخ روستای عقرب لو بر اساس نقشه‌های تاریخی موجود ۹۰۰ سال از میلاد و قبل از ورود آریایی‌ها به ایران در کوهستان‌های جنوب دریاچه ارومیه که امروزه موسوم به شاهین دژ، نقده، مهاباد و اشنویه است به واسط آب رودخانه زرینه رود و سیمینه رود طوایفی به نام منایی‌ها سکونت داشته‌اند که در سراسر حوزه شهر میاندوآب به طرف سواحل دریاچه ارومیه تا خاک افشار در شاهین دژ و سواحل زرینه رود و سیمینه رود می‌توان رد پای منائی‌ها ماننایین را دید.

    شاهین‌دژ در قرن هفتم قبل از میلاد آئوکانه (aukane) نامیده شده‌است و در مورد نام صایین‌قلعه طبق تواریخ در دوره ساسانیان عده زیادی از مردم جهت نیایش به آتشکده آذرگشسب واقع در تخت سلیمان در ۳۰ کیلومتری شهر فعلی شاهین دژمی رفتند که بسیاری از این افراد از بزرگان و سلاطین ساسانی بوده‌اند که از قبل از رسیدن به آ آتشکده در محل شاهین‌دژ قلعه‌ای جهت استراحت بنا نهاده ونام آن را صایین دژ نهادند.

    بعد از ظهور اسلام صائین دژ، صائین قلعه نام گرفت و در دوره پهلوی شاهین دژ نام گرفت و هم‌اکنون نیز به همین نام خوانده می‌شود.

    وجه تسمیه

    شاهین‌دژ (قلعهٔ عقاب) پیش از اسلام برسر راه آتشکدهٔ آذرگشنسب قرار گرفته بود و بزرگان زرتشتی پس از زیارت این مکان مقدس، در ۳۰ کیلومتری غرب آن قلعه‌ای برای استراحت خود ساخته بودند که این قلعه به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شد و نهایتاً تبدیل به یک شهر کوچک گردید. شاهین به‌عنوان نگهبان این قلعه مورد استفاده قرار می‌گرفته و هم‌اکنون نیز در شمال این شهر صخره‌هایی معروف به لانهٔ عقاب موجود است. نام این شهر پس از اسلام به «صائین‌قلعه» و در دورهٔ پهلوی نیز به «صائین‌دژ» تغییر پیدا کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همان نام تاریخی «شاهین‌دژ» خوانده شد. منطقه افشار از دو قسمت مشخص و با دو آب و هوای متفاوت تشکیل یافت، و در منتهی‌الیه جنوب خاورای آذربایجان غربی، مابین بیجار، گروس، سقز، خمسه زنجان و سراسکند میانه واقع شد است. منطقه‌ای که مرکز آن تکاب است و معروف به یوخاری‌محال (محال علیا) و منطقه دیگر را که مرکز آن سایین قالا یا همان شاهین دژ فعلی است آشاقی‌محال (محال سفلی) می‌نامند.

    مردم

    ساکنان شاهین‌دژ از گروه‌های مختلف قومیتی و مذهبی روستانشین و شهرنشین تشکیل یافته‌اند. آذربایجانی، کردهای کرمانجی، ارامنه، لک‌ها و زرتشتیان از جملهٔ این گروه‌ها هستند. اغلب ترکی آذربایجانی و‏ کردی (کرمانجی و سورانی و چاردولی) در این منطقه رایج است.

    آثار باستانی

    تعداد دو تپهٔ دست‌ساز موجود در داخل شهر که در زمان حکومت مغول‌ها به منظور مقابله با حملهٔ دشمنان احداث شده اشاره کرد. در حفاری‌های صورت گرفته در سال ۱۳۸۸ بر روی یکی از این تپه‌ها (تپهٔ قپان) که به روش لایه نگاری پله‌ای انجام شد و از نقطه ثابت تا خاک بکر نزدیک به ۲۴ متر لایه نگاری شده، دوره‌های اسلامی، ساسانی، مانایی، عصر آهن، برنز۳٬۲ و۱، کالکولیتیک (عصر مس و سنگ) جدید، میانی و قدیم، و نیز عصر نئولیتیک (نوسنگی) شناسایی شد که قدیمی‌ترین لایه استقرار این محوطه مربوط به دوره نوسنگی است که قدمت آن ۸۰۰۰ سال تخمین زده می‌شود. در حفاری‌های سال ۱۳۸۵ ظروف سفالی زرین فام متعلق به قرون سوم و چهارم هجری به دست آمد که نشانگر جایگاه این محوطه به عنوان یکی از مراکز مهم ساخت سفالینه‌های زرین فام است. یکی از ظروف مکشوفه از این منطقه که در آن شاهینی درحال شکار گوزن به تصویر آمده و کتیبه‌ای به خط کوفی با مضمون آرزوی یمن و برکت برای صاحب ظرف بر روی آن حک شده در سال ۸۷ به عنوان نماد دهمین گردهمایی بین‌المللی باستان‌شناسی ایران که در هرمزگان برگزار شد،انتخاب شده بود.

    حمام تاریخی قپان مربوط به اواخر دوره قاجار است و خیابان شهید مطهری، کوچه ۱۵ خرداد راسته قپان واقع شده‌است.

    نمای آجری منحصر بفرد با تزئینات آجرکاری بسیار زیبا در خیابان امام خمینی و همجوار بانک ملی واقع شده‌است. این اثر متعلق به دوره اواخر قاجاری و هم‌زمان با حمام تاریخی قپان می‌باشد. این اثر در سال ۱۳۸۷ به ثبت ملی رسیده‌است.

    محله‌ها

    • قلی‌کندی
    • قره داش
    • باکری
    • قزلناو
    • شهرک آزادگان
    • شهرک جانبازان
    • شهرک فرهنگیان
    • شهرک شهید رجایی
    • پاسداران
    • خرمده
    • کهنه کند
    • چاباهار

    منابع

    • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ۱۳۸۳ خ.
    • مختصات و ارتفاع

    پیوند به بیرون

    ماکو

    ماکو یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز ایران و ترکیه قرار دارد. شهر ماکو مرکز شهرستان ماکو است. شهر ماکو در دره‌ای بنا شده که رودخانه زنگمار از آن می‌گذرد و شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. قسمت جنوبی شهر در دامنه کوه سبد قرار گرفته و بخش شمالی در دامنه کوه قیه است.

    این شهر به دلیل آنکه در کنار مرز و گمرک بازرگان واقع شده‌است محل عبور مسافرینی است که قصد دارند از طریق زمینی به ترکیه سفر کنند.

    مردم

    بافت مردمی ماکو از مردمان آذربایجانی و کُرد تشکیل شده که آذربایجانی‌ها شیعه بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و کردها سنی بوده و به زبان کردی کرمانجی صحبت می‌کنند.

    وجه تسمیه

    ساکنین ماکو در سده اول قبل از میلاد مسیح به دلیل اینکه به مذهب زرتشتی گرویده بودند این شهر را «ماغ کوی» یعنی شهر روحانیان زرتشتی می‌نامیدند. (مغ در زبان زرتشتی و زبان کهن به معنای روحانی زرتشتی می‌باشد) ماکو به زبان ارمنی به معنی چراگاه‌است و از این رو به آن ماکو گفته‌اند چرا که چراگاه‌های بزرگ در پیرامون ماکو وجود دارد. همچنین برخی معتقدند مادها که در زمان پادشاهی ایشتوویگو در این منطقه ساکن شدند، آن را مادکوه (کوه مادها) نامیدند. این نام بعداً به صورت ماکو درآمد. یاقوت حموی عقیده دارد ماکو محل زندگی روحانیون زردشتی بوده‌است لذا در اصل ماغ کوی نام داشته که به مرور ایام ماکو شده‌است.

    تاریخ

    در منطقه آزاد تجاری ماکو بازمانده‌های یک شهر بزرگ قدیمی که دامبات و خاورزمین نام داشت دیده می‌شود.

    گله‌داران ساسانی از ساکنان این منطقه بودند. این شهر ویرانه را هنوز خاورزمین می‌نامند.

    در دوره‌های بعدی ماکو بخشی از ایالت واسپورکان ارمنستان شد گروهی محل شهر کنونی ماکو را محل قبلی دژ قابان دانسته‌اند. در جلد ششم فرهنگ معین (به تألیف جعفر شهیدی) آمده‌است: «ماکو در قدیم قلعه‌ای بود به نام قابان که چون محل دزدان بود شاه عباس آن را خراب کرد. بنای شهر ماکوی امروزی را می‌توان از سال ۱۰۱۲ ه‍.ش دانست.» در دوره‌های بعد، اعراب و ترکان سلجوقی بر منطقه چیره شدند.

    کلاویخو، سفیر ‍پادشاه اس‍پانیا، که درتاریخ اول ژوئن ۱۴۰۳ م از ماکو دیدن می‌کند، آن را قلعه‌ای می‌نامد که حاکمش مسیحی و نورالدین نام دارد. به گفتهٌ وی قراولان همگی از ارمنستان هستند ولی آشنا به زبانهای ترکی و فارسی.

    به هنگام انعقاد عهدنامه گلستان، در مورد ماکو میان روس و عثمانی رقابت بود. در پی آن به مردم و خان‌های ماکو اختیار داده شد تا به هر سو که مایلند ملحق شوند و آنان الحاق به ایران را انتخاب کردند. از این حیث خوانین ماکو به‌ویژه تیمورپاشا و اقبال‌السلطنه طرف رعایت و ملاحظه قاجاریه بودند.

    آب و هوا

    ماکو دارای آب و هوای نیمه خشک با توجه به مکانش تحت تأثیر باران‌هایی از کوه‌های زاگرس است. هوای شهر گرم و خشک در تابستان، و سرد همراه با بارش برف در زمستان است. بیشترین بارش ناشی از رگبارهای بهاری است.

    اماکن مهم گردشگری ماکو

    • معبد سنگی در ده شدی دشت زنگنه
    • برج و بارو و کتیبه در، ساری قیه و در صخره ماکو
    • خرابه‌های تعدادی کلیساهای ارمنی در دهات مختلف
    • آثار تاریخی شهر دامبات
    • خرابه‌های قدیمی گزلو در ده مخند
    • سنگ‌های بازالتی قرمزلیخ در روستا ی آواجیق
    • آبشار شرشر در روستای آواجیق
    • اب‌های گازدار روستای عرب دیزج در آواجیق
    • آثار و علایم منقوش در سنگ در ده قزلجه قلعه دهستان قره قویون
    • دالانها و غارهای زیرزمین در اطراف آرارات
    • شهر روسا یا قلعه جم خور در ده بسطام چایپاره
    • اتاق سنگی در ده چیره کندی چای پارا
    • گورستان تاریخی پیر احمد کندی در دهات آواجیق
    • پل بشگوز در نزدیک شهر ماکو
    • خرابه‌های سه گوش در ده قزلداغ
    • اتاق سنگی در ده دلیک داش
    • کلیسای زور زور در ده بارون
    • دیری متعلق به فرقه دمینکن در پای کوه قیه
    • اتاق سنگی در ده سنگر
    • کلیسای مریم ننه در شمال شهر ماکو
    • بنای باشکوه کلاه فرنگی در بیمارستان ماکو
    • کاخ باغچه جوق
    • از ارتفاعات ماکو می‌توان چهارکشورایران ترکیه آذربایجان و ارمنستان رادید.

    ماکو روستاهای زیبایی نیز دارد قره خاچ با آب هوای ییلاقی و محیطی آرام یکی از جاذبه‌های طبیعی این شهر می‌باشد علاوه بر آن روستاهای بارون، رند، هندور، سنگر، و قلعه جوق و باغچه جوق از زیباترین روستاهای ماکو می‌باشند.

    منابع

    • موسوی ماکویی، میر اسدالله، تاریخ ماکو، تهران: نشر بیستون، ۱۳۷۶، ص۳۵. (شابک: ۹۶۴۹۰۰۳۶۲۲)، با نقل از مینورسکی
    • مختصات و ارتفاع

    پیوند به بیرون

    مهاباد

    مَهاباد، مرکز شهرستان مهاباد و یکی از شهرهای کُردنشین استان آذربایجان غربی در ایران است. این شهر که در جنوب استان و در منطقه تاریخی مکریان قرار دارد، مرکز ناسیونالیزم کُرد در ایران تا اواسط سده نوزدهم به مدت ۴۰۰ سال مرکز حکومت امرای مکری بود، حکومتی که در این شهر اقدام به ضرب سکه کرد. مهاباد شهری سرسبز است و در میان چندین کوه واقع شده‌است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۶۸٬۳۹۳ نفر بوده‌است. مهاباد که به نگین آذربایجان غربی مشهور است همه ساله بیشترین آمار گردشگران را در این استان به خود اختصاص می‌دهد. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به رودخانه و سد مهاباد که یکی از نزدیکترین سدها به محلات مسکونی در جهان است، بازارچه‌ها و بازار بزرگ تاناکورای مهاباد که تأمین‌کنندهٔ اصلی لباس دیگر بازارها و مغازه‌های تاناکورای کشور محسوب می‌شود، همچنین وجود جاذبه‌های طبیعی همچون تالابهای بین‌المللی کانی برازان و قوپی باباعلی، دخمه مادی فخریگاه و غار سهولان (دومین غار بزرگ آبی ایران) در حاشیه و اطراف شهر اشاره کرد.

    مهاباد در ابتدا آبادی کوچکی بوده‌است که در سال ۱۰۳۸ قمری و در اواخر حکومت شاه عباس صفوی، بداق سلطان حاکم ایل مکری محل حاکمیت خود را به مهاباد انتقال داد و در اقدامات عمرانی متعدد این شهر را توسعه بخشید. این شهر پایتخت جمهوری مهاباد نیز در سال ۱۹۴۶ میلادی بوده‌است. منطقه مهاباد، صحنه درگیری‌های مکرر سیاسی در دوران مدرن بود، به‌طوری‌که پس از جمهوری ۱۱ ماهه مهاباد این شهر مرکز ناسیونالیسم کُرد قرار گرفت و در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران به مدت کوتاهی تحت کنترل کردها بوده‌است.

    خاستگاه نامگذاری

    نام شهرستان مهاباد در دوره قاجار، به زبان ترکی آذربایجانی ساوجبلاغ (در لهجه مهابادی: سابلاغ) بود که در زمان حکومت رضاشاه به مهاباد تغییر داده شد. دربارهٔ واژه مهاباد تاکنون تعبیرات و معناهای گوناگونی گفته شده‌است. مهاباد را مادآباد نیز گفته‌اند که این تعبیر هیچ گونه دلیل قابل قبولی همراه ندارد. این شهر را مه‌آباد نیز گفته‌اند که اگر به معنای جایی باشد که همیشه مه آلود است این تعبیر نیز با واقعیت وفق نمی‌کند. در فرهنگ فارسی برهان قاطع دربارهٔ واژهٔ مهاباد چنین نوشته شده‌است که نام اولین پیغمبری است که به عجم مبعوث شد و کتابی آورد که آن را «دساتیر» خوانند. بعضی نیز براین اعتقاد هستند که مهاباد به معنای جایی است که بزرگان آن جا را آباد کرده‌اند. این منطقهٔ قدیمی در زمان‌های پیشین مرکز نواحی کردنشین بوده و بطلیموس آن را داروشاه و راولیستون به نام داریاس نامیده‌است. امروز در ۳ فرسخی شهر فعلی، روستایی به نام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر داریاس در همین نقطه واقع بوده‌است. در عصر هخامنشی منطقه، بخشی از امپراتوری عظیم هخامنشی بود و بعد از آن در زمان اسکندر بخشی از آتوپاتن ماد بود که ژنرال هخامنشی آتروپات و سپس جانشینانش بر آن جا حکومت کردند. در دوره صفویه ایالات غرب ایران میدان مبارزه و برخوردهای دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و حکام محلی در ولایات باختر به مقتضای توانایی یکی از دو امپراتوری هر بار تابع یکی از آن‌ها می‌شد. این شهر در گذشته بر اثر زلزله‌ای نابود و دوباره ساخته شد. پیرامون این شهر آثار تاریخی متعددی وجود دارد.

    پیشینه

    پیش از اسلام

    ساوجبلاغ دیروز یا مهاباد امروز به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی ممتاز با وجود دشت‌ها و جلگه‌های حاصلخیز در شمار قدیم‌ترین سکونتگاه‌های بشری به‌شمار می‌رود. بررسی‌های علمی، شواهدی را از وجود مردمی با تمدن کشاورزی و دارای «سفال‌های منقوش» که هم‌زمان با تمدن‌های سیلک ۳ و شوش بوده‌اند نشان می‌دهد. مردمان این تمدن‌ها در ۳٬۵۰۰ پیش از میلاد با تمدن‌های فلات ایران و میان‌رودان رابطه داشته‌اند. بررسی‌های باستانشناسی شهر ویران و یوسف‌کندی این موضوع را ثابت می‌کند. این تمدن‌ها تا پیش از هجوم آشوریان در هزاره اول پیش از میلاد دارای ثباتی نسبی بوده‌اند.

    پس از هجوم آشوریان و نابودی تمدن‌های اورارتو و مانا، مردمان آن‌ها به سوی نواحی جنوب و جنوب غربی استان آذربایجان غربی فعلی مهاجرت کردند. آنان برای محافظت از خود در مناطق کوهستانی این نواحی دژهایی ساختند که بقایای این دژها مانند قلات شاه هنوز در منطقه وجود دارند.

    در دوران آرامش این منطقه مادها شروع به سکونت در آن کردند. آرامگاه فقریکای (فخریکا) گواه حضور آنان در این منطقه است؛ ولی با هجوم آشوریان، آرامش از این منطقه رخت می‌بندد؛ به‌طوری‌که تا دوره هخامنشیان زندگی در این منطقه تنها در دژها و مناطق کوهستانی، با حکمرانی‌های قبیله‌ای و اقتصاد شبانی ادامه یافت. در دوران هخامنشیان، امنیتی نسبی در منطقه برقرار شد ولی به دلیل اینکه این منطقه یکی از گذرگاه‌های یونانیان برای حمله به ایران بود دوباره امنیت از منطقه رخت بربست. این منطقه به دلیل تهاجمات مکرر یونانیان صدمات فراوانی دید. برای همین یکی از مجرب‌ترین شاخه‌های پارتیزانی ارتش اشکانیان در این منطقه استقرار یافت. تا دوره ساسانیان نیز منطقه، موقعیت حساس استراتژیک خود را حفظ کرد.

    بطلیموس نیز مهاباد را داروشاه و راولینوس به نام دارایاس نامیده‌است و امروزه در سه فرسنخی شهر فعلی قریه‌ای به نام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر دارایاس آنجا بوده‌است.

    پس از اسلام

    مهاباد (ساوجبلاغ مکری) شهری‌ست قدیمی که در ازمنه پیشین مرکز نواحی کردنشین (مکریان) بوده‌است. دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمی‌گردد.

    شهر مهاباد در کالبد کنونی توسط صارم‌بگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مُکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد محله باغ سیسه فعلی بنا گردید.

    امپراتوری صفویه به نام اسلام شیعه و علیه کردهای سنی، داریاز مهاباد را ویران کرد.

    معاصر

    این شهر در دهه‌های گذشته آشوب‌های سیاسی نیز به‌خود دیده‌است. مقر جمهوری مهاباد که در سال ۱۹۴۶ برابر با سال ۱۳۲۵ تشکیل شده‌بود، در شهر مهاباد بود. پس از انقلاب، حزب دمکرات کردستان ایران در اسفند ۱۳۵۷در جریان میتینگی بزرگ فعالیت‌های علنی خود را پس از ۳۲ سال از سر گرفت. اندکی بعد دفتر سیاسی حزب دمکرات در محل خانهٔ جوانان مستقر شد. علاوه بر این کومله نیز با گشایش دفتر در این شهر به فعالیت پرداخت. در اواخر سال ۱۳۵۸ بیش از ۲۵ حزب سیاسی در این شهر فعالیت می‌کردند. اندکی بعد، گروه‌های چپ ایرانی قانون اساسی جمهوری اسلامی را غیردمکراتیک و واپسگرایانه خواندند. این گروه‌ها پس از مدت‌ها مذاکره تصمیم گرفتند تا یک قانون اساسی جدید را به تصویب برسانند. از آنجا که عمده مذاکرات و هماهنگی‌های این قانون اساسی در مهاباد انجام شده بود، به میثاق مهاباد شهرت یافت. اما درست در روزی که قرار بود این مذاکرات با حضور ده‌ها گروه نهایی شود، ارتش از دو محور به مهاباد حمله کرد.

    مهاباد تا پاییز ۱۳۵۹ دو بار میان جمهوری اسلامی و پیشمرگان دمکرات -کومله دست به دست شد. تنها در هفتهٔ آخر شهریور ۱۳۵۹ بیش از ۶۵۰ نفر از ساکنان شهر بر اثر گلوله‌باران ارتش در این شهر کشته شدند.

    تقسیمات سابق مهاباد و حومه و توابع تا سال ۱۳۲۲ خورشیدی بدین شرح بوده‌است:

    بخش مرکزی مهاباد، بخش بوکان، بخش نقده، بخش اشنویه، بخش مرحمت‌آباد (که بعداً میاندوآب نامیده شد)، بخش شاهیندژ، بخش تکاب، بخش سقز، بخش بانه، بخش سردشت، بخش پیرانشهر.

    بخشهای پیرانشهر، نقده و اشنویه از سال ۱۳۲۲ به‌علت عدم وجود ارتش ایران در مهاباد موقتاً تا اعادهٔ وضع عادی ضمیمه شهرستان ارومیه شدند. بخش‌های سقز، بانه و سردشت نیز از همان تاریخ و به همان دلیل ضمیمه شهرستان سنندج شدند.

    بخش‌های میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نیز ضمیمه سنندج گردیدند. تنها بوکان همراه مهاباد ماند. اما از بعد از ورود مجدد ارتش در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ شمسی بخش‌های مذکور نه تنها به مهاباد ضمیمه نشدند بلکه هر یک از بخش‌های: میاندوآب، نقده، تکاب، پیرانشهر، سقز، بانه و سردشت خود تبدیل به شهرستان شدند. بوکان نیز در ۲۸ اسفند سال ۱۳۶۸ از مهاباد جدا شد و تبدیل به شهرستان شد.

    وضعیت طبیعی

    جغرافیا

    مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی، در عرض جغرافیاییَ ۴۶ و °۳۶ شمالی و طول جغرافیاییَ ۴۳ و °۴۵ شرقی و در دامنه رشته کوه‌های لند شیخان قرار دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۳۲۰ متر می‌باشد؛ و از آب و هوای معتدلی بر خوردار است که زمستان‌ها هوای سردی دارد و تابستان‌ها هوای شهر مهاباد گرم است. شهرستان مهاباد یکی از شهرهای کردنشین جنوب استان آذربایجان غربی است که از شمال به شهرستان میاندوآب، از جنوب به سردشت، از غرب به پیرانشهر و نقده و از شرق به بوکان محدود می‌شود. این شهرستان در موقعیت طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۴۳ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۶ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده‌است. فاصله آن تا مرکز استان ۱۲۰ کیلومتر و تا تهران ۷۵۰ کیلومتر است.

    رودخانه‌ها

    منابع آب زیرزمینی

    مهاباد دارای ۹۷ چاه عمیق، ۹۰۸ چاه نیمه عمیق، ۲ قنات و ۶ چشمه می‌باشد که در مجموع درای ۶٫۸ میلیون مترمکعب آب قابل برداشت است.

    آب و هوا

    شهر مهاباد با قرار گرفتن در شمال باختری ایران دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تابستان‌ها خنک و زمستان‌ها بسیار سرد می‌باشد. بهار قشنگ‌ترین فصل در این منطقه‌است. در فصل پاییز هوا بیشتر بادی است.

    مردم

    زبان

    مردم مهاباد به زبان کردی سورانی با لهجه مُکری یا مکریانی از زبان کردی تکلم می‌کنند.

    مذهب

    دین مردم مهاباد اسلام و مذهبشان سنی شافعی ست. همچنین سابقاً اقلیتی از ارامنه و کلیمیان در مهاباد حضور داشتند. به علاوه شمار اندکی از شیعیان که اصالتاً از دیگر شهرها یا استان‌ها هستند. اکثر شیعیان مهاباد که ۲ درصد از جمعیت این شهر را تشکیل می‌دهند، ترک‌زبان هستند. به‌طوری‌که در ماه محرم، در حسینیه‌های شهر به دو زبان ترکی و فارسی نوحه خوانده می‌شود.

    جمعیت

    جمعیت مهاباد ۱۴۷٬۲۶۸ نفر در سال ۱۳۹۰ بوده‌است. بر اساس نتایج آمارگیری سال ۱۳۸۵ شهر مهاباد چهارمین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی و همچنین بر اساس نتایج این آمارگیری این شهر پنجمین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود. همچنین این شهر ۵۹امین شهر پرجمعیت ایران و ۲٬۶۸۶امین شهر پرجمعیت جهان است. .

    مهاجرت به شهر در طول دهه ۵۵–۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این مهاجرت‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند. پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام تعدادی از محلات این شهر که با واژه باغ همراه است دیده می‌شود.

    اشتغال و بیکاری

    در سال ۱۳۵۵ میزان اشتغال در شهر مهاباد ۹۵٫۸ درصد، بالاتر از میزان اشتغال در استان (۸۶ درصد) بوده ولی در سال‌های پس از آن، این میزان کاهش یافته به‌طوری‌که در سال ۱۳۷۵ میزان اشتغال در شهر به ۸۸٫۸ درصد رسیده‌است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تعداد بیکاران مرد در شهر مهاباد ۵۱۹۸ نفر و تعداد بیکاران زن ۱۰۵۹ نفر بوده‌است (بدون احتساب ۵۷۵۱۵ زن خانه‌دار).

    معلولیت

    بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تعداد افرادی که در شهر مهاباد حداقل دارای یک نوع معلولیت (نابینا، ناشنوا، اختلال در گفتار و صدا، قطع دست، نقص دست، قطع پا، نقص پا، نقص تنه و اختلال ذهنی) هستند در میان مردان ۱۱۱۵ نفر و در میان زنان ۸۱۲ نفر بوده‌است.

    اماکن تاریخی

    بناها

    مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته‌است، چون شهر مهاباد کلاً درمیان دره‌ای که رشته کوه‌هایی آن را احاطه کرده و رودخانه‌ای به نام رودخانه مهاباد که از وسط شهر می‌گذرد قرار گرفته‌است، لذا قبرستان مذکور که آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی مرتفع تر از شهر قرار گرفته‌است، گویا در زمان خودش این محدوده به صورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر این نظریه را تأیید می‌نماید.

    • حمام تاریخی میرزا رسول (که هم‌اکنون به موزه مردم‌شناسی تبدیل شده‌است)
    • حمام لج
    • سنگ نگاره‌های خره هنجیران
    • دژقلات شاه
    • برده کنته
    • آرامگاه بداق سلطان
    • پل ممیند
    • فقرگاه مهاباد
    • حوضخانه رستم بیگ
    • حوضخانه شاه درویش

    مساجد

    از میان ۲۵۷ مسجد موجود در شهرستان مهاباد، ۷۲ مسجد در شهر و مابقی در روستاها قرار دارند. قدیمی‌ترین مسجد مهاباد مسجد جامع سرخ می‌باشد که در زمان بداق سلطان حاکم مهاباد ساخته و در زمان شاه سلیمان صفوی تکمیل شد. این مسجد از نظر توازن در طرح با هجده گنبد خشتی و شبستانی با هجده ستون سنگی و حجره‌های پیرامون آن از زیباترین بناهای تاریخی استان به‌شمار می‌رود.

    باغ‌ها (شهرباغ‌های دیروز)

    معضلات شهری

    زمین خواری

    زمین خواری و رانت خواری از معضلات اصلی شهر مهاباد است. در این میان می‌توان به زمین خواری ۳۰۰ میلیارد تومانی در شهرک صنفی کاوه در سال ۹۳ و زمین خواری تپه سیران اشاره کرد. در رابطه با زمین خواری شهرک صنفی کاوه، برخی از اعضای شورای شهر و شهردار قبلی مهاباد دخیل بوده‌اند.

    تعداد خودروهای شهر

    بالا بودن تعداد خودرو نسبت به جمعیت، یکی از معضلات شهر مهاباد در سال‌های اخیر بوده‌است. میانگین تعداد خودرو به نسبت جمعیت در مهاباد بیشتر از میانگین کشوری است.

    بخش‌ها

    گسترش شهر

    قدیمی‌ترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شده‌است و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.

    سیل و آسیب‌های دیگر باعث انتقال خانه‌ها به بخش‌های جنوبی و ایجاد محلات تازه پیرامون میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیده‌است.

    شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا این که بداق سلطان مکری حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام می‌شد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشی‌ها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانی‌ها، تاجرباشی و کوسه صورت می‌گرفت.

    شهر مهاباد با جمعیت ۱۶٬۰۰۰ نفر در ۱۹۴۵، ۲۰٬۳۳۲ در ۱۹۵۶ و ۴۴٬۰۰۰ در ۱۹۷۶، که تا ۱۹۸۰ به بیش از ۵۰٬۰۰۰ رسید به دلیل موقعیت جغرافیایی اش و بالاتر از همه به دلیل نقشش در تاریخ اخیر کرد به عنوان یک مرکز اداری، نظامی و فرهنگی سریعاً اهمیت یافت. تقریباً همهٔ مهابادیها کردهای مسلمان سنی‌اند. بسیار فارسی و ترکی آذری را به خوبی گویش غالب کردی که در کنار کردی سلیمانی در کردستان عراق، معیاری ادبی برای زبان کردیست، صحبت می‌کنند.

    کوچ مردم به شهر در طول دهه ۵۵–۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این کوچ‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند.

    پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام شماری از محلات این شهر که با واژهٔ باغ همراه است دیده می‌شود.

    امروزه تمرکز ادارات، بانک‌ها و سازمان‌های دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بیشتر در امتداد خیابان‌های جمهوری اسلامی، سید نظام، طالقانی، بلوار توحید و جام جم است. محلات کارمندی شهر بیشتر در نیمهٔ شمالی و مناطقی که ورود و خروج کالاها (بسیاری از آن‌ها به صورت قاچاق) در آن بیشتر صورت می‌گیرد در نیمهٔ جنوبی شهر قرار دارد.

    نخستین لوله‌کشی آب در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر مهاباد آغاز به کار کرد و تصفیه‌خانه آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ به راه افتاد. پیش از آن در اغلب خانه‌ها و مساجد قنات و چاه شخصی وجود داشت.

    امروزه همه معابر شهر آسفالت است و شهرک صنعتی که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد-میاندوآب قرار دارد و ۹ واحد آن به بهره‌برداری رسیده‌است برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کرده‌است.

    مناطق شهرداری

    مهاباد دارای ۳ ناحیه اصلی شهری می‌باشد.

    ترابری

    مسافت مسیر جاده‌ای مهاباد به ارومیه مرکز استان ۱۲۲ کیلومتر و مسافت مسیر جاده‌ای مهاباد به تهران ۶۷۹ کیلومتر است.

    فاصله شهر مهاباد با شهرهای همجوار (تمامی این محورها از نوع شبکه دسترسی سطح ۲ درون منطقه‌ای هستند):

    راه‌آهن

    پروژه راه‌آهن مراغه به ارومیه سال ۱۳۹۲ به مهاباد رسید. ایستگاه راه‌آهن مهاباد و خط آهن میاندوآب به مهاباد به طول ۴۰ کیلومتر در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۲ با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت افتتاح شد.

    پایانه مسافربری

    در پایانه مسافربری مهاباد ۸۸ دستگاه اتوبوس ویژه، ۵۰ دستگاه مینی بوس و ۱۲۵ دستگاه سواری پژو و سمند فعالیت دارند.

    تاکسی درون‌شهری

    تعداد تاکسی‌های شهر مهاباد در سال ۱۳۹۴، یک هزار و هفتصد دستگاه بوده‌است، که از این تعداد ۸۹ دستگاه ون، ۹۰۰ دستگاه تلفنی، ۵۰۴ دستگاه گردشی و ۱۶۸ دستگاه خطی بوده‌اند. سازمان تاکسیرانی مهاباد که از تاریخ ۲٫۳٫۱۳۸۶ طبق اساسنامه‌های مربوطه از شهرداری این شهر جدا شده، وظیفه مدیریت و نظارت بر سیستم حمل و نقل عمومی را بر عهده دارد.

    اتوبوس

    سازمان اتوبوسرانی مهاباد و حومه در پاییز سال ۱۳۷۹ به نام واحد اتوبوسرانی با پنج دستگاه اتوبوس در سه مسیر سطح شهر فعالیت خود را شروع نمود. در سال ۸۶ تعداد اتوبوس‌های فعال به ۳۹ دستگاه رسید که در ۹ مسیر فعال می‌باشند. البته با توجه به مشکلاتی خاص و عدم هماهنگی واحدهای مختلف، جابجایی مسافران با استفاده از اتوبوس در مواقع عادی در مهاباد کارایی چندانی ندارد، لذا در حال حاضر تنها در بخش روستایی از اتوبوس‌ها استفاده می‌شود.

    ورزش

    از مهم‌ترین اماکن ورزشی مهاباد می‌توان به به مجموعه ورزشی آزادی که شامل زمین فوتبال آزادی (میدان آبیاری) که در سال ۱۳۵۱ تأسیس شده، سالن سرپوشیده ۲۰۰۰ نفری، سالن کشتی، سالن تنیس روی میز، سالن وزنه‌برداری، سالن ژیمناستیک و سالن رزمی می‌باشد، اشاره کرد.

    والیبال

    مهاباد که از قطب‌های والیبال ایران محسوب می‌شود دارای چندین تیم باشگاهی در لیگ‌های ایران می‌باشد. درخشش والیبال مهاباد به دهه ۷۰ بازمی‌گردد، زمانی که با تیم فرمانداری مهاباد قهرمان دسته اول باشگاه‌های کشور و چهارم سوپرلیگ باشگاه‌های ایران در فصل ۱۳۷۳ شد. این تیم که در آن زمان وابسته به فرمانداری مهاباد بود پس از یکی دو سال حضور در رقابت‌ها، ناگهان با تغییر فرماندار وقت به یکباره منحل شد از سرشناسان والیبال مهاباد می‌توان به فرهاد پیروت‌پور، بهترین پشت خط زن والیبال قهرمانی آسیا در سال ۱۳۹۴ و آکو کریمی بازیکن و داور بین‌المللی اشاره کرد.

    مقاومت فرمانداری مهاباد

    تیم والیبال مقاومت فرمانداری مهاباد، پس از دو دهه، در سال ۱۳۹۳ دوباره با هدایت فرمانداری مهاباد تشکیل و راهی مسابقات لیگ دسته یک کشور شد. این تیم در دو دوره حضور در مسابقات لیگ دسته یک پس از صعود از مرحله مقدماتی، در مرحله پلی آف با شکست از حریفان از صعود به سوپر لیگ بازماند.

    شهرداری مهاباد

    تیم والیبال شهرداری مهاباد در آذرماه سال ۱۳۹۴ با قهرمانی در مسابقات سوپر لیگ استان آذربایجان غربی به زیرگروه دسته یک کشوری راه یافت. این تیم با سرمربیگری طاهر کریمی و با بازیکنان تمام بومی، در اولین سال حضور در مسابقات زیرگروه دسته یک به مرحله نیمه نهایی رسید، اما با شکست از حریفان در این مرحله نتوانست به مسابقات لیگ دسته یک راه یابد.

    سلامت

    بیمارستان امام خمینی مهاباد، تنها بیمارستان شهر با بخش‌های تخصصی داخلی، کودکان، زنان و زایمان، جراحی عمومی، ارولوژی، ارتوپدی، چشم، ای ان تی، جراحی اعصاب، پوست، اعصاب و روان، دیالیز، قلب، سی سی یو و آی سی یو می‌باشد. این بیمارستان دارای پاراکلینیک‌های آزمایشگاه، رادیولوژی، سونوگرافی، سی تی اسکن، داروخانه، آندوسکوپی، اکوکاردیوگرافی و تست ورزش است.

    در اطراف مهاباد ساختمان‌هایی برای اسکان بیماران جذامی ساخته شده‌است. این ساختمان‌ها مخصوص جذامیان شهرستان‌های جنوبی استان است.

    آزمایشگاه‌ها

    شهر مهاباد دارای ۶ آزمایشگاه دولتی و ۶ آزمایشگاه خصوصی می‌باشد.

    آزمایشگاه‌های دولتی:

    • آزمایشگاه بیمارستان امام خمینی، واقع در خیابان دانشگاه
    • آزمایشگاه مرکز بهداشت مهاباد، واقع در بلوار توحید
    • آزمایشگاه مرکز بهداشت امیرالمؤمنین، واقع در میدان استقلال
    • آزمایشگاه مرکز بهداشت شافعی، واقع در خیابان خلفای راشدین
    • آزمایشگاه مرکز بهداشت بداق سلطان، واقع در میدان استقلال
    • آزمایشگاه مرکز بهداشت فرهنگیان، واقع در خیابان ساحلی

    آزمایشگاه‌های خصوصی

    • آزمایشگاه خصوصی دکتر زینی، واقع در چهارراه آزادی
    • آزمایشگاه خصوصی مهر، واقع در خیابان جمهوری
    • آزمایشگاه خصوصی پاستور، واقع در خیابان صلاح‌الدین ایوبی
    • آزمایشگاه خصوصی دکتر ژیان، واقع در چهارراه آزادی
    • آزمایشگاه خصوصی شفا، واقع در خیابان صلاح الدین ایوبی شرقی
    • آزمایشگاه خصوصی تأمین اجتماعی، واقع در خیابان صلاح‌الدین ایوبی

    اماکن گردشگری

    • دریاچهٔ سد مهاباد
    • باغ مکائیل (پارک ملت)
    • غار سهولان
    • تالاب کانی برازان
    • فقرگاه

    مراکز آموزشی

    دانشگاه‌ها

    دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد

    این دانشگاه در سال ۱۳۶۵ تأسیس شده و اکنون به عنوان بزرگترین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در استان آذربایجان غربی با دارا بودن بیشترین تعداد رشته در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می‌پذیرد. مسن‌ترین دانشجوی ایران با ۸۲ سال سن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد در حال تحصیل است.

    دانشگاه پیام نور مهاباد

    این مرکز دانشگاهی در سال ۱۳۷۲ تأسیس شده و در حال حاضر در بیش از ۸۰ رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشجو می‌پذیرد. این دانشگاه از نظر تعداد رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و از نظر تعداد دانشجویان در حال تحصیل بعد از دانشگاه پیام نور مرکز ارومیه در جایگاه دوم استان آذربایجان غربی قرار دارد.

    رسانه

    صدا و سیما

    اولین فرستنده رادیویی در سال ۱۳۲۴ در مهاباد تأسیس شد و بعد از افت و خیزهای فراوان در پانزدهم تیرماه سال ۱۳۵۱ رادیو مهاباد به صورت تمام رسمی افتتاح شد. فرستنده تلویزیونی مهاباد نیز در تاریخ ۱۳۵۰٫۷٫۱۸ دایر و افتتاح شده‌است. هم‌اکنون شبکه مرکز مهاباد روزانه به‌طور معمول ۱۲ساعت در بخش سیما و ۱۵ ساعت برنامه در رادیو پخش می‌کند. سیمای مرکز مهاباد در یکم خرداد سال ۱۳۹۴ بر روی ماهوارهعرب‌ست یا همان بدر قرار گرفت.

    نشریه‌ها

    مهاباد دارای چهار نشریه ماهنامه مهاباد، دوهفته‌نامه جامعه کردستان، مجله میراث یار و پیشه نگ است.

    ماهنامه مهاباد

    ماهنامه مهاباد اولین نشریه این شهر است که با مدیر مسئولی و صاحب امتیازی احمد بحری، فعالیت خود را از سال ۱۳۷۹ با دو زبان کردی و فارسی در سه زمینه فرهنگی، اجتماعی و ادبی آغاز کرد. این نشریه که از باسابقه‌ترین مجلات کردی در ایران است، در مهاباد چاپ و در بسیاری از مناطق کردنشین انتشار می‌یابد.

    ره‌آوردها

    غذاهای سنتی

    یکی از مهم‌ترین غذاهای شناخته شده کولیچه و شورمزه یا همان نخود است (کولیچه خمیری از ارد گندم است که در داخل روغن سرخ می‌کنند و نخود را در آن می‌ریزند و بمانند ساندویچ صرف می‌شود) واز غذاهای سنتی مهاباد می‌توان به آش دوکلیو (نوعی آش دوغ)، دلمه کلم، بربه سل و نیسکینه، ماشینه، سنگه سیر، شانی کباب -انواع نان‌های روغنی چون کلانه و پنچه کش و … اشاره کرد.

    صنایع دستی

    از صنایع دستی مهاباد می‌توان قالی، جاجیم، گلیم و چاروق بافی، سکه و پولک دوزی، منجوق دوزی، رودوزی، سوزن دوزی، قرقره بافی (گیپوربافی)، مصنوعات چرمی، قلاب بافی، سجاده بافی و بافت پارچه و لباس کردی، خراطی، چاقوسازی و همچنین کلاش و گیوه اشاره کرد.

    منابع

    • متین، پیمان. «جذام». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۳. 
    • نگاهی به تاریخ مهاباد، سید محمد صمدی، انتشارات رهرو مهاباد، ۱۳۷۳

    پیوند به بیرون

    • شهرداری مهاباد

    نقده

    نَقَده یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان نقده است. این شهر در ۹۵ کیلومتری جنوب‌شرق ارومیه واقع شده‌است. تا سال ۱۳۴۶ شمسی شهر و شهرستان نقده یا سولدوز شناخته می‌شد که در این سال طی مصوبه‌ای نام این شهر و شهرستان به نقده تغییر یافت

    ۷۵ درصد شهر را آذربایجانی‌ها و ۲۵ درصد را کردها تشکیل می‌دهند.

    جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان هفت چشمه در۳کیلومتری جنوب غربی شهر نقده و درقسمت شرقی سلطان یعقوب واقع است در گذشته طعم و مزه هر چشم و آب جوشان هر یک از این ۷نقطه با دیگری متفاوت بوده ودارای املاح معدنی بخصوصی می‌باشد. حوضی به شکل کوزه در پائین کوه ساخته شده این تفرجگاه امکاناتی مثل آب آشامیدنی ٬فضای سبز٬امکانات رفاهی_ورزشی_خدماتی _درمانی و بهداشتی _غذاخوری_ شهر بازی_رستوران و پارکینگ را دارا می‌باشد. مردم نقده هر روز برای پیاده‌روی به این تفرجگاه می‌روند. رودخانه گادار وسد حسنلو و تالاب بین‌المللی پارک لاله اشاره داشت. شهرستان نقده منطقه‌ای کوهستانی است کوهای سلطان یعقوب و فیرنگی داغ و مهدی خان داغی و کوه‌های باباحسن داغی با ارتفاع ۲۰۰۰متر چشمه‌های طبیعی: از چشمه‌های نقده چشمه (شیخ معروف) درضلع جنوب که چشمه‌ای است معدنی و مؤثر برای درمان برخی بیماری‌های پوستی. بازارهای محلی: هر هفته بازار محلی به نام «جمعه بازار» در روز جمعه درمسیر جاده اشنویه برپا می‌شود.

    تپه حسنلو در ۷کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد معروفترین اثر باستانی یافت شده در این محل جام طلای حسنلو است که به عصر آهن تعلق داشته و درموزه ایران باستان نگهداری می‌شود.

    ظرف شراب متعلق به حدود ۴٬۵۰۰ سال پیش از میلاد در تپه حاجی فیروز نقده به عنوان نخستین وسیله شراب‌سازی موجود در دوران نوسنگی کشف گردید.

    وجه تسمیه

    مینورسکی در دائرةالمعارف اسلامی زیر کلمه سولدوز آورده که ناحیه سولدوز

    را غازان خان در سال ۷۰۳ ه‍.ق به امیر چوپان داده‌است و بر این اساس به نظر وجه تسمیه سولدوز از نام امیرچوپان گرفته شده‌است.

    وجه تسمیه‌های مختلف نگاشته‌شده برای نقده:

    • نغده: از زیورآلات زنان قره‌پاپاق.
    • نه قه ده:لهجه کوردی شهر.
    • نقی‌ده: آبادی نقی (نقی‌خان بوزچلو: مالک اصلی شهر در دوران قاجار و پهلوی).
    • سولی‌دوز: این اصطلاح در زبان ترکی آذربایجانی به دشت‌های هموار و پرآب اطلاق می‌شود.

    مردم

    دشت نقده در طول تاریخ محل زندگی اقوام مختلف از جمله آشوری‌ها، مادها، مانناها، آذربایجانی‌ها و کردها بوده‌است. در زمان حکومت فتحعلی‌شاه قاجار و در سال ۱۲۴۵ هجری، ایل قره‌پاپاق از منطقهٔ قفقاز به این منطقه مهاجرت کرده، ساکن دشت نقده شده و به کشاورزی و دامداری در این منطقهٔ حاصل‌خیز مشغول شد. براساس یک طرح آمارگیری که در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی در نقده صورت گرفت، از مجموع جمعیت آن زمان شهر، ۱۲٬۰۰۰ نفر (۶۰ درصد) را ترک‌های شیعه و ۸٬۰۰۰ نفر (۴۰ درصد) را کردهای سنی تشکیل می‌دادند.

    تا قبل از نسل‌کشی آشوریان و در حدود سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷، ۵۹۸ آشوری در مجموع ۱۰۸ خانوار در نقده زندگی می‌کردند. در سال ۱۸۸۱، نقده ۶۰ خانوار یهودی داشت که حدوداً ۳۶۰ نفر می‌شدند. تا سال ۱۹۰۱ جمعیت یهودیان به ۸۰۰ تن افزایش پیدا کرد که بعدها همه آنان به اسرائیل مهاجرت کردند.

    منابع

    معرفی استان آذربایجان غربی

    اخبار


    تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


    تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


    تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


    تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


    تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348

    Template Design:Dima Group