پاسارگاد دماوند مسجد لاله واژگون ایران از فضا
چهارگوشه - معرفی استان ها و شهر های ایران و جاذبه های توریستی

استان خوزستان

اهواز

اهواز ( تلفظ ) یکی از کلان‌شهرهای ایران است، که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد و به‌عنوان مرکز استان خوزستان شناخته می‌شود. جمعیّت این شهرستان طبق سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ حدود ۱٬۳۰۳٬۰۰۰ نفر می‌باشد، که به‌عنوان هفتمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید. اهواز در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۶۵ دقیقه طول شرقی، در بخش جلگه‌ای خوزستان و با ارتفاع ۱۲ متر از سطح دریا واقع شده‌است.

شهر اهواز با مساحت ۱۸۶۵۰ هکتار، به عنوان یکی از شهرهای وسیع ایران، محسوب می‌شود. شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب که بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت ایران به‌شمار می‌آید، در اهواز مستقر می‌باشد، همچنین شرکت ملی حفاری ایران که بزرگ‌ترین شرکت حفاری کشور محسوب می‌شود نیز در اهواز متمرکز می‌باشد. برخی از بزرگترین کارخانه‌های مادر کشور در این شهر جای دارند. رودخانه کارون پرآب‌ترین رودخانه ایران، با سرچشمه گرفتن از کوه‌های بختیاری، با ورود به اهواز، این شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌کند.

تاریخچه نام اهواز

کلیفورد باسورث در دانشنامه ایرانیکا و لاکهارت در دانشنامه اسلام، هاینزهایم و مایکل بونر، علی کرم همدانی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه بریتانیکا ولادیمیر مینورسکی و سوات سوجک عبدلمجید ارفعی و جان کورتیس ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می‌دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده‌اند و زبان آن‌ها تا زمان ساسانیان و حتی تا چند قرن بعد از اسلام زبان رایج در خوزستان بوده‌است و احتمالاً بازماندگان ایلامی‌ها بوده‌اند، که بعدها به لر بزرگ یا بختیاری تغییر یافت. یونانیان به این قوم Ouxioi می‌گفتند و نام این شهر در نوشته‌های مسیحیان سریانی بث هوزایی در تلمود بی خوزایی ثبت شده‌است.

تلاش‌هایی برای مطابقت دادن اهواز با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده انجام شده‌است، لیکن محتمل‌تر آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی که نئارخوس، سردار اسکندر، در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته باشد.

کلیفورد ادموند باسورث می‌گوید که در جستجوی ریشه نام اهواز، جغرافی‌دانان عربی-[اسلامی] دچار سردرگمی بوده‌اند. اردشیر یکم، بنیان‌گذار سلسله ساسانی نام شهر را به هرمز اردشیر تغییر داده‌است. بنابر گفته مقدسی فرزند اردشیر (شاپور یکم) بود که شهر را در دو سوی رودخانه از نو بنیان نهاد و یکی را به نام خدا و دیگری را تحت نام خود نامگذاری کرد. این دو نام بعدها با یکدیگر مخلوط و به صورت هرمز-اردشیر یا به صورت خلاصه‌شده داراواشیر درآمد. این شهر در همه جا مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه به‌عنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری (هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند و در این ترجمه اهواز جمع عرب، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.

این شهر علاوه بر نام‌های ذکرشده به نام‌های «رام‌شهر» و «شهررام» نامیده می‌شد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین‌شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند، ولی از شهریور ۱۳۱۴ ش با تصویب هیئت وزیران اهواز نامیده شد.

تاریخ

پیش از اسلام

اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به‌شمار می‌رفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانون‌های مسیحیت در ایران، و از اسقف‌نشین‌های خوزستان محسوب می‌شد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به‌واسطه واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتی‌رانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مال‌التجاره و دادوستد به‌شمار می‌رفته‌است.

دوران اسلامی و معاصر

اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگان‌هایی در شهرهای فتح‌شده، از جمله در اهواز ساختند. شهرهای خوزستان از جمله اهواز از نخستین پناهگاه‌های خوارج در ایران بود. در ایام خلافت علی برخی از موالی اهواز که از میزان خراج درخواستی والی آن ناخرسند بودند، به شورش خوارج پیوستند. در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج با سپاهیان اموی گشت.

شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به‌واسطه سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به‌شمار می‌آمد. این شهر تا ۲۵۶ق/۸۷۰م شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال اهواز به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد. اهواز پس از پایان فتنه زنگیان رونق و آبادانی گذشته خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدوله دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به‌عنوان مرکزی تجاری به دست آورد. همچنین بنا به گفته مقدسی، عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده، بازسازی و مرمت نمود. شهر اهواز از پایگاه‌های عمده مذهب تشیع در ایران به‌شمار می‌آمد و به گفته مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان (مروشیان) و سنیان (فضلیان) درگیری و کشاکش وجود داشت.

اهواز تا اواخر سده ۵ق شهری آباد بود، اما از این زمان به بعد رونق خود را از دست داد، به گونه‌ای که مرکزیت خوزستان از آنجا به شوشتر منتقل شد. در سده ۶ق اهواز به شهری ویران و خالی از سکنه تبدیل شد. حافظ ابرو از آن به عنوان قصبه‌ای نام می‌برد و به اشتباه اهواز را با سوق الاربعا (چهارشنبه بازار) یکی می‌داند.

در قرن چهارم هجری نهری کوچک به طول سیصد متر و عرض بیست متر از کارون منشعب شده، شهر را به دو قسمت تقسیم کرده بود؛ محله غربی را «جزیره» می‌گفتند و محله شرقی «مدینه» نام داشت. این دو بخش به‌وسیله پلی به نام «پُل هندوان» به هم وصل می‌شدند. در آن دوره اهل شهر دو دسته بودند و دربارهٔ اصحاب پیامبر دو نظر داشتند، این شهر انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان بود.
اما علی‌رغم رشد و توسعه اهواز در قرون اولیه اسلامی، در نیمه دوم قرن چهارم هجری این شهر رو به ویرانی گذاشت و مردم آن پراکنده شدند. و کار به جایی رسید که در اوایل قرن ششم این شهر به‌طور کلی ویران شد. عبدالکریم بن محمد سمعانی که در نیمه دوم قرن ششم می‌زیسته شهر اهواز را این چنین توصیف کرده: «اهواز یکی از شهرهای مشهور بود که دانشمندان و روحانیون و تجار و ثروتمندان بسیاری از مردم آن شهر به همراه غیر اهوازی‌ها در آن زندگی می‌کردند. بخش عمده این شهر ویران شد و فقط ویرانه‌هایی از آن باقی‌مانده که مردم اندکی را خود جای داده‌است.»

علت ویرانی اهواز به‌درستی مشخص نیست. هرآنچه تاکنون گفته شده حدس و گمان است که به‌وسیله وقایع‌نگاران و مورخان متأخر نوشته شده‌است. احمد کسروی «ویرانی اهواز کهن را یکی از معماهای تاریخ خوزستان دانسته که نه زمان و نه علت آن را در جایی ننوشته‌اند.» او در ادامه می‌گوید: «آنچه ما از جستجو به دست آورده‌ایم زمان آن را آخرهای قرن پنجم یا آغاز قرن ششم بوده.» این سخن کسروی نیز درست نیست چون ابن حوقل که در نیمه دوم قرن چهارم می‌زیسته، ویرانی اهواز را از قرن چهارم روایت کرده‌است. با وجود این کسروی علت ویرانی را دو چیز پنداشته: یکی شکستن بند و دیگری برگشتن مسرقان از جوی خود و پیوستن آن به دجیل [کارون].

از قرن ششم هجری قمری به بعد به‌علت خراب شدن سد شادروان و پایین رفتن سطح آب رونق‌دهنده شهر و نیز جنگ‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال ۱۸۶۹ م (۱۲۴۸ ش) هم‌زمان با حفر کانال سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت دریایی اروپاییان و توجه آن‌ها به منطقه شد رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتی‌رانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال ۱۲۶۶ ش کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد تا اینکه در دورهٔ پهلوی و به‌تبع سیاست قاجارزدایی رضاشاه نام باستانی «اهواز» احیا شده و جای ناصری را گرفت.

سیدعبدالله جزایری که در قرن دوازدهم یعنی قرن‌ها پس از ویرانی اهواز می‌زیسته، فتنه صاحب‌الزنج را عامل عدم اعتنا و بی‌رغبتی خلفا دانسته که «بعد از تسکین فتنه چون خلفا را به عمارت آن ولایت رغبت باقی نماند و واماندگان آن‌جا از عمده ضبط آن همه نیشکر و ادای مال و جهات دیوانی آن‌ها بیرون نتوانستند آمد، لاجرم اکثر جلای وطن نمودند و…»

به هر حال پس از ویرانی شهر اهواز در قرن چهارم هجری، فقط ویرانه‌ای از آن باقی‌مانده بود و در دورة مشعشعیان و پس از آن دسته‌ای از آل کثیر در آنجا کپرها یا چینه‌هایی بالا آورده دهکده‌ای آباد کرده بودند. سپس هم آنان رفته دسته‌ای از کعبیان در آنجا نشیمن داشته و در آن نزدیکی دیم‌کاری می‌کردند.
با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته‌است. او می‌نویسد: «اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانوار رعیت دیم‌کار.»

پس از آن نیز اهواز به همین صورت بوده و در حد یک روستای کوچک باقی‌مانده بود. سر اوستن هنری لایارد که در زمان شیخ ثامر بنی‌کعب ۱۲۵۸ ق (۱۸۴۱ م) در این منطقه بوده به هنگام ذکر قلمرو بنی‌کعب، هیچ گونه نامی از اهواز نبرده و در عوض نام روستای ویس در شمال اهواز را در کتاب خود آورده‌است. این امر نشان می‌دهد روستای ویس پرجمعیت‌تر و آبادتر از اهواز بوده‌است.

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳ ق (۱۸۵۳ م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در خرمشهر بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این‌چنین دیده‌است:

شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد. تمام سکنه اهواز را عرب‌ها تشکیل می‌دهند، ایشان کاملاً خوش قیافه‌اند و اندکی سیاه‌چرده‌تر از اسپانیایی‌ها هستند.

بیست و شش سال بعد یعنی در سال ۱۲۹۹ ق (۱۸۸۲ م) حاج عبدالغفار نجم‌الملک از «قریه اهواز و قریب ۶۰ خانوار رعیت عرب» سخن گفته که «کدخدای آن شیخ نبهان» است. [شیخ بنهان عامری کعبی بازمانده همان کعبیانی است که پس از رفتن آل‌کثیر در قریهٔ اهواز نشیمن داشتند. قریه اهواز در حال حاضر قدیمی‌ترین محله شهر اهواز است که نام آن برگرفته از نام جدّ شیخ بنهان یعنی عامر است و به محله «عامری» معروف است، در جوار این محله نیز محله‌ای است که آن را «اهواز قدیم» می‌گفتند. به احتمال زیاد قریهٔ اهواز در محل این دو محله بوده‌است.] لرد کرزن که در سال ۱۸۹۰ م (۱۳۰۷ ق) از آن ناحیه گذر کرده جمعیت آن را تقریباً هفتصد نفر برآورد کرده‌است.

کشتی‌رانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و با توجه به طبیعت رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخره‌ای در بستر خود می‌باشد به دو بخش بالادست و پایین‌دست تقسیم شده بود. همچنین ویرانه‌های سد باستانی اهواز نیز که در زمان احداث باز هم بر روی بستر صخره‌ای بنا شده بود مانع دیگری برای کشتی‌رانی بوده‌است. شاخهٔ بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخهٔ جنوبی یا پایین‌دست از اهواز تا خلیج فارس را دربرمی‌گرفته‌است؛ بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر حرکت می‌کرده‌اند در محل اهواز به‌ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت جنوبی صخره منتقل می‌کرده‌اند. این دست به دست شدن بار موجب پیدایش انبارها و کاروان‌سراهای متعددی در اهواز شد و تبدیل به یکی از دلایل رونق تجارت و نتیجتاً رونق شهر اهواز گشت. از جمله تأسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی بوده‌است که با احداث یک رشته خط آهن و توسط واگن‌هایی که با اسب کشیده می‌شده‌اند بار و کالای تجاری را در امتداد رودخانه و بین کشتی‌ها جابه‌جا می‌کرده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای تجاری معروف آن دوران دنیا در هند و آفریقا و خاور دور می‌باشد و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازهٔ ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند. کم‌کم ساختمان‌ها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و کشف نفت در مسجدسلیمان و وضع اسف‌بار شوشتر در دوران قاجاریه از یکسو و شیوع طاعون مهلک در آخرین سال‌های قرن ۱۳ خورشیدی و همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از سوی دیگر و نیز رونق روزافزون اقتصادی اهواز باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.

بندر ناصری و اهواز امروز

آزادی کشتیرانی در کارون سفلی (از محمره تا اهواز) در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) بر روی کشتی‌های خارجی، باعث رشد و رونق تجارت در ایالت و به ویژه شهرهای محمره و اهواز گردید. افزایش حجم مبادلات و داد و ستد، صادرات کالا به خارج و واردات کالا به محمره، سبب گردید تا مردم اندک اندک به شهرهای مزبور مهاجرت کرده بر جمعیت آن‌ها افزوده شود. کسب امتیاز آزادی کشتیرانی در رود کارون توسط انگلیسی‌ها در درجهٔ اول به منظور تسخیر بازارهای داخلی و مرکزی کشور بود و بدون ارتباط کارون با مناطق مرکزی کشور، آزادی کشتیرانی چندان مطلوب نبود. از این رو در اکتبر سال ۱۸۹۶. م (۱۳۱۳. ق) شرکت برادران لینچ پیشنهاد احداث جاده کاروان رو بین اهواز و اصفهان را به دولت ایران ارائه داد. پس از مذاکرات طولانی بین انگلیسی‌ها و دولت ایران، بالاخره در تاریخ سوم مارس ۱۸۹۸. م قرارداد احداث جاده مزبور بین چارلز هاردینگ دبیر اول سفارت انگلیس در تهران و علیقلی‌خان سردار اسعد به امضاء رسید.

یک سال بعد در سال ۱۸۹۹. م (۱۳۱۷. ق) راه مزبور افتتاح شد. افتتاح راه کاروان رو اهواز به اصفهان باعث رشد و تسریع مبادلات تجاری و واردات و صادرات کالا شد.
همین امر یعنی احداث جادهٔ اهواز ـ اصفهان، اهمیت و نقش اهواز را به عنوان حلقهٔ وصل و پل ارتباطی محموله‌های آبی و محموله‌های خشکی بیش از پیش متجلی ساخت.

به دلیل وجود صخره‌های طبیعی موجود در رودخانه و آثار برجای مانده از سد باستانی شادُروان اهواز، ادامه حرکت کشتی‌ها به طرف شوشتر (مرکز آن زمان خوزستان) مقدور نبود؛ لذا کالاها قبل از مانع مذکور از کشتی تخلیه شده و با حمل آن‌ها به بالادست صخره‌ها، دوباره به وسیله کشتی‌های دیگر به سوی شوشتر روانه می‌شدند. در دوره قاجار، حکومت برای حفظ امنیت تجارت در کنار رودخانه پادگان و بندری بنا نمود که به بندر ناصری شهرت یافته بود.

با آزادی کشتیرانی در رود کارون و به ویژه پس از احداث جاده کاروان رو لینچ و افزایش حجم مبادلات تجاری، ساختمان‌ها و مستحدثات قبلی، جوابگوی این حجم وسیع از مبادلات نبودند. از این رو پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) حسین قلی‌خان نظام‌السلطنه حکمران جدید خوزستان مأموریت یافت که در آن ناحیه به‌طور جدی مشغول اصلاحات شود. همچنین گزارش جامعی در مورد طوایف ساکن در اطراف رودخانه کارون، کیفیت کشتیرانی آن و وضعیت نیروهای انتظامی در آن منطقه تهیه نماید. در این فرمان از نظام‌السلطنه خواسته شده بود که شش ماه از سال را در محمره اقامت کند.

نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از این صخره‌ها، که محل تخلیه محموله‌های کشتی بود، ساختمان‌هایی بنا نهاد و برای حفظ کالاها و محموله‌های تخلیه شده، سرباز و پاسبان در آنجا بنشاند.

ساختمان‌هایی که توسط نظام‌السلطنه برای تسهیل امور تجاری و تخلیه و بارگیری کالا احداث شده بودند به بندر ناصری معروف گردید. این ساختمان‌ها عبارت بودند از لنگرگاه، کاروانسرا، بازار و سربازخانه. وجه تسمیه نام ناصری نیز بر مبنای نام ناصرالدین شاه بود. این بندر در کناره شرقی رود کارون و رو به روی بندر امانیه ساخته شد. بندر امانیه نیز در کناره غربی رود کارون و در ابتدای جاده کاروان رو هویزه بود. کالاهای تخلیه شده در بندر ناصری با تراموای اسبی به سه کیلومتر بالاتر برده می‌شد تا از آنجا به شوشتر بارگیری شود.

در سال ۱۹۰۰، این شهر مستقیماً به بازارهای مرکز ایران متصل شد. در حقیقت اهواز به عنوان بندر ایالتهای مرکزی بود، به همین دلیل جمعیت آن رو به افزایش گذاشت. علاوه بر ساختمان‌های احداثی توسط نظام‌السلطنه، شرکت ناصری نیز تأسیساتی نظیر انبار کالا و اسکله، یک خط تراموای سبک بین کارون سفلی (پایین سد) و کارون علیا (بالای سد) احداث کرد.

از آنجایی که آزادی کشتیرانی در رود کارون و افتتاح جاده کاروان رو اهواز ـ اصفهان موجب رونق و توسعه اهواز شده بود و به اعتباری دیگر اصلی‌ترین بخش اقتصادی آن، همان تخلیه کالا در بندر ناصری و سپس بارگیری آن در اهواز بود، لذا رفته رفته نام اهواز تحت‌الشعاع نام ناصری قرار گرفت، آن یکی را بندر ناصری نامیدند و شهر اهواز را ناصری یا ناصریه گفتند.

رشد و گسترش تجارت و احداث بندر ناصری سبب گردید تا بسیاری از بازرگانان شهرهای شوشتر و دزفول از آن شهرها مهاجرت کرده و در بندر ناصری رحل اقامت گزینند. فتنه‌انگیزی و آشوب‌های شهر شوشتر و دودستگی میان مردم نیز مزید بر علت بود تا روند مهاجرت را تسریع بخشد، در شهر دزفول نیز دار و دسته شیخ محمدطاهر با شرارت‌های خود آرامش را از مردم سلب کرده بود، همین امر سبب شد تا بازرگانان آن شهر تمایل و رغبت بیشتری به مهاجرت نشان دهند. در حقیقت این اولین مهاجرت شوشتری‌ها و دزفولی‌ها به اهواز بود، همین امر سبب شد تا چند سال پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون یعنی در سال ۱۸۹۲. م (۱۳۱۰. ق) و حتی پیش از افتتاح جاده کارون رو اهواز ـ اصفهان، معین‌التجار، کاروانسرایی با ۲۴ دهنهٔ مغازه در اهواز احداث کند و به قول کنسول انگلیس او درصدد است بر تعداد آن‌ها بیفزاید. نظام‌السلطنه حاکم ایالت و معزالسلطنه به اتفاق هم دو کاروانسرای دیگر ساختند. آن‌ها هم‌چنین دو راسته بازار احداث کردند. معین‌التجار نیز به پیروی از آن‌ها یک راسته بازار احداث کرد. بدین ترتیب در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۱۴. م) بندر ناصری باعث گسترش روستای اهواز شد و کار به جایی رسید که در سال ۱۳۰۳. ش (۱۹۲۵. م) به دستور رضاشاه پهلوی مرکز استان ششم (خوزستان) از شوشتر به بندر ناصری تغییر کرد. بعدها در شهریور ۱۳۱۴ به موجب تصویب هیئت وزیران نام بندر ناصری به اهواز تغییر یافت.

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پرآب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، کوی علوی و محله‌های نو ساز نظیر گلستان، کیانپارس و کیان‌آباد و فاز۴کورش قرار دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی اداری-تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام خمینی (پهلوی سابق) و آزادگان (۲۴متری سابق یا رضا شاه کبیر سابق) و شریعتی (۳۰ متری سابق) و باغ شیخ (ادهم) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف پادادشهر، آریاشهر، باهنر، رسالت، منبع آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند.

در حال حاضر پروژه‌های عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث می‌باشد که با افتتاح آن‌ها چهرهٔ شهر و وضعیت حمل و نقل شهری دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون، پروژه پارک آبی و مترو می‌باشند.

تیم‌های فوتبال فولاد خوزستان، استقلال خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند.

میدان نفتی اهواز

میدان نفتی اهواز چهارمین میدان بزرگ نفتی ایران است، که در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز کشف گردید. در حال حاضر ظرفیت تولید میدان اهواز بطور میانگین معادل ۷۵۰ هزار بشکه در روز می‌باشد. میزان نفت درجای این میدان معادل ۳۷ میلیارد بشکه است.

اولین چاه اکتشافی در میدان نفتی اهواز، در مرداد ۱۲۹۱ تا عمق ۱۱۰۰ متری حفاری شد و در پی اقتصادی نبودن تولید از آن، عملیات اکتشاف متوقف شد. چاه شماره۲ اهواز نخستین چاهی بود، که به سازند آسماری رسید، این چاه تا کلاهک گازی حفاری گردید، اما بار دیگر عملیات حفاری در این میدان متوقف شد. بین سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶ سه حلقه چاه دیگر نیز در میدان نفتی اهواز حفاری شد. مخزن آسماری میدان نفتی اهواز در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز توسط شرکت سهامی اکتشاف و استخراج نفت، کشف گردید. یک سال بعد، در سال ۱۳۳۸ تولید از میدان نفتی اهواز با میزان ۳۵ هزار بشکه در روز آغاز شد.

تولید از مخزن بنگستان میدان نفتی اهواز در سال ۱۳۵۰ آغاز گردید. حجم ذخیره درجای نفت خام مخزن بنگستان میدان اهواز در حدود ۳۱ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. تاکنون بیش از ۴۶۰ حلقه چاه نفت در میدان اهواز حفاری شده‌است. میدان نفتی اهواز از میدان‌ها تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب است، که عملیات تولید از آن توسط شرکت بهره‌برداری نفت و گاز کارون انجام می‌گیرد. طول این میدان ۶۷ کیلومتر و عرض آن ۶ کیلومتر است، که از شمال با میدان نفتی رامین، از شرق با میدان نفتی مارون، از جنوب با میدان نفتی شادگان و میدان نفتی منصوری و از غرب با میدان نفتی آب تیمور و میدان نفتی سوسنگرد مجاور است.

جنگ مردم اهواز و عثمانی‌ها با انگلستان

در سال ۱۲۹۴ بین مردم عرب خوزستان و انگلیس جنگی رخ داد که این جنگ در دو مرحله صورت گرفت مرحله اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود که منجر به شکست انگلیس شد. در مرحله دوم انگلیس با اسلحه گرم سنگین روبروی مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحه مردم عرب تغیری نکرد وبا همان اسلحه‌های سرد با انگلیس روبرو شدند که منجر به کشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، آرامگاه این کشته شدگان در ۱۰ کیلومتری اهواز _ سوسنگرد (المنیور) قرار دارد. از معروفترین شخصیتهای این جنگ حاج سبهان و همچنین عاصی الشرهان که از شیوخ بنی طرف می‌باشند. این جنگ به جنگ جهاد مشهور است. در جریان جنگ جهانی اول علمای نجف من‌جمله «محمدکاظم طباطبایی یزدی» که مرجع تقلید عالم تشیع بود به منظور جلوگیری از تهاجم انگلیس به کشورهای اسلامی و تجهیز قوای مسلمان فتوای جهاد علیه قوای مهاجم را صادر کردند.

پس از ابلاغ فتوا عشایر عرب خوزستان من‌جمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، بخش مرکزی شهرستان حمیدیه، هویزه و روستاهای اطراف به سوی اهواز به حرکت درآمدند و پس از تقریباً ۵۰ کیلومتر پیاده‌روی در دشتی بین اهواز و حمیدیه برابر قشون انگلیس صف‌آرایی کردند. بسیاری از طوایف دشت‌آزادگان در این جنگ حضور داشتند. نیروهای انگلیس از چندین لشکر مجهز به توپخانه و سلاح سنگین تشکیل شده بودند و «ویلسون» یکی از قوای انگلیسی با همکاری شخصی به نام «کوکی» به شعیبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در آنجا متمرکز شد. ویلسون، نخست نامه‌ای به عشایر منطقه دشت‌آزادگان نوشته، و اعلام کرد که قشون انگلیس هیچگونه دشمنی با آن‌ها ندارند لذا آنان نیز به نوبه خود اجازه دهند لشکریان بریتانیا به راه خود ادامه دهند. عشایر خوزستانی در اهواز با رد پیشنهاد انگلیس به ویلسون نوشتند که به هیچ وجه اجازه عبور به قوای انگلیس را نخواهد داد و برای جنگ با لشکریان ویلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشایر مناطق در این جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قیری» (مگوار) نیزه و شمشیر بوده‌است.

نیروهای انگلیس پس از دریافت پاسخ عشایر از اهواز به طرف تپه‌های منیور در غرب اهواز به حرکت درآمدند و برای جنگ با عشایر آماده شدند. عشایر با سردادن شعارهای اسلامی خود را برای شهادت آماده ساخته بودند. با توجه به برتری ارتش انگلیس و عدم امکانات جنگی عشایر، به افراد تحت فرماندهی خویش دستور دادند که با یورش شبانه خود به انگلیسی‌ها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگین را ندهند. در این زمان نیروهای عثمانی به کمک نیروهای خوزستان آمدند. در این نبرد یاری بین عشایر عرب و ترک مشهود بود. سید «طاهر هاشمی آل مهدی» بزرگ عشیره سادات آل‌مهدی، آخرین رزمنده دفاع عشایر عرب خوزستان در برابر قوای انگلیسی بود که تیرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگی بر اثر کهولت سن، دارفانی را وداع گفت. در اهواز بارها سالگرد این جنگ مورد تقدیر قرار می‌گیرد و در نود و پنجمین مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاری داخلی و خارجی جهت پوشش خبری این مراسم و انعکاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشایر عرب خوزستان در محل یادمان عشایر عرب خوزستان در ۱۵ کیلومتری غرب اهواز پشت روستای گمبوعه با حضور علما، مسئولین کشوری و استانی و عشایر خوزستان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگلیسی‌ها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شرکت داشتند و اظهار داشت: درگیری اول در حد فاصل اهواز و حمیدیه با شرکت طوایف بنی طرف، سواری، بنی سالم، سواعد و… رخ داد که حماسه المنیور را رقم زد. محور دوم درگیری در شمال اهواز و با حضور طوایف زرگان، باوی، حمیدی، نواصر، سلامات و در یک عملیات پارتیزانی به انفجار لوله‌های نفت شرکت انگلیسی منتهی شد و سومین محور عملیات در منطقه شادگان توسط طوایف بنی کعب و دیگر عشایر فهیم منطقه به فرماندهی سیدجابر آلبوشوکه و الوان کعبی علیه نیروهای اشغالگر انجام شد.

مردم‌شناسی

بر پایه تازه‌ترین آمار استانداری خوزستان، ۲۱۶ هزار نفر از شهروندان اهوازی کارگر، ۶۵ هزار نفر دانشجو، و ۲۳۰ هزار نفر دانش آموز هستند. در جریان جنگ ایران و عراق، از میان ساکنان اهوازی ۴۶۲۸ نفر کشته، بیش از ۱۰ هزار نفر زخمی، و ۹۲۳ نفر اسیر شده‌اند.

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در اهواز به قرار زیر بود:

اقوام


اهواز سکونتگاه اقوام مختلفی است که از آن جمله می‌توان به عرب‌های ایران و مردم بختیاری اشاره کرد. دانشنامه ایرانیکا و دانشنامه جهان اسلام این شهر را بخشی از قشلاق و سکونتگاه بختیاری معرفی می‌کنند.
اقوام دیگری نیز در دوره‌های مختلف در این شهر ساکن بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به کلیمیان اشاره کرد. جمعیت کلیمیان اهواز در قرون وسطی به سرعت رو به رشد بود به‌طوری‌که این شهر در دوران اشغال جنوب ایران به دست انگلستان یکی از مراکز صهیونیزم به‌شمار می‌آمد و از شهرهای دیگر یهودیان به این شهر مهاجرت می‌کردند. پس از ۱۹۴۸ میلادی بسیاری از کلیمیان مهاجرت کرده به اهواز به اسرائیل و تهران مهاجرت کردند سایر آنان نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهواز را ترک کردند به‌طوری‌که در اوایل سده ۲۱ کمتر از ۵ خانواده کلیمی در اهواز زندگی می‌کردند. یهودیان بیشتر در حرفه داروسازی فعالیت داشتند.

اهواز مرکز اقلیت دینی مندائیان در ایران است که اکثراً در پیشه نقره‌کاری فعالیت دارند. اهواز یکی از اسقف‌نشین مسیحیان کاتولیک کلدانی است و شماری از آشوریان را در خود جای داده‌است.

جغرافیا و آب‌وهوا

بخش بزرگی از استان خوزستان، جلگهاست و شهر اهواز نیز در بخش جلگه‌ای جای دارد ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده‌است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامه‌های سودمندی برای افزایش سرانه فضای سبز شهری در اهواز انجام شده که از آن‌ها می‌توان به کاشت گونه کنوکارپوس که بومی فلوریدا است اشاره کرد.

آلودگی هوا

بر اساس آمار رسمی، اهواز پس از اصفهان و تهران، بیشترین آلودگی هوا را دارد. میزان آلودگی هوا در این شهر روزبه‌روز افزایش یافته و شدیدتر می‌شود. مهم‌ترین علت آلودگی هوای اهواز، گردوغبار و حمل‌ونقل درون‌شهری است و دیگر عامل آلودگی‌ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانه‌هایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان است.

بارها از طرف سازمان‌های مختلف همچون سازمان حفاظت محیط زیست استان خوزستان اعلام شده که اهواز ۸ برابر بیش از حد مجاز آلوده‌است، به همین دلیل بیشتر پروازها لغو و مدارس و کودکستانهای این شهر تعطیل می‌شوند، برخی سازمانهای دولتی دلیل این گرد و غبار را آلودگی ناشی از گرد و غبار صحرای عربستان و جنوب عراق و همچنین نبود بارش باران و نبود پوشش گیاهی در برخی مناطق خوزستان دانسته‌اند. دامنهٔ گسترش این آلودگی به استان‌های ایلام، لرستان و برخی از شهرهای استان فارس و بوشهر نیز بروز کرده.

بر اساس برنامه‌های سازمان محیط زیست، در صورت افزایش ۵۰۰ هکتاری پوشش گیاهی در شهر اهواز، و انجام پروژه کمربند سبز، بین چهار تا شش درجه از گرمای هوا در اهواز کاسته خواهد شد، و آلودگی هوا نیز تا حد چشمگیری پایین خواهد آمد. وانگهی از پاییز ۱۳۸۵ کل استان خوزستان درگیر پدیده توفان خاک شده‌است که زیان‌های مالی و جانی فراوانی به بار آورده‌است و گمان نمی‌رود با این برنامه‌ها بتوان آن را ناپدید یا کم نمود.

در سال ۲۰۱۱ بر پایهٔ گزارش سازمان بهداشت جهانی شهر اهواز آلوده‌ترین شهر جهان شناخته شده‌است.

بحران زیست‌محیطیِ ریزگردها

این بحران باعث شده‌است شهر اهواز -مرکز این استان- از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان شناخته شود که باعث مشکلات تنفسی ساکنان این شهر شده‌است. احتمال آلوده بودن این ریزگرد به مواد رادیواکتیو نگرانی‌های گسترده‌ای در مورد تأثیر این پدیده بر سلامت شهروندان بوجود آورده‌است. سالانه حدود ۲۲ هزار نفر در استان خوزستان به دلیل مشکلات ناشی از آلودگی هوا و ریزگردها به بیمارستان و مراکز درمانی مراجعه می‌کنند. در آبان ۱۳۹۴ در پی بارش باران اسیدی در این استان، برای صدها نفر مشکلات تنفسی پیش‌آمد که آنان را به بیمارستان کشانده و به بستری‌شدن بیش از یکصد نفر منجر شد.

نیمه‌تعطیل شدنِ شهر در پیِ آلودگی هوا

با قطع‌شدنِ آب و برق، خوزستان به‌حالت نیمه‌تعطیل درآمد. از نخستین ساعت‌های بامداد شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ خورشیدی، آب، برق و اینترنت در اغلب شهرهای بزرگ خوزستان قطع شده و مراکز آموزشی و اداره‌ها تعطیل شدند. گردوغبار شدید و رطوبت زیاد علت این وضعیت اعلام شد. در پیِ آن، جمعی از مردم اهواز در اعتراض به شرایط سخت و روزهای بحرانی اخیر خوزستان در اهواز تجمع کردند. در این تجمع مردم با شعارها و در دست داشتن پلاکاردهای اعتراضی، اعتراض خود را به وضعیت قطعی آب و برق، نبودِ مدیریت مناسب در شرایط آلودگی هوا و در شرایط بحرانی خوزستان و عملکرد ضعیف رئیس سازمان محیط زیست در رسیدگی به موضوع ریزگردها و بحث انتقال آب، اعلام و خواستار رسیدگی سریع به این موضوعات شدند.

رودخانه کارون

کارون که پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است از کوه‌های بختیاری سرچشمه گرفته و از میانهٔ اهواز عبور می‌کند. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. همچنین آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تأمین می‌شود.

پیچ‌وخم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بزرگ تبدیل کرده‌است. سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، سد مسجدسلیمان و در پایین‌تر، سد گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند هستند.

زنجیره انسانی حمایت از کارون

پس سه بار زنجیره انسانی توسط دوستداران محیط زیست اهوازی چهارمین زنجیره حمایت از کارون نیز با عنوان زنجیره سکوت به دلیل شفاف نبودن سخنان مقامات مسئول ملی و محلی، روز جمعه ۹ آبان ۱۳۹۲ در ساحل غربی رودخانه کارون در اهواز برگزار شد. در این زنجیره که با حضور هزاران شرکت‌کننده بود، مهدی یراحی از خوانندگان پاپ ایران نیز برای حمایت از کارون حضور داشت.

گسل اهواز

گسل اهواز به طول تقریبی ۱۰۰ کیلومتر مهم‌ترین گسل شهر اهواز است که از میانه شهر عبور می‌کند. گسل اهواز از نوع واژگون و در برخی مناطق از نوع راندگی است و ‫دستکم سازه‌های قدیمی تر از میانه‌زیستی را جابه‌جا کرده‌است. راستای گسل اهواز شمال باختری - جنوب خاوری است که با نام گسل پیش‌بوم اهواز شناخته می‌شود (‫‪Ahwaz‬‬ ‫‪Foreland‬‬ ‫‪Fault‬‬). نمونه‌گیریهای به عمل آمده از گسل اهواز بیانگر فعال بودن این گسل است. سن‌یابی صورت گرفته با روش ‫ترمولومینسانس‬ بر روی گسل هواز برآوردی ۴۰۰۰ سال را به عنوان یک فعالیت زمین‌ساختی مهم برای گسل اهواز و رویداد یک زمین‌لرزه بزرگ که سبب جابه‌جایی مسیر کارون شده‌است را نشان می‌دهد و از آنجا که رویداد یک زمین لرزه بزرگ را در سال ۸۴۰ میلادی در منطقه اهواز گزارش کرده‌اند بنابراین با کسر این دو مقدار می‌توان عدد ۲۸۰۰ سال را به عنوان دوره بازگشت احتمالی لرزه‌زایی گسل اهواز در نظر گرفت.

شهروندان

یاسر عرفات در اهواز

یکی از موضوعات مهم اوایل انقلاب در ایران حضور یاسر عرفات بود. وی اولین میهمان خارجی که بلافاصله پس از انقلاب به تهران آمد، یاسر عرفات بود که در ۲۸ بهمن ۱۳۵۷ وارد تهران شد. وی به‌همراه ابراهیم یزدی سفری به اهواز داشت و با اجازهٔ روح‌الله خمینی یک دفتر در اهواز دائر کرده بود. در این سفر عرفات با استقبال چشمگیر عرب‌های اهواز مواجه شد.

در زمان ورود عرفات، بحث مطالبات قومی نیز در اهواز و سایر نقاط قومی از سر گرفته شده بود. حرکت جریان قومی در خوزستان و سخنرانی‌های شبیر خاقانی و اجتماع گروه موسوم به «روشنفکران عرب خوزستان» در اهواز در حمایت از شناسایی حقوق فرهنگی و ملّی خلق عرب و مشارکت عرب‌ها در مجلس مؤسسان، تحرک جریان قومی در سیستان و بلوچستان و کردستان از جمله موضوعات و مباحثی بود که در زمان ورود عرفات به اهواز مورد توجه قرار گرفته بود. این دفتر به سرعت پس از بازگشایی به اتهام جاسوسی و مداخله در امور داخلی ایران تعطیل شد. دلیل تعطیلی این دفاتر فلسطینی در اهواز از جانب تهران این بود که این دفاتر به نزاع و درگیری‌های قومی عرب‌های اهوازی دامن می‌زدند.

امکانات شهری

راه‌آهن

ایستگاه راه‌آهن اهواز در سال ۱۳۰۶ خورشیدی، افتتاح شد و هم‌اکنون نیز دردست بهره‌برداری است. یک ایستگاه راه‌آهن دیگر نیز در این شهر موجود است به نام ایستگاه راه‌آهن کارون که قطارهای باری و مسافرتی از آن‌جا به بندر امام خمینی می‌روند.

دانشگاه‌ها

اهواز کنونی به دلیل وجود دانشگاه‌های بزرگ و معتبر از لحاظ آموزش عالی در جایگاه بسیار ممتازی در سطح کشور می‌باشد. یکشنبه ۲ مهرماه سال ۱۳۳۴ دانشگاه گندی‌شاپور تأسیس شد که چندی بعد به جندی‌شاپور تغییر نام داد و تا آغاز انقلاب اسلامی به همین نام شناخته می‌شد. دانشکدهٔ کشاورزی اولین دانشکدهٔ راه‌اندازی‌شده در دانشگاه و رشته‌های کشاورزی، ادبیات، ریاضی و پزشکی از اولین رشته‌های ارائه‌شده در دانشگاه جندی‌شاپور می‌باشد. یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۳۷ نخستین گروه سی و هشت نفری فارغ‌التحصیلان دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندی‌شاپور طی مراسمی گواهی‌نامهٔ خود را دریافت داشتند. دانشکده‌های مهندسی، الهیات در بدو شروع انقلاب اسلامی و مجتمع دزفول در سال ۱۳۶۶ و مابقی دانشکده‌ها پیش از انقلاب اسلامی شروع به فعالیت نموده‌اند. با توجه به صنعتی بودن ناحیهٔ خوزستان فعالیت‌های تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و ده‌ها تألیف و ترجمه و صدها طرح تحقیقاتی حاصل تلاش‌های محققین این دانشگاه‌است.

هم اینک بیش از ۱۷۰ رشته در ۵۷ گروه آموزشی و ۱۳ دانشکده در حال فعالیت در این دانشگاه می‌باشند و رشته‌های پزشکی نیز به دانشگاه مستقلی تحت نام دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز تبدیل شدند. هم‌اکنون در اکثر رشته‌ها دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس و در رشته‌های کشاورزی، علوم تربیتی و روان‌شناسی، ریاضی، دامپزشکی، شیمی دوره‌های دکتری برگزار می‌شود. دانشگاه شهید چمران دارای فضای آموزشی بسیار وسیع و مناسبی می‌باشد به‌طوری‌که در بین دانشگاه‌ها یکی از چهار دانشگاه بزرگ کشور و بزرگ‌ترین دانشگاه درجنوب و غرب کشور است.

دانشگاه شهید چمران اهواز
قدیمی‌ترین دانشگاه این شهر است که در بخش غربی شهر و مشرف بر کنارهٔ رود کارون تأسیس شده‌است. دانشکدهٔ ادبیات و زبانهای خارجی این دانشگاه از پردیس اصلی جدا است و به عنوان یکی از نمادهای شهر اهواز شناخته می‌شود. دانشگاه شهید چمران اهواز یکی از بزرگترین دانشگاه‌های جنوب غرب کشور است. در سال ۱۳۸۷ تعداد ۵۰۹ عضو هیئت علمی در آن فعالیت داشته‌اند، و بیش از ۱۴۰۰۰ دانشجو در آن مشغول به تحصیل بودند.
دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز
در سال ۱۳۳۴ خورشیدی دانشگاه بزرگی با نام جندی شاهپور در اهواز بنیاد نهاده شد. در آغاز رشته کشاورزی، و پس از آن رشته‌های گوناگون دیگر به آن افزوده شد. اکنون بخش مهندسی این دانشگاه به نام شهید چمران نام‌گذاری شده، و بخش پزشکی آن پس از یک دوره کوتاه که نام دانشکده علوم پزشکی اهواز به خود گرفت، دوباره در سال ۱۳۸۲ نام دانشگاه علوم پزشکی جندی شاهپور بر آن نهاده شد.
دانشگاه آزاد اسلامی اهواز
نخستین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در استان خوزستان بوده‌است که در سال ۱۳۶۲ با یک رشته ریاضی کار خود را آغاز کرد.

دیگر دانشگاه‌ها:

  • دانشگاه صنعت نفت اهواز
  • مؤسسهٔ آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان
  • دانشکدهٔ صنعت آب و برق خوزستان
  • دانشگاه آزاد اسلامی اهواز علوم و تحقیقات
  • دانشگاه پیام نور اهواز
  • دانشگاه امام حسین اهواز
  • مرکز آموزش عالی فنی شهید چمران
  • آموزشکدهٔ فنی و حرفه‌ای سما
  • مجتمع آموزش عالی جهاد کشاورزی خوزستان

جاذبه‌های مذهبی

علی ابن مهزیار اهوازی، که در قرن سوم قمری می‌زیسته‌است، از فقها و محدثان معروف شیعه و از نزدیکان رضا، جواد، هادی، و حسن عسکری بوده و احکام دینی را نزد آن‌ها فرا گرفته‌است.

علی ابن مهزیار از مردم دورق (شادگان امروزی) بود که بعداً در اهواز ساکن شد. محل تولد او هندیجان می‌باشد ولی با توجه به اینکه در قرن سوم ه‍.ق هندیجان از توابع شهر دورق بود لذا او را اهل دورق معرفی کرده‌اند. پدر وی مذهب نصرانی داشت و سپس مسلمان شد و علی نیز به تبعیت از پدر در نوجوانی مسلمان گردید. بقعه علی بن مهزیار اهوازی در محلهٔ عامری و در کنار رود کارون اهواز واقع شده. این محل همه ساله محل برپایی مراسم مختلف مذهبی از جمله مراسم حسینی و مراسم مربوط به ماه رمضان است.

هتل‌ها

فهرست برخی از هتل‌های کنونی اهواز:

شهرداری

شهرداری اهواز در سال ۱۳۰۴ خورشیدی تأسیس شد، و در حال حاضر دارای هشت منطقه می‌باشد. هم‌اکنون سید خلف موسوی به عنوان شهردار اهواز فعالیت می‌کند.

بیمارستان‌ها

  • بیمارستان امام خمینی اهواز
  • بیمارستان گلستان اهواز
  • بیمارستان رازی اهواز
  • بیمارستان ابوذر اهواز
  • بیمارستان شفا اهواز
  • بیمارستان سلامت اهواز
  • بیمارستان بزرگ نفت اهواز
  • بیمارستان آپادانا اهواز
  • بیمارستان شهید بقایی اهواز
  • بیمارستان آریا اهواز
  • بیمارستان اروند اهواز
  • بیمارستان مهر اهواز
  • بیمارستان امیرکبیر اهواز
  • بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز
  • بیمارستان فاطمه الزهرا اهواز
  • بیمارستان ۵۷۸ ارتش اهواز
  • بیمارستان طالقانی اهواز
  • بیمارستان کرمی اهواز
  • بیمارستان بقایی ۲ اهواز

فرودگاه اهواز

فرودگاه اهواز (یاتا:AWZ و ایکائو:OIAW) نام فرودگاهی است که در اطراف شهر اهواز در جنوب غربی ایران واقع شده‌است. شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر)، ایران ایرتور، آسمان، ماهان، کاسپین، تابان، کیش‌ایر، حمل و نقل هوایی نفت، ساها، ارم، فارس ایر، قشم و قشم ایر در فرودگاه اهواز فعال هستند، میانگین پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه بین‌المللی اهواز روزانه ۱۸ پرواز می‌باشد.

نشریات

  • روزنامهٔ عصر کارو

آغاجاری

آغاجاری شهری در استان خوزستان و از توابع شهرستان آغاجاری است. این شهر از بزرگترین مناطق نفت‌خیز اما محروم ایران می‌باشد. جمعیت آن در حدود پانزده هزار نفر است و با اکثریت لر و تعدادی اندکی از مهاجرین طوایف مختلف ترک و فارس در آن سکونت دارند.

آب و هوای این شهرستان در تابستان گرم و سوزان می‌باشد. دمای هوا گاه تا بیش از ۵۵ درجه سانتیگراد نیز می‌رسد.

منابع

امیدیه

امیدیه شهری در استان خوزستان، ایران است.

این شهر دارای منابع و صنایع بسیاری از جمله نفت و گاز بوده و بیشتر دارای نفت است تا گاز. این شهر یکی از شهرهای مهم تولید نفت در استان خوزستان است. این شهر مرکز شهرستان امیدیه است.

شهر امیدیه خود از دلایل اقتصادی و وجود موقعیتهای شغلی بسیار مناسب (شرکت نفت و گاز) است.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد امیدیه در رشته‌های مختلفی نظیر کامپیوتر، شیمی کاربردی، مهندسی نفت، علوم تجربی، مدیریت صنعتی دانشجو می‌پذیرد. این دانشگاه اولین دانشگاه آزاد نفتی کشور می‌باشد.

منابع

  • استانداری خوزستان
  • مختصات و ارتفاع، پیش‌شماره
  • تاریخچه شهرستان امیدیه
    • newr

پیوند به بیرون

اندیمشک

اَندیمِشک از شهرهای شمال استان خوزستان است و در ارتفاع ۱۷۶ متری از سطح دریا، در کوه‌پایه زاگرس میانی قرار گرفته‌است. اندیمشک دارای سه سد با نام‌های کرخه، دز و بالارود است. این شهر یکی از مراکز عمده تجمع گویش‌وران زبان لری است. مبنای شکل‌گیری شهر از ایستگاهی است که در نزدیکی قلعه صالح‌آباد قرار داشت و سال ۱۳۰۷ بنیانگذاری شد. اندیمشک دارای معدن شن، سنگ و گچ در ایستگاه شهبازان است. راه‌آهن این شهر به عنوان بخشی از راه‌آهن تهران-جنوب از نقاط حساس به‌شمار می‌آید. اندیمشک مرکز کل راه‌آهن ناحیه زاگرس است. این شهر در مسیر جاده ترانزیت کشوری قرار دارد. اندیمشک در ۷۲۰ کیلومتری تهران و ۱۶۰ کیلومتری اهواز جای دارد.

تاریخچه

اندیمشک در کنار خرابه‌های شهر قدیم «لور» و «اری‌ترین» ساخته شده‌است. لور شهری آباد بوده که مورخین نیز از آن نام برده‌اند، اما به مرور از آبادی آن کاسته شده‌است. تاریخ نگارانی همچون اصطخری و … در نوشته‌های خود به این شهر اشاره کرده و آن را شهری آباد خوانده‌اند. شهرستان و شهر مرکز آن واقع در استان خوزستان. نام اندیمشک در دهه بیست خورشیدی به پیشنهاد فرهنگستان ایران برای دهکده صالح آباد برگزیده شده‌است.

همچنین سدی استوار در این نواحی با نام اندمشن (گیلگرد) برپا بوده که به (انوشبرد) شهرت داشته‌است. در برخی از مآخذهای کهن، نام آن دژ را (اَنوش یا انهش، به معنای فراموش شده) آورده‌اند. بنقل از (کریستن سن)، در این دژ، شخصی موسوم به صالح خان مکری (حکمران شوشتر در زمان قاجار) بناهایی چند از جمله دژی برای سکونت خویش ساخت که به قلعه صالح یا قلعه لور معروف گشت و در دوره حکومت رضاشاه پهلوی و مقارن با احداث راه‌آهن در ایران، در مجاورت قلعه لور، ایستگاه راه‌آهن اندیمشک بنا نهاده شد که به تدریج با آغاز ساختمان‌سازی در اطراف آن، اندیمشک رو به گسترش نهاد. شرکت جنرال موتورز آمریکا نیز در همین زمان شعبه‌ای از کارخانه اتومبیل‌سازی نظامی خود را در این شهر تأسیس نمود. در دوره پهلوی دوم با ورود شرکت‌های متعدد داخلی و خارجی، اندیمشک به شهری صنعتی بدل گشت و بدین ترتیب میزبان هزاران نفر از پزشکان، مهندسان، کارمندان و کارگران داخلی و خارجی گردید. در این دوران بود که اندیمشک راه گسترش و پیشرفت را پیمود. شهر اندیمشک از نظر موقعیت راه‌های ترانزیت اصلی و مرکزی در قسمت بسیار مهمی می‌باشد، زیرا تنها شهری است که استان خوزستان، لرستان، ایلام و کرمانشاه را به هم ارتباط می‌دهد. در سمت شمال شرقی شهر، دشتی بایر است که از قدیم مردم به آن لور گفته‌اند و همان سرزمین عیلامِ تاریخی می‌باشد. این شهر راه ارتباط با شوش و انشان بود که از دیرباز بسیار با اهمیت بوده‌است.

جغرافیا

موقعیت جغرافیایی

طول جغرافیایی اندیمشک در شمال ۴۸ درجه و ۲۲ دقیقه خاوری نسبت به نصف النهار گرینویچ و عرض آن ۳۲ درجه و ۲۹ دقیقه شمالی نسبت به خط استوا می‌باشد.

اقلیم

اندیمشک در شمالی‌ترین قسمت استان خوزستان قرار دارد و از غرب با شهرستان دره شهر هم‌مرز است به همین سبب آب و هوای این شهر در اواخر زمستان و بهار به علت بودن در دامنه‌های سبز زاگرس بسیار مطلوب و یکی از مقصدهای مسافران نوروزی در ایام بهار است. در فصل تابستان آب و هوای این شهر روزهای نسبتاً گرم و شب‌های خنک را شامل می‌شود. در روزهای سرد فصل زمستان نیز در برخی مناطق بارش برف را تجربه می‌کند. دمای این منطقه در روزهای گرم سال به ۵۰ درجه بالای صفر و در روزهای سرد سال در پایین‌ترین حد خود در برخی مناطق به چند درجه زیر صفر نیز می‌رسد.

منابع طبیعی

دسترسی به آب شیرین سرچشمه‌های دریاچه دز باعث شده که این شهرستان یکی از بهترین آب‌های آشامیدنی کشور را دارا باشد. شهرستان اندیمشک از شمال به استان لرستان و غرب به شهرستان دره‌شهر و از جنوب به شهر شوش و از شرق به شهر دزفول محدود می‌شود. وجود دو سد بزرگ و شناخته شدهٔ کرخه و دز در این شهرستان مقصد بسیار خوبی را برای گردشگران و توریست‌ها فراهم ساخته. سد دز در بیست کیلومتری شمال شرقی و سد کرخه در بیست و دو کیلومتری جنوب غربی این شهرستان واقع شده‌اند که برق مصرفی مناطق زیادی از استان و کشور را تأمین می‌کنند و همچنین سد بالارود در فاصله ۲۳ کیلومتری شمال اندیمشک بر روی رودخانه بالارود در حال احداث می‌باشد.

مردم‌شناسی و زبان

مردم اندیمشک از قوم لر هستند و به زبان لری بختیاری، بالاگریوه، خرم‌آبادی، خویش صحبت می‌کنند.

جمعیت

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۳۵٬۱۱۶ نفر (در ۳۹٬۱۵۱ خانوار) بوده‌است.

اقوام

ساکنان اندیمشک به زبان لری صحبت می‌کنند. اندیمشک از دیرباز بخشی از مناطق قشلاقی چادرنشینان لر به ویژه ساکنان استان لرستان کنونی به‌شمار می‌رفته که پس از یکجانشینی عشایر در آغاز حکومت پهلوی هم‌اکنون بخش عمده‌ای از ساکنین این شهر از طوایف و ایلات گوناگون لر هستند که از آن جمله می‌توان به ایل بختیاری، بیرانوند، بالاگریوه، میر، قلاوند،سگوند، پاپی، دیرکوند، عبدولی، بهاروند، جودکی، کوشکی، رشنو، حاجی وند، سادات آهوقلندری ،یوسف وند و طولابی اشاره کرد.

ورزش

ورزش در اندیمشک در جایگاه بسیار بالایی قرار دارد به‌طوری‌که تا به حال ورزشکاران این شهر به خصوص کشتی گیران آن توانسته‌اند در رده‌های مختلف مدال‌های رنگارنگی برای ایران در میدان‌های بزرگ بین‌المللی به دست آورند. از چهره‌های سرشناس ورزش در اندیمشک می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: سعید عبدولی، حبیب‌الله اخلاقی، پرویز زیدوند، حسن هوری، محمد اوسانی، یوسف وکیا، یاسر پاپی، مهدی هدایی، امین سوری، سامان عبدولی، مهرداد اسفندیاری، کرامت عبدولی، علی محمد بسحاق، ایمان قیطاسی، مسعود چکانی، حمزه آزرنگ و…

کشتی فرنگی

ورزش اول و بومی اندیمشک کشتی فرنگی است و این شهر تا به حال افراد زیادی را به کشتی فرنگی ایران معرفی کرده‌است. از جمله این افراد می‌توان به سعید عبدولی دارندهٔ مدال طلای قهرمانی جوانان جهان و همین‌طور طلای بازی‌های آسیایی ۲۰۱۰ گوانژو و برنز بازی‌های آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون و مدال طلای مسابقات قهرمانی کشتی جهان ۲۰۱۱ و مدال برنز المپیک ریودوژانیرو برزیل و همین‌طور حبیب‌الله اخلاقی دارندهٔ مدال طلای مسابقات آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون کره جنوبی و همین‌طور مدال طلای قهرمانی کشتی آسیا ۲۰۱۲ و مدال برنز قهرمانی جهان ۲۰۰۹ و همچنین پرویز زیدوند دارندهٔ دو مدال طلا و یک نقرهٔ مسابقات قهرمانی آسیا و مدال برنز بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲ بوسان اشاره کرد.

نیروگاهای آبی اندیمشک

سد و نیروگاه دز

سد دز اندیمشک یک سد بتُنی برق‌آبی است که در ۲۳ کیلومتری شمال شرقی «اندیمشک» وبر روی ارتفاعات سلسله کوه‌های زاگرس احداث شده‌است با احداث این سد دریاچه‌ای به طول ۵۶ کیلومتر و با ظرفیت ۳/۳ میلیارد متر مکعب به وجود آمده‌است این سد که از نوع بتنی دو قومی است و دارای ۲۰۳ متر ارتفاع و طول تاج آن ۲۱۲ متر می‌باشد. نیرو گاه دز با داشتن ۸ واحد هر کدام به قدرت ۶۵ مگاوات نفش مهمی را در تولید برق و تنظیم فرکانس شبکه سراسری ایفاد می‌کند. نیروگاه این سد دارای قدرت نصب ۵۲۰ مگاوات است. احداث سد عظیم دز، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی توسط ایتالیایی‌ها در کوه‌های زاگرس آغاز و در سال ۱۳۴۱ خورشیدی پایان یافت. سد دز بعد از جدا شدن اندیمشک از دزفول و تبدیل شدن آن به شهرستان همواره یکی از مهم‌ترین بخش‌های شهرستان اندیمشک بوده که در زندگی عده کثیری از مردم خوزستان تأثیر داشته‌است.

سد و نیروگاه کرخه

سد کرخه یکی از بزرگ‌ترین سدهای خاکی دنیا و بزرگ‌ترین سد خاکی ایران و خاورمیانه است که بر روی رودخانه کرخه در ۲۲ کیلومتری شمال غربی شهرستان اندیمشک در استان خوزستان ساخته شده‌است. کرخه با تاجی به طول ۳۰۳۰ متر و ارتفاع ۱۲۷ متر از لحاظ حجم بدنه بزرگترین سد تاریخ ایران است و با حجم مخزنی به میزان ۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون مترمکعب، بزرگترین دریاچه مصنوعی ایران را پدیدآورده است. عملیات اجرایی این سد در سال ۱۳۷۰ آغاز و در سال ۱۳۸۰ به پایان رسیده‌است. متوسط تولید انرژی سالیانه این نیروگاه روزمینی ۹۳۴ میلیون کیلووات ساعت است. نیروگاه این سد با ظرفیت ۴۰۰ مگاوات از زمان بهره‌برداری در سال ۱۳۸۱ تا پایان سال ۱۳۸۷ توانسته بیش از ۴۹۴۱ میلیون کیلووات ساعت برق تولید کند.

سد و نیروگاه بالارود

این مجموعه که در فاصله ۲۳ کیلومتری شمال اندیمشک بر روی رودخانه بالارود در حال احداث می‌باشد ارتفاع آن ۸۰ متر و طول تاج آن ۱۰۵۰ متر است که مخزن آن امکان ذخیره ۱۳۱ میلیون متر مکعب آب را دارد که ضمن کنترل سیلاب‌های فصلی و تأمین آب سیزده هزار هکتار از اراضی کشاورزی پائین دست و در طول سال نیز یازده گیگا وات برق تولید و وارد شبکه سراسری خواهد کرد.

سد تنظیمی پای پل کرخه

در ده کیلومتری پایین دست سد بزرگ کرخه، در ۲۰ کیلومتری غرب شهرستان اندیمشک سد تنظیمی کرخه در سال ۱۳۸۸ به بهره‌برداری رسید نام پای پل برگرفته از بند تاریخی و پل مربوط به دوره عیلامیان یا ساسانیان (پل مورد استفادهٔ شهر اوان یا همان ایوان کرخه) قرار گرفته‌است بقایای این بند تاریخی کمی پایین‌تر از سد و در کنار پل نادری کرخه وجاده اندیمشک - دهلران قرار دارد سد پای پل کرخه که به عنوان بزرگ‌ترین سد تنظیمی کرخه شناخته می‌شود، آب را گروگان گرفته و دریاچه ساخته‌است و کمی آنطرف تر برای خود دنیایی آفریده و انواع پرندگان زیبا آنجا زندگی می‌کنند و زیبایی خاصی به منطقه داده‌است. سد تنظیمی کرخه با وجود تأسیسات و دریاچه زیبا و نیز چشم‌انداز فضای سبز، می‌تواند به یکی از نقاط گردشگری شمال خوزستان تبدیل شود.

اندیمشک در دوران جنگ ایران و عراق

حادثه چهارم آذر ماه ۱۳۶۵

در روز چهارم آذر ماه ۱۳۶۵ شهر اندیمشک به مدت ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه توسط ۵۴ فروند جنگنده نیروی هوایی عراق مورد حمله قرار گرفت که طی این حمله ۳۰۰ نفر از شهروندان اندیمشک کشته و ۷۰۰ نفر نیز به شدت مجروح شدند. این حمله را به عنوان طولانی‌ترین حمله پس جنگ جهانی دوم می‌شناسند و از آن با عنوان (روزی که صدام در اندیمشک قصابی کرد) یاد می‌شود. به علت وقوع این حادثه یادمانی برای گرامی داشت کشته شدگان و مجروحان در روبروی ساختمان اداره کل راه‌آهن این شهر نصب شده که بر روی آن شرح این واقعه توضیح داده شده‌است. به همین خاطر مردم اندیمشک روز ۴ آذر ۱۳۶۵ را روز اندیمشک می‌دانند هر چند که این روز در تقویم به این اسم ثبت نشده‌است.

پادگان دوکوهه (پادگان سردار بزرگ حاج احمد متوسلیان)

مهم‌ترین پادگان عملیاتی خوزستان در جنگ ایران و عراق

پادگان دوکوهه نام منطقه و پادگانی است در ۴ کیلومتری شمال‌غربی شهر اندیمشک در کنار شهرک دوکوهه واقع شده‌است. این منطقه به علت وجود دو ارتفاع ۳۱۶ و ۲۸۸ متری در کنار هم که مانند دو کوه دوقلو در این منطقه مسطح خود نمایی می‌کنند، دوکوهه نام گرفته‌است. مساحت این پادگان با حواشی آن ۱۵ کیلومتر مربع می‌باشد که وسعت بخش اصلی آن کمتر از پنج کیلومتر مربع است. بخش اصلی پادگان که شامل ساختمان‌های گردان‌ها، ساختمان‌های اداری، دژبانی و انبار و ادوات و همچنین زمین صحبگاه است، در کنار جاده و ایستگاه راه‌آهن موقت دوکوهه قرار دارد. دوکوهه قبل از انقلاب پادگان پشتیبانی لشکر ۹۲ زرهی و یگان‌های نظامی جنوب‌غرب کشور بود و ساختمان‌هایی نیمه‌ساز برای نیروهای پادگان وجود داشت. با شروع جنگ این پادگان در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت و در دوران دفاع مقدس به مهم‌ترین پادگان عملیاتی خوزستان مبدل شد.

اقتصاد

شهرستان اندیمشک دارای موقعیت استراتژیک و ویژه، زمین‌های خوب کشاورزی، معادن نفت، گاز، سیلیس، گچ، ماسه، آهک و سنگ آهن و جاده ترانزیتی آسفالته و خط راه‌آهن سراسری اندیمشک به تهران که خوزستان را به مرکز و شمال شرقی ایران پیوند می‌دهد. داشتن سدهای بزرگ مانند سد دز و سد کرخه در اندیمشک که بر ارزش این شهرستان افزوده‌اند و بخش بزرگی از نیروی برق کشور و نیز آبیاری زمین‌های این شهر و شمال خوزستان را تأمین می‌کند.

حمل و نقل

راه‌آهن این شهر به عنوان بخشی از راه‌آهن تهران-جنوب از نقاط حساس به‌شمار می‌آید. اندیمشک مرکز ناحیه راه‌آهن زاگرس می‌باشد ساختمان اداری و دپوی ناحیه زاگرس در این شهر قرار دارد، دپوی اندیمشک به علت اعزام و تفکیک قطارهای باری که از سمت ناحیه جنوب به تهران حرکت می‌کنند، جزو مهترین دپوهای راه‌آهن ایران محسوب می‌شود و همچنین اندیمشک در مسیر جاده ترانزیت کشوری قرار دارد.

ایجاد بندر خشک در اندیمشک با ۲ هزار میلیارد ریال سرمایه‌گذاری

نماینده مردم اندیمشک در مجلس شورای اسلامی گفت:طرح بندر خشک اندیمشک مصوب شده و بزودی کار مطالعات این طرح از سوی یک شرکت معتبر آغاز می‌شود.

با اجرای این طرح شاهد افزایش جابه جایی بار و همچنین افزایش سرعت بارگیری در اداره کل راه‌آهن زاگرس خواهیم بود که نقش مهمی در محور جنوب دارد همچنین با ایجاد بندرخشک اندیمشک فرصتهای شغلی مناسبی در شمال خوزستان ایجاد خواهد شد که باعث کاهش آمار بیکاری در استان می‌گردد

معادن

معادن سنگ آهک و دولومیت چناره در شمال شهرستان اندیمشک در مجاورت روستای بیدرویه قرار دارد. تخمین زده می‌شود که این ذخایر که در حال حاضر بهره‌برداری می‌شوند است در حدود ۱۰۰ سال قابل بهره‌برداری باشد. این شهرستان دارای چند بخش و شهر است. گستردگی این شهر به حدی است که می‌توان آن را از نظر وسعت یکی از بزرگ‌ترین شهرهای استان نامید. آب آشامیدنی شهر اندیمشک از روخانه دز تأمین می‌شود که در نمونه آب‌شناسی در ایران کم‌نظیر و بی‌مانند شناخته شده و بهترین نوع آب طبیعی و زلال در این سامان وجود دارد. شهرستان اندیمشک از نظر موقعیت راه‌های شوسه، اصلی و مرکزی دارای اهمیت بوده. این شهرستان با داشتن مراتع بسیار در اطراف خود و وجود رودخانه‌های بزرگ دز، کرخه و بالارود از استعداد بسیاری برای صنعت و کشاورزی و دامپروری برخوردار است. اندیمشک پنجمین شهرستان پرجمعیت خوزستان است.

آموزش عالی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد اندیمشک (با ۲۰ رشته تحصیلی در مقطع کاردانی و کارشناسی)- دانشگاه پیام نور-مرکز تربیت معلم امام رضا (تحصیل دانشجویان مقطع کارشناسی) و دانشگاه علمی کاربردی را داراست که سالانه تعداد زیادی دانشجو را پذیرا هستند. ساختمان جدید دانشگاه آزاد در مسیر جاده سد کرخه در دست احداث است که گفته می‌شود بزرگترین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در خوزستان است.

آثار تاریخی، باستانی و گردشگری

اندیمشک به لحاظ موقعیت در شمالی‌ترین نقطه استان خوزستان قرار دارد که به عنوان گذرگاه جهان باستان در فاصله بین دشت و کوهستان قرار دارد که مأمن تمدن‌های بزرگ آوان یا اِوان (ایوان کرخه)، تمدن شوشان یا سوزیانا و تمدن سیماش در لرستان کنونی بوده‌است. این منطقه دارای آثار و محوطه‌های باستانی بسیاری است که گویای ارتباط تاریخی اندیمشک با این تمدن‌هاست. به نقل از کتیبه پایکولی که در موزه لندن نگهداری می‌شود: آشوربانیپال پادشاه آشور زمانی که به قصد ویرانی پایتخت عیلام وارد سرزمین ایلام می‌شود می‌گوید من از نقطه‌ای وارد دشت شدم که رود وارد می‌شود یعنی همین‌جا (مسیر ورود رودخانه کرخه در شمال‌غرب اندیمشک) از آثار تاریخی، باستانی و گردشگری اندیمشک می‌توان به ویرانه‌های شهر ساسانی لور، شهر اری‌ترین، پل صیحه، بقعه شاهزاده احمد در مازو، قلعه رزه و ویرانه‌های شهر ایلامی زعفران دشت در منطقه توریستی منگره، سد کرخه و سد دز همچنین و پلاژ آن اشاره کرد.

پلاژ دریاچه دز

پلاژ سد دز در ۳۵ کیلومتری شهرستان اندیمشک در کنار دریاچه سد دز واقع شده‌است. این منطقه دارای تأسیسات، رستوران، طبیعت و جاذبه‌های حیاط وحش می‌باشد. همچنین این منطقه موقعیت مناسب برای ایجاد رستوران شناور را دارد. راه‌های دسترسی به منطقه:

وجود راه‌آهن سراسری خوزستان به تهران در جوار منطقه و ایستگاه گل محک نیز از دیگر راه‌های دسترسی به منطقه می‌باشد.

دره تنگوان

تنگوان نام کوهی است در شمال شهر اندیمشک. این کوه از جمله کوه‌های مهم ناحیه شمال خوزستان محسوب می‌گردد و جهت آن شمال غربی – جنوب شرقی، موازی با جهت گسترش رشته کوه‌های زاگرس می‌باشد. ضلع شمال غربی کوه تنگوان در #بالارود شمالی با یک پرتگاه قطع می‌شود و سپس با یک شیب ملایم به طرف جنوب شرقی ادامه می‌یابد. ضلع جنوب شرقی تنگوان را کوه سنگ سیلان تشکیل می‌دهد که در نهایت به در ه‌های عمیق رود دز و #قلعه_مختار و #چمسبز ختم شده و رشته کوه تنگوان در این ناحیه پایان می‌پذیرد. ارتفاع تنگوان حداکثر ششصد متر بوده و هرچه به طرف جنوب شرقی تنگوان پیش می‌رویم از ارتفاع آن با یک شیب کند کاسته می‌شود. تنگوان و دیواره سنگی، صخره‌ای و صاف آن به همراه دره‌های عمیق و پرتگا ه‌های متعدد این کوه را برای ورزش‌های کوهنوردی به ویژه صخره‌نوردی بسیار مناسب نموده به‌طوری‌که صعود به این کوه همراه به خطراتی است

قلعه مختار

منطقه قلعه مختار در ۱۱ کیلومتری شرق شهرستان اندیمشک و در کنار رودخانه دز است.

وجود پتانسیل، زمین حاصلخیز و منابع آبی باعث شده که از گذشته دور تاکنون منطقه قلعه مختار به محلی جالب و جذاب جهت سکونت مطرح باشد؛ که در همین راستا پروژه‌های ایجاد امکانات فرهنگی، تفریحی توسط میراث فرهنگی جهت توسعه منطقه ایجاد شده و دارای ساحل زیبا برای قایق‌سواری، ماهیگیری و ورزش آبی شنا است.

منطقه گردشگری منگره

منگره از چند دره تشکیل گردیده و در شمال بخش الوار گرمسیری واقع شده‌است؛ و یکی از مناطق کوهستانی می‌باشد و محدود است از شمال و غرب به کوه «چوونی» و دورق (Duragh شهری از ناحیه خوزستان بوده‌است و به نام دورق فرس مشهور بوده‌است که بنظر می‌رسد این همان دورق باشد. رودخانه‌ای که از دهکده گرداب سرچشمه می‌گیرد، پس از عبور از تنگه کول گاو به رودخانه انارکی می‌پیوندد و جاده سراسری را در محلی موسوم به بالارود قطع می‌کند.

بقعه امیرسیف یا دژ سرقلا

در دامنه کوه «سیه» در میان گورستان قدیمی، بقعه‌ای است که به نام امیرسیف مشهور است. (که مربوط به قرن ششم و هفتم هجری است) اندازه داخل آن ۳۰/۳×۳۰/۴ متر و هر دیوار آن محراب کوچکی دارد. در وسط قبری است بطول و عرض ۹۵×۱۷۹ و ارتفاع ۷۰ سانتی‌متر که تماماً با کاشی سبز تزیین گردیده بلندی گنبد نزدیک به ۱۲ متر است. اندازه در ورودی آن ۷۵×۱۲۵ سانتی‌متر است که به سمت جنوب باز می‌شود تمامی بقعه با سنگ قلوه و ملاط ساخته شده‌است. احتمالاً امیرسیف یکی از اتابکان لر کوچک باشد امیر سیف واقع در دهکده امیر سیف و در کنار رودخانه گرداب حوالی دژ سرقلا دهستان قیلاب، بخش الوارگرمسیری در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۳۹۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

امامزاده احمد بن موسی (ع) (معروف به شاهزاده احمد)

شاهزاده احمد در شهرستان اندیمشک از استان خوزستان قرار دارد برای رسیدن به این مکان زیارتی و تفریحی که دارای طبیعت زیبا و جذاب است باید درمسیرجاده ترانزیتی جنوب و درمسیرجاده اهواز تهران پس از رسیدن به شهرستان اندیمشک و در مسیر جاده اندیمشک-خرم آبادو درمیانه راه در بخش الوار اندیمشک و در شهرتازه تأسیس بیدروبه در کمربندی این شهر حرکت کنیم پس از طی حدود شصت کیلومتر به این مقبره می‌رسیم. برای رسیدن به امام زاده شاهزاده بن احمد باید از روستای‌های زیبای چون کلگدره و شیرین آب و جا اردو و سرخکان وپیروالی ومحمودبن علی ومازو وتنوربلندوادریسی علیا وارد شویم و در مسیر پرپیچ وخم وزیبای ان منطقه که پوشیده از جنگل‌های چنار و درختان پسته کوهی و بلوط قراردارد که این جاده زیباوکوهستانی به جاده چالوس خوزستان معروف شده‌است قرار می‌گیریم که پس از طی کردن ا ین مسیربه بقعه شاهزاده احمد می‌رسیم که بین دوکوه بنام‌های گردن باریک و دارتاگریوه که تقریباً مرزاستان‌های خوزستان و لرستان است قرار دارد و در تابستان‌های داغ خوزستان در این منطقه دارای هوای معتدل وخنکی وجود دارد که در کنار بقعه شاهزاده احمد روستای زیبای به نام دشت لاله واقع شده که دارای دشتی زیبا وبزرگ که پرازگل‌های لاله است وجود دارد که پس از زیارت امام زاده دیدن این دشت زیبا خالی از لطف نیست. گنبد قدیمی بقعه شاهزاده احمد (ع) در شهرستان اندیمشک استان خوزستان متعلق به معماری اسلامی عهد تیموری است. مردم محلی اعتقاد دارند این امامزاده از اعقاب امام موسی کاظم (ع) بوده‌است. برخی این امامزاده را گگ احمد نیز می‌خوانند. خادمین این امامزاده عمامه قرمز بر سر دارند و معتقدند شاهزاده احمد (ع) در زمان حیاتش هر موقع غضبناک می‌شد شال قرمز به سر و کمر می‌بست. بنای مقبره چهارگوش و گنبد هرمی ۱۰ ترکی دارد. بلندای آن نزدیک به ۱۴ متر و سبز رنگ است. درب ورودی مقبره در جهت شمال قرار گرفته و دارای گلدسته کوچک آجری است و روی قبر هم ضریحی فلزی کار گذاشته شده‌است. در حال حاضر دور تا دور بنای این بقعه داربستهایی ایجاد شده که به گفته زائران این امامزاده نشان از آماده کردن مقدمات تخریب این بنا توسط اداره اوقاف را دارد. راولینسن می‌نویسد مردم گفته‌اند: شاهزاده احمد دو برادر داشته یکی به نام سلطان محمود که در هیلان مدفن دارد و دیگری سلطان ابراهیم موسوم به بابا بزرگ است و لرهای لرستان برای او حرمت قائل‌اند. مضافاً طبق گفته راولینسن سلطان محمود و شاهزاده احمد در زمرة اولیای «اهل حق اند» و به همین دلیل دارای حرمت فراوانی هستند ادموندز با ذکر نام شاهزاده احمد می‌نویسد روزی چهار نفر با عمامه‌های سرخ به دیدنم آمدند و سپس می‌افزاید عمامه سرخ در ایران یا دست کم در استانهای غربی و مرکزی کشور منحصربفرد است و تنها متولیان شاهزاده احمد آن را بر سر می‌گذارند که مقدس‌ترین زیارتگاه در بالاگریوه است و مردم به زیارت او می‌روند و با خود نذری می‌برند یا در آن نذر می‌کنند. متولیان عمامه سرخ را پاپی می‌نامند. اما به نظر نمی‌رسد اینان با طایفه‌ای به همین نام نسبتی داشته باشند. فیلبرگ از متولیان عمامه سرخ نام می‌برد و می‌افزاید شاهزاده احمد را مخصوصاً یاور زنان نازا می‌شمارند. مینورسکی می‌نویسد مردم منطقه، شاهزاده احمد را پسر موسی کاظم امام هفتم می‌دانند در شمال مازو محلی موسوم به دشت لاله، بقعه‌ای است معروف به شاهزاده احمد (که گنبد قدیمی آن معماری تیموری و اواخر عهد مغول بوده‌است). به اعتقاد مردم از اعقاب امام موسی کاظم (ع) است و به شاه چراغ مشهور است. مردم، این امام زاده را به نام‌های «گگ احمد و سید احمد» نیز می‌نامند. راولینسن می‌نویسد مردم گفته‌اند: شاهزاده احمد دو برادر داشته یکی به نام سلطان محمود که در هیلان مدفن دارد و دیگری سلطان ابراهیم موسوم به بابا بزرگ است و لرهای لرستان برای او حرمت قائل‌اند. مضافاً طبق گفته راولینسن سلطان محمود و شاهزاده احمد در زمرة اولیای «اهل حق اند» و به همین دلیل دارای حرمت فراوانی هستند.

داوود خادم و معبد ستاره‌های نشان دار ساسانی

در شمال غربی دهکده گرداب منگره در دهستان قیلاب بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک به فاصله شش کیلومتر، دهکده‌ای است موسوم به «شیخ» در گورستان دهکده، مقبره‌ای است که با سنگ و ملاط ساروج ساخته شده‌است. گنبد آن مخروطی شکل و اندازه‌ای داخل مقبره ۴۰/۳×۳۰/۳ متر بوده و شباهت زیادی به گنبد امیرسیف دارد. تنها تفاوتی که این دو مقبره با هم دارند، دو گلدسته می‌باشد که بی شک سال‌های بعد ساخته شده‌اند. در ورودی مقبره شرقی است. سنگ قبری در این مقبره مشاهده نشد. سنگ قبرهای بزرگی با خط کوفی در گورستان اطراف مقبره دیده شد که تاریخ بعضی از آن‌ها مربوط به قرن هفتم هجری می‌باشد بر بالای سر قبرها نیز سنگهایی بطول ۸۰ تا ۹۰ سانتی‌متر بطور عمودی کار گذاشته شده وروی بعضی از آن‌ها به خط کوفی آیاتی از قرآن بطور برجسته حک شده‌است. صاحب مقبره داود ابن محمد، معروف به خادم الفقرا می‌باشد که مستوفی در تاریخ گزیده از آن یاد می‌کند.

بقعه شیخ روستای باریکاب

حاجی باریکاب مقبره حاجی باریک آب در روستایی به همبن نام در سمت راست دهکده منگره در دهستان قیلاب بخش الوار گرمسیری و شمال شهرستان اندیمشک قرار داردوجه تسمیه نام باریک آب (حاجی باریک آو) از آب چشمه با آب دهی کم گرفته شده‌است.

[نیازمند منبع] از دیدنی‌های حاجی باریک آب وجود یک درخت تنومند در وسط مقبرهٔ او بود که متأسفانه چند سال پیش قطع شد

امامزاده بابا لَنگ

بقعه امامزاده بابا لَنگ

در انتهای دریاچه دز در فاصله ۲۰ کیلومتری شرق دهکده مازو و ۸۵ کیلومتری شمال شرق اندیمشک روستایی به نام بابا لنگ وجود دارد که در کنار آن گنبدی است مخروطی شکل که به «بابا لنگ» مشهور است و متعلق به معماری قرن ۶ و ۷ هجری قمری است زیارتگاه اهالی منطقه و جد تیره‌ای به نام بابا لنگی‌ها است. کلمه بابا به پیشوایان مذهبی اهل حق اطلاق می‌شده، این گنبد در نوع خود بی‌نظیر است و گنبد مخروطی بلندی آن نزدیک به ۱۲ متر است. اندازه داخل مقبره ۳×۳ متر بوده و در وسط قبری است که بوسیله کاشیهای سبز تزیین شده‌است که اکنون قسمتی از کاشیها را برداشته و به جای آن گچ اندود کرده‌اند. در ورودی آن اتاقی کوتاه دارد و اندازه آن ۱×۳۰/۱ متر است و محل قبر، دو پله پایین‌تر از سطح زمین است و تمامی آن با سنگ و گچ ساخته شده ولی سنگ قبر یا کتیبه‌ای مشاهده نشد. حریم گنبد با دیواری بطول و عرض ۱۶×۲۲ و پهنای ۵/۱ متر محصور گردیده و اطراف آن گورستانی قدیمی است. این بقعه در سال ۱۳۸۸ در فهرست آثار ملی ثبت گردید. امامزاده بابالنگ از مریدان و یاران احمد بن موسی کاظم (ع) (شاهزاده احمد) می‌باشد.

قلعه کوران (کورو یا کهیران یا کهرو)

یکی از قلعه‌های نظامی و مهم بخش الوار- اندیمشک است که در شمال شرق این شهرستان و در۵۰۰ متری شرق جاده اندیمشک- شاهزاده احمد واقع شده‌است، این قلعه از جمله قلعه‌هایی است که در دوره اسلامی کاربرد داشته وقدمت آن به دوره صفویه برمیگردد. قرار گرفتن قلعه کوران (کورو یا کهرو) در کنار جاده اندیمشک – امام زاده احمد و چشم‌اندازهای طبیعی منطقه و بکر و دست نخورده بودن آن و سپس آنکه این منطقه یکی از مناطق زیارتی و تفریحی شهرستان اندیمشک بخصوص در فصول بهار و تابستان است که در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۴۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

قلعه رزه (قلعه رزمان یا رزمانان)

این قلعه منزلگاه کاروانیان جاده خرم‌آباد به اندیمشک (صالح آباد قدیم) بوده و اکنون نیز جاده سراسری خوزستان از کنار آن می‌گذرد که در ۴۵ کیلومتری جاده ارتباطی اندیمشک خرم‌آباد و در حدود ۵۰۰ متری جنوب شرقی روستای قلعه رزه و در حاشیه جاده می‌باشد که در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قلعه رزه که در ادوار گذشته در محلی به نام رزه بر سر راه کاروانها ساخته شده محل حکومت سلاطین اشکانی بوده که گرهشکان یا به زبان محلی گرشکان یا گرشگو در قسمت جنوبی این قلعه وجود دارد که قسمت غرب و جنوب غربی آن رودخانه کرخه می‌باشد. این کاروانسرا دارای پلان چهارگوش و مستطیل شکل در جهت شرقی و غربی بوده و از نوع چهار ایوانی و از بناهای دوره صفوی می‌باشد؛ و توسط شخصی به نام «حسین خان والی» عصر صفوی در سال ۱۰۰۸ هجری ساخته شده‌است. قلعه رزه دارای ۱۴ اتاق مسکونی بوده که در داخل هر اتاق ۴ طاقچه ساخته شده و تمام اتاق‌ها به هم ارتباط دارند و برای ورود و خروج از قلعه، تنها یک در وجود داشته‌است. مصالح بکار رفته در ساخت کاروانسرا از سنگ قلوه، ساروج و گچ بوده ولی در دوره‌های بعدی برای بازسازی آن به مقدار بسیار کم از کاروانسرا کنگره‌هایی جهت نگهبانی ساخته شده، در جهت شمالی و جنوبی کاروانسرا به پرتگاه منتهی می‌شود. قلعه، به هنگام تصرف لرستان به دست قوای دولتی رضاشاه، اهمیت نظامی فراوان داشته و یک از قرارگاه‌های مهم جلوگیری از شورش، یاغیگری و غارت به‌شمار می‌رفته‌است ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی (۳۳۶–۳۸۰ ه‍.ق) که ۱۱۰۰ سال پیش می‌زیسته، مسیر «خرم‌آباد» تا «اندیمشک» را چنین بیان می‌کند: «از سابرخواس یک مرحله، سپس تا کرکویش یک مرحله، سپس تا خان یک مرحله، سپس تا رزمان یک مرحله، سپس تا لور یک مرحله است.» (احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ۶۰۰–۶۰۱). سابرخواس/ شابرخاست/ شاپور خواست همان خرم‌آباد کنونی و لوریا بلاد اللوریا صحرای لوریا اللور یا اللریه همان اندیمشک فعلی در منطقه‌ای که امروز به آن قلعه رزه (شهر رزمانان RaZmanan) می‌گویند، واقع شده‌است. همچنین در شمال این قلعه، یک بنای دو طبقه کوچک‌تر نیز وجود دارد که به حسینه یا قلعه حسینی مشهور است.

قلعه حسینی

شمال کاروانسرای قلعه رزه، در کنار جاده اندیمشک - پلدختر و دهکده قلعه رزه الوار گرمسیری، یک بنای منفرد دیگر با فاصله تقریبی ۱۵۰ متر بنا گردیده‌است که با پلان چهارگوش و به صورت دو طبقه، ساخته شده‌است. طبقه فوقانی، محلی جهت نگهبانی است. کاروانسرا دارای چهار اتاق و یک حیاط مرکزی می‌باشد بنای مذکور در جهت غربی دارای پلکانی است که به طبقه دوم راه دارد، در طبقه دوم نیز پلکان دیگری تعبیه شده که به پشت بام منتهی می‌شود. دلیل وجودی بنا با توجه به اینکه مانعی طبیعی در شمال کاروانسرای قلعه رزه و خارج از محدوده ساختمانی قرار گرفته و دیده‌بانی مناسب را سلب نموده، لذا اقدام به ساخت این بنا یا قلعه نموده‌اند تا مشرف بر نواحی شمالی باشد. مصالح این بنا دقیقاً همان است که در ساخت کاروانسرای رزه بکار گرفته شده‌است. این بنا در نزد عامه به قلعه حسینی معروف می‌باشد وجه تسمیه قلعه حسینی از این قرار است که شخصی به نام حسین چندین سال متوالی در آن مسکن گزیده و تاق که همان اتاق می‌باشد در گویش محلی به معنی ساختمانی که محل زندگی فردی به نام حسین بوده نامیده شده‌است. این قلعه نیز مربوط به دوره صفوی می‌باشد که در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۰۰۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

مقبره محمودعلی

این بقعه در دهکده‌ای به همین نام در جنوب غربی دهستان مازو، بخش الوارگرمسیری واقع شده‌است. گنبد آن مخروطی شکل (و مربوط به قرن ۱۱ هجری است). اندازه داخل مقبره ۴۰/۴×۴۰/۴ متر است. قبر در وسط قرار دارد و ابعاد آن ۷۰/۱×۶۰/۱×۵۰/۱ متر می‌باشد. بلندی گنبد از سطح بام مقبره نزدیک به ۸ متر است که از دو طبقه درست شده و دو جداره است. یعنی بین طاق مقبره و گنبد، فضا است و بوسیلة دریچه‌ای می‌توان به آن داخل شد. در جنوب آن اتاقی برای زائران ساخته شده‌است. گنبد محمود علی که در گویش محلی محمید علی خوانده می‌شود. در کتب تاریخی سلطان محمود فرزند علی ذکر شده که به مرور زمان به محمود علی معروف شده‌است. حریم گنبد با دیواری سنگ چین شده بطول ۲۰ و عرض ۱۶ متر محصور گردیده‌است و اطراف حصار، قبرستانی کهنه و قدیمی هست که بعضی قبرهای آن با خط کوفی نوشته‌است. مقبره محمود علی (ممیدعلی) که مربوط به قرون میانه اسلامی است در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۵ با شماره ثبت ۱۷۹۹۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

پل باستانی صیحه (آباره عباس خان)

این آباره در ۶ کیلومتری جاده اندیمشک به شوش (روبروی شهر آزادی) و در حاشیه شرقی جاده واقع شده‌است. این آباره در سال ۱۳۷۹ شناسایی گردید و کار خاکبرداری و مرمت آن از سال ۱۳۸۰ آغاز گردید. این بنا دارای ۱۲ دهانه می‌باشد و در گذشته کاربری انتقال آب را داشته‌است و آب را بوسیله کانال به این منطقه آورده و پس از عبور آب از روی پل زمین‌های کشاورزی آن طرف پل را آبیاری می‌نمودند. پلهای آبرو تنها جهت آبیاری زمین‌های کشاورزی به کار می‌آیند و اصطلاحاً آباره گفته می‌شود. این پل مربوط نیز به دوره صفوی می‌باشد که در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۳۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا سنگ، آجر بهمراه ملاط گل، آهک و ساروج می‌باشد پی پایه‌های این پل از سنگ، ستونها از آجر و دیواره‌های فوقانی از سنگ می‌باشد. دریچه‌های پل در جهت خلاف جریان آب و هم در جهت موافق آن پیش آمدگی‌های دارد که اصطلاحاً موج شکن یا آب (پشت پل) به صورت نیم دایره می‌باشد. افزایش مقطع طولی پل و سنگین تر نمودن پایه‌ها جهت خنثی‌سازی رانش حاصل از طاقهای بزرگ، نقش استحکامی پل در مقابل فشارهای سرسام‌آور آب در هنگام طغیان رودخانه‌ها و هدایت مناسب آب که از لحاظ مکانیکی و مهندسی در دوام پل تأثیر بسیاری داشته‌است. در ساخت پل صیحه به نمای پل توجه نشده‌است و فقط به جنبة کاربری و استحکامی آن توجه نموده‌اند. قوس دهانه‌ها یک اندازه نمی‌باشد این دهانه‌ها از ارتفاع «تیزی» تا پاکار بین ۶/۳ و ۷۰/۳ متفاوت می‌باشد. پایه‌ها تقریباً ۱ متر می‌باشد. دهانه ۶ بزرگترین دهانه می‌باشدبا توجه به اینکه در گذشته به دلیل شرایط زندگی مردم و نیاز به آب، اکثر سکونتگاه‌ها در کنار رودخانه و چشمه‌ها و مناطق آب خیز صورت می‌گرفت، احتمال وجود سکونت گاه‌هایی هم‌زمان با این آباره در منطقه نیز وجود دارد. در نزدیکی این آباره در منطقه سبز آب، آباره دیگری وجود دارد که کاربری آن نیز مانند پل صیحه می‌باشد. در طی خاکبرداری از دو آباره در اعماق مختلف به تکه‌های مختلف سفال شکسته برخورداند. این بنا دارای ۱۲ دهانه می‌باشد و در گذشته کاربری انتقال آب را داشته‌است و آب را بوسیله کانال به این منطقه آورده و پس از عبور آب از روی پل زمین‌های کشاورزی آن طرف پل را آبیاری می‌نمودند. پلهای آبرو تنها جهت آبیاری زمین‌های کشاورزی به کار می‌آیند و اصطلاحاً آباره گفته می‌شود. این پل مربوط به دوره صفوی می‌باشد. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا سنگ، آجر بهمراه ملاط گل، آهک و ساروج می‌باشد پی پایه‌های این پل از سنگ، ستونها از آجر و دیواره‌های فوقانی از سنگ می‌باشد. دریچه‌های پل در جهت خلاف جریان آب و هم در جهت موافق آن پیش آمدگی‌های دارد که اصطلاحاً موج شکن یا آب (پشت پل) به صورت نیم دایره می‌باشد. افزایش مقطع طولی پل و سنگین تر نمودن پایه‌ها جهت خنثی‌سازی رانش حاصل از طاقهای بزرگ، نقش استحکامی پل در مقابل فشارهای سرسام‌آور آب در هنگام طغیان رودخانه‌ها و هدایت مناسب آب که از لحاظ مکانیکی و مهندسی در دوام پل تأثیر بسیاری داشته‌است. احتمال وجود سکونت گاه‌هایی هم‌زمان با این آباره در منطقه نیز وجود دارد. در نزدیکی این آباره در منطقه سبز آب، آباره دیگری وجود دارد که کاربری آن نیز مانند پل صیحه می‌باشد. در طی خاکبرداری از دو آباره در اعماق مختلف به تکه‌های مختلف سفال شکسته برخورد نمودیم که متعلق به دوره اسلامی می‌باشد.

پل بالارود (پل شاه عباسی)

یکی از با ارزشترین آثار تاریخی اندیمشک از عهد ساسانیان پل بالارود بر روی رودخانه بالارود می‌باشد که در روستای بالارود شمالی واقع شده‌است. از ویژگی‌های بارز پل می‌توان به سنگ‌های تراشیده شده که به صورت آجر چیده شده‌اند و به پایه‌های پل نمای مستحکم بخشیده‌است اشاره کرد. جنس پل از ساروچ و دارای ۴ پایه مستحکم و مربع شکل بوده‌است که سالیان قبل به علت سیل ویرانگر سقف پل ریزش می‌کند. این پل که در ۲۷ کیلومتری شمال شهرستان اندیمشک و در مجاورت بزرگراه اندیمشک پلدختر و همچنین آزاد راه اندیمشک - پل زال و روستای بالارود از توابع بخش الوارگرمسیری قرار دارد، و در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۹۶۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت می‌رسد.

چم سبز

چم‌سبز یا (چم‌سوز) اندیمشک به منطقه‌ای در پیرامون رود دز که در شمال شرق شهرستان اندیمشک است گفته می‌شود.

این منطقه‌ای تفریحی در شمال شرق شهر اندیمشک است که از سد دز اندیمشک شروع و تا قلعه مختار واقع در چم گلک اندیمشک امتداد دارد. چم سبز در نزد محلی‌های منطقه چم به معنی خم و با توجه به این که آب به رنگ سبز است و همچنین بجز تابستان در تمام فصل‌ها این مناطق سرسبز است به این نام شناخته می‌شود.

منابع

پیوند به بیرون

ایذه

ایذه، از شهرهای بختیاری نشین استان خوزستان است و به عنوان پایتخت بختیاری شناخته می‌شود. مرکز شهرستان ایذه در جنوب غرب ایران است که پیشینه تاریخی آن بنابر پژوهش‌های انجام شده و وجود آثار و سنگ‌نبشته‌های باستانی مربوط به دوران عیلامیان می‌باشد. نام قدیمی این شهر مال امیر (مالِمیر) نیز نامیده می‌شود. ایذه همچنین پایتخت حکومت اتابکان لُر بزرگ بوده‌است. بارون دوبد در سفرنامه خود گزارش می‌دهد اکثر ساکنین مال میر بختیاری هستند.

نام‌ها

شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نام‌های ایزج، ایذه، اوجا، آیا پیر، آنزان، انشان، ایگه، اریگ، ایج، مالمیر یا مال امیر خوانده شده‌است. همچنین می‌گویند در دوران عیلامی به شهر ایذه «آنزان» می‌گفتند؛ بعدها به «اینز» و «ایزج» و «ایزه» تبدیل یافته‌است. به علاوه به دلیل وجود زیج‌های بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده می‌شده‌است. به عقیده برخی از محققین این شهر در هزاره سوم پیش از میلاد «انزان» نامیده می‌شد و مرکز ایالت انزان بوده‌است. می‌توان ایذه را تغییر شکل یافته «انزان» عیلامی نیز دانست.

ایدیده یا ایدیذ عیلامی با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته‌است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده‌است و ایدیذه به معنای شهر کنار آب آمده‌است و به دلیل قرار گرفتن ایذه کنونی در کنار تالاب شط (میانگران) می‌توان گفت که ایدیده همان ایذه کنونی بوده‌است. شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز می‌تواند دلیل براین مدعا باشد.

ایاپیر یا اجاپیر ایاپیر یا اجاپیرکه از اسامی باستانی این شهر می‌باشد و در کتیبه‌های اشکفت سلمان نام ایذه آیاپیر یا آجاپیر آمده‌است.

از متون تاریخی چنین برمی آید که انشان یا انزان یکی از ایالت‌های مهم دولت عیلام بوده‌است و با توجه به گفته‌های یاقوت حمودی در معجم البلدان می‌توان به این نتیجه رسید که آنزان بر همین منطقه اطلاق می‌شده‌است زیرا این شهر در روزگار باستان از نواحی آباد بوده و اهمیتی بسزا داشته‌است و به همین دلیل آنزان که نام این شهر بوده‌است برتمام ایالت اطلاق شده‌است.

ایزج یا ایذج اکثر مورخین در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذکر کرده‌اند چنان‌که ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد کرده‌اند.

اصطخری در مسالک و الممالک از ایزج اسم برده و این شهر را جزو خوزستان دانسته‌است و قزوینی در آثار البلاد به ایزج اشاره نموده و حدود جفرافیایی و آثار تاریخی آن را ذکر نموده‌است. طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن ایثر در تاریخ کامل این شهر را با نام ایزج ذکر نموده‌اند. در دوره ساسانیان از احداث و توسعه راه‌ها در منطقه سخن به میان آمده‌است. عده‌ای از مورخین برخی ایل راه‌های فعلی بختیاری را یادگار آن دوران دانسته‌اند.

ایذه در روزگار ایلامیان آیاپیر، آنزان نامیده می‌شد. از واپسین روزگاران هخامنشی خاستگاه الیمایی‌ها(بازماندگان ایلامیان) بوده‌است که هم‌زمان با دورهٔ سلوکی- پارت، بسته به شرایط قلمرو خود را گسترش می‌دادند. پیکره{مجسمه} مفرغین مرد شمی از آن دوره‌است. در دوره ساسانی به نام ایذه خوانده شد و با گشودن آن به دست مسلمانان ایذج نامیده شد. اتابکان لر که در سدهٔ پنجم هجری پدیدار شدند، بدان مالمیر می‌گفتند، نامی که همچنان بر سر زبان هاست. از دههٔ ۱۳۳۰ شهر دگر باره ایذه نامیده شد. نام ایذه نامی بسیار باستانی است و از دوران پیش از ساسانیان رایج بوده‌است. این شهر در دوره‌هایی نام‌های دیگری نیز داشته‌است نام مالمیر که همان مال امیر است (مال در زبان لری بختیاری به معنی خانه‌است) بیشتر در زمان هزاراسفیان که به اتابکان لر بزرگ مشهور شده‌اند کاربرد داشته‌است.

واژه باستانی ایذه در سده‌های اخیر به کلی فراموش شده بود تا این که در زمان پهلوی اول، بار دگر زنده شد و در تیرماه ۱۳۱۴ هـ. ش، از سوی فرهنگستان ایران به نام پیشین خود، ایذه نامگذاری شد.

پیشینه تاریخی

از آثار به دست آمده ایذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته‌های عیلامی (اولین حجاری‌های ایران باستان قبل از هخامنشیان)، می‌توان نتیجه گرفت که آنجا مرکز مهمی در زمان عیلامی‌ها بوده‌است. این آثار به دو دسته آثار عیلام قدیم و نو تقسیم می‌شود که به شرح زیر می‌باشند: دوره عیلام قدیم: این دوره به سلسله سیمشکی متعلق است که چندین بار توسط حاکم اور نابود گشت. آثار باقی‌مانده از این دوره به شرح ذیل است: الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جایگاهی باستانی در حومه ایذه‌است که در آن آثار باستانی از جمله نقش برجسته‌ای متعلق به دوره عیلام قدیم (قرن ۲۰ ق. م) واقع شده‌است. این نقش برجسته به احتمال زیاد نمایانگر صحنه بارعام یک پادشاه یا ابراز بندگی در مقابل یک خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: این جایگاه به خونگ نوروزی نیز معروف است و در نزدیکی دریاچه میانگران (۱۲ کیلومتری شمال ایذه) واقع شده‌است که نقش برجسته‌های آن مانند شاهسوار حجاری شده‌است. دوره عیلام نو: ایذه در دوره عیلام نو «آیاپیر» نامیده می‌شده‌است و پادشاهان آن به صورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حکومت می‌نمودند. حکومت عیلام در این دوران به صورت اتحادیه‌ای بود و متشکل از تعدادی حکومت‌های محلی مستقل اداره می‌شد.

آثار این دوره عبارتند از: کول فره (کول فرح): کول فره برسی دره مانند در کوه‌های اطراف دشت، واقع در ۷ کیلومتری شمال شرقی ایذه‌است که در عصر عیلام نو به عنوان نیایشگاهی باز مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. در این شکاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهای عیلامی (میخی) اطلاعات تاریخی ارزشمندی را در اختیار می‌گذارند. بیشتر این نقش برجسته‌ها مراسم مذهبی یا میهمانی‌های هانی شاه، پسر تاهی هی (تاخی هی) حاکم دست نشانده آیاپیر از طرف شوتروک ناهونته را یادآور می‌نمایند. از نکات جالب توجه این نقش برجسته‌ها می‌توان به آداب و رسوم امور مذهبی عیلام اشاره نمود که در آن کاهنان در حال قربانی کردن حیوانات و نوازندگان در حال نواختن موسیقی و مردم یا بزرگان دارای حالتی خاص (شاید حالت خلسه) در نیایش و حمل خدایان می‌باشند.

روستای کهباد یک (شهید مرادی‌ها): نقش برجسته شهسوار یکی از سنگ نوشته‌های مربوط به دوره عیلامی می‌باشد که در انتهای جاده منتهی به این روستا در دل کوه نقش بسته‌است. قبرستان شهسوار، از گورستانهای باستانی پوشیده از شیرهای سنگی منطقه بختیاری، در این روستا واقع است.

اشکفت سلمان: تنگه‌ای در کوه الهک واقع در جنوب غربی ایذه‌است. در این تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد که تمامی آن‌ها به هانی تعلق دارند که بیشتر به خانواده سلطنتی و خدایان اشاره نموده‌است. در این جایگاه باستانی روزگاری نیایشگاه «تاریشا» وجود داشته‌است.

براساس برخی روایات تاریخی، اسکندر پس از ورود به ایران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفستیون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد که یالهای اسب و قاطرها را بچینند و کنگره‌های برج و باروها را برافکنند. سپس غیب وی وی از طرف ژوپی تر، هفستیون را نیم خدایی نامید و برای آمرزش وی قربانی طلب کرد. بالاخره اسکندر برای اینکه در جنگ تسلی بیابد، به مملکت کوسی‌ها رفته و پس از مطیع کردن آن‌ها شکار انسان ترتیب داد و امر نمود تفاوتی بین مرد و زن، بزرگ و کوچک نگذاشته و همه را بکشند و این قصابی وحشت‌انگیز را قربانی دفن هفستیون نامید. این حادثه در کوه‌های بختیاری در ایذه اتفاق افتاد.

از این دوران و سپس از دوران پارتی چندین مجسمه و چند نقش برجسته و… باقی مانده‌است. از این زمان به بعد، ایذه مستقل اداره و به نام الیمائید خوانده می‌شد. آثار این دوره عبارتند از: خونگ یارعلی وند: در این جایگاه باستانی که در ۳ کیلومتری خونگ اژدر واقع شده‌است، نقش برجسته‌ای شامل دو فرد الیمایی در یک مراسم آیینی وجود دارد. خونگ کمال وند: این جایگاه باستانی در ۴ کیلومتری شمال خونگ یار علی وند واقع شده و دارای نقش برجسته‌ای به همراه کتیبه‌ای الیمایی است. خونگ اژدر: (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگی که نقش برجسته عیلام قدیم قرار داشت، نقش برجسته‌ای متعلق به زمان پارتی‌ها قرار دارد که مهرداد دوم شاه اشکانی را به همراه افراد بلندپایه الیمایی نشان می‌دهد. قلعه کژدمک: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه‌ای از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهای هلالی و سنگی واقع شده که در این ناحیه به «قلعه کژدمک» معروف است. این قلعه احتمالاً در زمان اردشیر ساسانی متروک شده‌است. ایذه در دوره ساسانی نیز از شهرهای آباد و پرجمعیت به‌شمار می‌رفت و آتشکده آن تا زمان هارون الرشید برقرار بوده‌است. از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ایذه عربی شد و آن را ایذج خواندند. اولین رویارویی این مردم استقلال طلب تاریخ ایران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ. ق (۶۳۸ م) رخ داد. در این واقعه نعمان بن مقرن مزنی، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ایذه رفت و با شیرویه حکمران آنجا صلح نمود و شهر تسلیم شد. در سال ۲۲ هـ. ق اولین درآمد حاصل از خراج ایذه و رامهرمز به حکومت بصره تخصیص یافت. در سال ۲۹ هـ. ق مردم ایذه در برابر ابوموسی اشعری حاکم بصره سر به شورش برداشتند، ولی کاری از پیش نبردند. شهر ایذه در زمان خلفای عباسی، کرسی ولایت بود و «ایذج الاهواز» خوانده می‌شد، تا با محلی دیگر به همین نام در نزدیکی سمرقند اشتباه نشود. این شهر در سده ۶ هـ. ق، در دوران مغول، مرکز حکومت اتابکان لرستان یا امرای فضلویه بود که از ۵۵۰ هـ. ق توسط ابوطاهر در سرزمین لر بزرگ و بخشی از خوزستان حکومت می‌کردند و برای نخستین بار آنان بودند که ایذه را مالمیر یا مال امیر (ملک امیر) نامیدند. نخستین بار ابن بطوطه در نیمه نخست سده ۸ هـ. ق آن را به صورت مال امیر در سفرنامه خود آورده‌است:

«از تستر (شوشتر) حرکت کردیم. سه روز از کوه‌های بلند راه می‌رفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز می‌نامند.»

آثار دوره اتابکان لر بنایی از لاشه سنگ است که در اشکفت سلمان پس از حفاری نمایان شد. پس از برافتادن حکومت اتابکان در ۸۵۷ هـ. ق ایذه رو به خرابی گذارد و ساکنان آن به کوچروی روی آوردند. همچنین آثار دوره ایلخانی و مغول از جایگاه باستانی به نام تاق طویله به صورت بنایی سنگی - گچی با آثار گچبری و کاشی کاری در شهر کنونی ایذه به دست آمده‌است. از دوره صفویه گورستانی با شیرهای سنگی در شاهسوار وجود دارد که البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده می‌کردند.

آثار باستانی

یاشوسن به گفته بعضی مورخان همان محل قصر شوسن مذکور در تورات است که در ایذج بوده. لایارد، عالم انگلیسی مدتی از عمر خود را در ایذه گذرانید. ۱۴ مورد آثار باستانی مربوط به سلسله‌های ماقبل میلاد در آن وجود دارد از جمله ایلامیها. از دیگر آثار معروف باستانی این شهرستان می‌توان اشکفت سلمان و کول فرح و خنگ اژدر یا روستای شمی و… نام برد لازم است ذکر شود که مجسمه ایاپیر از روستای شمی کشف شده‌است. پل ایذج یکی دیگر از آثار باستانی ایذه می‌باشد، این پل از شگفتی‌های قابل توجه تاریخی است، زیراجنس آن ازسنگ و ملات ساروج بوده و بر روی بستر رودخانه‌ای خشک و بسیار عمیقی بنا شده‌است. همچنین در ایذج آتشکده‌ای قرار داشته‌است که تا زمان هارون الرشید فروزان بوده‌است. بردگوریهای موجود در کوه‌های ایذه و بختیاری نیز حکایت از دین اهالی آن پیش از اسلام و در ایران باستان زرتشتی دارد. شیرهای سنگی بردشیر نیز از آثار باستانی ایذه به‌شمار می‌روند که البته نمونه‌های بسیاری در دیگر نقاط بختیاری یافت می‌شود. اما متأسفانه در این شهر علی‌رغم آثار باستانی فراوان موزه‌ای وجود ندارد. موزه‌ای که می‌تواند معرف فرهنگ و پیشینه این سرزمین با تمدن باشد.

اماکن جهانگردی

علیرغم آب وهوای مساعد، وجود پتانسیل‌های طبیعی و تاریخی گردشگری نظیر:

  • آثار باستانی اشکفت سلیمان (اشکفت سلمان)
  • آثار باستانی کول فرح
  • آثار باستانی خونگ اژدر
  • دشت سوسن با چشمه‌های فراوان
  • بردگوری (گوردخمه‌های)مربوط به ایران باستان
  • منطقه توریستی تفریحی زراس (حاشیه سد کارون ۳)
  • پل‌های دوقلوی کارون جایگزین پل قدیم شالو
  • تالاب میانگران
  • منطقه توریستی تفریحی حاشیه دریاچه سد و نیروگاه کارون سه
  • منطقه توریستی تفریحی گلزار
  • منطقه توریستی تفریحی دشت مرغا
  • منطقه توریستی تفریحی مال آقا
  • منطقه زیارتی امامزاده عبدالله
  • منطقهٔ تفریحی کوه سفید
  • سد کارون ۳
  • امامزاده چهل تنان درشمال دهدز
  • پارک جنگلی بلوط بلند
  • کهباد یک
  • منطقه تفریحی شیمن

صنایع‌دستی و قالی بختیاری

بافت قالی و قالیچه‌های بختیاری از دیرباز در ایذه، مانند سایر مناطق بختیاری رونق داشته‌است. قالی بختیاری نوعی قالی کهنِ ایرانی است که در آن از نقش‌های حیواناتی همچون بز کوهی (کل، پازن) و کبک و… در کنار نقش گل و بوته بهره گرفته می‌شود البته عمده شهرت قالی‌های بختیاری به دلیل بکارگیری اشکال هندسی و ذهنی باف همراه با رنگ و پشم و الیافِ طبیعی در آن است.

از دیگر صنایع دستی ایذه می‌توان گلیم بافی، نمد مالی، گیوه دوزی، چوقابافی، شیرسنگی تراشی و… نام برد.

مردم‌شناسی

زبان اهالی این شهر، لری بختیاری است و مردم آن از طوایف ایل بزرگ بختیاری هستند. بارون دوبد در سفرنامه خود گزارش می‌دهد اکثر ساکنین مال‌میر بختیاری هستند.

طوایف ساکن در ایذه

  • اورک
  • سهید
  • گوروئی
  • شالو
  • لجمیر اورک
  • عالی محمودی
  • نوروزی
  • بویری
  • سرقلی
  • کورکور
  • بویربندانی
  • جونکی
  • مالملی

نگارخانه

منابع

  • سایت امار ایران
  • (۱) فرهنگ جغرافیایی ایران، ج ۶.
  • (۳) Diodorus Sisulus, Bibletheque Historique of Didore de Sicile.
  • (۴) پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۸۱ ص ۱۶۹۲.
  • (۵) اقتداری، خوزستان و کهگیلویه و مسنی، تهران، ۱۳۵۹ ص ۸۳۱.
  • (۶) آمیه، پیر، تاریخ عیلام، ترجمه شیرین بیانی، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ ص ۵۲.
  • (۱۰) پلوتارک، کتاب اسکندر، بند ۹۴ / و پیرنیا، همان.

باغ‌ملک

باغ‌مَلِک یا اوربه ایلامی یا باغملک جانکی شهری در استان خوزستان است.

جغرافیا

این شهر مرکز شهرستان باغ‌ملک است و در شرق استان خوزستان قرار گرفته‌است. شهرستان باغ‌ملک، یکی از شهرستان‌های استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. باغملک بخشی از شهرستان ایذه بود که در سال ۱۳۷۱ از آن جدا شده و تبدیل به شهرستان شد. خوزستان با شهرستان‌های رامهرمز، ایذه، هفتگل، مسجد سلیمان است و با استان‌های چهار محال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد هم‌مرز است.

این شهر در دامنه کوه بادرنگون واقع شده‌است. این شهرستان تقریباً در شرق استان خوزستان می‌باشد در عرض جغرافیایی ۳۱–۳۱ و طول جغرافیایی ۴۹–۵۱ و ارتفاع مرکزی شهر ۹۱۷ متر از سطح دریا می‌باشد.

این شهرستان نسبت به سایر شهرستانهای استان خوزستان هوای متعادل و بعضاً سرد را دارد که در فصل تابستان آحاد مردم استان خوزستان را به خود جذب کرده و در منابع طبیعی و گردشگری در بستر خود با امنیت بسیار مطلوب جای می‌دهد.

تاریخ

قدمت شهر کنونی باغملک به دوران عیلام برمی‌گردد، در دوران عیلام این ناحیه اوربه نام داشته‌است. در باغملک محلی به‌نام منجنیق وجود دارد که آثار تاریخی از یک شهر کهن در آن بجا مانده‌است که بنابر روایتی ماجرای ابراهیم و نمرود در این محل رخ داده‌است و به همین دلیل منجنیق نام دارد، پل شکسته‌ای نیز در آن نزدیکی وجود دارد که مربوط به دوران ساسانی است. همچنین سنگ آسیابی در باغملک وجود دارد که آثار خطوط کوفی بر روی آن نقش بسته‌است.

مردم‌شناسی

فرهنگ جغرافیائی ایران زبان مردم باغملک را لری ذکر کرده‌است. مردم شهرستان باغملک از دو ایل لر زبان بختیاری و بهمئی هستند و به زبان لری بختیاری گویش می‌کنند، طوایفی همچون جانکی، سلمانوند،گلابوند،هزاروند،عباسوند،گراوند،شیرعلی، برون، کُرد، کردزنگنه و زنگنه، سروستانی، شیخ، ممبینی و احمدی و بهمئی در این شهر ساکن هستند.

پوشش گیاهی

پوشش گیاهی این منطقه از درختان بلوط، افرا و برخی گیاهان دارویی و صنعتی دیگر تشکیل شده‌است.

کشاورزی

شغل اغلب مردم باغملک کشاورزی و دامپروری است، از محصولات زراعی آن می‌توان به گندم، جو و برنج اشاره کرد.

پانویس

منابع

  • استانداری خوزستان

پیوند به بیرون

  • فرمانداری باغملک
  • اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان باغملک

حمیدیه

حمیدیه‌ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

  • حمیدیه‌ (دشت آزادگان)
  • حمیدیه (حمیدیه)
  • کوشک حمیدیه
  • محوطه حمیدیه
  • بخش مرکزی شهرستان حمیدیه
  • حمیدیه (طرطوس)
  • حمیدیه (ساوه)
  • حمیدیه (کرمان)
  • حمیدیه (نطنز)

خرمشهر

خُرَّمشَهر یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان و مرکز شهرستان خرمشهر است. این شهر در محل تلاقی رودخانه‌های اروندرود و کارون و در ناحیه‌ای باتلاقی و پست در دلتای رودخانهٔ اروندرود قرار گرفته و ۲۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.

خرمشهر به‌جهت واقع‌شدن در مجاورت خلیج فارس و کشور عراق، از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژه‌ای برخوردار است. این شهر در انتهایی‌ترین نقطه استان خوزستان قرار گرفته و اسکله‌های آن در کرانه‌های رودخانهٔ اروندرود جای گرفته‌است.

نخستین اسکلهٔ خرمشهر در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و در جریان پهلو گرفتن یک فروند اقیانوس‌پیما به بهره‌برداری رسید. با ساخت ۶ اسکلهٔ بزرگ دیگر در کرانه‌های اروندرود، این بندر در جریان جنگ جهانی دوم به پیروزی متفقین کمک بسیار بزرگی نمود.

اسکلهٔ بتنی مجهزتری با ۳۶۰ متر طول و ۳۲٫۸ متر عرض، پس از پایان جنگ جهانی دوم در خرمشهر ساخته شد. ساختمان این بندر نیز در سال ۱۳۳۴ خورشیدی احداث گردید. این ساختمان در سال ۱۳۳۷ خورشیدی تغییراتی را متحمل شد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ خورشیدی با تخصیص اعتبار، مجهزتر گردید. با اجرای طرح‌های توسعه در خرمشهر، طول اسکلهٔ آن به ۱۳۵۰ متر و تعداد اسکله‌های آن به ۱۹ اسلکه رسید.
با بهره‌برداری از اسکلهٔ چهارم خرمشهر در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، نخستین کشتی‌های باری با ۸۵ تن بار از این بندر به سمت کویت به حرکت درآمدند. در همین سال بود که نخستین کشتی تجاری با ۱۶۰ تن بار از امارات متحده عربی وارد خرمشهر شده و در آن پهلو گرفت. امروزه این بندر ۲۰ اسکلهٔ بزرگ را در خود جای داده و حداکثر آبخور کشتی‌هایی که در آن پهلو می‌گیرند، به ۶ متر می‌رسد. خرمشهر روزانه توان تخلیهٔ ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ تن بار را دارد.
از جمله نخبگان و بزرگان و مسئولین شهرستان می‌توان به شیخ محمدطاهر خاقانی، سیدعدنان عدنانی، سیدعلی عدنانی، سلمان خاقانی، سید تقی موسوی خرمشهری، دکتر محمد جواد عاصمی پور معاون وزارت نفت و معادن و فلزات و وزارت صنایع و مؤسس بورس نفت ایران و مؤلف ده‌ها کتاب. مهری، یونس محمدی (نماینده مردم خرمشهر در مجلس شورای اسلامی)، محمد جهان آرا، پروفسور احمد سواری (از موسسین دانشگاه علوم و فنون خرمشهر)، مهندس مجید ناصریان اصل( نخبه جوان علمی خرمشهر دارای چندین طرح و مقالات بین المللی در زمینه نفت و نانو فناوری)، دکتر سینا عیادی (استاد دانشگاه خرمشهر) ، سیدکاظم نعمت‌زاده، علی معرفی زاده (نماینده مردم خرمشهر در مجلس شورای اسلامی)، بهنام اسماعیلی فرماندار مستعفی (از افراد نزدیک به حاج داوود احمدی نژاد رئیس بازرسی ویژه نهاد ریاست جمهوری ایران که شایعاتی در خصوص فرمانداری وی در خرمشهر بوده که از جانب نامبرده استقبال نشده‌است). محمد فروزنده و شیخ باقر محسنی و همچنین شاعرانی چون سیدناظم الهاشمی و طاهرالسلامی، اشاره کرد. همچنین از میان سرداران بزرگ نیروی دریایی ارتش نیز که در مقابل با استعمار بریتانیا در این شهر کشته شدند می‌توان از دریادار نقدی، هرسیچی، کهنمویی، بایندر و میلانیان نام برد. مراکز آموزش عالی خرمشهر عبارتند از دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمشهر، دانشگاه علوم و فنون دریایی، دانشگاه پیام نور مرکز خرمشهر، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی اروندان

خاستگاه نامگذاری

قدیمی‌ترین نامی که از این شهر مانده‌است، نام خاراکس پایتخت پادشاهی میشان است که مورخین بنای آن را به اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند. برخی نیز بنای آن را پیش از اسکندری می‌دانند و معتقدند که خاراکس پایتخت پادشاهی میسان بوده که در قرن دوم پیش از میلاد مسیح در جنوب عراق و جنوب غربی ایران تشکیل شده. مملکت میسان را «اسبار سیز» در سال ۱۲۷ ق. م در جلگه‌ای وسیعی که از شمال به جنوب پادشاهی بابل و از جنوب به پادشاهی عیلام متصل بود، تأسیس کرد.
این شهر پس از اسکندر مقدونی ویران شد و به‌طور کلی از میان رفت چندی بعد در همان محل، شهری به نام «بیان» بنا شد بیان» در محل همین روستای بیان فعلی شکل گرفته باشند. گویا در دوره‌های پیش از اسلام به منظور اتصال کارون به اروند رود نهری حفر شده و در شمال این نهر، آبادی پدید آمد. از همان دوره نام این نهر یا کانال را «بیان» نامیدند و آبادی مزبور را به همین نام نام‌گذاری کردند در قرون اخیر دیگر ذکری از «بیان» نیست. بلکه آنچه در منابع و کتب تاریخی آمده نام «کوت المُحَمَّره» و پس از آن «المحمره» بوده‌است. نخستین باری که نام «المُحَمَّره» در کتب و منابع ذکر شده سال ۱۸۱۰ میلادی ۱۲۵۱ هـ. ق است این امر بیانگر این است که بنای مُحَمَّره به سال‌های پیش از آن بازمی‌گردد. بعدها در داستان نبرد شیخ غیث و هم پیمان او شیخ حمود با والی بغداد ۱۸۲۶ میلادی ۱۲۴۱ هـ. ق نام «کوت المُحَمَّره» برای دومین بار ذکر شده‌است در آن دوره مُحَمَّره محل استقرار تیره‌ای از بنی کعب به نام آلبوکاسب به زعامت شیخ مرداو بن علی کاسب بود. پس از وفات شیخ مرداو پسر او حاج یوسف جانشین وی شد. در آن دوره این شهر جزء قلمرو شیخ المشایخ فلاحیه یعنی شیخ ثامر بنی کعب بود و شیوخ آلبوکاسب فرمانبردار او بودند. در همان سال‌ها به دستور شیخ ثامر کعبی، حاج یوسف متصدی احداث بندر در آن شهر شد. در سال ۱۹۳۷، در راستای «فرایند ایرانی‌سازی» نام عربستان به نام قدیمی خود خوزستان و نام محمره به خرمشهر تغییر یافت.

پیشینه

خرمشهر در زمان حکومت شیخ‌های بنی‌کعب بر این شهر در اویل سدهٔ سیزدهم هجری، شهری کوچکی و عقب‌افتاده بود. در سال ۱۲۳۵ هجری بارویی به دور آن کشیدند و پس از آن، خرمشهر پیش‌رفت‌های بسیاری نمود و به‌عنوان بندری مهم و تجاری در سطح منطقه شناخته شد. با حملهٔ امپراتوری عثمانی به ایران، این شهر نیز مورد هجوم سپاهیان عثمانی قرار گرفت و به یک بندر آزاد تبدیل شد.
خرمشهر در طول سدهٔ بیستم، چهار بار مورد هجوم قرار گرفت. در همین دوران بود که امپراتوری عثمانی از قرارگرفتن بندر خرمشهر در نزدکی بندر بصره، خسارت‌های فراوانی را متحمل شد؛ از همین رو حاکم آن زمان بغداد که علی‌رضا پاشا نام داشت، در سال ۱۲۳۵ هجری و به هنگام لشکرکشی محمد شاه قاجار به هرات، از فرصت استفاده نمود و سپاهی ترتیب داد و با هجوم به خرمشهر، این شهر را غارت کرده و ویرانش ساخت.
با احداث بندر خرمشهر تجارت در این شهر رونق گرفت و روز به روز بر جمعیت این شهر افزوده شد، به نحوی که در ژانویه سال ۱۸۴۸ میلادی به هنگام سفر راولنسون به این شهر بیست و پنج کشتی اقیانوس‌پیما در بندر آن شهر لنگر انداخته بودند، در حالی که تعداد این گونه کشتی‌ها در بندر بصره فقط شش کشتی بود رونق تجارت در بندر خرمشهر و پهلو گرفتن کشتی‌های تجاری در آن، باعث کاهش درآمد گمرکات و همچنین کاهش درآمد بندر بصره شد.
والیان بغداد نیز که همواره خرمشهر را جزء خاک عثمانی می‌دانستند قادر به تحمل این وضع نبودند. در این هنگام حاکم این شهر، حاج جابر برادر حاج یوسف بود. او از طرف شیخ ثامر کعبی به عنوان حاکم خرمشهر تعیین شده بود. نزدیکی انگلیسی‌ها با حاج خان، خشم و غضب فرانسوی‌ها را به دنبال داشت. از این رو فونتانیه کنسول فرانسه در بغداد، دولت عثمانی را علیه حاج جابر تحریک کرده، آن‌ها را به حمله بر خرمشهر تشویق کرد

امپراتوری عثمانی در سال ۱۲۵۴ هجری مجدداً خرمشهر را مورد حملهٔ خود قرار داد و شهر را با خاک یکسان ساخت. امیرکبیر برای دفع خطر حملهٔ عثمانی‌ها، سپاه مرزبانی قدرت‌مندی را در خرمشهر سازمان‌دهی کرد و محمدخان بن جابرخان را فرمانده این سپاه قرار داد. در سال ۱۲۶۶ هجری، والی خرمشهر پرچم ایران را در این شهر به اهتزاز درآورد و از جانب امیرکبیر مورد تشویق قرار گرفت و لقب خان به او داده شد.

آبادی بیان

آگاهی‌ها و دانسته‌ها دربارهٔ این آبادی بسیار اندک است و معلوم نیست این آبادی تا چه دوره‌ای برپا و آباد بوده‌است. اما آنچه مسلم است این است که تا قرن چهارم هجری قمری این آبادی وجود داشته و مقدسی در کتاب خود از آن یاد کرده‌است. به احتمال زیاد خرمشهر فعلی در جای دیگری غیر از «بیان» بنا شده‌است. احتمال قریب به یقین این است که پس از ویرانی «بیان» و از بین رفتن آن، آبادی جدید برپا شده‌است. اما به همان اندازه که تاریخ ویرانی «بیان» نامشخص است، تاریخ و زمان دقیق بنای شهر جدید نیز نامعلوم است. شیخ فتح‌اله‌بن‌علوان کعبی (تولد ۱۰۵۳ ق) در کتاب خویش هیچ گونه نامی از «بیان» یا نام بعدی آن نکرده‌است. پیش از آن نیز به هنگام ذکر نبردها یا لشکرکشی‌های مشعشعیان با حریفان و رقبای ریز و درشت. از بصره سخن به میان آمده‌است اما از «بیان» یا نام بعدی آن اثر و نشانی نیست. در داستان شیخ سلمان کعبی و شکستن سد سابله توسط کریم خان زند به سال ۱۷۶۵ میلادی ۱۱۷۹ هـ ق نام «حفار» و «محرزی» آمده، اما از این شهر خبری نیست این شهر در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق در طول ۸ سال آسیب‌های بسیار جدی دید.

اهم فعالیتهای اقتصادی

  • کشاورزی علی‌الخصوص کاشت درخت خرما و سیفی‌جات
  • امور بندری، سازمان بنادر و کشتیرانی
  • امور گمرگی و ترانزیت کالا
  • منطقه ویژه اقتصادی بندر خرمشهر و شهرک صنعتی
  • منطقه آزاد اروند
  • اتصال به راه‌آهن سراسری کشور
  • مجاورت با فرودگاه بین‌المللی آبادان

جمعیت

جمعیت خرمشهر برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن جمعیت طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰

موقعیت جغرافیایی

موقعیت : منتهی‌الیه جنوب غربی کشور ایران و در استان خوزستان حاشیه خلیج فارس بین دو رودخانه کارون و اروند رود (۳۰ درجه شمالی و ۴۸ درجه شرقی)

  • مساحت (کیلومترمربع): ۶۷٫۵
    • حریم قانونی: ۳۲٫۷
    • محدوده قانونی: ۲۲٫۸
  • فاصله تا پایتخت: ۱۱۰۰ کیلومتر
  • فاصله تا مرکز استان (اهواز): ۱۲۵ کیلومتر

جستارهای وابسته

  • آزادسازی خرمشهر
  • عملیات بیت‌المقدس
  • جنگ ایران و عراق
  • مسجد جامع خرمشهر
  • محمد جهان‌آرا
  • نیروگاه سیکل ترکیبی خرمشهر

منابع

دزفول

دِزفول شهری است در جنوب غربی ایران و سی امین شهر پرجمعیت کشور و مرکز شهرستان دزفول است که با مساحت نزدیک به ۴۷۶۲ کیلومتر مربع رودخانه دز و در بخش‌های جلگه‌ای استان خوزستان واقع شده‌است. با برشمردن بخش‌های روستایی آن دارای گستردگی برابر ۷۸۴۴ کیلومتر مربع است. شهر در ارتفاع ۱۴۳ متری از سطح دریا و از شهرهای شمالی استان خوزستان است. دزفول به جهت عبور رود دز از این شهر و پیشینه تاریخی‌اش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

این شهر در ۷۲۱ کیلومتری تهران و ۱۵۵ کیلومتری اهواز و در۳۰۰ کیلومتری دریا و دارای ۱۴۳ متر ارتفاع قرار دارد. از لحاظ وسعت دومین شهر بعد از اهواز در استان می‌باشد که از سمت شمال به استان لرستان و از سمت شرق به شهرستان مسجد سلیمان و استان چهار محال بختیاری و از شمال غربی به شهرستان اندیمشک و از جنوب به شهرستان شوشتر و اهواز و از سمت غرب به شهرستان شوش محدود می‌گردد.

دزفول در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد و پیشینه تاریخی آن به زمان ساسانیان بازمی‌گردد ولی پیش از ساسانیان هم آباد بوده و بخشی از سرزمین‌های امپراتوری‌های ایلام و هخامنشیان به‌شمار می‌رفته‌است.
فرهنگ مردم دزفول را می‌توان آمیزه‌ای از فرهنگ کهن خوزستان دانست. مناطق اطراف دزفول در حدود ۵۰۰۰ سال زیستگاه مردم این نواحی بوده‌است.

دزفول دارای زمستان و پاییزی مدیترانه‌ای بوده و زیست‌بوم سرسبز آن از پایان زمستان تا آغازه‌های بهار بسیار دلپذیر است. این شهر با زیست‌بوم زیبای جلگه‌ای-کوهپایه‌ای و کوهستانی خود در سراسر سال و به ویژه در روزهای نوروز پذیرای شمار بسیاری از گردشگران است. گرم‌ترین و سردترین ماه‌های سال این شهر به ترتیب تیر و دی می‌باشند. بررسی یک دوره آماری آب و هوایی نشان دهنده آن است که حداقل درجه حرارت دزفول ۲/۱۹ درجه و حداکثر آن ۶/۴۵ درجه سانتیگراد می‌باشد.

دزفول از شهرهایی است که نقش وسیعی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته‌است. همچنین دزفول در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها مورد اصابت موشک‌های رژیم عراق قرار گرفت. ویرانی‌های ناشی از جنگ تحمیلی اکثراً در سال‌های بعد از ترمیم شده‌است ولی هنوز آثاری از آن دوره برجای مانده‌است. مقاومت‌های مردم این شهر موجب شد تا دزفول در این دوره به شهر استقامت و پایتخت مقاومت ایران معروف گردد.

نام‌شناسی

«دزپل» یا «دِژپُل» را در گویش بومی «دزفیل» و «دسفیل» گویند و عربی شده آن «دزفول» تلفظ است. «دژ» به معنی سنگر و سکوی دیدبانی می‌باشد و چنین برمی‌آید که نام دزفول یا دزفیل از نام دژ ساخته شده در کنار پل گرفته شده‌است. گفتنی است یکی از محله‌های کهن شهر دزفول روناش است، (در سده چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز نامور بوده‌است)، که در دست راست رود دز جای داشته و هنوز ویرانه‌هایی به همین نام نمودار است.

احتمالاً نام دزفول یا «دژپل» از واژهٔ «پل» مشتق شده‌است؛ و «دز» نیز به معنی قلعه است و منظور دژی است که عده‌ای نگهبان و مأمور برای حفاظت پل در آن زندگی می‌کردند. چنانچه پس از دوران انحطاط شوش و نیز خرابی جندی شاپور، برخی مردم این دو شهر به اطراف این دژ پناه آوردند و خانه‌هایی ساختند و به تدریج شهر به وجود آمده‌است. دزفول در اصل «اندامیش» نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده‌است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در ۴۸ کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به‌شمار می‌آید.

در نگاهی دیگر می‌توان گفت چون در گویش مردم بومی، نام دسفیل یا دزفیل بکار برده می‌شود و این نام را سینه به سینه از نیاکانشان شنیده‌اند و از طرفی ارتش ساسانی دارای فیل بوده‌است و فیل‌ها معمولاً در جاهای پرآب مانند کنارهٔ رودخانه‌ها نگهداری می‌شوند، نام دژپیل (دژی برای نگهداری فیل) نیز می‌تواند یکی از نام‌های درست برای این شهر باشد. (دژ=قلعه، پیل=فیل)

ابن سرابیون در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین خوزستان می‌نویسد: دزفول یعنی دژ پل که منظور قلعه پل باشد که در کنار رودخانه دز در جنوب شهر سابق جندی شاپور جا دارد و نیز معروف است که می‌گویند به فرمان شاپور اول ساخته شده‌است؛ که به همین مناسبت آن شهر نیز به همین نام موسوم شد.

شهر دزفول در اواخر قرن ۶ هجری به نام (دز پول) شهرت داشته‌است و در تاریخ گزیده حمدﷲ مستوفی این نام مکرر به صورت دزپول آمده‌است.(در صفحات ۵۵۷، ۷۲۵، ۷۵۰، ۷۵۱). در برخی از کتب نام قدیم رودخانه را «زاب یا جندی شاپور» هم نامیده‌اند. برخی از جغرافی دانان و نیز مورخین نام این شهر را روناش و قصر روناش ذکر کرده‌اند و چنین استنباط می‌شود که در قرن چهارم هجری چون ساختمان‌های شهر دزفول در دو طرف رودخانه دز گسترش یافته‌اند پس در قسمت شرقی آن قلعه یا دژ قرار گرفته و قسمت غربی رودخانه به نام روناش معروف بوده‌است.

ابن بطوطه دزفول را «دسبول» نامیده و می‌نویسد: «از دروازه‌های شهر یک دروازه به طرف خشکی و بقیه به طرف رودخانه باز می‌شود. در دوطرف رودخانه باغها قرار دارد. عمق رودخانه زیاد است…»

کهارت می‌نویسد: «قصر الروناش از محله قلعه فعلی (جای همان دژ باستانی) تا مسجد جامع دزفول را دربرمی‌گرفت. در قرون ۱۱ و۱۰میلادی (سوم وچهارم هجری) این شهر را القنطره (پل) یا القنطره الرومی (پل رومی) می‌نامیدند.»

به دلیل این‌که روناش و دزفول در دو سر رودخانه قرار گرفته بودند، بعضی این دو قسمت را دو شهر جداگانه شمرده و برخی هر دو را دو محله از یک شهر انگاشته‌اند.

نام‌های دزفول در گذر تاریخ

  • اَوان(avan): پیشینه دزفول را خاورشناسان ازآن هنگام که این شهر پایتخت عیلامیان بود (حدود ۲۶۰۰پیش از میلاد) و «اوان» خوانده می‌شد، نزدیک به پنج هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. در نوشته‌های باستانی پس از طوفان نوح، از شهری به نام آوان نام برده شده‌است. این شهر، پایتخت تمدّن عیلام و سرآمد شهرهای مشرق زمین بوده‌است. کاوشگران غربی در نیم قرن اخیر، پس از مطالعات و تحقیقات فراوان تصریح کرده‌اند که اَوان همان دزفول کنونی است. در این صورت، «دزفول» فعلی یا اوان پنج هزار سال پیش را باید نخستین پایتخت امپراتوری گسترده کشور عیلام دانست.
  • دژپل(Dzhpl): از ۱۷۵۰ سال قبل که پل قدیمی دزفول بر رودخانه دز بنا شد، نام این شهر را دژپل گذاشته‌اند. دژپل ازنام همان پل مشتق گردیده‌است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در ۴۸ کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به‌شمار می‌آید.
  • دزپل(dzpl):پس از دژپل، نام این شهر به دزپل رواج یافت.
  • قصر روناش(Gasr-o-Rovnas): روناش نام باستانی و پنج هزار ساله ی؛ دژپل؛ یا دزفول از شهرهای کنونی ایران است و نیز پلی که در زمان شاپور اول بر روی رودخانه دز بنا گردید پل روناش یا رعناش نام‌گذاری شد دژی به همین نام برای پاسداری از این پل بنا گردید که به آن قصر روناش یا رعنا می‌گفتند. نام روناش تا سدهٔ دهم هجری همچنان بر سر زبان‌ها بود تا اینکه در دوران شاه اسماعیل صفوی به؛ رعناش؛ بدل گردید. در حال حاضر نیز به برآمدگیهای ساحل غربی دز رعنا (بدون ش) می‌گویند.

ابوعبدالله یاقوت بن عبداله حموی رومی بغدادی در کتاب معروف معجم البلدان پیرامون قصر روناش چنین نوشته‌است: «روناش شهرستانی از خوزستان است و جایی است که امروز دزپول گفته می‌شود.»

  • روناش (Rovnas):این نام تا اوایل قرن دهم ه‍.ق رواج داشته‌است تا اینکه سرانجام در سال ۹۱۴ ه‍.ق در دوره صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول دگرگونی یافته و رعناش (Ranas) گردیده‌است. در حال حاضر نیز برآمدگی‌های ساحل غربی دز را رعنا (Rana) می‌گویند که (ش) آخر آن حذف شده‌است.
  • دزفول(dezful): این نام از قرن ۷ ه‍.ق در کتاب‌ها دیده می‌شود و تاکنون نیز به این نام مشهور بوده‌است. این نام عربی شده نام دژپل می‌باشد.

تاریخچه

شهری از سپیده دم تاریخ

برپایه نوشته ایرج افشار (شهرهای ایران) دزفول شهری است که پیشینه آن به چندین هزار سال می‌رسد. از کهن‌ترین شهرهای استان خوزستان به‌شمار می‌رود و از دید تاریخ و فرهنگ ویژگی‌های برجسته‌ای دارد. بر پایه گفته‌های کاوشگران باختری در سده‌های گذشته کسانی مانند والتر هینتس آلمانی، آوان پایتخت نخستین امپراتوری پهناور کشور عیلام در دزفول کنونی جای داشته‌است. تپه‌های باستانی چغامیش با دیرینه‌ای نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از زایش مسیح که به گفته باستان‌شناسان، گنجینه ارزشمندی از دانستنی‌های سودمند پیرامون رخدادهای زمان باستان از هزاره هفتم پیش از زایش تا شکوفایی تمدن شوش را دربردارند نیز در دزفول جای دارد. از این تپه‌های باستانی آثار ارزشمندی چون نخستین سند دریانوردی جهان، لوح‌های تکامل موسیقی و مهرهای استوانه‌ای چند هزار ساله کشف شده که کلیه این آثار در موزه ملی ایران و موزه مؤسسه شرق‌شناسی شیکاگو نگهداری می‌شوند.

بانو هلن کنتور، یکی از دست‌اندرکاران گروه کاوشگری و باستان‌شناسی این گستره، در هنگام یک سخنرانی در تهران پیرامون کاوش‌های انجام گرفته در تپه چغامیش از دزفول به نام ‹‹شهری از سپیده دم تاریخ›› یاد کرده‌است.

تاریخ شهر «دزفول» را خاورشناسان ازآن هنگام که این شهر پایتخت عیلامیان (حدود ۲۶۰۰پیش از میلاد) بود و «اوان» خوانده می‌شد، نزدیک به پنج هزار سال برآورد کرده‌اند. در نوشته‌های باستانی پس از طوفان نوح، از شهری به نام «اوان» نام برده شده‌است. این شهر، پایتخت تمدّن «عیلام» و سرآمد شهرهای مشرق زمین بوده‌است. کاوشگران غربی در نیم قرن اخیر، ازجمله والتر هینتس آلمانی، در کتاب خود تحت عنوان «دنیای گمشده عیلام» که به فارسی ترجمه شده، می‌نویسد:

«ممکن است اوان در جایی که امروز دزفول قرار دارد، بوده باشد .»

پس از مطالعات و تحقیقات فراوان تصریح کرده‌اند که اَوان همان دزفول کنونی است. در این صورت، «دزفول» فعلی یا اوان پنج هزار سال پیش را باید نخستین پایتخت امپراتوری گسترده کشور «عیلام» دانست.

دزفول؛ از اسلام تا پایان دوران قاجاریه

در زمان خلافت عمر خلیفه دوم، ایران فتح شد و سپاهیان مسلمان وارد خوزستان شدند. اهواز و شوشتر به تصرف نیروهای عرب مسلمان درآمد و بعد مسلمین به طرف جندی شاپور حرکت کردند و درگیری چندانی به وجود نیامد و گندی شاپور نیز به دست اعراب مسلمین افتاد؛ و نیز گویند:در همان سال مسلمین (پس از فتح شوش) روی جندی شاپور لشکر کشیدند. در آن هنگام زرین عبداله در پیرامون آن شهر لشکر زد و سرگرم محاصره آن بود که مدد مسلمین رسید.

لذا جندی شاپور و شوشتر به تصرف نیروهای مسلمان درآمد. دزفول که در آن زمان شامل قلعه و ساختمان‌های اطراف آن بوده‌است، نیز زیر نظر حاکم جدید یعنی حکام اموی و سپس عباسی که به شوشتر و جندی شاپور گماشته می‌شدند قرار گرفت. تقریباً تا ۲ قرن هر حاکمی که می‌آمد بر دزفول تسلط داشت و سراسر خوزستان به تصرف اعراب درآمده بود. در اواسط سده دوم هجری، دلاوری به نام یعقوب لیث صفاری که مردی شجاع و نخستین دولتمرد کاردان و با تدبیر بود؛ بدون توجه به عوامل خلافت، علم استقلال برافراشت و نخستین دولت مستقل ایرانی را پایه‌گذاری کرد و خوزستان را نیز به کانون آزادی خواهان ایران تبدیل کرد. محمد واصل در جنگ با یعقوب لیث شکست خورد و مورد تعقیب قرار گرفت و وی بر اموال و ذخائر او دست یافت.

بعد از درگذشت یعقوب او را در گندی شاپور یعنی در ۱۲کیلومتری دزفول به خاک سپردند. (ببینید :آرامگاه یعقوب لیث صفاری) و فرمان حکومت مناطقی از ایران از جمله خوزستان و دزفول در زیر حاکمیت خاندان صفاری باقی ماند.

شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۱۴ هجری به هویزه رفت و حکمران آنجا را مغلوب و عده کثیری از مشعشعیان را کشت و سرزمین‌های آن‌ها را به تصرف خود درآورد. پس از تسلط نیروهای شاه اسماعیل صفوی بر خوزستان حکومت شوشتر و دزفول به شیخ محمد و حاج محمد پسران ملا قوام‌الدین که به خاندان رعناشی معروف بودند سپرده شد.

در زمان فتحعلیشاه قاجار که بخش شمالی خوزستان یعنی شوشتر و دزفول زیر نظر حکمران کرمانشاهان قرار گرفت و محمدعلی میرزای دولتشاه پسر فتحعلی شاه که یکی از شاهزادگان توانای قاجار بود، اسداله خان بختیاری را که شورش کرده بود پس از آمدن به خوزستان مطیع خود کرد مجدداً ناآرامی‌های پراکنده‌ای هم صورت گرفت تا اینکه در سال ۱۲۶۶ ه‍.ق ناصرالدین شاه، اردشیر میرزا را به خوزستان فرستاد و او ابتدا دزفول و سپس شوشتر را از چنگ شورشیان درآورد.

دزفول در زمان جنگ ایران و عراق

با آغاز جنگ ایران و عراق، دزفول یکی از شهرهایی بود که بیش از ۱۶۰ بار به آن یورش موشکی شد. این حملات به قدری زیاد بود که اعراب نام (بلد الصواریخ) به معنی شهر موشک‌ها را به دزفول دادند. دزفول به عنوان شهری که جزء اهداف اصلی حملات موشکی عراق بود شناخته می‌شده و در ترتیب ابجد موشک‌های عراقی همیشه (الف) دزفول بوده‌است. مردم دزفول با وجود موشک‌باران شدید همچنان مقاومت می‌کردند و نماز جمعه دزفول هر هفته با حضور مردم و رزمندگان اقامه می‌شد. در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ هواپیماهای عراقی در نخستین روز جنگ به شیوه نیروی هوایی ارتش اسراییل در جنگ شش‌روزه به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران یورش بردند. پایگاه چهارم شکاری دزفول (پایگاه وحدتی) یکی از این پایگاه‌ها بود.

پس از آن نیروهای عراقی بارها به شهرهای دزفول و اندیمشک با بمب و موشک یورش بردند دزفول در جنگ هشت ساله ۲٬۶۰۰ کشته داشت. پس از جنگ به پاس پایداری مردم دزفول، این شهر، شهر نمونه نامیده شد.

چهارم خرداد، نماد مقاومت ایران

به پاس مقاومت و پایداری مردم دزفول در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، چهارم خرداد در تقویم ملی ایران از سال ۱۳۹۰ به عنوان روز مقاومت و پایداری، روز دزفول نام‌گذاری شده‌است.

جغرافیا

موقعیت جغرافیایی

شهرستان دزفول از دید جغرافیایی در درازای جغرافیایی ۴۸ درجه و ۲۴ دقیقه خاوری و پهنای جغرافیایی ۳۲ درجه و ۲۲ دقیقه شمالی گسترده شده‌است و بلندای آن از روی دریا ۱۴۰ متر می‌باشد.

اقلیم

دزفول مانند بیشتر شهرهای خوزستان دارای آب و هوای گرم و شرجی است و تابستانی گرم و زمستانی مدیترانه‌ای دارد. میانگین بارش سالانه باران ۴۰۰ میلی‌متر و میانگین دما ۳ درجه سانتی‌گراد در زمستان و ۴۹ درجه سانتی‌گراد در تابستان است.

رودخانه‌ها

مهمترین رودخانه دزفول، رود دز می‌باشد که از کوه‌های زاگرس سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از سد دز از میان شهر می‌گذرد و تاکنون ۵ پل بر روی آن ساخته شده‌است. (قدیمی‌ترین پل جهان، پل ساسانی، بر روی این رود قرار گرفته‌است) همچنین در ساحل رودخانه پارک‌ها و تفریحگاه‌هایی ساخته شده که از جاذبه‌های گردشگری شهر به‌شمار می‌روند؛ و همچنین رودخانه کرخه که از مناطق میانی و جنوب غربی رشته کوه‌های زاگرس در نواحی غرب و شمال غرب کشور سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی در حدود ۹۰۰ کیلومتر در امتداد شمال به جنوب، سرانجام در مرز مشترک ایران و عراق به مرداب هورالعظیم می‌رسد.

مردم‌شناسی

جمعیت

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۴۴۴٬۰۰۰ نفر (در ۷۸٬۳۴۸ خانوار) بوده‌است.

زبان

مردم دزفول به زبان خوزی دزفولی سخن می‌گویند.    این لهجه شامل دو گویش عمدهٔ حیدرخانه و صحرابدری است. لهجهٔ غالب دزفول حیدرخانه است که به عنوان مثال فعل «مُردَم» را به صورت «مُردُم» تلفظ می‌کنند ، گویش بختیاری نیز در نزد شماری از مردم شهر به کار میرود.

دین و مذهب

اکثر مردم شهر دزفول مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند. در دزفول دراویش نیز زندگی می‌کنند.

تمامی مراسم مهم شیعیان در دزفول صورت می‌گیرد از جمله جشن نیمه شعبان، عزاداری‌های محرم، روزه‌داری در رمضان و دیگر مراسم.

فرهنگ

آداب و رسوم

بیرق زنون

از گذشته‌های دور و در شب عید قربان، رسمی تحت عنوان بیرق زدن که موسوم به بیرق زنان یا بیرق زنون می‌باشد، رایج و متداول است. در این رسم به تعداد افراد خانواده حاجی، بیرق‌های کوچکی که مثلثی شکل هستند، تهیه می‌شود و پایه هر یک از این بیرق‌ها که شبیه پرچم می‌باشد دارای طول‌های مختلفی است. مثلاً طول اولین بیرق از یک یا ۱/۵ یا متر شروع شده و به نسبت افراد کوتاه‌تر می‌شود. یعنی به اندازه سن افراد خانواده برای هر یک از افراد، یک بیرق زده می‌شود که رنگ آن‌ها سفید و سبز است. رنگ سفید که بیرق بزرگ است، برای حاجی یا پدر خانواده است. اگر زن و مرد هر دو به خانه خدا مشرف شده باشند، برای هر دو نفر آن‌ها دو بیرق سفید که باز هم طول پایه بیرق زن کمی کوتاه‌تر از بیرق مرد نصب می‌شود و سپس به تعداد اولاد هر خانواده بیرق تهیه شده و در شب عید قربان که در دزفول به شب بیرق زنان معروف است، همه فامیل و بستگان و آشنایان در منزل حاجی جمع شده و پس از صرف شام و پذیرایی به اجرای مراسم مداحی و دعاخوانی توسط مداحان اقدام به نصب بیرق‌ها در پشت بام می‌کنند. پس از نصب هر بیرق و ذکر نام وی که همراه با خواندن اشعار محلی به گویش دزفولی است صلوات فرستاده و برای سلامتی آنان دعا می‌کنند. این رسم تا پاسی از شب عید قربان در منازل و خانواده‌ها ادامه داشته و مردم به جشن و شعرخوانی می‌پردازند. این رسم کهن تا به امروز در دزفول استمرار داشته‌است.

دست رزون

دست رزون یا حنابندان یکی از آداب و رسوم عروسی در نزد اقوام ایرانی و مردم دزفول می‌باشد. جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می‌باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به‌طور رسمی در خانه پدری برگزار می‌گردد. «حنا از جنت است» و اثری از بهشت و نشانه‌ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

در دزفول یک روز قبل از عروسی جهیزیه عروس را به خانه داماد برده و در طی این روز مراسم حنا بندان را برگزار می‌کنند به این صورت که دست و پای عروس و داماد را حنا زده و دختران دم بخت باقی‌مانده حنای عروسی را به نیت خوش‌یمنی به دست و پای خود می‌زنند به این رسم در دزفول «دست رزون» می‌گویند.

مراسم محرم در دزفول

در روز نهم و دهم یعنی تاسوعا و عاشورا مراسم خاص در دزفول برگزار می‌کند، بدین صورت که در این روزها مردم سه بار مجزا به‌طور کامل با هیئت‌های بزرگ خود بیرون می‌آیند و عزاداری می‌کنند. در دزفول بیش از صد هیئت عزاداری وجود دارد و شهر به دو قسمت تقسیم می‌شود که عصر تاسوعا تمامی قسمت جنوبی شهر به طرف قسمت شمالی شهر حرکت می‌کنند و در عصر عاشورا تمامی قسمت شمالی شهر به طرف قسمت جنوبی شهر حرکت می‌کنند و در خیابان‌های اصلی شهر عزاداری می‌کنند.

در صبح عاشورا نیز همه مردم شهر و هیئت‌ها به محلی مشخص به نام رودبند حرکت می‌کند و با گذراندن مسیر خاص سنتی خود که سال‌ها پیش رسم بوده، علم‌های بزرگی را آرایش می‌کنند و آن‌ها را بر سر شانه خود حمل می‌کنند تا به امامزاده رودبند ببرند و در مقابل امامزاده به رقصاندن این علم‌ها می‌پردازند که به این کار «علم‌یراق» گفته می‌شود. برای تزئین علم‌ها از شال‌های رنگی سبز، سیاه یا سفید استفاده می‌کنند و طول برخی از این علم‌ها به ۱۲ متر می‌رسد.

از دیگر رسوم محرم مراسم چوب‌بازی است که نمادی از صحنه جنگ است و به‌صورت نمایشی همراه با طبل، دهل، صدای شیپور و سرنا در جلو تکایا و در محله‌های عزاداری صورت می‌گیرد. در این مراسم عده‌ای از مردان به دو گروه تقسیم می‌شوند و با چوب، سپر و شمشیر و زره با یکدیگر به مبارزه نمایشی می‌پردازند.

مراسم چلاب زنی و مراسم شبیه خوانی از دیگر مراسم است. در این مراسم عدهای بازیگر در نقش‌های مختلف، شخصیت‌های مهم تاریخ کربلا را به نمایش می‌گذاشتند. تمامی متن به صورت شعر با لحن و آهنگ خاص و بعضاً همراه با نوحه خوانده می‌شود. این شخصیت‌های مهم تاریخ در صبح تاسوعا با گهواره‌ای از علی اصغر در کنار عزاداران حرکت می‌کنند و مردم نذر خود را به گهواره علی اصغر نذری می‌دهند مرثیه می‌خوانند و مردم هم به عنوان اینکه آن‌ها شخصیت واقعی هستند یا نفرین می‌کنند یا دعا می‌خوانند.

سینما

شهر دزفول دارای سه سینما است که یکی از آن‌ها جهت بازسازی از سال ۸۶ بسته شده‌است. مجتمع فرهنگی سینمایی اصلی‌ترین سینمای دزفول است که معماری سنتی دارد. دیگر سینماهای دزفول سینما مهتاب هستند.

کتابخانه

شهر دزفول داری کتابخانه‌های متعددی است که از جمله آن‌ها کتابخانه عمومی مخبر، آیت ا… قاضی، رودبند، غدیر، امام خمینی، شهدای صفی‌آباد، بوعلی سینا، شاه رکن الدین، فتح المبین، آزادگان، دکتر پاشا، امام حسن مجتبی، شهید زمانی و شهدای سردشت هستند.

رسانه‌ها

رادیو دزفول که بخشی از مجموعه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است، این رادیو در آبان ماه سال ۱۳۵۹ تأسیس شد و هم اینک روزانه بین ۵ تا ۷ ساعت برنامه به زبان فارسی و گویش دزفولی پخش می‌کند. این برنامه‌ها در قالب برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی، خبری، محلی و ورزشی هستند. این رادیو شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش را پوشش می‌دهد.

اقتصاد

کشاورزی

دزفول یکی از قطب‌های مهم کشاورزی ایران است. خاک حاصلخیز و آب کافی شرایط مناسبی را برای کشت مرکبات، صیفی جات و گل و گیاه فراهم کرده‌است. مرکبات دزفول بخصوص پرتقال از سالمترین و مرغوب‌ترین نوع مرکبات کشور محسوب می‌شوند. دزفول از نظر تولید گل‌های رز و مریم در کشور بالاترین رتبه را داراست. بخش عمده‌ای از تولیدات گل دزفول به سایر استان‌ها و خارج از کشور صادر می‌شوند.

کشاورزی در دزفول سابقه‌ای تاریخی دارد. بخش غیر کوهستانی دزفول پرآب‌ترین منطقه کشاورزی استان خوزستان است. این امر موجب رونق کشاورزی در این شهرستان شده‌است و دزفول را به عنوان یکی از قطب‌های کشاورزی استان مطرح نموده‌است. شهرستان دزفول از خاک بسیار مرغوب، هوای مناسب و آب فراوان با شبکه‌های مدرن آبیاری، وجود مرکز تحقیقات کشاورزی صفی‌آباد با سابقه ۵۲ ساله و نیز دو شرکت بزرگ کشت و صنعت شهید بهشتی و شهید رجایی، برخوردار است.

دشت پربار دزفول و گذر رودخانه‌های پرآبی مانند دز و کرخه سبب شده که بیشتر فراورده‌های کشاورزی مانند گندم، جو، برنج، دانه‌های روغنی، چغندر، مرکبات، صیفی جات، گیاهان زینتی و پرورش انواع دام و طیور و آبزیان به شیوه مدرن انجام می‌شود به‌طوری‌که قریب به ۶۷ محصول مختلف در این شهرستان پرورش و تولید می‌شود که از حیث تنوع در کشور بی‌نظیر است. همچنین ۲۰ گونه مختلف مرکبات و ده گونه از گیاهان زینتی پرورش و تولید می‌شود و مجموع میزان تولیدات شهرستان دزفول بیش از ۲ میلیون تن است.

صنایع دستی

قلم نی دزفول یکی از کالاهای مهم تجاری است که از سیصد سال قبل در دزفول کشت می‌شود و به عنوان مرغوب‌ترین قلم نی در سطح ملّی و جهانی شناخته می‌شود. قلم نی دزفول در گذشته به کشورهایی مثل ترکیه و چین صادر می‌شد و اکنون نیز به اغلب شهرهای ایران صادر می‌شود.

ابزارهای دست‌ساز چوبی مانند زیرقلیان، قلیان، شمعدان، چوب لباسی، نمکدان و… از سازه‌های دستی شهرستان دزفول به‌شمار می‌آیند. یکی دیگر از سازه‌های دستی این شهر کارهای دستی بر روی فلزها است که از آن میان می‌توان ورشوسازی، قلم‌زنی روی زر و سیم و زرگری را نام برد. در کارگاه‌های ورشوسازی بازار کهنه دزفول ابزار چای‌خوری و سینی و آتشدان ساخته می‌شود. نمدمالی، خراطی، کپوبافی و گیوه دوزی نیز از دیگر سازه‌های این شهر به‌شمار می‌آیند.

هتل‌ها و مراکز اقامتی

دزفول دارای دو هتل سه ستاره است که عبارتند از:

  • هتل زیگورات (معروف به هتل جهانگردی)
  • هتل دز (معروف به سوم شعبان) یکی از کاخ‌های محمدرضا پهلوی
  • هتل طاووس (این هتل در دست ساخت است)
  • مسافرخانه احسان (خیابان شریعتی - نبش کوچه هتل احسان)

ره آوردهای دزفول (سوغات دزفول)

انواع کلوچه خرمایی، کلوچه شکری، کلوچه نمکی، لوزی شکری و نان شیر، معجون کنجد، ارده، شیره (سیلون)، نان کنجدی، قرص نعناع، مرکبات از جمله پرتقال و انواع صنایع دستی.

غذاهای محلی دزفول

گردشگری

جاذبه‌های طبیعی

آبشار شوی یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین آبشارهای ایران در رشته‌کوه‌های زاگرس و در منطقه سردشت از توابع دزفول قرار گرفته‌است، همچنین دریاچه شهیون به عنوان یکی از زیباترین دریاچه‌های کشور در شمال شهرستان دزفول و در منطقه‌ای کوهستانی با طبیعت زیبا قرار گرفته‌است.

عبور رود دز به عنوان یکی از زلال‌ترین و پرآب‌ترین رودهای کشور از میان شهرستان دزفول باعث شده که در ساحل این رود، پارک‌ها و تفریحگاه‌های ساحلی متعددی ساخته شود که از جمله محبوب‌ترین آن‌ها تفریحگاه ساحلی دز (علی کله) است که بخصوص در فصول بهار و تابستان گردشگران زیادی را از سطح شهرستان و شهرستان‌های مجاور به خود جذب می‌کند.

یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی شهرستان دزفول که در منطقه سردشت و شمال دزفول واقع شده، سالن کوه است که علاوه بر وجود جاذبه‌های کم‌نظیر طبیعی نظیر سیاه چاله، دشت لاله‌های واژگون و غارها و چشمه‌ها مکانی مناسب برای علاقه‌مندان به ورزش کوهنوردی است.

از دیگر جاذبه‌های طبیعی شهرستان دزفول، پارک ملی دز است. این پارک، یکی از پارک‌های ملی ایران به حساب می‌آید که در شمال استان خوزستان و در محدوده شهر میانرود از توابع شهرستان دزفول واقع است. وجود حیات وحش غنی در کنار چشم‌اندازهای زیبا نظیر رودخانه، تالاب، این منطقه را به یکی از چشم‌اندازهای مهم استان خوزستان به ویژه از لحاظ پرنده نگری تبدیل کرده‌است. این جنگل‌ها یکی از زیستگاه‌های مهم گونه نادر گوزن زرد ایرانی است.

جاذبه‌های تاریخی

نامی‌ترین سازه تاریخی دزفول «پل قدیم» دزفول است که شاپور نخست ساسانی به کمک زندانیان رومی آن را بر روی رود دز ساخت است از این رو پل رومی نیز خوانده می‌شود. این پل پیشینه‌ای نزدیک به ۱۷۰۰ سال دارد.

همچنین کشف آثاری همچون تپه‌های چغامیش سبب شده که دزفول را شهری از سپیده دم تاریخ بنامند.

آسیاب‌های آبی دزفول، مسجد جامع دزفول، بازار قدیم دزفول، آرامگاه «یعقوب لیث صفاری شهریار ایرانی»، تپه‌های چغامیش، شهر باستانی جندی شاپور و دانشگاه جندی شاپور اولین دانشگاه جهان ساخته شده در زمان ساسانیان، شهر باستانی ایوان کرخه، مجموعه تاریخی شاه رکن‌الدین، خانه تیزنو و خانه سوزنگر و خانه قلمبر از بخش‌های دیدنی و تاریخی این شهرستان به‌شمار می‌آیند.

موزه آجری ایران

بافت تاریخی دزفول شامل خانه‌ها، مساجد، ساباط‌ها، حمام‌ها و گذرگاه‌های قدیمی است که از نظر معماری یکی از ارزشمندترین بافت‌های تاریخی کشور است و تاکنون بیش از یکصد اثر ملی از آن به ثبت رسیده‌است. بافت آجری با معماری اصیل ایرانی و تزئینات زیبا، دزفول را به «موزه آجری ایران» معروف کرده‌است. در دزفول تا چشم کار می‌کند، آجرچینی به سبک «خوون» به چشم می‌خورد که پس از دزفول بیشترین نمونه برای استفاده آجر را می‌توان در شوشتر دید. این نوع آجرکاری در دوره صفویه پیشرفت و توسعه فراوانی پیدا کرد و تا اواخر سلسله قاجاریه و پهلوی اول ادامه داشت. اما سال‌های ۱۳۳۰ هجری شمسی تا ۱۳۴۰ را دهه پایان دهی و کنار گذاشتن این هنر با ارزش و جایگزینی آجر مستطیل شکل غربی و مصالح دیگر دانست. پیش از آن برج‌ها و زیگوراتها و کاخ‌های دزفول و حتی زیگورات ایلامی چغازنبیل که قدیمی‌ترین بنای شناخته شده در ایران به‌شمار می‌رود، با خشتهایی بزرگ و ضخیم ساخته می‌شدند. در دوره هخامنشیان از آجر لعابدار در دیوارهای کاخ آپادانا و قصر شوش استفاده شده که آن‌ها نیز دارای ابعاد بزرگی هستند. اما قدیمیترین ابعاد و اندازه آجر در شهر دزفول متعلق است به آجرهای پل باستانی ساسانی که ساخت آن را به شاپور اول نسبت می‌دهند. این پل در قسمت پایین بر روی پایه‌های سنگی باربر و در قسمت فوقانی با آجر مربع شکل دوره ساسانی بنا شده‌است. بافت قدیم دزفول با وسعت بیش از۲۰۰ هکتار دارای ۲۸ محله و شبکه‌ای از معابر بطولی فراتر از۶۲ کیلومتر درکناره رود دز قرارگرفته‌است. این بافت دارای ۱۲ هزار واحد مسکونی به غیر از فضاهای مسکونی و تجاری می‌باشد. در دزفول، بناها بین شش تا هفت متر ارتفاع دارند و در آن‌ها تزئینات متنوع و زیبای آجری به چشم می‌خورد. پوشش ساختمان‌ها عموماً طاق و قوسی و از نوع پنج و هفت و نیم دایره است و قدمت عمومی بناها به دوره‌های قاجار و پهلوی نسبت داده می‌شود. البته آثاری از دوره صفوی نیز در این بافت کهن وجود دارد و تک آثاری بسیار نفیس همچون پل قدیم و آسیاب‌ها به دوره ساسانیان مرتبط است. هم‌اکنون در محدوده ۲۴۰ هکتاری بافت تاریخی دزفول، بیش از ۱۱۳ اثر ثبت شده ملی شامل مساجد، حمام‌ها، خانه‌ها و گذرهای تاریخی وجود دارند

اماکن مذهبی

  • بقعه حزقیل نبی: این بقعه در خیابان سی‌متری شریعتی، کوچه جنب مسجد سید نورالله، در شهرستان دزفول واقع شده‌است. بقعه حزقیل نبی را مدفن یا قدمگاه حزقیل از پیامبران بنی اسرائیل می‌دانند که پدر دانیال نبی بوده‌است. در قرآن از او به نام ذوالکفل ذکری به میان آمده‌است. متأسفانه به دلیل بازسازی کامل اثری از قدمت در آن دیده نمی‌شود.
  • بقعه مقوم (مقام): بیرون شهر دزفول در کنار جاده‌ای که از شهر دزفول به بقعه محمد بن جعفر می‌رود و تقریباً در جنوب غربی شهر، به فاصله یکصد قدم از جاده کوتیون و صفی‌آباد در سمت راست آن بقعه‌ای با گنبد کوچک گچ‌کاری جلب توجه می‌کند. در کتاب تذکرةالاخبار و مجمع‌الابرار از این اثر ذکری شده و آن را به نام بقعه مقام علی یادکرده‌است. سبک بنا، آجر کاری و پی‌های قطور آن، بنا را اثری متأثر از معماری سلجوقی و اوایل دوران صفویه می‌نمایاند. این بنا در سال ۱۱۸۰ هجری قمری تعمیر و ترمیم شده‌است.
  • آرامگاه سوار غیب: در جاده دزفول - صفی‌آباد در کنار کانال سوم جاده‌ای از سمت چپ جدا می‌شود که در سمت راست این جاده فرعی به فاصله پانصد متر از جاده اصلی بقعه امامزاده سوار غیب با گنبد شلجمی سفید رنگ ساده پیداست. در طرف جنوب بقعه نهری با آب کم وجود دارد. در اطراف بقعه قبرستانی است که سنگ قبر قدیمی در آن دیده نمی‌شود؛ ولی نوعی آجرچینی برای پوشش قبر، بخصوص آثار قبرهای پله‌کانی از نوع قبور اوائل اسلام دیده می‌شود.
  • بقعه پیر اسحاق در فاصله حدود دو کیلومتر بعد از شهر امام در جاده دزفول - میانرود، قل عبدشا (شهرک انقلاب) قرار گرفته‌است و قبل از رسیدن به روستای قلعه عبدشاه، بقعه پیر اساق در سمت راست جاده درمیان قبرستانی واقع است. چندین مقبره در صحن جلو و عقبی حیاط بقعه به صورت چهار طاق‌های کوچک با طاق قوسی و ضربی از آجر وجود دارد. بر روی در ورودی بقعه نوشته شده‌است: «اسحاق و اسماعیل». در درون بقعه دو قبر وجود دارد که ظاهراً یکی از آن‌ها قبر اسحاق و دیگری قبر اسماعیل است و نزد مردم محل شهرت دارند.
  • بقعه جابربن عبدالله انصاری: این بقعه در جاده شوش، نزدیک پل حمید آباد و در میان درختان سرسبز و با صفا قرار گرفته‌است. این بقعه، مدفن نوه ارشد جابربن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر، می‌باشد و به نام جدّ خویش نامیده شده‌است. وی جد خاندان انصاری دزفولی است و به جابر صغیر معروف است. گرچه بقعه جابربن عبدالله انصاری قدیمی است؛ ولی اخیراً تعمیراتی در آن انجام گرفته‌است.
  • بقعه گزیده خاتون: بقعه سیده گزیده خاتون دختر مکرمه مخدره معظمه سلطان سید علی سیاهپوش می‌باشد که در نزدیکی بقعه پدرش قرار گرفته‌است و دارای یک ایوان است که تعمیر گردیده‌است.
  • بقعه پیر اکبر: این بقعه نزدیک رودخانه دزفول در زیر پل جدید کناره جاده ساحلی در نزدیکی مسجد پشت قاپی (آیت‌الله طالقانی) محله قلعه قرار دارد و به اکبر زرین کلاه مشهور است. این بقعه در حال حاضر در حال بازسازی است.

ساختار شهری

شهرداری

شهرداری دزفول یکی از کهن‌ترین شهرداری‌های کشور و نخستین شهرداری استان خوزستان و پنجمین شهرداری کشور به‌شمار می‌رود که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی بنیان نهاده شده‌است. شهرداری دزفول دارای هشت سازمان و ۳ منطقه می‌باشد. همچنین راه‌اندازی منطقه ۴ در دست ساخت می‌باشد.

فضای سبز

دزفول سبزترین شهر استان خوزستان با سرانه فضای سبز ۱۵٫۲ متر مربع به‌شمار می‌رود که از این دید در میان دیگر استانها از جایگاه بالایی برخوردار است.

ترابری

فرودگاه

دزفول دارای یک فرودگاه است که به عنوان تنها فرودگاه شمال خوزستان تأسیس شده و پروازهای روزانه آن به تهران و مشهد برقرار می‌باشد. هم چنین در مجاورت این فرودگاه، پایگاه چهارم شکاری دزفول قرار گرفته‌است.

پایانه مسافربری

دزفول دارای یک پایانه بزرگ مسافربری در خاور شهر ویک پایانه محلی در جنوب شهر است.

پایانه میوه و تره‌بار

دزفول ۲ میدان میوه و تره‌بار بزرگ (به نام‌های قدیم و جدید) دارد که بخش عظیمی از مرکبات و سیفی‌جات خوزستان از آنجا به اکثر نقاط کشور حمل می‌شوند. علاوه به آن در اطراف میدان میوه و تره بار ده‌ها پایانه ترابری وجود دارد که این مجموعه دزفول را به قطب میوه و تره‌بار و ترابری خوزستان و غرب کشور تبدیل کرده‌است.

راه‌های زمینی دزفول

  • بزرگراه دزفول – اندیمشک به درازای ۵ کیلومتر
  • بزرگراه دزفول – شوش به درازای ۲۵ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – شهیون به درازای ۵۵ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – شوشتر به درازای ۶۷ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – لالی به درازای ۸۵ کیلومتر

تاکسیرانی

سازمان تاکسیرانی دزفول در سال ۱۳۷۶ راه‌اندازی شد و هم‌اکنون ۱۲۰۰ دستگاه تاکسی شهری گردشی و خطی، ۱۰۰ دستگاه خودروی مسافربر و همچنین شمار ۲۹۰ دستگاه وانت بار درون‌شهری را تحت پوشش دارد.

اتوبوسرانی

سازمان اتوبوسرانی دزفول در سال ۱۳۶۹ راه‌اندازی شده‌است. هم‌اکنون بیش از ۱۵۰ دستگاه اتوبوس در ناوگان ترابری درون‌شهری دزفول فعالیت می‌کنند.

مراکز درمانی

  • بیمارستان گنجویان دزفول
  • بیمارستان آیت‌الله نبوی دزفول
  • بیمارستان ۵۸۰ ارتش دزفول
  • بیمارستان یا زهرا
  • بیمارستان افشار
  • بیمارستان پایگاه چهارم شکاری دزفول

مراکز تفریحی

  • تفریحگاه ساحلی دز (علی کله)
  • شهربازی بعثت
  • باغ پرندگان
  • پارک دولت
  • پارک خانواده
  • پارک ملت
  • پارک حضرت ولیعصر (عج)
  • پارک دانشجو
  • پارک آزادگان
  • پارک جنگلی میلاد
  • پارک جنگلی لاله
  • مرکز تفریحی سوم شعبان
  • پارک ساحلی رعنا
  • پارک ساحلی دووه
  • پارک جنگلی شهرداری
  • پارک ساحلی علی کله
  • پارک بانوان
  • پارک رسالت

ورزشگاه‌ها

  • ورزشگاه شهید مجدیان
  • ورزشگاه شهید رجایی (کلوپ)
  • ورزشگاه شهید ناحی

مراکز آموزش عالی

  • دانشگاه صنعتی جندی شاپور (دزفول)
  • دانشگاه آزاد اسلامی دزفول
  • مرکز آموزش عالی شیخ مرتضی انصاری(دانشگاه فرهنگیان)
  • دانشگاه علوم پزشکی دزفول
  • دانشکده اصول الدین دزفول
  • مرکز آموزش عالی فنی و مهندسی دزفول
  • دانشکده اورژانس دزفول
  • دانشگاه جامع علمی - کاربردی (مرکزآموزش علمی-کاربردی)
  • دانشگاه پیام نور دزفول

شهرهای خواهرخوانده

دزفول با یک شهر جهان خواهرخوانده است:

جستارهای وابسته

  • پل قدیم (دزفول)
  • شهرداری دزفول
  • مسجد جامع (درزفول)
  • بازار کهنه (دزفول)
  • روز مقاومت دزفول

یادداشت‌ها

منابع

پیوند به بیرون

رامشیر

رامشیر با نام قدیمی خلف آباد، یکی از شهرهای استان خوزستان ایران است. رامشیر از شمال با از غرب با اهواز و بندر ماهشهر و از جنوب و شرق با امیدیه و از شمال شرقی با رامهرمز مجاورت دارد و در ۳۵ کیلومتری بندر ماهشهر است. رامشیر در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۸۴ به شهرستان تبدیل شد.

پیشه بیشتر مردم آن کشاورزی است و رودخانه جراحی از کنار شهر می‌گذرد. محصولات کشاورزی شهرستان رامشیر عبارت‌اند از جو، گندم، صیفی‌جات. اماکن دیدنی این شهر امامزاده سید هاشم، موضیف میر عبداله، باغ مستوفی، سد انحرافی رامشیر، پارک ساحلی امامزاده سید علوان هستند. بزرگترین روستای این شهرستان "رمیله" نام دارد. این روستا با داشتن ۳ مدرسه (ابتدائی، راهنمایی و دبیرستان هرکدام در ۲ شیفت) و مسجد امام جعفر صادق (ع) پذیرای محافل آموزشی، فرهنگی و هنری بسیاری از روستاهای مجاور است.

این شهر از شهرهای هخامنشی خوزستان می‌باشد که در زمان اردشیر بنا شده‌است

منابع

رامهرمز

رامهرمز از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است، که با جمعیت ۱۲۰٬۸۲۲ نفر، در خاور استان خوزستان، در شهرستان رامهرمز قرار دارد.

سابقه تاریخی

شهر رامهُرمُز در استان خوزستان و شهرستان رامهرمز قرار گرفته‌است. دهخدا آورده‌است: رامهرمز شهری از بناهای هرمز پادشاه ساسانی است در حوالی شوشتر، که در قدیم به آن «سمنگان» می‌گفته‌اند که آن را ساده کرده، «رومز» "roomez «و منسوب به آن جا را «رومزی»»roomezi" می‌گویند. چون هرمز پادشاه وقت را آشفتگی در دماغ پدید آمد او را از مقر سلطنتی خود استخر بدان شهر آوردند و در آنجا شفا یافت پس آنجا را رام هرمز گفتند.

رامهرمز در کنار شوش و شوشتر، دیگر شهر خوزستان می‌باشد که طبق نظر تاریخدانان در دوره‌ای پایتخت ایران بوده‌است. یاقوت حموی می‌گوید که رامهرمز متشکل از دو کلمه رام (shahr) و هرمز (نام یکی از خسروان ساسانی) بوده‌است. برخی می‌گویند رامهرمز نامی کوتاه شده از رامهرمز اردشیر بوده و برخی نیز گفته‌اند به دلیل بنا شدن شهر رامهرمز در دوره هرمز ساسانی نام این شهر رامهرمز شده‌است. در جغرافیای تاریخی قدمت رامهرمز را بیش از ۱۰۰۰۰ سال می‌دانند و پیدایش قدیمی‌ترین تمدن بشری در شوش و منطقه (انشان) یا (آنزان) ایذه کنونی مشخص گردیده و در دوران هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان نه تنها بر عظمت منطقه افزوده گشت بلکه شهرهایی نیز در آن دوران ایجاد شده که بدون شک رامهرمز یکی از آن شهرها بوده‌است. ویرانه‌های «اسک» بین راه رامهرمز و ارجان در راه بهبهان و ویرانه‌های طاق نصرت به جای مانده از دوره ساسانی در شهر رامهرمز، گذشته پرشکوه تاریخی آن را نشان می‌دهد. در قرن ۴ هـ. ق رامهرمز به سبب کرم ابریشمی که در آن به عمل می‌آمد و به دیگر نقاط صادر می‌شد شهرت جهانی داشت کتابخانه فرقه معتزله در این شهر بوده‌است.

اصطخری می‌گوید: در رامهرمز پارچه‌های ابریشمی می‌بافند و به بسیاری از شهرها می‌برند. می‌گویند مانی پیشوای دینی نامدار در این شهر کشته و به دار آویخته شده‌است و نیز گویند وی در این شهر در مجلس بهرام گور به مرگی حتمی در گذشت و سپس سرش را از تن جدا کردند و گفتند او را کشته‌ایم. ابن البشار می‌گوید: رامهرمز قصبه بزرگی است و بازارهای بسیار و پر نعمت دارد. مسجد جامع زیبایی دارد که در گرد آن بازارهای آبادی برپا بوده و از عضد الدوله دیلمی است. تمام این بازار سنگ‌فرش، مسقف، پاکیزه، زیبا و روشن است. او همچنین به وجود کتابخانه‌ای در این شهر اشاره می‌کند و اهمیت و بزرگی آن را با کتابخانهٔ بصره مقایسه می‌کند. مردم رامهرمز از اقوام بختیاری و ایل بهمئی هستند (و طوایفی از اقوام دیگر، و مردمانی که از شهرها و استانهای مجاور به این شهر کوچ کرده‌اند، تشکیل می‌دهند. شهرستان رامهرمز در سال‌های اخیر، دوباره اهمیت گذشته خود را به دست آورده و رو به توسعه و ترقی نهاده و امروز از شهرستان‌های مهم استان خوزستان به‌شمار می‌رود.

مؤلف ابن مفرغ گوید: معنی رام در عنوان رامجرد گفته شد و هرمز نام روز اول از هر ماه فارسیان می‌باشد و نام فرشته‌ای که مصالح آنروز در دست اوست و نام ستاره مشتری و نام پسر انوشیروان و نام رب‌الارباب نیز باشد و معنی رامهرمز شاد و خرم‌آباد هرمز، از گرمسیرات فارس در میانه شمال و مغرب شیراز افتاده‌است. درازای آن از معدن نفت سفید تا قریه جولکی بیست ویک فرسنگ، پهنای آن از شاروین تا قلعه شیخ هفت فرسنگ است، و محدود است از جانب مشرق بنواحی بهمئی و از سمت شمال بنواحی بختیاری و از سوی باختر و جنوب بنواحی بلوک فلاحی، تابستانش گرم است و درختان سردسیری را جز درخت گردو بخرمی پروراند. خرما و نارنج و لیمو و ترنج و سایر درختانش در ضخامت و بلندی ضرب‌المثل است. بیشتر درخت صحرا و دامنه کوهستان رامهرمز درخت کنار است. کشت و زرعش گندم و جو و برنج و پنبه و کنجد و نخود و عدس و ماشک و لوبیای سفید است. آبش از چندین رودخانه‌است که همه را از میان بلوک رامهرمزگذار است و زمینش چنان شیب دارد که یکنفر بیلدار در همه جا می‌تواند آب را از رودخانه جدا کند و چون آب رودخانه را بجداول آورند چنان بسرعت می‌رود که گل و لای در جدول نماند و هر ساله این جدولها نیازمند تنقیه نباشد و شکار صحرای رامهرمز آهو و دراج است که گویا تخم این دو جانور را پاشیده‌اند و کهره آهو و جوجه دراج روییده‌است. مرغ دراج رامهرمز با گنجشک جای دیگر برابری دارد. برف تابستانه کوهستانش بی محافظت تا سال دیگر می‌ماند. در زمان قدیم آب بی‌اندازه داشته ولی اکنون از حسن سلوک قبایل عرب و بختیاری ده یک بلکه نیمه ده یک آبادی آن باقی نیست!

موقعیت جغرافیایی

شهرستان رامهرمز با ۳۲۵۷ کیلومتر مربع مساحت در خاور استان خوزستان واقع شده، که از شمال به شهرستان‌های ایذه، مسجد سلیمان و شوشتر، از خاور به استان کهگیلویه و بویراحمد، از باختر به شهرستان اهواز و از جنوب به شهرستان بندر ماهشهر محدود است. مرکز آن شهر رامهرمز است که با ۳/۷ کیلومتر مربع مساحت در ۱۰۰ کیلومتری خاور اهواز بین ۳۱ درجه و ۱۶ دقیقه پهنای شمالی و ۴۹ درجه و ۳۷ دقیقه درازای خاوری نسبت به نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دریا ۱۶۰ متراست. آب و هوای رامهرمز گرم بوده و رودخانه جراحی از خاور رامهرمز می‌گذرد. رامهرمز بر سر چهارراهی قرار گرفته‌است. راه آسفالته به سوی جنوب خاوری به درازای ۹۰ کیلومتر تا بهبهان راه آسفالته به سوی شمال خاوری به درازای ۵۷ کیلومتر تا باغملک (جانکی) راه آسفالته اصلی به سوی جنوب باختر تا راه اصلی آسفالته اهواز – بندر ماهشهر به درازای ۳۹ کیلومتر راه اصلی به سوی شمال باختری به درازای ۱۵ کیلومتر فاصله هوایی شهرستان رامهرمز تا تهران ۵۵۲ کیلومتر است. شهرستان رامهرمز، در سال ۱۳۸۵ جمعیتی بالغ بر ۱۲۳۹۳۰ نفر را که در ۲۵۷۱۸ خانوار می‌زیستند، در خود جای داده‌است.

آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری رامهرمز

از جمله آثار مهم این شهرستان:

  • گور هرمز ساسانی
  • تل برمی
  • سد جره: بقایای مهم‌ترین سازه آبی تاریخی رامهرمز بوده که قدمت آن به دوره ساسانیان می‌رسد.
  • آرامگاه علمدار (آرامگاه سید میر صالح): قدمت این بنا به دوره سلجوقی می‌رسد.
  • عمارت صمیمی در منطقه کیمه رامهرمز
  • غار صیدون کبوتری
  • قلعه داودختر (واقع در پاچکوه)
  • قلعه امیر مجاهد
  • قلعه یزدگرد
  • شهر مختارک

تل گارا در بنه قیطاس تل قبری در بنه قیطاس چهار پیرون مربچه قلعه مربچه، تل سوبیتی مربچه، چشمه قراول مربچه

  • تشکوه رامهرمز (کوه آتشین)
  • چشمه‌های قیر ماماتین (خون اژدها) یا دره قیر
  • کنارستان سیفرج روستای بنه کاعلیخان (ابوذر)

مشاهیر

  • سلمان فارسی
  • سید علی بهبهانی
  • قدمعلی سرامی
  • ابو یحیی زکریا محمد رامهرمزی
  • ابن خلاد رامهرمزی
  • ابو عبدالله رامهرمزی
  • ابن مفرغ
  • ابو طاهر بن احمد بن فضل رامهرمزی اربقی
  • ابو علی محسن ابن علی
  • حیدر بهمنی
  • حبیب‌الله معلمی
  • عبدالله ویسی

اقوام:مردم رامهرمز از ایلات لرزبان بختیاری و بهمئی و عرب زبان‌ها تشکیل شده‌است.

گنجینه جوبجی

این گنجینه در سال ۱۳۸۶ به شکل اتفاقی و حین خاک‌برداری شرکت آب و فاضلاب خوزستان در یک محوطه ۲۵۰۰ ساله در روستای جوبجی رامهرمز پیدا شد. قدمت این گنجینه که بخشی از آن با عنوان گنجینه جوبجی در موزه ایران باستان نیز به نمایش گذاشته شده‌است، به دوره عیلامی می‌رسد. خبر پیدا شدن تکه‌های طلا توسط یکی از مسئولان شرکت پیمانکار «وشاق» به اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رامهرمز داده می‌شود.

با توجه به تاریخی بودن این منطقه، پیش از کشف قطعات طلا و سفال، اداره میراث فرهنگی رامهرمز عملیات خاک‌برداری شرکت آب و فاضلاب را متوقف کرده بود اما این شرکت چند روز بعد دوباره فعالیت خویش را آغاز کرد که به این کشف منجر شد. خاکبرداری به وسیله بیل‌های مکانیکی به کشف ۵۰۰ سکه، دستبند و قطعات طلا و قطعات بسیار زیاد سفال منجر می‌شود که خیل عظیمی از مردم را به این منطقه می‌کشاند.

حیات وحش و زیستگاها

رامهرمز از دیرباز زیستگاه آهو بوده‌است چنانچه مؤلف کتاب فارسنامه ناصری آورده‌است:شکار صحرای رامهرمز آهو و دراج است که گویا تخم این دو جانور را پاشیده‌اند و کهره آهو و جوجه دراج روییده‌است. درحال حاضر منطقه حفاظت شده دیمه رامهرمز بیش از بیست راس آهو وجود دارند. دشت دیمه رامهرمز زیستگاه مناسبی برای گونه آهو می‌باشد که با توجه به مطالعات انجام شده توسط کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست این مکان برای احیاء گونه آهو مناسب می‌باشد. این آهوان زیبا در زمینی به مساحت ۱۰۰ هکتار که فنس کشی شده‌است، زندگی و زاد آوری می‌کنند.

دشت دیمه

منطقه حفاظت شدهٔ دشت دیمه رامهرمز در ده کیلومتری جاده رامهرمز به رامشیر قرار دارد، و مساحت آن صد هکتار است. در این دشت بیش از پنجاه راس آهو زیست می‌کنند. همچنین یک جفت غزال عربی اهدایی امیر قطر به ایران در این منطقه رهاسازی شده‌اند که نخستین نوزاد خود را در این دشت به دنیا آورده‌اند.

بیشه زارهای مارون

در حاشیهٔ رودخانهٔ زیبای مارون بیشه‌زارهای سرسبز و خرم با درختان بید، بنگر، گز و کنار چشم‌اندازهای زیبا و بکری را بوجود آورده‌اند. در این جنگل‌ها پرندگان وحشی زیادی نظیر دراج، تیهو، مرغابی، بلبل و کبوترهای وحشی زندگی می‌کنند. همچنین حیواناتی مانند گراز، روباه، شغال، گرگ، گربه وحشی و خرگوش در این بیشه زارها زیست می‌کنند. این رودخانه به علت پرآب بودن در فصول سال طبیعتی دلنشین و جذاب دارد که می‌تواند محل مناسبی جهت تفریح و تفرج باشد. این بیشه‌زارها از روستاه‌های شاه ابوالقاسم، بنه عباس، سلطان آباد، بنه قیطاس، بن رشید لپویی تا زویدی ادامه دارند.

منابع

پیوند به بیرون

شوش

شوش شهری است با ۵٫۶ کیلومتر مربع مساحت در ۱۱۵ کیلومتری شمال غربی اهواز بین ۳۲ درجه و ۲ دقیقهٔ عرض شمالی و ۴۷ درجه و ۱ دقیقهٔ طول شرقی نسبت به نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. بلندی شهر شوش از سطح دریا ۸۷ متر و فاصلهٔ هوایی تا تهران ۴۷۹ کیلومتر است. فاصلهٔ زمینی شوش تا تهران ۷۶۶ کیلومتر، تا اهواز ۱۱۵ کیلومتر، تا دزفول ۲۴ و تا اندیمشک ۳۸ کیلومتر است. حدود ۱۳۲۹ هـ. ش به مرکز بخش تبدیل شد.

شوش از اوایل هزارهٔ چهارم ق. م، موجودیت خویش را در صحنه تاریخ نشان داده و از همان ابتدا به عنوان مرکزی هنری، صنعتی، تجاری و سیاسی محسوب می‌شده‌است. شهر شوش، در زمان ایلامی‌ها به خاطر همین موقعیت ویژه، به عنوان پایتخت سیاسی، مذهبی انتخاب گردیده و تا سال ۶۴۰ ق. م؛ که این شهر توسط آشور بانیپال، پادشاه آشور، ویران گردید، اهمیت خود را حفظ کرده بود.

شهر شوش، در زمان داریوش هخامنشی (۵۲۵ ق. م) مجدداً رونق گذشتهٔ خود را بدست آورد و در طول حکومت هخامنشیان، از این شهر به عنوان پایتخت زمستانی استفاده شده‌است.

در این شهر از دوره‌های دیگر تاریخی ایران مثل: سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان و دوره اسلامی، آثار و مدارک فراوانی بدست آمده‌است. این ویژگی‌ها باعث گردیده که این شهر به عنوان موزه‌ای از دوره‌های مختلف پیش از تاریخ و تاریخی و اسلامی ایران (تا قرن ۵ هجری قمری) تبدیل گردد.

شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروفترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار سالهٔ مملکت عیلام و همچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده‌است. حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف نموده: شوش به معنی شهر زیبا، باصفا، خوب و لطیف. در تورات و در قاموس موسی دربارهٔ شوش آمده‌است: شوشن یا شوشان در عبری زنبق بوده، در یونان سوسنای می‌گفتند و نام‌های دیگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگی از ولایت شوش و عیلام را هم «سوسیانا» یا «سوزیانا» می‌گفتند. شوش یا شوشن نام همهٔ گیاهان تیره سنبل و زنبق و نرگس و اسپرغم به‌شمار می‌رود. شوش در قرون وسطی آباد و مرکزی بزرگ برای خوزستان بوده‌است که در آن روزگار چندین شهر، آبادی و حومه داشته و در آن شهر قلعه‌ای محکم و قدیمی، بازارهایی با شکوه و مسجدی با ستون‌های گرد وجود داشته‌اند. این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام، ترنج، انار و نیشکر معروف بوده‌است. آرامگاه دانیال نبی در شهر شوش واقع گردیده‌است. شوش در دوره اسلامی نیز مدت‌ها از شهرهای پرجمعیت و پررونق بود، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش کم‌کم‌اهمیت خود را از دست داد. در طبقات پایین‌تر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آن‌ها را مربوط به ۸ هزار سال پیش می‌دانند.

تاریخ شوش

شهر باستانی شوش مرکز تمدن عیلام بوده که واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان است، شوش از حدود ۲۷۰۰ قبل از میلاد پایتخت بوده و این پایتختی تا پایان امپراتوری هخامنشی ادامه می‌یابد که بالغ بر ۳۰۰۰ سال می‌شود. اطلاعات تاریخی موجود نشان می‌دهد که عیلامیان در این شهر و منطقه ۲۰۰۰ سال به مرکزیت شهر شوش پادشاهی داشته‌اند، تا قبل از حملهُ مغول شوش بسیار آباد بود و مردمان زیادی در آن زندگی می‌کردند و تنها بعد از حملات ویرانگر مغول بود که قابلیت سکونت شهر کمتر می‌شود اسناد دربارهُ عیلام پس از سدهُ بیست و پنجم پیش از میلاد یافت می‌شود. حتی در این هنگام نیز برای به دست آوردن حداکثر مدارک باید در لابلای سطور کتیبه‌های چندی که به جا مانده گشت، در این مورد خاص دو مدرک وجود دارد که عبارت هستند از آجر نوشته و دیگری گِل نوشته، طبق اظهارات پروفسور ارفعی که سال‌ها بر روی این الواح کار کرده و متن آن‌ها را برگردان نموده، موضوع گِل نوشته‌ها خرید و فروش زمین، وصیتنامه، فرزند خواندگی و غیره است که فرانسوی‌ها آن را در چهار جلد منتشر کرده‌اند.

اما آجر نوشته‌ها بیشتر در ساخت پرستشگاه‌ها به کار می‌رفته و دربارهٔ ایزدان مردم شوش باستان بوده‌است، در آن دوران هر پادشاهی که پرستش‌گاهی می‌ساخته خودش را در قالب این آجر نوشته‌ها معرفی می‌کرده که برای مثال پسر کیست و پادشاه کجا بوده‌است و می‌گوید برای سلامت و طول عمر خود این پرستش‌گاه را برای یکی از خدایان ساخته و ابراز امیدواری می‌کند که آن خدا زندگی دیرپایی به او بدهد، همچنین اشاره می‌شود که چه بخشی از پرستش‌گاه را ساخته‌اند یا چه پادشاهی قبل از آن‌ها پرستشگاه را ساخته یا تعمیر کرده‌است، در عیلام و مرکز آن شهر شوش، مانند سراسر خاور زمین در روزگاران نخستین، حوزهُ فعالیت زن، محدود به خانه نبود. زن نیز مانند مرد اسناد امضا می‌کرد، به داد و ستد می‌پرداخت، ارث می‌برد، وصیت می‌کرد که پس از مرگش چگونه به تقسیم میراث او بپردازند، در اسناد عیلامیِ نخستین، بارها به ذکر نام مادر، خواهر، یا دختر پادشاه برمی‌خوریم، مدارک موجود متعلق به دورهُ به اصطلاح کلاسیک اشاره دارند، دین عیلام ماهیت چند خداگرایی داشت، متأسفانه نام برخی از ایزدان، تنها به وسیلهُ پندارنگاری اکدی نوشته شده‌است اما این بدان معنی نیست که بر فرض مثال نام ایزد خورشید، که در زبان‌های سامی شمش خوانده می‌شد به همین گونه نیز در عیلام تلفظ می‌گردید، در اینجا نام وی بی تردید تلفظ به کلی متفاوت داشت و ناخونته خوانده می‌شد، دو ایزد در کتیبه‌ها و نوشته‌های شاهی عیلام از اهمیت زیادی برخوردار بودند، این دو ایزد یکی هوبان و دیگری اینشوشیناک نام داشتند، نام ایزدِ نخستین غالباً با نشانه‌های پندارنگاری اکدی نوشته می‌شود که وی را «بزرگ» معرفی می‌کند که معنی تحت‌الفظی نام اینشوشیناک ایزد شوش بود، اگر چه ممکن بود پادشاهان، این ایزدان را برتر از خودشان اعلام کنند، اما چندین قطعه و بریدهُ سفالین به گونه‌ای مادر-ایزد اشاره می‌کنند و صدها تندیس گِلی کوچکِ این ایزد که در جریان خاکبرداری‌های شوش پیدا شده، حکایت از آن دارند که همهُ مردم عیلام و شوش از سر صِدق او را می‌پرستیدند.

در عیلام مانند دیگر سرزمین‌های روزگار باستان. نفرین صلاح مؤثری بود، قدرت دعا به درگاه ایزدی توانا از این کمتر نبود و چون پادشاه نمایندهُ خدا بر زمین بود. روش سوگند خوردن برای درستی گفته‌ای به نام رئیس محلی یا پادشاه و فرمانروای بزرگ. روشی بسیار مطلوب بود، بعدها طرف‌هایی که در شوش با یکدیگر قرارداد می‌بستند غالباً به درگاه ایزدان اینشوشیناک و ایشمه کاراب دعا می‌کردند شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته‌است، یکی تمدن میانرودان ودیگری تمدن عیلام. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته‌است، شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را بازیافته و چهار راه شرق و غرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راه‌های بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به راه شاهی ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد، راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدیه پیوند می‌داد، می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران و حفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده‌است، از سوی دیگر ایجاد راه‌ها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملت‌های گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید و بسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد، به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است. امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن، دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نام‌هایی مانند سوس، شوشا، سوسه، سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده‌اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده‌اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین‌المللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابل، کلده، لیدی، نیل و…

تپه‌های باستانی شوش

تپه جوی در شمال تپه جعفرآباد، تپه بند بال، بوهلان و تپه معروف آکروپل شوش از تپه‌های معروف پیش از تاریخ منطقه شوش هستند که آثار متعددی در آن‌ها پیدا شده‌است و به دوره سوزیانا تعلق دارند و در این تپه‌ها آدمیان در روستاها ساکن شده‌اند و در این منطقه تپه‌های باستانی بسیاری دیده می‌شود و آن‌هایی که نام برده شدند معروف‌ترین هستند، شوش بخشی از کشور ایران است که اولین آثار شهرنشینی و تجارت در آن ظهور کرده‌است و انسان در نه هزار سال پیش از میلاد در این منطقه کشاورزی می‌کرده‌است، در این منطقه پیشرفت خانه‌سازی و تشکیل خانواده هم‌زمان با بین‌النهرین صورت گرفته‌است، از هزاره چهارم پیش از میلاد از شوش کوزه‌های دراز باریک به دست آمده‌است. اوایل هزاره سوم پ م بر لوح‌های گلی خط تصویری نوشته شده‌است که کلید واژه آن هنوز رمز گشایی نشده‌اند. این لوحه‌ها برای مصارف تجاری ساخته شده‌است. در این دوره تاریخی ایلامی‌ها در شوش قدرت گرفته‌اند.

شوش یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان است. حفاری‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این منطقه در ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد محل سکونت کشاورزان بوده. آن‌ها از زندگی خود آثاری بر جای گذاشته‌اند که اکنون به صورت تپه‌های گوناگون باستانی کشف شده‌است، در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد در این مکان مردم در قلعه زندگی می‌کردند و از ۴۰۰۰ سال پیش زندگی در شوش به صورت شهری درآمده‌است، این منطقه که بین رودهای کرخه و دز قرار دارد پایتخت سیاسی ایلامی‌ها بوده‌است. قلعه ایلامیها روی تپه‌ای در مرکز شهر شوش واقع بوده که فرانسوی‌ها روی آن قلعه جدیدی احداث نموده‌اند. در کنار آن تپه شاهی قرار دارد که احتمالاً به صورت زیگورات بوده‌است و در نزدیکی آن تپه صنعتگران قرار دارد. آشوربانیپال بین سال‌های ۴۶۵–۴۶۰ قبل از میلاد شهر شوش را فتح کرد و آن را مانند دیگر فتوحات آشوری‌ها با خاک یکسان کرد. داریوش اول هخامنشی آنجا را بازسازی نمود و کاخ آپادانای خود را در تپه شاهی برپا نمود. خشایارشا نیز در شوش زندگی می‌کرده‌است. در زمان اردشیر اول متأسفانه در اثر آتش‌سوزی بزرگی اکثر بناهای شوش از بین رفتند. بقایای این آثار باستانی در قرن بیستم از زیر خاک بیرون آمدند. قسمت عمده‌ای از آن‌ها در اثر تسطیح دشت خوزستان برای اهداف کشاورزی از بین رفته‌است و جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز خسارات زیادی به آثار باستانی وارد کرده‌است. حفاری‌های غیرمجاز ساکنین دشت و حمله باستان شناسان غربی، باعث شده‌است قسمت عمده‌ای از این آثار از بین برود یا به موزه‌هایی همچون لوور برسد.

در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد آن‌ها با احداث آبراه‌ها و سدهایی مشکل آبرسانی را حل نموده‌بودند.

باستان شناسانی همچون گیرشمن و ژان پرو بقایای ساختمان‌های عظیمی را در تپه‌های شوش کشف کردند که نشان از اهمیت این تپه‌ها در منطقه می‌دهد. در کل دشت شوش تپه‌های فراوانی وجود دارد و نشان می‌دهد در پهنه عظیم این دشت اجتماعات ان پراکنده کشاورزی وجود داشته‌است که مرکز همه آن‌ها در شوش بوده و همگی از نظر فرهنگ صنعت و نحوه زندگی با هم وحدت داشته‌اند. در سال‌های جدید نیز تعارض و تصرفاتی احتمالاً ناخواسته در محدودهٔ دامنهٔ تپه‌ها به وجود آمده که ناشی از همان بحث همیشگی تعیین عرصه و حریم می‌باشد، بر اساس پیمان‌نامه‌های بین‌المللی، هر گونه مداخله در عرصهٔ یک اثر تاریخی یا مجموعه تاریخی شامل تعمیر یا نوسازی از جمله حذف یا اضافه کردن تنها با کسب مجوزهای قانونی از سوی میراث فرهنگی، ممنوع است، در سال ۱۳۶۷ مجموعه باستانی شوش با ۴۰۰ هکتار تعیین عرصه و حریم شد، مجدداً در فروردین سال ۱۳۸۷ و بنا بر برآرودهای جدید عرصهٔ این محوطه ۱۲۰۰ هکتار اعلام شد، پس از چند سال به بهانه توسعهٔ شهر جدید شوش، عرصهُ ۱۲۰۰ هکتاری به ۸۰۰ هکتار کاهش یافت اما ظاهراً این عرصهٔ تصویب شده باز هم در امان نیست

باستان‌شناسان فرانسوی و غارت شوش

بنیامین تودلایی جزو نخستین جهانگردان اروپایی است که به شوش سفر کرد و بدون انجام عملیات حفاری تشخیص داد که این منطقه همان شوشان تورات است، باستان شناسان انگلیسی، که پیشتر در حال کاوش در منطقهُ بین‌النهرین بودند به دلیل هزینه بر بودن عملیات ترجیح دادند که فعلاً به این پروژه ورود نکنند.

۳۰ سال بعد دو زوج فرانسوی به نام‌های مارسل و مادام ژان دیولافوا هنگام سفر به ایران پی به اهمیت این منطقه و تپه‌های باستانی آن بردند، مادام دیولافوا که سفرنامه‌ای دربارهُ مسافرت به ایران نوشته و به نام سفرنامهُ دیولافوا مشهور است توضیحات کاملی دربارهٔ این منطقه می‌دهد، در هنگام رجعت به فرانسه موضوع را با مدیر موزه لوور در میان گذاشته و خواهان تخصیص بودجه‌ای جداگانه برای تحقیق و حفاری در منطقه شوش شدند، بعد از قبول درخواستشان مجدداً به ایران بازگشتند و این بار از طریق دکتر تولوزان پزشک فرانسوی ناصرالدین شاه، در تاریخ ۱۶ ذی القعده ۱۳۱۲ برابر با ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۴ توانستند مجوزی را که در پی آن بودند به دست بیاورند. اولین قرارداد حفاری در همین زمان انجام شد مشروط به این موضوع که به آرامگاه دست نزنند مگر برای بازسازی. تمام هزینهُ حفاری بر عهده دولت فرانسه قرار گرفت و ایران از هرگونه تعهد در مورد هزینه فارغ شد، برای اجرا و نظارت بر مفاد این قرارداد شخصی به نام عبدالرحیم خان انتخاب شد تا بر کار فرانسویان نظارت داشته باشد، این قرارداد از آن جهت ننگین بود که این دو زوج فرانسوی در هنگام تقسیم آثار به عهد و روح قرارداد عمل ننموده و ۵۵ صندوق از آثار تاریخی را بدون اطلاع عبدالرحیم خان از ایران خارج و به فرانسه منتقل کردند،

با اطلاع ناصرالدین شاه از این موضوع به فرانسوی‌ها اعلام می‌شود که ادامه قرارداد منتفی است و ایران در نظر دارد کاوش‌های باستان‌شناسی را متوقف کند. با مختومه شدن این قراداد هیئت فرانسوی به ایران بازمی‌گردند تا وسایل حفاری را جمع‌آوری کرده و به فرانسه برگردانند که این کار با نظارت فردی به نام میرزا تقی خان انجام شد اما این بار نیز این دو زوج فرانسوی با دادن رشوه به میرزا تقی خان ۳۲۷ صندوق از آثار تاریخی ایران و این منطقه را با کشتی خارج می‌کنند، بحث‌های بسیاری در این زمینه صورت می‌گیرد که هیچ‌کدام به نتیجه نمی‌رسد چرا که فرانسوی‌ها در مصاحبه‌هایشان ادعا می‌کردند که این اشیاء توسط دولت قاجار در اختیار آن‌ها قرار گرفته، چیزی که ناصرالدین شاه کاملاً منکر آن بود، طبق اسناد تاریخی، مصاحبه‌ها و همچنین کتب مستشرقین بعدی ثابت شده که در مواقعی حتی با زور و تهدید این آثار باستانی از ایران خارج شده‌اند، پنج سال بعد از این قرارداد در ۲۰ مرداد ۱۲۷۹ قراردادی جدید در یازده فصل تنظیم می‌گردد که با عنوان قرارداد مظفرالدین شاه مشهور است، بنا بر این قرارداد جدید. امتیاز انحصاری کاوش‌های باستان‌شناسی در تمام ایران به مدت ۶۰ سال به دولت فرانسه واگذار می‌گردد، بعد از گذشت ۲۷ سال از این قرارداد در نهایت مجلس شورای ملی وقت در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۰۶ و در دورهُ پنجم قانونگذاری، این قرارداد را به شکلی مشروط ملقی و مفاد آن را غیرقانونی اعلام می‌دارد، پس از آن ادارهُ عتیقات برای رسیدگی به امور باستان‌شناسی تأسیس گردید. بنا بر اظهارات پروفسور ارفعی، تا پیش از گیرشمن کاخ آپادانا مورد کاوش قرار گرفته آن هم یه صورت بسیار زشتی که منجر به تخریب محوطه گردید، دمورگان و رولان منکم در این منطقه بیشتر به دنبال اشیای عتیقه و باستانی بودند تا شناخت علمی منطقه، دلیل این مدعا این است که با باقیمانده‌های پرستشگاه‌ها و کاخ‌ها در آن منطقه خانه‌هایی ساخته شد و گیرشمن به عنوان یک باستان‌شناس کتیبه‌های ارزشمند باستانی را در ساخت گاراژی که پای پلکان قلعه وجود دارد به کار برده‌است. از سال ۱۹۶۸ میلادی مطابق با ۱۳۴۷ شمسی پس از بازنشستگی رومن گیرشمن، ژان فرانسوا پرو سرپرستی هیئت کاوش‌های باستان‌شناسی در شوش را بر عهده گرفت، پرو یک سال بعد کار خود را به همراه دانیل لایری در کاخ هخامنشی آپادانا آغاز کرد که این شروع فعالیت منجر به کشف کتیبه‌های کاخ و مجسمهُ داریوش بزرگ شد، پرو حدود ۱۵ سال سرپرست هیئت باستان‌شناسی شوش بود، بنا بر اسناد موجود پرو جزو معدود باستان شناسانی بوده که به صورت علمی و ارزشمند در این منطقه کاوش می‌کرده نه به قصد تخریب یا غارت. در سال‌های اخیر نیز تعارضاتی به محدودهُ باستانی صورت گرفته، بنا بر اظهار مدیر ادارهُ میراث فرهنگی استان خوزستان، طبق توافق با شهردار شوش از این پس هیچ گونه مجوز عمرانی، ساخت و ساز و گودبرداری بدون استعلام از میراث فرهنگی صادر نمی‌شود و جلوی تمامی فعالیت‌های تخریب و گودبرداری جدید که اکنون در حال انجام است گرفته خواهد شد، همچنین قرار بر این شد که یک دفتر فنی در این زمینه راه‌اندازی شود تا بدین وسیله طرح‌های ساخت و ساز و معماری توسط کارشناسان میراث فرهنگی انجام گیرد

کشفیات جدید باستان‌شناسی

با ساماندهی انبارهای قلعه شوش چندین شی استثنایی منحصر به فرد کشف گردیده، این اشیاء که تاکنون ناشناخته باقی‌مانده بود شامل تصویر معبد کلبه‌ای، قایق بادبانی سفالی، انبوه مهر کتیبه دار و گل نوشته‌هایی به خط آغازین ایلامی است، عباس علیزاده مسئول ساماندهی قلعه شوش با اعلام این خبر افزود: به غیر از تکه‌های سفال و ظروف سالم سفالی، انبارهای شوش شامل انبوهی از استخوان هایجانوری، ریز تیغه و اشیای سنگی است که هیئت فرانسوی موفق به چاپ و نشر آن‌ها نشده بود، علیزاده که مدرس دانشگاه شیکاگو می‌باشد افزود: این یافته‌های جدید هم‌اکنون در دست پژوهشگران و دانشجویان ایرانی و خارجی به منظور مطالعه و استفاده به عنوان منابع رساله کارشناسی ارشد و دکترا قرار گرفته. این قایق یک مدل قایق بادبانی سفالی مربوط به دوره ۴۴۰۰ سال پیش از میلاد شوش است، این شی با ارزش از حفاری‌های تپه آکروپل، محل سکوی بلند مذهبی شوش پیش از تاریخ به دست آمده که کاشفان آن این شی را بخشی از یک ظرف پنداشته بودند.

مذهب و بزرگان شهر شوش

  • دانیال در باور ادیان ابراهیمی یکی از پیامبران بنی اسرائیل قرن هفتم پیش از میلاد است. دانیال به زبان عبری به معنای «خدا قاضی من است» می‌باشد. در سال ۶۰۶ پیش از میلاد وی را به دربار بخت النصر پادشاه بابل به اسارت بردند. وی در آنجا به علوم کلدانیان و زبان مقدس واقف گردید و در حکمت از آنان پیشی گرفت. اولین واقعه‌ای که سبب نفوذ دانیال نبی گردید تعبیر خواب نبوکد نصر بود. بدین گونه ادعای پیغمبری نمود و مورد توجه آن پادشاه قرار گرفت. وی به همراه عده‌ای از قوم یهود به ایران مهاجرت نمود و در شوش ساکن شد و در آنجا درگذشت، آرامگاه دانیال نبی در ساحل شرقی رودخانه شاوور و روبروی تپه ارگ قرار دارد و دارای گنبدی ارچین است.
  • دِعبِل خُزاعی (زادهٔ ۱۴۸ هـ. ق - درگذشتهٔ ۲۶۴ هـ. ق) با نام کامل ابوعلی، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی کوفی، شاعر، ادیب و عالم شیعی که مدیحه‌سرا و ذاکر فضایل اهل بیت بود.

مذهب در اوایل دوران اسلامی

مقدسی می‌گوید: مردم شوش و توابعش حنبلی و جبّی، و نیمی از مردم اهواز شیعه اند، حنفی بسیار نیز آنجا هست. فقیهان و پیشوایان بزرگ دارند. مردم جندی شاپور و شوشتر حنفی و شافعی هستند و در رامهرمز همه رنگ یافت می‌شود.

آرامگاه دانیال نبی (ع)

آرامگاه دانیال نبی در ساحل شرقی رودخانه شاوور، رو به روی تپه ارگ، واقع و مدفن یکی از پیامبران بنی اسرائیل دانیال است که در تورات یک کتاب با دوازده باب به او اختصاص دارد. بقعه شامل دو حیاط است که دور تا دور آن‌ها حجره‌ها و ایوان‌هایی ساخته شده‌است، بقعه در انتهای حیاط دوم که بزرگتر و وسیع تر است ساخته شده‌است. این حیاط از سه طرف دارای اتاق‌هایی است که برای اقامت زوار ساخته شده‌است. مقبره در ضلع مقابل مربع مستطیل حیاط دوم واقع و دارای مساحت کوچکی است که دور آن را دالانی فرا گرفته‌است، در این بقعه ضریحی و در زیر آن مرقدی با سنگ‌های زرد قدیمی بدون نوشته و لوح قرار دارد. در زیر بقعه زیرزمینی به طول و عرض ۳ در ۷ و ارتفاع ۱٫۸۰ واقع است. بنای بارگاه که بر روی زمین واقع می‌باشد اتاقی است که ضریحی آهنین در آن قرار دارد. سقف محوطه بقعه که ضریح در آن قرار دارد آینه‌کاری است و دریچه‌های نورگیری بر روی هشت گوش زیر گنبد تعبیه شده‌است. بدنه گوشواره‌ها و بدنه‌های دیواره اتاق ضریح، گچ‌بری قدیمی دارد که روی آن را رنگ کرده‌اند. پی‌های بقعه قطور و قدیمی‌اند. ورودی به محل اتاق ضریح شرقی است و ورودی به حیاط نیز شرقی می‌باشد. هشتی ورودی به بقعه ایوانی است که چهار متر عرض دارد و از دو طرف دو کفش کن بدان راه دارد و آیینه کاری شده‌است. دو نیم مناره کوتاه در دو طرف در ورودی و دو گلدسته بر فراز جبهه‌های در ورودی بنا شده‌است. پیشانی هشتی، مناره‌ها، گلدسته‌ها و همچنین سردر و پیشانی و اطراف ورودی حیاط اول با کاشی‌های رنگارنگ بسیار زیبایی کاشی کاری شده‌است. پیشانی ضلع شرقی بنای بقعه، کاشیکاری شده و عبارت «افوض امری الی الله و من یتوکل علی‌الله» بر آن نوشته شده‌است. در سمت چپ جبهه ورودی نیز همین نقش تکرار شده‌است. اتاق ضریح به ابعاد ۷ در ۷ متر است. گنبد بارگاه دانیال پیغمبر به صورت کثیر الاضلاعی شش ضلعی در ۲۵ طبقه مُضَرَس است که بر قاعده مدور استوار شده و در سال ۱۳۳۰ هجری قمری دو گلدسته بدان افزوده شده‌است. گنبد نیز بعد از خرابی گنبد اصلی در سال ۱۲۸۷ هجری قمری به دست حاج ملا حسین معمار - پدر معمار سازنده گلدسته ها- ساخته شده‌است.

بقعه دعبل خزاعی

یکی از بناهای تاریخی و مذهبی شهرستان شوش، آرامگاه دعبل خزاعی است حسن بن علی معروف به دعبل خزاعی که به شاعر اهل بیت مشهور است. گفته می‌شود این شاعر متولد سال ۱۳۴ هجری قمری و هم عصر چهار امام بوده‌است. در بخش شمالی شهر باستانی شوش، در قبرستان قدیمی این شهر و در کنار بقعه امامزاده عبدالله بن علی، آرامگاه شخصیتی واقع شده که یکی از چهره‌های بزرگ فرهنگی جهان تشیع در قرون دوم و سوم هجری به‌شمار می‌رود. شخصیتی که توانست با نبوغ بی‌نظیر خود، شیعیان را اعتلای بیشتری بخشد. وی در روزگاری می‌زیست که خلفای بنی عباس ظالمانه تمام امور زندگی مردم را در دست داشتند، بیشتر این خلفا به سرودن و شنیدن شعر، به ویژه در مدح آن‌ها اهمیتی وافر می‌دادند. شاعران زیادی در این زمان، با سرودن شعرهایی در مدح ایشان هزاران هزار جایزه و صله دریافت می‌کردند.

نصب و حذف مجسمه دعبل در شهر شوش

اوایل دهه ۷۰ شمسی بود که شهرداری شوش اقدام به ساخت مجسمه نمادین برای دعبل خراعی کرد. شهرداری نام یکی از میادین اصلی این شهر را نیز به میدان دعبل خراعی تغییر داد، پس از چند ماه بدون اظهار نظر خاصی دربارهٔ دلایل برکناری مجسمه، این اثر هنری از محل نصب برداشته شد و به محوطهُ حرم دعبل خزاعی منتقل شد. میدان دعبل خراعی نیز به نامی دیگر تغییر نام داد. پس از سال‌ها که این مجسمه در گوشه‌ای از حیاط حرم نگهداری می‌شد، مجدد این مجسمه را به انبار شهرداری شهر شوش منتقل کردند. پس از حدود ۲۰ سال فعالان اجتماعی شهر شوش نصب مجدد این مجسمه را که یکی از مؤلفه‌های هنری فرهنگی شهر بود خواستار شدند. در این خصوص نماینده مردم شهرستان شوش در مجلس شورای اسلامی ایران نیز در آستانه ثبت جهانی این شهر تأکید به نصب مجدد این مجسمه کرد. رئیس شورای شهر شوش و دیگر هنرمندان نیز خواستار نصب این مجسمه در شهر شدند.

بالاخره پس از سال‌ها تلاش فعالان میراث فرهنگی، شهرداری شوش مجسمه‌ای از دعبل خزاعی را در ورودی شهر شوش نصب کرد.

آب و هوا

هوای شوش گرم و خشک است. در مرکز این شهرستان بالاترین دما در تابستان بالای ۶۷ درجه سانتی‌گراد و کم‌ترین دمای ۱ درجه بالای صفر است آب و هوای این شهر متأثر از اثر پرفشار جنب حاره‌ای است که باعث می‌شود بعضی از ایام تابستان هوا شرجی باشد، از ۲۱۹ روستای این شهرستان فقط ۱۵۵ روستا آب دارند. از ۴۰۱۵ روستای خوزستان ۱۱۱۸ روستا فاقد آب هستند و فقط ۳۰۲ روستا به وسیلهٔ تانکر آبرسانی می‌شوند.

ثبت جهانی شوش در یونسکو

محوطه تاریخی شوش به عنوان هجدهمین اثر جمهوری اسلامی ایران در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. پس از بررسی پرونده ثبت جهانی محوطه باستانی شوش، این پرونده روز ۱۳ تیر ماه ۱۳۹۴ در نشست یونسکو در شهر بن آلمان به ثبت جهانی رسید. پرونده میراث فرهنگی شوش شامل کاخ شائور، آپادانا، دروازه شرقی، هدیش، شهر پانزدهم، روستای هخامنشی، مسجد جامع شوش و مجموعه بناهای دوره اسلامی، تپه‌های آکروپول و قلعه فرانسوی‌ها است. در پرونده شوش، تپه باستانی آن با در نظر گرفتن معیارهای چهارگانه کمیته میراث جهانی در خصوص حفظ اصالت، یکپارچگی، مدیریت و حفاظت محوطه مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. باستان شناسان فرانسوی که در دوره قاجار نخستین کاوش‌ها را در این منطقه انجام دادند. بر اساس برآوردهای اولیه نزدیک به ۴۰۰ هکتار از این محوطه را به عنوان عرصه باستانی شوش تعیین کردند اما در بررسی باستانشناسی که از سوی کارشناسان میراث فرهنگی انجام شد، محوطه باستانی شوش به اضافه حریم آن تا ۸۰۰ هکتار افزایش یافت.

اقتصاد شهر شوش

حیات اقتصادی شهر شوش با احداث راه اصلی تهران – خرمشهر و راه‌آهن سراسری آغاز گردید. اهمیت تاریخی آن نیز موجبات توجه و جذب جهانگردان و مشتاقان زیارت بارگاه دانیال نبی را فراهم آورد به نحوی که با افزایش جمعیت این شهر در سال ۱۳۳۵ دارای شهرداری گردید و با احداث سد دز شبکه خطوط انتقال انرژی، سیستم آبیاری مدرن، ایجاد کشت و صنعت‌ها به خصوص هفت تپه و واحدهای صنعتی متعدد منطقه شمال خوزستان به خصوص ناحیه اطراف، شهر شوش شاهد تحول اقتصادی عظیمی است که جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد ملی و توسعه کشور بدست آورد. با فراهم شدن زمینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری و توسعه فعالیت‌های جدید اقتصادی در منطقه بخش خدمات ویژه بازرگانی و مبادله کالا از یک سو، خدمات بانکی و اداری از سوی دیگر گسترش یافت به نحوی که بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در منطقه را به خود جذب نمود. در شهر شوش نقش بخش خدمات و بازرگانی برجسته تر از سایر بخش‌ها است.

طبیعت و جاذبه‌ها

شتر شوشی از جاذبه‌های کمتر معرفی‌شده این شهر است. شوش دارای بیش از سه هزار نفر شتر است که تراکم این شترها در روستای عنکوش منطقه چنانه شوش است. شهرستان شوش در زمینه پرورش شتر ازجمله مناطق مستعد در ایران به حساب می‌آید.

کشاورزی و منابع طبیعی

وجود سه رودخانه کرخه، دز و شاوور شهرستان شوش را از نظر کشاورزی در استان خوزستان ویژه و ممتاز نموده‌است، وجود پوشش گیاهی اطراف رودخانه کرخه و دز امکان ایجاد بزرگترین اماکن تفریحی منطقه را به وجود آورده‌است. اراضی مستعد کشاورزی، رودخانه‌های پرآب دائمی، سفره‌های آب‌های زیرزمینی سطح نسبتاً وسیع جنگل در حواشی رودخانه، سواحل و آب‌بندهای متعدد، مراتع و مراکز کشت و صنعت در شهرستان شوش سبب شده‌اند که فعالیت کشاورزی (زراعت، دامداری و صید ماهی) مهم‌ترین فعالیت اقتصادی منطقه به‌شمار آید و بالاترین جمعیت فعال را به خود جذب نماید و در این میان بخش زراعت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به‌طوری‌که ۸۵ درصد شاغلین بخش کشاورزی را به خود مشغول کرده‌است. در بررسی وضعیت دما و بارش شهرستان شوش مشخص شده که این منطقه حداقل در ۶ ماه از سال با کمبود بارش مواجه‌است و از آنجایی که سالانه سطح وسیعی از اراضی به زیر کشت زراعت‌هایی چون گندم، نیشکر، ذرت، برنج، چغندرقند می‌رود بهره‌برداری و توزیع آب‌های سطحی منطقه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، در سال ۱۳۹۱ و بنا بر اظهارات رئیس جهاد کشاورزی شوش، کشت سویا در سطح شهرستان شوش آغاز شده‌است، ایشان با اشاره به اینکه استقبال چندانی از محصول سویا نمی‌شود افزود: ۵۰ هکتار از مزارع شهرستان شوش برای کشت محصول سویا آماده شده‌است اما با وجود خرید تضمینی دولت در این محصول، با این حال کشاورزان از کشت سویا استقبال چندانی نمی‌کنند. این در حالی است که شرایط آب و هوایی خوزستان برای کشت سویا مناسب است، این مقام مسئول همچنین دربارهُ کشت برنج گفت: هنوز برای تأمین آب این محصول به توافقی قطعی نرسیده‌ایم چرا که در شرایط کنونی در سطح شهرستان شوش برداشت آب از حوضهُ کرخه کاملاً ممنوع شده‌است و هنوز از تصمیمات جدید در حوزهُ شاوور خبری نداریم که آیا در این منطقه مجوز کشت تابستانه صادر خواهد شد یا خیر، کشت برنج به صورت تدریجی انجام می‌شود و تا زمانی که آب وجود داشته باشد برای کشت اقدام می‌شود و پس از کشت مشخص می‌شود که چه میزان از اراضی شهرستان زیر کشت برنج رفته‌است، شهرستان شوش به دلیل نقش بسیار زیادی که در تولید گندم و محصولات کشاورزی کشور دارد به عنوان قطب کشاورزی در جنوب غرب کشور معروف است

شیوه‌های آبیاری زمین‌های زراعی

اراضی زیر شبکه مدرن آبیاری دز

سطح بسیار وسیعی از اراضی شهرستان شوش زیر پوشش این سیستم آبیاری می‌باشد که از کانال‌های مدرن درجه ۱ و ۲ تشکیل شده‌است. کل زمین‌های زیر پوشش این شبکه ۳۸۹۹۴ هکتار می‌باشد که بالاترین رقم مربوط به دهستان حسین‌آباد است که رقم ۱۲۸۵۵ هکتار را به خود اختصاص داده‌است.

اراضی زیر ایستگاه پمپاژ چاه‌ها

بسیاری از اراضی غرب شهرستان شوش که در غرب رودخانه کرخه قرار دارند به وسیله چاه‌های عمیق و نیمه عمیق آبیاری می‌شوند و انتظار می‌رود با بهره‌برداری از سد کرخه و اجرای سیستم کانال کشی آن باعث رشد و توسعه کشاورزی و اقتصادی منطقه گردد. بیشتر محصولات کشت شده شامل گندم و ذرت می‌باشد ولی صیفی جات مرکبات و شالی کاری نیز در بعضی مناطق رواج دارد. کشت چغندر و نیشکر که از دیر باز در این منطقه رواج داشته‌است به دلیل واردات بی‌رویه شکر و قند کشت چغندر بسیار کم و کشت نیشکر محدود به اراضی اطراف هفت تپه‌است.

جاذبه‌های گردشگری

چغازنبیل

<figure>[./پرونده:Choqa_Zanbil_3.jpg ]<figcaption>زیگورات چغازنبیل</figcaption></figure>

زیگورات نیایشگاهی باستانی است که در زمان ایلام (عیلامی‌ها) و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهر دوراونتش است و در نزدیکی شوش (شهر باستانی) قرار دارد. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. جامعه بین‌المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. خاورشناسان زیگورات شوش را نخستین ساختمان مذهبی ایران می‌دانند. این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ. م)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شوش (شهر باستانی)، ساخته شده‌است. مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شوش (شهر باستانی)، در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه است. دسترسی به این اثر باستانی از جاده‌ای انحرافی در جاده شوش به اهواز مقدور است.

کاخ اردشیر (کاخ شاوور)

در سمت غربی رودخانه شاوور در سال ۱۳۴۷ خورشیدی کاخ جدیدی کشف شد که به سبب همجواری با این رودخانه به همین نام مشهور است. این کاخ دارای تالاری به اندازه ۶/۳۴ *۵/۳۷ متر با ۶۴ ستون است. پایه ستونها از سنگ بوده و دیوارها از خشت ساخته شده‌اند. این کاخ در ۳۵۰ متری غرب آپادانا واقع است وتوسط اردشیر دوم بنا گردید.

ایوان کرخه

ایوان کرخه آثار شهری از دوره ساسانیان است و در زمان شاپور دوم ساسانی (۳۷۹–۳۰۹)ساخته شده‌است. این بنا در ۲۰ کیلومتری شمال‌غربی ویرانه‌های شوش و ۲۰ کیلومتری جنوب غربی دزفول، در سمت راست رود کرخه در جاده دهلران قرار دارد و کامل‌ترین و بزرگ‌ترین شهر مدفون شده ساسانی است. در حال حاضر فقط بخش اندکی از بنا باقی مانده‌است. به موازات دیوار، بنای بلند ۵۵ متری وجود دارد که در آن سه اتاق قابل تمیز هستند، در مرکز، یک سرسرای مربع به ضلع ۷ متر که در شمال و جنوب با دو سرسرای مستطیل (۹متر*۱۷متر) همجوار است. در روی دیوار شرقی، تنها دیوار حفاظت شده تا امروز حرکت قوسهای عرضی به عرض ۶۰/۱ متر با فاصله ۷۲/۱ تا ۵۸/۱ متر مشهود است. در فاصله بین قوسها، دیوار دارای پنجره‌های باریکی است که پایه آن‌ها اندکی بالاتر از پاکار قوسها است. ساختمان بوسیله آجر به اضلاع ۲۸ تا ۳۲ سانتیمتر با ملات گچ ساخته شده‌است.

کاخ آپادانای شوش

کاخ آپادانای شوش قصر زمستانی شاهان هخامنشی بوده‌است. این کاخ به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی در حدود سال‌های ۵۱۵_۵۲۱ پیش از میلاد در شوش (شهر باستانی) روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاد شد. دیوارهای کاخ از خشت و ستون‌های آن از جنس سنگ است. کاخ داریوش واحدهای مختلفی از جمله تالار بارعام، حرم‌سرا، دروازه و کاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مرکزی دارد. دیوارهای داخلی کاخ با آجر لعابدار منقوش با طرح‌های سپاه جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بوده‌اند که بقایای به‌جای‌ماندهٔ آن‌ها در موزه‌های خارجی و داخلی نگهداری می‌شوند. مساحت تالار یا کاخ آپادانا ۱۰۴۳۴ متر است. این کاخ که بارگاه یا آپادانه نامیده شده توسط اردشیر دوم تجدید بنا شده‌است. طرح کاخ بنایی کوشک مانند با ۳ ایوان ستوندار در جبهه شمالی، شرقی و غربی آن است. تالار مرکزی با ابعاد ۵۸ در ۵۸ متر است و دارای ۳۶ ستون می‌باشد. ارتفاع ستونها حدوداً ۲۰ متر است و با ستون‌های کله گاوی شکل ساخته شده‌است. ایوان‌ها هر کدام دارای دو ردیف ستون ۶ تایی می‌باشند. از کلیه مجموعه کاخ ۱۱۰ اتاق و تالار مکشوف گردیده‌است. شش حیاط که سه تای آن‌ها بسیار بزرگ دور یک محور شرقی و غربی قرار گرفته‌اند، در داخل مجموعه کاخ‌ها وجود داشته‌اند که به وسیله یک راهروی بزرگ به بخش شمالی مربوط می‌گردیده‌است. سه حیاط کوچکتر در بخش شمالی مجموعه کاخ قرار داشته‌اند. اتاق‌ها و ساختمان‌های مختلف کاخ به وسیله این حیاط‌ها روشنایی گرفته و تهویه می‌شدند. در سال ۱۸۸۰ میلادی، یک گروه از باستان شناسان فرانسوی این کاخ را از دل خاک بیرون کشیدند و ستون‌ها و سرستون‌های کاخ را با اره بریدند و به فرانسه منتقل کردند و امروزه در شوش، فقط چند زیرستون وجود دارد و کاخ به شکل سابقش وجود ندارد. بیش‌تر اشیاء خارج شده، اکنون در موزه لوور نگهداری می‌شوند.

هفت تپه

محوطه باستانی هَفت‌تَپه حدود ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش واقع شده و همان‌طور که از نام آن پیداست از تپه‌های متعددی تشکیل شده‌است. گستردگی این محوطه باستانی به مراتب باعث جلب توجه کاوشگران مختلف قرار گرفته‌است. بررسی‌های سطح الارضی که قبلاً مَک آدامز (Robert McC Adams) در این ناحیه انجام داده بود، گویای این مسئله بودند که این محوطه گسترده باستانی فقط در دوره محدودی مسکونی بوده‌است. در هفت تپه قسمتی از یک دیوار خشتی و طاقی آجری در هنگام تسطیح زمین و راه‌سازی توسط بولدوزرهای طرح نیشکر هفت تپه نمایان گردید. این محل توسط هیئت حفاری به عنوان نقطه شروع کار انتخاب شده و با ایجاد شبکه‌ای که دارای خانه‌های ۱۰ × ۱۰ متر بود که عملیات حفاری از این محل به سمت جنوب ادامه پیدا می‌کرد. خاک‌های ناشی از حفاری در قسمت شمال غربیِ محوطه حفاری، در مجاورت تپه‌ای که مجموعه آرامگاه‌ها بر روی آن واقع شده، انباشته شده‌اند. با ادامه کاوش در طول فصل‌های بعدی، ترانشه‌های متعددی به ابعاد ۱۰ ×۱۰ متر حفاری شدند که تعداد آن‌ها مجموعاً حدود ۱۵۰ ترانشه می‌باشد. در آرامگاه سکوی بزرگی ایجاد شده که توسط دیوارچه‌های کوتاهی به سه بخش تقسیم می‌شده‌است. در بخش شمالی هفت اسکلت قرار داشته، بخش میانی که کوچکتر از دو بخش دیگر است، بدون اسکلت و بخش جنوبی دارای دو یا سه اسکلت بوده‌است. در پای سکو در جنوبی‌ترین قسمت آرامگاه، مجاور درب ورودی تعداد ده اسکلت بصورتی بی نظم بر روی هم قرار داشتند. به این ترتیب مجموعاً حدود ۲۱ یا ۲۲ اسکلت در معبد پیدا شده‌اند. تقسیم‌بندی سکوی آرامگاه به بخش‌های مختلف خود گواه این است که این مقبره برای تدفین اشخاص متعددی ساخته شده و احتمالاً یک آرامگاه شاهی نمی‌باشد. وجود اسکلت‌های متعدد بر روی سکو و انباشته کردن اسکلت‌های قدیمی در گوشه آرامگاه نیز این مسئله را تأیید می‌کند. با توجه به اکتشافاتی که در نقاطِ مختلفِ منطقه انجام شده‌است، درب ورودی آرامگاه پس از هر تدفین با سنگ یا آجر بسته و در هنگام تدفین‌های بعدی مجدداً باز می‌شده‌است. مشاهداتی که در هفت‌تپه شده، نیز حاکی از این مسئله می‌باشد. موزهٔ هفت‌تپه حاوی تمامی اکتشافات فوق است.

رود کرخه

کَرخه نام رودخانه‌ای است در جنوب باختری ایران در استان خوزستان. رودخانه کرخه از شمال به سوی جنوب جریان دارد و پس از گذر از کنار آثار شوش باستان به سوی باختر تغییر مسیر می‌دهد. منطقه کرخه در ۵ کیلومتری غرب جاده ترانزیتی اهواز – شوش به صورت نوار سبز رنگی در حاشیه رودخانه کرخه قرار گرفته‌است. جنگل کرخه زیستگاه اصلی جانوران زیادی در منطقه خوزستان می‌باشد که مهم‌ترین آن‌ها گوزن زرد است که از گونه‌های نادر ایران وجهان به‌شمار می‌رود علاوه بر آن گونه‌های جانوری با ارزشی نظیر انواع پرندگان شامل بلبل خرما، لیکو، دراج و… در منطقه زندگی می‌نمایند. از پستانداران با ارزش منطقه رودک عسل خوار و گربه جنگلی را می‌توان نام برد.

قلعه شوش

قلعهٔ شوش قلعه‌ای است که توسط ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستان‌شناسان فرانسوی در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شوش بر روی تپه‌ای تاریخی بناشده‌است. از مهم‌ترین آثار بدست آمده از این تپه‌ها، می‌توان به مجسمهٔ معروف ملکه ناپیر اسوستون، لیوان مشهور سفالی شوش به رنگ نخودی و نقش بزکوهی و قانون حمورابی اشاره کرد. این قلعه دارای نقشه‌ای قرون‌وسطایی است و توسط فرانسویها با استفاده از نیروی کار ایرانی و نظارت خاندان فیلی که امنیت ساخت را بر عهده داشتند و حاج مصطفی دزفولی ساخته شده‌است. ساخت قلعه با استفاده از آجرهای کاخ داریوش هخامنشی (کاخ آپادانای شوش) و تعدادی از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل که ناشی از تخریب قسمتهایی از این بناها بوده انجام شده‌است. نقشهٔ قلعه ذوزنقه‌شکل است، که قاعدهٔ کوچک آن در سمت شمال واقع شده و دور تا دور آن را راهرویی احاطه کرده و چند ردیف اتاق به سمت حیاط، بر گِرد آن قرار گرفته‌است. برج شمال‌غربی قلعه مربع‌شکل و برج شمال‌شرقی، دایره‌شکل است.

پارک بادی شوش یا پارک میراث فرهنگی

پارک بادی شوش فضای سبزی است در بدو ورود به شهر شوش از سمت جاده ترانزیت نمایان می‌شود این پارک محل اسکان رایگان مهمانان در ایام نوروز و محلی برای تفریح مردم شوش است که ساکنین شهر برای گذارندن اوقات فراغت و انجام ورزش‌های دلخواه خود به آنجا می‌رود؛ و در بعضی ایام در شب شبکه‌های تلویزیونی با ویدئو پروژکتور برای همشهریان نمایش داده می‌شود.

مراسم مذهبی

عید فطر یکی از اعیاد مذهبی شوش و خوزستان است. بارها استان خوزستان برای عید فطر از امتیاز تعطیلی چند روزه برخوردار بوده‌است و دلیل این امر حضور مردم عرب در این استان است که عید فطر از اهمیت بالایی نزد آن‌ها برخوردار است. براساس یک سنت دیرینه مردم خوزستان عید را در کنار اعضای خانواده، دوستان و دیگر مسلمانان با شکرگزاری به درگاه خداوند سپری کرده یا پس از بازگشت از نماز افراد کوچک‌تر به خانه بزرگ‌ترهای خود می‌روند تا عید را به یکدیگر تبریک بگویند. این بازدیدها در محله‌ها به صورت دسته جمعی صورت می‌گیرد.

در سال ۱۳۹۰ نیز بحث افزایش عید در خوزستان مطرح بود. در خوزستان، روز عید فطر، از اهمیت و جایگاه بسیار بالاتری در فرهنگ عمومی برخوردار است؛ بدین معنا که گرامی‌داشت عید فطر، با هنجارها، رفتارها، رسم‌ها و آداب و سنن بسیاری همراه است. مجموعه این آیین‌ها از حدود یک هفته (کمتر یا بیشتر) قبل از فرارسیدن روز عید فطر آغاز و تا حداقل یک هفته پس از روز عید فطر ادامه می‌یابد.

در این مناطق

شوشتر

شوشتَر واقع شده در استان خوزستان است. این شهر دارای تاریخ و تمدنی کهن است. زبان بیشتر مردم این شهر فارسی با گویش شوشتری می‌باشد. این شهر در دامنه کوه‌های زاگرس قرار دارد.

طبیعت و جغرافیا

شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت آن ۱۳۹ هزار نفر است (سرشماری سال ۱۳۹۵) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوه‌های زاگرس، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شهرستان شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر شوشتر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوه‌های مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.

تقسیمات کشوری

شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم‌اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شعیبیه، به مرکزیت گوریه‌ است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز، دزفول، گتوند، هفتکل، مسجد سلیمان و شوش هم‌مرز می‌باشد.

محله‌ها

شهر شوشتر توسط شاخه‌های مختلف رودخانه کارون به سه منطقه بافت قدیم، بُلِیتی، و مناطق جدید شمال غربی شهر تقسیم شده‌است. منطقه بُلِیتی در شرق شاخه گرگر واقع شده‌است. مناطق جدید شمال غربی شهر در شمال شاخه شطیط واقع شده و شامل مناطقی چون شوشترنو، فرهنگ شهر، مهرشهر و کوی نیرو می‌باشند. بافت قدیم که همچون جزیره‌ای در میان شاخه‌های گرگر، شطیط، داریون و رَقَت قرار دارد، در دوران گذشته به چهارده محله تقسیم می‌شده که محله‌های شرقی به نام نعمت خانه یا موگِهی و محله‌های غربی به نام حیدر خانه یا کهواز نامیده می‌شده‌اند.

رودخانه‌ها

شوشتر موقعیت ویژه‌ای در جلگه خوزستان دارد و رودخانه‌های بزرگ کارون و دز از این شهرستان عبور می‌کنند. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور می‌کند و مرز شوشتر را با شوش می‌سازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوه‌های زاگرس، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده و از تنگه‌ای بین کوه‌های فدلک و کوشکک می‌گذرد و به‌طور کامل در جلگه خوزستان جاری می‌شود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد می‌کند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم می‌شود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان می‌دهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق می‌شده و به خلیج فارس می‌ریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون بازمی‌گردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور می‌کند در بالادست سد شادروان شاخه‌ای از آن جدا می‌شود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیره‌ای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کرده‌اند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بندقیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق می‌شوند و در همان‌جا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را می‌سازند و به‌طرف اهواز حرکت می‌کند.

آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور می‌کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می‌دهد و و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» در جنوب شوشتر مجدداً به هم پیوند می‌خورد. بسیاری از تأسیسات آبی باستانی همچون: آسیابها، کانال‌ها، پل بندها، و آبشارها در مسیر شاخه‌های گرگر و شطیط ساخته شده‌اند. این آثار در سال ۲۰۰۹ به صورت یکجا با عنوان سازه‌های آبی شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران به ثبت میراث جهانی یونسکو رسیده‌اند.

منابع و معادن

شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی به صورت بیشه نیز در میان شاخه‌های مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال ۷۴ جنگلها و مراتع شوشتر ۱۷۵هزار هکتار بوده‌است.

آب و هوا

شوشتر دارای زمستان و پاییزی مدیترانه‌ای بوده و زیست‌بوم سرسبز آن از پایان زمستان تا آغازه‌های بهار بسیار دلپذیر است. این شهر با زیست‌بوم زیبای جلگه‌ای-کوهپایه‌ای و کوهستانی خود در سراسر سال و به ویژه در روزهای نوروز پذیرای شمار بسیاری از گردشگران است. گرم‌ترین و سردترین ماه‌های سال این شهر به ترتیب تیر و دی می‌باشند. میانگین دمای سالیانه ۲۷٫۲ درجه سانتیگراد می‌باشد. متوسط بارندگی سالیانه در شوشتر ۳۲۲ میلی‌متر محاسبه شده‌است.

وجه تسمیه

بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش آب و هوا تر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.

مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:

  • دروازه ماپاریان
  • دروازه دسبول
  • دروازه آدینه
  • دروازه لشکر
  • دروازه مقام علی
  • دروازه گرگر

بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند مأخوذ گردیده‌است.

در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:

  1. شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
  2. زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
  3. شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
  4. برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند

مرکزیت استان خوزستان

شوشتر از زمان ساسانیان تا ابتدای پهلوی در اغلب دوره‌های تاریخی مرکز استان خوزستان بوده‌است. در سال ۱۳۰۳ شمسی به دستور رضاشاه پهلوی، مرکز استان خوزستان (استان ششم) از شوشتر به ناصری (اهواز) منتقل گردید. اداره معارف آخرین اداره دولتی خوزستان بود که در سال ۱۳۰۳ از شوشتر به اهواز منتقل شد.

ثبت آثار باستانی در میراث جهانی یونسکو

آثار باستانی زیر در نشست سالانه کمیته میراث جهانی یونسکو در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹ (۵ تیرماه ۱۳۸۸) در شهر سویل اسپانیا، با احراز معیارهای ۱، ۲ و ۵ با عنوان نظام آبی تاریخی شوشتر به صورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت رسیده‌اند

  • بند میزان
  • برج کلاه فرنگی
  • رودخانه دست کند گرگر
  • پل بند گرگر
  • مجموعه آبشارها و آسیابهای آبی
  • بند برج عیار و نیایشگاه صابئین
  • بند ماهی بازان شوشتر (بند خداآفرین)
  • قلعه سلاسل
  • نهر داریون
  • پل بند شادروان
  • بند خاک
  • پل بند لشکر و پل شاه علی
  • بند شرابدار

ایستگاه راه‌آهن شوشتر

ایستگاه راه‌آهن شوشتر و خط راه‌آهن شوشتر-هفت تپه به طول۶۰کیلومتر در تاریخ پنجم خرداد ماه ۱۳۹۲ با حضور وزیر راه و شهرسازی و جمعی از مسولان استانی به دست نماینده ولی فقیه در خوزستان افتتاح شد. اعتبار این پروژه۲۹میلیارد تومان اعلام شده‌است. راه‌آهن شوشتر روزانه در مسیرهای مشهد و تهران جابجایی دارد.

پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان‌شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. عیلام‌شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده عیلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن عیلامی باشد؛ و ظاهراً هیدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است (گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و عیلامی شهر در جایگاهی که هم‌اکنون دستوا نام دارد بوده باشد (محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از پارچه‌های دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند.

تاریخچه شهرنشینی

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.» برخی مورخان گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بنایان نهاد، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پرآب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به‌غایت زیبا و عظیم بنا کنند. در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است.

پیش از اسلام

متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که والرین امپراتور روم (معروف به قیصر روم) را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به‌آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آن‌ها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانال‌های بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است.

پس از حمله مسلمانان

در سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از محاصره طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براء بن‌مالک از صحابه پیامبر کشته شد. که در کنار قلعه سلاسل مدفون است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند. در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود.

دوره صفویان تا زندیان

در دوره صفویه شخصی به نام واخشتوخان از طرف دربار به حکمرانی شوشتر گماشته شد. این شخص در شوشتر دست به عمران و آبادی زد به‌طوری‌که طبق نوشته تذکره شوشتر: «در آن زمان مردم شوشتر در وقت بسیار خوش بوده و روزگار به فراغت می گذرانیدند.» از جمله موارد مهم در این دوران می‌توان به حمله سید محمد معروف به مشعشع در اواخر قرن نهم اشاره کرد. وی با ادعای مهدویت و با عنوان امام دوازدهم، اعراب ناحیه هویزه را پیرو خود گردانید و به شوشتر و دزفول و بهبهان قشون کشی نمود. تا اینکه شاه اسماعیل قشونی را به خوزستان روانه کرد و دوباره زمام امور را به دست گرفت. چندی بعد با مرگ شاه اسماعیل و جانشینی شاه طهماسب خردسال ناامنی‌های دوره‌ای ادامه یافت تا اینکه در زمان شاه عباس مجدداً دولت مرکزی توانست امنیت را برقرار کند.

در زمان نادرشاه افشار بعلت شورشی که در این شهر بر علیه حکومت مرکزی صورت گرفت نادرشاه به شوشتر لشکر کشید. و پس از فتح دستور به بازسازی بند میزان داد. پس از ورود نادر به شوشتر، جمعی از افشارها در روستاهای اطراف شوشتر از جمله بلیتی و درخزینه سکنی گزیدند.

در زمان کریم خان زند و پس از مرگ وی اختلافهای نعمتی‌ها و حیدری‌ها در شهر رخ می‌داد، از این رو گاهی اداره شهر به خانواده مرعشی که خانواده معروف و محترمی بودند سپرده می‌شد. در این دوران مجدداً تعمیر بند میزان انجام شده و آب به نهر داریون وارد شد. کتاب فائق البیان که به قلم یکی از سادات جزایری نوشته شده، داستان ساخت آن بند را شرح می‌دهد و از فراوانی کشت و سبزی و ارزانی میوه و شادی مردم سخن می‌گوید.

دوره قاجار

از وقایع مهم دوران قاجار می‌توان به همه‌گیری بزرگ طاعون در خوزستان و شوشتر در سال ۱۲۴۷ هجری قمری اشاره کرد که نیمی یا بیش از نیمی از مردم شوشتر از گزند آن در امان نماندند. از دیگر موارد مهم کشف نفت در نزدیکی شوشتر در محلی به نام نفتون در سال ۱۳۰۹ قمری (۱۹۰۱ میلادی) بود. تا قبل از این تاریخ، چشمه‌های طبیعی قیر در این مکان وجود داشت که توسط یکی از خانواده‌های قدیمی شوشتر که به سادات قیری مشهور بودند استحصال می‌شد. انگلیسیها علاوه بر پرداخت مبلغی به مظفرالدین شاه، طی قراردادی موسوم به قیری-دارسی که بین نمایندگان خاندان قیری و ویلیام دارسی منعقد شد و توسط روحانیون شوشتر و کنسولگری انگلیس نیز امضا شد، امتیاز استحصال قیر و نفت را بر عهده گرفتند. (بعدها در محل کشف نفت، به تدریج شهر مسجدسلیمان بنا شد) دراواخر دوره قاجار، با وجودی که شوشتر همچنان مرکز خوزستان بود و حکمران ایالت از تهران فرستاده می‌شد، به دلیل اعمال نفوذ شیخ خزعل بعضی از حکمرانان ناچار به ترک شهر می‌شدند. چنان‌که در سال ۱۳۴۱ هجری قمری ظهیرالملک حکمران خوزستان در شوشتر به این وضعیت دچار گردید. در تلگرامهای تندی که بین رئیس الوزرا (رضاخان) و شیخ خزعل رد و بدل شد، خزعل نوشت: «من به هیچ روی شما را رئیس شورای وزیران نمی‌شناسم. شما غاصب هستید و بی هیچ دلیلی پادشاه قانونی و مشروطه خواه را از کشور رانده‌اید» رضاشاه قشونی را به شوشتر روانه کرد. در شوشتر با ورود قشون دولتی (پنجم جمادی الاول ۱۳۴۲ ه‍.ق – آذر ۱۳۰۳ ه‍. ش) نیروهایی به تحریک شیخ خزعل اقدام به تیراندازی به قلعه سلاسل کردند اما پس از یک ساعت با شنیدن صدای توپ قشون دولتی پا به فرار گذاشته و نیروهای دولتی بسادگی بر اوضاع مسلط شدند. پس از این رویداد، جشنی با حضور اهالی شوشتر و احمد کسروی رئیس عدلیه خوزستان مستقر در شوشتر برگزار شد. پس از چندی رضاخان شخصاً به شوشتر سفر کرد و مردم با بستن طاق نصرت از امامزاده عبدالله تا قلعه سلاسل از وی استقبال کردند. این رویدادها پایانی بود بر چند دهه ناامنی در شوشتر.

دوره پهلوی

در ابتدای دوره پهلوی با احداث راه‌آهن و مخالفت روحانیت با عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست داد و متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت ایالت خوزستان به بندر ناصری (اهواز امروزی) منتقل شد. (منبع شامل دلایل انتقال مرکزیت ایالت نمی‌شود) در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، به فرمان محمدرضا شاه پهلوی، شرکت کشت و صنعت کارون، با عنوان بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه، آغاز به کار کرد.

وصف شوشتر در سفرنامه‌های سیاحان

یکی از سیاحان معروفی که از شوشتر دستکم دو باز بازدید کرده‌است ابن بطوطه است او از دیدنی‌های شوشتر شگفت زده شده و علمای آنجا را جزو بزرگترین دانشمندان نامیده‌است. ابن بطوطه در سفرنامه ابن بطوطه همانند ابن خلدون از فرهنگ و شهریگری سرزمین فارس یا ایران با عظمت یاد کرده و حتی در تبریز و شوشتر دانشمندانی را ملاقات نموده که بر تمام دانشها چیره بوده‌اند او همچنین اشاره می‌کند که در شیراز زنان اجتماعات داشتند و در امور اجتماع همکاری داشتند.

زبان

زبان مردم شوشتر گویش شوشتری از گویش‌های زبان فارسی است. همچنین گویش بختیاری و زبان عربی نیز بطور کم میان اقوام مربوطه رایج است.

موسیقی سنتی شوشتری

اغلب شهرها تنها بر روی یک یا دو دستگاه از موسیقی ایران ردیف محلی دارند، یعنی آواز محلی را موافق یک یا دو دستگاه می‌خوانند، اما در شوشتر موافق همه دستگاه‌ها آهنگ محلی وجود دارد. اغلب باغبانها، بافنده‌ها، معمارها و بیشتر مردم در شوشتر، موسیقی را خوب می‌دانند و محلی خوب می‌خوانند. خوانندگان برجسته موسیقی ایرانی با سبک سنتی مانند محمدرضا شجریان، سالار عقیلی، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری و … در برخی از کارهایشان از گوشه شوشتری بهره برده‌اند. گوشه شوشتری یا مایه شوشتری در موسیقی ایرانی گوشه‌ای شناخته شده‌است. شوشتری گوشه‌ای است از دستگاه همایون. از همایون دو گوشه مشتق می‌شوند: یکی گوشه شوشتری و دیگری اصفهانی. شوشتر بر روی تمام دستگاه‌های موسیقی ایران آهنگ‌های محلی دارد و برای هر کدام از دستگاه‌های موسیقی ایران یک ردیف محلی در شوشتر اجرا می‌شود. برای نمونه ردیف دستگاه شور بدین قرار است: دشتی، درفیلی، نظامی، بختک یا کمری، غم‌انگیز، قره العین، نورالعین، دشتستانی، مکوندی و دشتی راستا. خود مایه شوشتری را، اگر شوشتریها بخوانند اصل آهنگ است، زیرا همان مایه شوشتری با اشعار محلی خوانده می‌شود و گیراتر است. بر هر دستگاه موسیقی ایران، شوشتر یک ردیف محلی موافق همان دستگاه را دارد، جز آذربایجان، به ویژه تبریز. گمان نمی‌رود در هیچ‌یک از شهرهای ایران روی دستگاه‌های موسیقی ایران این قدر ردیف محلی داشته باشند. در هر شهری تنها بر روی یک یا دو دستگاه از موسیقی ایران ردیف محلی دارند، یعنی آواز محلی را موافق یک یا دو دستگاه می‌خوانند، اما در شوشتر موافق همه دستگاه‌ها آهنگ محلی دارند. اغلب باغبانها، بافنده‌ها، معمارها و بیشتر مردم در شوشتر، موسیقی را خوب می‌دانند و محلی خوب می‌خوانند.

چند قطعهٔ شوشتری: بیا تا گل برافشانیم ساختهٔ حسین علیزاده و با آواز علیرضا افتخاری، کاست راز و نیاز باد صبا: ساختهٔ حسام السلطنه (در دیوان عارف به او هم نسبت داده شده) با شعری از ملک الشعرای بهار، با آواز محمدرضا شجریان به زندان: اثر معروف صبا، که با تنظیم استاد حسین دهلوی و ویلن ارسلان کامکار اجرا شده

ساختار شهری

مراکز درمانی

  • بیمارستان خاتم‌الانبیا شوشتر
  • بیمارستان الهادی شوشتر
  • بیمارستان شهدا شوشتر

مراکز اقامتی

  • هتل جهانگردی شوشتر
  • هتل سنتی شوشتر
  • هتل سنتی عمارت افضل
  • هتل سنتی خانه طبیب
  • هتل فرهنگیان
  • مهمانپذیر شوشتر
  • هتل و مهمانسرای دانشگاه آزاد اسلامی

سینماها

  • سینما مهر و ماه
  • سینما آبشار

موزه‌ها و نمایشگاه‌ها

  • موزه مستوفی
  • موزه تارمه
  • نمایشگاه صنایع دستی سرای افضل

ترابری

  • ایستگاه راه‌آهن شوشتر
  • پایانه مسافری شوشتر
  • تاکسیرانی شهرداری شوشتر

ورزشگاه‌ها

  • ورزشگاه تختی

مناطق

  • بافت کهن
  • فرهنگ شهر
  • کوی دلدل
  • کوی بلیتی
  • شاه زید
  • کوی نیرو
  • شهرک شوشتر نو

پارک‌ها

  • شهربازی و پارک بعثت
  • پارک داریون
  • پارک هرمزان
  • پارک سیکا
  • پارک شهید خدری
  • پارک شهید مطهری
  • پارک ساحلی شهید همت پور

مراکز آموزش عالی

  • دانشکده هنر شوشتر (زیر مجموعه دانشگاه شهید چمران اهواز)
  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع شوشتر (دارای دو زیرمجموعه به نام واحد شوش و واحد گتوند)
  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد سما شوشتر
  • دانشکده علوم قضایی
  • دانشکده علوم پزشکی شوشتر
  • دانشگاه پیام نور واحد شوشتر
  • مرکز آموزش علمی و کاربردی آذین شوشتر

جاذبه‌های گردشگری

شوشتر از در دوران پیش از اسلام تاکنون رونق فراوانی داشته و از دوران ساسانی تا ابتدای پهلوی در اغلب زمان‌ها مرکز ایالت خوزستان بوده‌است. از مهم‌ترین دیدنی‌های این شهر ۱۴ سازه آبی تاریخی می‌باشند که در سازمان جهانی یونسکو ثبت شده‌اند. به علاوه در این شهر تعداد زیادی آرامگاه متبرکه و چند امامزاده وجود دارد، به همین دلیل شوشتر با نام «شهرِ چهل پیر» نیز شناخته می‌شود. طبیعت شوشتر بخصوص در اسفندماه و فصل بهار مورد توجه گردشگران است. بیش از نیمی از آثار ملی ثبت شده در استان خوزستان در شوشتر قرار دارد و طبق اعلام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان، در چند سال اخیر شوشتر بیشترین جلب گردشگر را نسبت به سایر شهرهای این استان دارا بوده‌است.

معماری

شوشتر معماری و بافت شهری سنتی خاصی دارد. بافت سنتی معماری این شهر متراکم و فشرده‌است. کوچه‌های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاه‌های تنگ همگی با گذر از «ساباط»‌ها یا سایه بان‌ها به میدانچه‌های اصلی شهر ختم می‌شوند. ساباط‌ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه‌ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می‌آورده‌است. گذرگاه‌های باریک با پیچ و شکستگیهای مختلف علاوه بر آنکه راه‌حلی برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه‌ها و دهلیز و خانه‌ها بوده‌اند، محلات مختلف شهر را به دروازه‌ها و مدخلهای ورودی شهر مرتبط می‌ساخته‌اند.

بافت معماری یکدست و همگون با بهره‌گیری از مصالح بومی یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان «خوون چینی» و همچنین استفاده از کتیبه‌های سنگی حجاری شده توسط صنعتگران شوشتری بر سر در بناها، جلوه‌های خوشایندی را در معماری این منطقه ایجاد کرده‌است. به‌طور کلی، شکل و ترکیب شوشتر تابع تناسب زمین، موقعیت صخره‌ها و پستی و بلندیهای خاک و جریان رودخانه هاست. به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی‌شود ایجاد کرده‌است.

در شوشتر از لحاظ به‌کارگیری از هنر سنگتراشی و آجر چینی در معماری بافت قدیم و همچنین در مجموعه آسیابهای آبی ابداعات ویژه‌ای دیده می‌شود. استاد حاج محمد تقی معمارباشی فرزند حاج حسین فرزند حاج ابوالقاسم فرزند حاج جعفر (معروف به حاج مخمل معمار) فرزند استاد حاج علی محمد معمارباشی است که همگی از استادان فن معماری در شوشتر هستند. وی از جمله بزرگان معماری استان خوزستان و شهر شوشتر محسوب می شود.

مکان‌های مذهبی

یکی از دیدنی‌های مذهبی این شهر، مسجد جامع شوشتر می‌باشد که از کتیبه‌های آن چنین استنباط می‌شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده‌است. این مسجد با ۵۴ ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبریها، کنده کاریها، و مناره‌ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده‌است. همچنین آرامگاه امام زاده عبدالله معروف به شاهزاده عبدالله در این شهر است. شاهزاده عبدالله که انتسابش به امام موسی کاظم (علیه السلام) است در دوران اتابکان لر وارد ایران گردید. گفته می‌شود که سر وی در شوشتر دفع شده‌است؛ و باقی اعضای بدن وی در دیگر نقاط دفع شده‌است. از جمله این شهرها می‌توان به شهر باغملک اشاره کرد.

  • آرامگاه امام زاده عبدالله شوشتر
  • مقام صاحب الزمان (عج) شوشتر
  • مقام حضرت عباس شوشتر
  • مرقد علامه شیخ شوشتری
  • آرامگاه براءبن مالک انصاری
  • آرامگاه سید محمد بازار شوشتر
  • آرامگاه سید محمد ماهرو شوشتر
  • آرامگاه سید محمد گلابی شوشتر
  • آرامگاه شعیب نبی شوشتر

صنایع دستی

صنایع دستی گوناگون به ویژه انواع صنایع بافندگی از دیرباز در شوشتر مرسوم و مشهور بوده‌است. دیبا (پارچه) و پرند شوشتری از مشهورترین بافته‌های صنعتگران شوشتری به‌شمار می‌روند. از مهم‌ترین صنایع دستی مرسوم در شوشتر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پارچه بافی
  • ابریشم بافی
  • کپو بافی
  • جاجیم بافی
  • حجاری (سنگتراشی)
  • معرق ساقه گندم
  • فلز کاری
  • طلاسازی و زرگری

مکانهای دیدنی شوشتر

تاریخی:

  • مجموعه آبشارهای شوشتر
  • مسجد جامع شوشتر
  • پل و سد شادروان شوشتر
  • قلعه سلاسل
  • بند میزان
  • رودخانه دست کند گرگر
  • دخمه‌های زرتشتی شوشتر
  • کاروانسراهای شوشتر
  • چشمه سوزنگر
  • توکمری
  • تو عاشقون
  • بافت قدیم شوشتر
  • بند ماهی بازان شوشتر
  • پل بند لشکر
  • بند خاک
  • بند برج عیار
  • بند شرابدار
  • پلهای حاج خدایی باطنی و مستوفی، پل شاه علی

دیدنیهای دیگر:

  • بازار سنتی شوشتر
  • پل کابلی شوشتر، اولین پل کابلی خاورمیانه و ایران
  • پارکهای ساحلی داریون، هرمزان، شهید همت پور، شهید مطهری (پارک کودک) و سیکا
  • پارک طبیعت آبشار شوشتر، پارک جنگلی شوشتر
  • باغ‌های شوشتر
  • شهرک شوشترنو، برنده جایزه جهانی معماری آقاخان در سال ۲۰۰۰
  • سواحل رودخانه کارون و شاخه‌های متعددش در شوشتر
  • تپه‌های سرسبز و دیدنی جاده شوشتر-[عقیلی] در بهار
  • بیشه زارهای موجود در جزایر و سواحل رودخانه‌های کارون و دز
  • کوه فدلک
  • روستاهای تک تکاب، گرآب و کوه زر

مشاهیر شوشتری

  • مرتضی محیط نویسنده و پژوهش گر
  • عبدالکریم بهنیا نویسنده و پدر علم قنات ایران
  • فیروزه جزایری نویسنده چند کتاب پرفروش آمریکا و استاد دانشگاه مک مستر
  • رضا خندان بازیگر سینما و تلویزیون
  • عبدالمحمد برجسته استاد برجسته تار ایران
  • سید محمد موسوی استاد برجسته نی ایران
  • احمد نجفی بازیگر سینما و مجری تلویزیون
  • اسماعیل شوشتری وزیر پیشین دادگستری
  • سیما ضرغامی مدیر شبکه‌های تلویزیونی در آمریکا
  • عبداللطیف موسوی شوشتری سفرنامه نویس دوره قاجار
  • قاضی نورالله شوشتری (شهید ثالث)
  • سهل تستری
  • سید نورالله حسینی شوشتری
  • شیخ جعفر شوشتری
  • شیخ شوشتری
  • سید نورالدین امام شوشتری محقق و نویسنده
  • سید محمدعلی امام شوشتری محقق و نویسنده
  • شیخ مهدی شرف الدین شوشتری واعظ و مؤلف کتب دینی
  • عبداللطیف موسوی شوشتری سفرنامه‌نویس دوره قاجار
  • محمد باقر محب شوشتری شاعر
  • ابوالعلاء شوشتری شاعر سده ۴ هجری
  • شباب شوشتری - شاعر
  • سحابی استرآبادی شاعر عهد صفوی
  • حاج محمد تقی معمارباشی معمار و ابداع‌کننده سبک معماری خوون چینی
  • حاج رجبعلی معتمدزرگر از استادان طلاسازی و از معتمدین شهر شوشتر

نگارخانه

پانویس

منابع

  • تذکره شوشتر (سید عبدالله جزایری)
  • شوشتر یعنی خوبتر (اکرم مریدی)
  • شوشتر در گذر تاریخ (محمد تقی‌زاده)
  • تاریخ جغرافیایی خوزستان (سید محمد علی امام شوشتری)
  • دیار شهریاران یا آثار و بناهای تاریخی خوزستان (احمد اقتداری)
  • احمدیان محمد تاریخ شوشتر چاپ اول:اصفهان:۱۳۷۳
  • نظام آبی تاریخی شوشتر، کنوانسیون میراث جهانی یونسکو، ۲۰۰۸

پیوند به بیرون

  • شورای شهر شوشتر

[کانال رسمی شوشتری ها T.me/shoushtarihaa]

  • نقشه گردشگری شوشتر

کارون

رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است. این رود در سنگ نوشته‌های باستانی کرن، کرنک و کوهرنگ نیز نامیده می‌شد و اولین تمدن‌های بشری در کنار این رود تشکیل گردیده‌است. برخی نیز رودخانه کارون را همان رودخانه باستانی کوپرتس می‌دانند. این رود با درازای ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رود ایران است و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تأمین می‌شود. در حاشیه این رود تمدن‌های بزرگی از ایران شکل گرفته‌است. رودخانه کارون به غیر از تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی و تولید برق مصرفی دارای مواهب دیگری نیز می‌باشد از جمله بستر مناسبی برای جذب سرمایه‌گذاری و ایجاد مکان‌های تفریحی پررونق و نیز حمل و نقل کالاست به علت آنکه از طریق آن می‌توان کالاهای تجاری و صادراتی کشور را با استفاده از حمل و نقل آبی، از اهواز و حتی شوشتر تا بنادر بین‌المللی خوزستان مانند خرمشهر و آبادان منتقل کرد.

رود کارون ۱۱۷اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت.

سرچشمه و شاخه‌ها

سرچشمه شاخه‌های اصلی کارون (ارمند، کوهرنگ و بازفت)، زردکوه بختیاری در استان چهار محال و بختیاری است، ولی شاخه‌های فرعی آن از کوه‌های گوناگون سرچشمه می‌گیرند مانند خرسان از دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد و رودخانه‌های دامنه شمالی دنا در سمیرم اصفهان و رودخانه‌های شهرستان الیگودرز لرستان و رودخانه‌های شهرستان فریدونشهر اصفهان و دز از بلندی‌های لرستان. این رود، پس از گذر از مناطق کوهستانی و پر پیچ و خم، در منطقه‌ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می‌شود. رود کارون در شمال شوشتر به دو شاخه تقسیم می‌شود که در جنوب شوشتر با یکدیگر پیوند می‌یابند. مهم‌ترین شاخهٔ فرعی کارون، رود دز است که پس از عبور از وسط شهر دزفول از شمال اهواز به کارون می‌پیوندد. رود کارون در مرز ایران و عراق، به اروندرود پیوسته و روانه خلیج فارس می‌شود. پیچ و خم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بی‌نظیر تبدیل کرده‌است.

روزانه ۲۰ هزار متر مکعب آب از رودخانه کرخه توسط آبراهی به نام کانال شهید چمران به رودخانه کارون منتقل می‌شود.

زمانی کارون عریض‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ایران بود. اما امروز بیشتر از آنکه شبیه یک رود پرخروش باشد، به نهر کم‌آب و کوچکی می‌ماند که برای دفع آب‌های سطحی ساخته شده‌است.

سدها

سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایین‌تر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند می‌باشند.

وضعیت رود کارون

آبرسانی

آبرسانی شهرهای شمال شرق خوزستان از سد کارون ۳ در دست مطالعه توسط سازمان آب و برق خوزستان می‌باشد. هدف از این طرح تأمین آب سالم و بهداشتی شهرهای ایذه و رامهرمز می‌باشد.

محیط زیست کارون

آلودگی رود کارون از مشکلات مهم این رودخانه است. سازمان آب و برق خوزستان بر این باور است که شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی با ورود آلاینده‌ها و زهاب‌های خود یکی از آلوده کنندگان اصلی رودخانه کارون هستند. شرکت توسعه نیشکر به عنوان یکی از آلاینده‌های رودخانه کارون در ستاد جرایم دادگستری خوزستان (که آلودگی این رودخانه را به صورت ویژه از سال ۸۸ دنبال می‌کند) نیز نام برده شده‌است.

معاونت کشاورزی شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی می‌گوید: «قطره‌ای از زه آب‌های کشت و صنعت‌های نیشکر در جنوب خوزستان وارد کارون نمی‌شود و شرکت توسعه نیشکر در راستای حفظ شرایط مطلوب کیفی رودخانه کارون نسبت به احداث جمعاً” ۲۴۲ کیلومتر کانال برای جلوگیری از ورود زه آب‌های خود به کارون اقدام کرده‌است، بطوریکه می‌توان گفت این شرکت تنها مجموعه کشاورزی استان خوزستان می‌باشد که برای عدم انتقال زه آب اراضی به رودخانه‌های منطقه اقدام نموده‌است همچنین کشت و صنعت‌های نیشکری خود بهره‌بردار آب کارون هستند، پس بدون شک اگر شرکت‌های نیشکری تأثیر ناگواری بر کیفیت آب کارون داشته باشند تیشه به ریشه خود می‌زنند، بنابراین رابطه بین توسعه نیشکر و کارون یک رابطه متقابل است و ما باید با حفظ کارون تولید پایدار خود را ثبات ببخشیم».

پسابهای کشاورزی مهم‌ترین منبع آلودگی رودخانه کارون است که ۴۸ درصد پسابهای ورودی به کارون را شامل می‌شوند. پس از پسابهای کشاورزی، نیز فاضلاب شهری با ۲۶ درصد در رتبه دوم آلایندگان رودخانه کارون قرار دارد.

همچنین احداث مزارع پرورش غیرمجاز ماهی در سرشاخه‌های رودخانه بزرگ کارون از جمله رودخانه ارمند، رودخانه بهشت آباد، کاج، کارون میانی و… در استان چهارمحال و بختیاری، محیط زیست این رودخانه را تحت تأثیر قرار داده و عملاً حیات اکوسیستم آبی و تنوع زیستی این رودخانه را با خطر روبرو کرده‌است.

ضرورت لای‌روبی

پس از جنگ ایران و عراق، و با ته‌نشینی رسوبات و شناورهای صیادی، این رودخانه برای کشتیرانی غیرقابل استفاده شده‌است. انجام طرح‌های لایروبی رودخانه، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای رفع این مشکل است.

۲۳ میلیون مترمکعب از رودخانه کارون باید لایروبی شود که حدود ۱۰ میلیون مترمکعب از این میزان، مربوط به لایروبی در محدوده شهر اهواز است.

خطر خشک شدن کارون

کاهش شدید آب رودخانه کارون باعث شده سواحل و تفریحگاه آن به محلی برای تجمع حشرات و حیوانات موذی تبدیل شود. در پاییز سال ۱۳۹۲ این رودخانه دچار کم‌آبی شدید شد بطوریکه در اهواز ارتفاع آب به یک متر رسید.

پانویس

پیوند به بیرون

  • «تصاویر: کارون در رؤیای کشتی‌هایش». تابناک. بازبینی‌شده در ۱۷ مهر ۱۳۹۰. 


لالی

لالی از شهرهای بختیاری‌نشین استان خوزستان است. این شهر در شهرستان لالی قرار گرفته و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، ۱۶٬۲۱۳ نفر (۳٬۰۴۱ خانوار) جمعیت داشته‌است. تا قبل سال ۱۳۶۸روستای لالی مرکز بخش اندیکا بود که در این سال از لالی به قلعه خواجه منتقل شد.

بافت جمعیت

۹۹٪ از مردم لالی از تیره‌های مختلف طوایف دورکی، بابادی و بهداروند، وابسته به شاخهٔ «هفت‌لنگ» از ایل بختیاری‌اند؛ و حدود ۴۵٪ آنها از تیره‌های مختلف بابادی، ۴۰٪ از تیره «اسیوند دورکی» و ۱۴٪ از تیره‌های مختلف بهداروند هستند و مناسبات و روابط ایلی–عشایری در میان آنها پررنگ است.

تعدادی از این مردمان کشاورز و دامدار هستند و از این راه امرار معاش می‌کنند.

موقعیت جغرافیایی

این شهرستان از جنوب به شهرستان مسجدسلیمان، از شرق و جنوب‌شرقی به شهرستان اندیکا، از جنوب غربی به گتوند، از شمال و شمال‌غربی به سردشت دزفول محدود می‌شود. مساحت آن حدود ۱٬۴۰۰ کیلومتر مربع است. دارای زمستانهای نسبتاً سرد و تابستان‌های گرم و بهاری دلپذیر می‌باشد. میزان بارندگی سالانه حدود ۵۰۰میلیمتر است. ارتفاع آن از سطح دریا نزدیک ۴۹۳ متر است. شهرستان دارای دو بخش مرکزی و حتی می‌باشد. از مناطق دیدنی آن می‌توان به آب شور روستای سادات روستای بنه وار، قلعه صلواتی، سیکوَند، آبشار آرپناه روستای سرکولی کوه گریوه و بنه میر، چشمه تَلوک اشاره کرد. یکی از قدیمی‌ترین آثار حیات بشر در فلات ایران در غار پبده در نزدیکی لالی و در مسیر آبشار آرپناه قرار دارد. نخستین بار گیرشمن به کاوش این غار پرداخت.

زیارتگاه‌های شاهزاده ابوالقاسم و باباروزبهان از دیگر مناطق زیارتی لالی هستند. با توجه به اینکه نام فارسی می‌باشد و بابا هم در آغاز آمده و متولیان زیارتگاه هم خود را شیخ ونه سید می‌دانند. احتمال اینکه از قطبهای صوفیه بوده باشد وجود دارد.

منابع

  • مختصات و ارتفاع
  • نام شهردار و سال شهر شدن

مسجدسلیمان

مسجدسلیمان شهری تاریخی در میان کوه‌های زاگرس و از شهرهای بختیاری نشین استان خوزستان در کشور ایران است. عملیات استخراج نفت، برای نخستین بار در خاورمیانه در سال ۱۹۰۸ میلادی توسط کنسرسیوم دارسی از این شهر و با چاه شماره یک، در میدان نفتی مسجد سلیمان آغاز گردید.مردم مسجدسلیمان از طوایف گوناگون ایل بزرگ بختیاری هستند.مسجدسلیمان (پارسوماش)از نخستین شهرهای پارسی خوزستان می‌باشد

روستاهای اندیکا و لالی عنبر هفت شهیدان گلگیراز بخش‌های تابعه اطراف این شهر بودند؛ که در چند سال اخیر بخش‌های اندیکا و لالی به شهرستان تغییر یافته‌اند. از دیدنی‌های این شهر می‌توان به اولین چاه نفتی در خاورمیانه دامنه کوه آسماری، تفرجگاه تمبی، گُلگیر، معبد سرمسجد و معبد برد نشانده اشاره کرد. یکی از عوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان، اکتشاف نفت در این منطقه بود.

تاریخچه

مسجدسلیمان را در دوره تمدن ایلام آساک می‌نامیدند که بخشی از منطقه سیماش عیلام تلقی می‌شد؛ ولی پس از حمله آریایی‌ها و شکست عیلامیان نام آن به «پارسوماش» تغییر پیدا کرد. در فاصله اواسط سدهٔ ۹ تا اوایل سدهٔ ۷ پیش از میلاد قومی آریایی به نام ‍ «پارسوا» از دامنه‌های شمال غربی زاگرس و کوه‌های بختیاری به جلگه خوزستان فرود آمدند و مسجدسلیمان کنونی از جمله مناطقی بود که در آن سکنی گزیدند. این قوم نیمه بدوی که متکی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند، بعد از آشنایی با کشاورزی و ترک کوچ‌نشینی، در نواحی کوهپایه‌ای جلگه، شهر تازه‌ای بنا نهادند و آن را به یاد سرزمین گذشته خود که «پارسوا» نام داشت، «پارسوماش» خواندند.در شمال شرقی مسجدسلیمان بر روی تپه‌ای باستانی بنام سرمسجد آتشکده‌ای مربوط به آن دوران وجود دارد که پروفسور گیرشمن باستان‌شناس فرانسوی این آتشکده را مربوط به دوران پارس‌ها می‌داند و آن را زادگاه چیش پش اول هخامنشی جد کوروش بزرگ می‌داند. مسجدسلیمان را در قدیم سرمسجد می‌نامیدند و علت آن وجود این آتشکدهٔ باستانی بود. در زمان حمله اعراب تازی‌ها می‌خواستند که آن را از بین ببرند اما ایرانیان به دروغ به آن‌ها گفتند که این معبد ساخت سلیمان نبی می‌باشد و چون سلیمان بسیار مورد احترام اعراب بود آن‌ها از این عمل سر باز زدند. در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی هنگام بازدید رضاخان از سرمسجد وقتی که او این ماجرا را شنید دستور به تغییر نام سرمسجد به مسجدسلیمان داد و بدین ترتیب در سال ۱۳۰۵ و به تصویب مجلس شورای ملی نام مسجدسلیمان را بر این شهر نهادند.

اعتقاد ایرانیان به آتش به عنوان نمادی از اهورامزدا و جوشش روغن مقدس قابل اشتعال بر سطح زمین در شهر پارسوماش باعث شد تا این شهر دارای آتشکده‌های همیشه جاویدان شده و بنابراین شهر از لحاظ مذهبی نیز به شدت اهمیت یافت، به گونه‌ای که آتش این آتشکده تا زمان «هارون الرشید» نیز روشن بود.

اهمیت مذهبی و اعتقادات مردم به پاک و مقدس بودن این شهر به حدی زیاد گردید که حتی بعد از ورود اسلام، ایرانیان برای زیارت به این شهر مراجعه می‌نمودند؛ لذا هویت مذهبی آن مانند دیگر اماکن مقدس همچنان باقی‌مانده و نام «مسجدسلیمان» نیز در همین راستا بر آن اطلاق گردید. اما حتی این نامگذاری از غروب اولیه شهر در زمان هارون جلوگیری نکرد.

کشف نفت

طلوع دوبارهٔ مسجدسلیمان، بعد از گذشت چندین سده در ۴ بامداد ۵ خرداد ۱۲۸۷ هجری شمسی (۱۹۰۸میلادی) با فوران نفت از میدان نفتی نمره‌یک در میانه مسجدسلیمان کنونی آغاز گردید. فورانی که حیات اقتصادی و اجتماعی مسجدسلیمان و بعد ایران را دگرگون کرد. بعد از کشف و فوران نفت در مسجدسلیمان با دخالت دولت انگلیس، شرکت سندیکای امتیازات، متعلق به ویلیام ناکس دارسی به شرکت «نفت ایران و انگلیس» تبدیل شد.
با اتمام خط لوله مسجدسلیمان به آبادان از ۱۹۱۲ میلادی حیات مجدد مسجدسلیمان آغاز شد. استخراج نفت که در این سال ۴۳ هزار تن بود تا آخر جنگ اول جهانی به سالیانه ۱ میلیون تن و تا ۱۹۲۵ میلادی به بیش از ۴ میلیون تن در سال رسید.مسجدسلیمان تا سال ۱۹۲۸ میلادی تنها منبع استخراج نفت ایران بود تا در این سال در میدان نفتی عظیم هفتگل نیز فوران نفت آغاز و مسجدسلیمان در تولید نفت از انحصار خارج شد. اما تولید در منطقه همچنان افزایش یافت به‌طوری‌که در سال ۱۳۱۴ ه‍.ش (۱۹۳۵میلادی) اوج تولید در سراسر بهره‌برداری (۱۲۷ هزار بشکه در روز) رسید. بعد از اُفتی کوتاه در تولید نفت به علت ملی شدن این صنعت در ایران (۱۳۳۳–۱۳۳۰) به دلیل برنامه شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت انگلیس بار دیگر استخراج نفت افزون شد که تا سال ۱۳۴۵ کمابیش ثابت بود. اما از این سال به بعد تولید نفت به سرعت کاهش یافت و بعد از بسته شدن چاه‌ها در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ تولید سالیانه آن به حدود تولید روزانه در گذشته محدود گشت. دلیل کم شدن تولید نفت این بود که بعد از حدود ۷۰ سال بهره‌برداری مداوم ۹۸٪ از مقدار نفت قابل حصول به صورت طبیعی از منطقه استخراج شد و از آنجا که بهره‌برداری از سایر میدانهای نفتی به ویژه میدان‌های نفتی مرزی از اولویت برخوردار گردید، استخراج نفت در مسجدسلیمان که می‌بایست با تزریق آب یا گاز انجام پذیرد و این خود نیز مشکلاتی را به دنبال دارد، متوقف شد.

چاه نفت شماره یک خاورمیانه و نخستین اکتشاف نفت

در تاریخ ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۱ میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد و برای این منظور جورج برنارد رینولدز را که تجربیاتی در زمینه حفاری نفت در مناطق نفت خیز سوماترا را داشت، برای اکتشاف و استخراج نفت به استخدام خود درآورد. رینولدز در پایان سال ۱۹۰۲ میلادی عملیات حفاری اولین چاه در چاه سرخ واقع در قصر شیرین و همچنین شاردین در رامهرمز را آغاز کرد و هم‌زمان مقدمات حفاری در منطقه نفتون مسجدسلیمان را مهیا ساخت.

پس از دو سال حفاری در شاردین، گروه رینولدز به این نتیجه رسیدند که در این نقطه نمی‌توانند به نفت برسند. سرمایه شرکت که در انگلیس تشکیل شده بود تا در ایران به نفت دست یابد. به علت طولانی شدن کار، دوره حفاری به پایان خود می‌رسید و ویلیام ناکس دارسی که از پیدا شدن نفت در این سرزمین قطع امید کرده بود طی تلگرافی از رینولدز خواست تا حفاری را تعطیل کند. اما علائم موجود و وجود آتشگاه و نیز حوضچه‌ای که خود به خود قیر از آن می‌جوشید و یادداشت‌های مورخین و باستان شناسان که تصریح کرده بودند در ناحیه نفتون نفت فراوان به دست می‌آید، سرمهندس رینولدز را که از مدتی پیش در آنجا به کار حفاری مشغول بود، امیدوار کرد و به همین علت وسائل و تجهیزات را به منطقه نفتون در مسجد سلیمان منتقل کردند و در پایان ماه ژانویه سال ۱۹۰۸ میلادی حفاری چاه شماره یک این شهر آغاز شد. گفته می‌شود تلگراف به دست رینولدز رسیده بود اما چندان به مسجدسلیمان اعتماد داشت که ترجیح داد بدان اعتنایی نکرده و به کار خود ادامه دهد. سرانجام در حالیکه اعضای گروه در اوج ناامیدی به سر می‌بردند، در ساعت چهار صبح روز پنجم خرداد ماه ۱۲۸۷ خورشیدی برابر با ۲۶ ماه مه ۱۹۰۸ میلادی، مته حفاری از ضخامت زمینی به قطر ۳۰۰ متر عبور کرد و آخرین ضربه خود را به صخره عظیمی که روی منبع نفت قرار داشت فرود آورد، در نتیجه در عمق ۱۱۸۰ پا (۳۶۰ متری) نفت با فشار زیادی تا ۵۰ پا (۱۵ متر) بالاتر از نوک دکل حفاری فوران کرد و کارگران را در خود غرقه ساخت. بدین ترتیب فصل جدیدی در تاریخ کشور رخ داد و ایران به جمع کشورهای نفت خیز جهان پیوست.

این اتفاق، که نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به‌شمار می‌رفت، حیات اقتصادی و اجتماعی مسجد سلیمان و ایران را دگرگون کرد، چنان‌که از این چاه روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر (معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج می‌شد و بعدها در این شهر حداقل ۳۰۰ چاه نفت حفر شد. این شهرک باستانی به یک شهر مدرن و پر رونق بدل شد و جمعیت آن افزایش یافت و خانه‌ها و محله‌های جدید برای کارکنان شرکت نفت از مدیران ارشد گرفته تا کارگران ساخته شد.

مسجدسلیمان شهر اولین‌ها

یکی از نامهایی که به این شهر اطلاق می‌شود، شهر اولین هاست؛ که دلیل این نامگذاری هم ورود بسیاری از امکانات، دستگاه‌ها، کارخانجات ایران برای اولین بار در این شهر بوده‌است. در جدول زیر لیست تعدادی از ده‌ها اولینهای مسجدسلیمان آمده‌است:

جغرافیا

موقعیت جغرافیایی

شهرستان مسجدسلیمان از دید جغرافیایی در درازای جغرافیایی ۴۸ درجه و ۲۴ دقیقه خاوری و پهنای جغرافیایی ۳۱٫۹۳ درجه و ۴۹٫۳۰ دقیقه شمالی گسترده شده‌است و بلندای آن از روی دریا ۳۷۲ متر می‌باشد.

اقلیم

شهرستان مسجدسلیمان مانند بیشتر شهرهای خوزستان دارای آب و هوای گرم و نسبتاً خشک می‌باشد و تابستانی گرم و زمستانی مدیترانه‌ای دارد. میانگین بارش سالانه باران بالای ۴۰۰ میلی‌متر و میانگین دما کمتر از -۴ درجه سانتی‌گراد در زمستان و بیش از ۵۰ درجه سانتی‌گراد در تابستان می‌باشد.

رودخانه‌ها

مهمترین رودخانه مسجدسلیمان، رود کارون می‌باشد که از کوه‌های زاگرس سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از سدهای شهید عباسپور و مسجدسلیمان از کنار شهر می‌گذرد. همچنین رودخانه تمبی در جنوب شهر وجود دارد که در ساحل رودخانه پارک‌ها و تفریحگاه‌هایی ساخته شده که از جاذبه‌های گردشگری شهر به‌شمار می‌روند.

کوه‌ها

بلندترین ارتفاعات استان خوزستان در شهرستان مسجدسلیمان قرار دارد. این ارتفاعات در مناطق شمال و شمال شرقی شهرستان و در منطقه توریستی اندیکا واقع شده‌اند. مرتفع‌ترین قله در محدوده شهرستان مسجدسلیمان، کوه کینو با ارتفاع ۳۷۱۰ متر است. دیگر کوه‌های بلند مسجدسلیمان عبارتند از لیله، تاراز، منار، دلا، آلا، ادیو، شوه، لندر، دلی و آسماری.

جاذبه‌های دیدنی

آثار باستانی

  • معبد سرمسجد: آتشکده‌ای قدیمی است که مربوط به دوران پارس‌ها در شمال شرقی شهر مسجدسلیمان در یکی از قدیمی‌ترین محلات آن به همین نام (سرمسجد) قرار دارد.
  • معبد بردنشانده: تخته سنگ و پلکانی در ۱۰ کیلومتری شهر و درجاده سد مسجدسلیمان، مربوط به دوران هخامنشیان که دارای یک آتشکدهٔ قدیمی می‌باشد.
  • تپه باستانی کلگه زرین: تپه‌ای باستانی در جنوب شهر و در قدیمی‌ترین محلات آن به همین نام (کلگه) که در آن آثار باستانی و مجسمات و سنگ نبشته‌های زیادی کشف شده‌است.
  • تپه باستانی گلگیر: شهری باستانی در منطقه‌ای به همین نام که در ۳۰ کیلومتری جنوب شهر قرار دارد.

جاذبه‌های مذهبی

  • قدمگاه رضا: زیارتگاهی در میان کوه‌هایی در منطقه تمبی که گفتنی است آن هنگام ورود به ایران از آن مکان عبور کرده‌اند.
  • بی‌بی زهرا: در ۲ کیلومتری جنوب شهر در بلوار محمدی در مسیر تمبی قرار دارد.
  • هفت شهیدان: آرامگاهی که گفته می‌شود از خاندان پیامبر بوده‌اند. این آرامگاه به سبک معماری دوران قاجار ساخته شده‌است.
  • سقاخانه ابوالفضل: سقاخانه‌ای قدیمی مربوط به دوران قاجار می‌باشد که در محله کلگه در کنار کاروانسرای قدیمی آن قرار دارد.
  • بی‌بی بطولی: در ابتدای ورودی شهر در مسیر اهواز قرار دارد.
  • آرامگاه شهدای گمنام: مربوط به قبر شهید ۱۳ ساله دوران دفاع مقدس بهنام محمدی و ۶ شهید گمنام دیگر درابتدای ورودی شهر واقع شده‌است.

موزه‌ها

  • موزه نفت مسجدسلیمان: مربوط به آثار و وسایل قدیمی دوران کشف نفت در این شهر می‌باشد. همچنین انواع و اقسام نفت‌های کشف شده در آن با مشخصات کامل می‌باشد که در منطقه بی‌بیان در اولین پالایشگاه نفت ایران و خاورمیانه واقع شده‌است.
  • موزه مردم شناسی مسجدسلیمان: در منطقه کلگه در کنار تپهٔ باستانی کلگه زرین واقع شده‌است؛ که آثار مختلف در مورد قومیتهای مختلف کشورمان از جمله لباس، فرهنگ و صنایع دستی در آن وجود دارد.

مناطق نمونه گردشگری و طبیعی

  • منطقه نمونه گردشگری تاراز: دارای قلّه‌ای برف‌گیر و جنگل‌های انبوه بلوط می‌باشد و مرز بین خوزستان و چهارمحال بختیاری را تشکیل می‌دهد. در فصول سرد سال و با بارش اولین برف، این منطقه پذیرای مردم مشتاق به ورزش‌های زمستانی از اغلب نقاط استان خوزستان است.
  • روستای سوسن سرخاب: از زیباترین روستاهای خوزستان و در ۱۰۰ کیلومتری شمال شهر مسجدسلیمان و در دل کوه‌ها و جنگل‌های زاگرس واقع شده و دارای چندین رودخانه و آبشارها و باغ‌های زیبا است.
  • منطقهٔ حفاظت شده شیمبار: این دشت دارای یک تالاب بزرگ و همچنین تاکستان‌های وحشی است و همه ساله خصوصاً در اواخر زمستان و نوروز به دلیل آب و هوای مطبوعش و همچنین طبیعت دلنوازش پذیرای مهمانان زیادی می‌باشد. آبشار بلند و زیبایی به نام آب شلا در این منطقه وجود دارد که برای رسیدن به آن نیاز به اندکی کوه پیمایی است.
  • پارک جنگلی و سد تفریحی تِمبی: پارک جنگلی در کنار رودخانه‌ای به همین نام قرار دارد، بر روی این رودخانه سدی کوچک ساخته شده که محل احداث اولین کارخانهٔ برق ایران و خاورمیانه می‌باشد. همچنین پشت این سد دریاچه‌ای قراردارد که امکان قایق سواری و شنا در آن وجود دارد.
  • جزیره کوشک: واقع در دریاچهٔ سد شهید عباسپور در بخش اندیکا، که بزرگترین دریاچه آب شیرین کشور می‌باشد و دارای حدود ۳۰۰ اتاق در ویلاهای خود می‌باشد.
  • چشمه‌های آب گرم گُل‌گیر: به دلیل وجود گوگرد در کوه‌های این منطقه از دل آن‌ها چشمه‌هایی بیرون می‌آید که آب آن در زمستان نیز گرم بوده و خواص درمانی بسیاری دارد.
  • تنگه لیموها: تنگه یا شکافی بین کوه‌های پشت سد شهید عباسپور که مملو از درختان لیمو می‌باشد و همچنین یک غار زیبا در انتهای تنگه وجود دارد که چشمه‌ای جوشان در میان آن است.
  • چم آسیاب: در ۵ کیلومتری مسجدسلیمان و ابتدای جاده اندیکا منطقه چم آسیاب قرار دارد. در انتهای جادهٔ روستا چشمه‌ای زیبا و آبشاری کوچک قرار دارد که در فصول زمستان و اوایل بهار پذیرای گردشگران و میهمانان نوروزی است. نهر بوجود آمده در زیر آبشار برای افراد آشنا با فنون شنا مکانی مناسب برای گذراندن اوقات فراغت است.

سایر اماکن تفریحی و گردشگری

  • مدرسه انگلیسی‌ها: در منطقه هشت بنگله این شهر واقع شده‌است که محل تحصیل فرزندان کارکنان انگلیسی در دوران کشف نفت بود.
  • کلیسای نمره چهل: در محله نمره چهل واقع شده‌است و محل عبادت ارامنهٔ قدیمی که در مسجدسلیمان زندگی می‌کردند بود.
  • چاه نفت شماره یک: نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه که در سال ۱۲۸۷ به نفت رسید.
  • قبرستان خارجی‌ها: قبور خارجیهای ساکن مسجدسلیمان مربوط به ۱۰۰ سال پیش تا قبل از انقلاب می‌باشد در ابتدای شهر قرار دارد.
  • باشگاه مرکزی: اولین و مجهزترین باشگاه تفریحی کشور می‌باشد که در حدود ۱۰۰ سال پیش تأسیس شد و شامل سینما، استخر شنا، زمین تنیس، پینگ پنگ، بولینگ، بیلیارد، سالن فوتبال و مهمانسرا می‌باشد.

سینما

اولین بار نمایش فیلم برای عموم مردم در کشور ایران در این شهر اتفاق افتاد. این شهر هم‌اکنون دارای ۴ سینمای قدیمی می‌باشد که ۱ سینما تمام فعال، ۲ سینما نیمه فعال و ۱ سینما تعطیل هستند.

  • سینما باشگاه مرکزی: در کلوب تفریحی به همین نام قرار دارد و قدیمی‌ترین سینمای کشور می‌باشد؛ که البته در حال حاضر جهت مناسبت‌های خاص ویژه خانواده شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان قابل استفاده می‌باشد.
  • سینما فرهنگ: ویژه کارکنان آموزش و پرورش و خانواده‌شان در محل نمره چهل در کانون پرورشی شهید رجایی قرار دارد.
  • سینما هلال: تنها سینمای شهر که استفاده از آن برای عموم آزاد است. این سینما قبل از انقلاب متعلق به پدر مهران عبدشاه مدیر و مجری شبکه تلویزیونی IPN بود.
  • سینما آلی پور: که بعد از انقلاب تعطیل شد.

هتل‌ها و مراکز اقامتی

مسجدسلیمان دارای دو هتل ۳ ستاره است. به علاوه آن؛ خود شرکت نفت دارای مهمانسراهای ویژه‌ای جهت مهمانان خود می‌باشد، همچنین در روبروی ترمینال مسافربری ولیعصر یک شرکت خصوصی در حال ساخت یک هتل ۴ستاره می‌باشد.

  • هتل جهانگردی: واقع در پنج بنگله روبروی پارک شکوفه‌ها.
  • هتل فرهیختگان: در ابتدای شهر قرار دارد و زیر نظر دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت می‌کند.
  • مهمانسرای والفجر: متعلق به شرکت نفت که در گذشته محل استفاده خاندان پهلوی هنگام سفرهای زمستانی و نوروزی خود به مسجدسلیمان بوده و در حال حاضر مختص مهمانان درجه یک شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان می‌باشد.
  • مهمانسراهای نفت ۱ و نفت ۲: متعلق به شرکت نفت که اولی در منطقه گلف و ویژه بازیکنان تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان و خانواده‌شان می‌باشد و دومی در چهارراه بهداری نبش کوچه نرس هاستل قرار دارد و ویژه مهمانان شرکت نفت خصوصاً کارکنان غیربومی و مأمور از نقاط دیگر شهر می‌باشد. این مهمانسراها دارای امکانات متنوعی از قبیل میز پینگ پنگ، بیلیارد، بویلینگ، کلوب تفریحی هستند.

معماری

برخی ساختمان‌های مسجدسلیمان که در دوره فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس ساخته شده‌اند سبک معماری انگلیسی داشته که اغلب در اثر گسترش و نوسازی در شهر تخریب شده‌اند. بخش‌هایی از آن هنوز به نام‌های انگلیسی آن دوره مانند منطقه کمپ کرسنت و اسکاچ کرسنت و کمیک لب کرسنت (Chemic Lab) معروف است.

محله‌های مسجدسلیمان

محدودهٔ مسجدسلیمان ناهموار و دارای پستی و بلندیهای زیادی است. شرکت نفت منازل و ادارات خود رادر نقاط مناسبتر احداث کرده و به همین دلیل محله‌های این شهر از هم فاصله داشتند. در سال‌های اخیر به دلیل رشد جمعیت شهر و عدم کنترل اولیه‌ای که بر ساخت و ساز وجود داشت، فاصلهٔ بین محلات کم شده و در بسیاری جاها، کاملاً به هم چسبیده هستند.

وجه تسمیهٔ محله‌ها

نام محلات بیشتر از نام چاه‌های نفت یا ادارات شرکت نفت گرفته شده‌است؛ مانند نمره یک که از نام چاه شمارهٔ یک گرفته شده‌است. بسیار از محله‌ها به همین ترتیب به یک نمره خوانده می‌شوند که بیشترین آن نمره چهل است. اسم برخی محلات هم از نام طوایفی گرفته شده که برای اولین بار در آنجا سکنی گزیده‌اند؛ مانند مال‌جونکی. برخی جاها هم افرادی که از شهرهای دیگر برای کار به مسجدسلیمان آمده بودند، در کنار هم اقامت کرده و خانه ساخته‌اند؛ مانند لین‌اصفهانی‌ها یا محل اقامت کارکنان خارجی شاغل در شرکت نفت مانند لین هندی‌ها.

نام محله‌ها

باشگاه مرکزی:ورودی مسجدسلیمان

  • سرمسجد (به سکون ر): این محله به علت آثار باستانی که روی تپه‌ای بالای آن وجود دارد و منسوب به سلیمان است، سرمسجد نامیده شد. نام‌گذاری مسجدسلیمان در دیماه ۱۳۰۳ شمسی هم به علت همین آثار می‌باشد.
  • نمره‌یک: مرکز شهر مسجدسلیمان است و به علت وجود «چاه شماره یک» (اولین چاه نفت ایران-خاورمیانه) در این محله، به این نام معروف شد.
  • کلگه: به علت وجود تپه‌ای باستانی به نام «کلگه زرین» یا کلگه زری، کلگه نامیده شده و از اولین محله‌های است که قدمت باستانی دارد و در تشکیل شهر مسجد سلیمان سهم بسزایی داشته‌است.
  • هوانیروز
  • تلخاب (به فتح ت)
  • نفتک (به فتح ت)
  • باغ چشمه‌علی (به سکون ه)
  • باشگاه سوارکاران
  • چهاربیشه
  • نصیرآباد
  • کولرشاپ Cooler Shop: نام خود را ازیکی از ادارات شرکت نفت گرفته‌است.
  • ریل وی یا Rail Way: به خاطر وجود یکی از ایستگاه‌های قطار در این محله به این اسم نامیده شده‌است.
  • بازار چشمه‌علی (به سکون ه): در گذشته چشمه‌ای با همین نام در این محله وجود داشته‌است. همچنین بازارچه قدیمی در این محله احداث شد که از رونق خوبی برخوردار بود و اکثر ساکنان محلات شمالی شهر برای تهیه مایحتاج خود به آنجا می‌رفتند. با زار چشمه علی بعلت وجود چندین مدرسه قدیمی، شعبه قدیمی بانک ملی، زبانکده، بهداری، کودکستان، بازارچه، باشگاه، پارک جنگلی و خانه‌های سازمانی نفت و ارتش، از قدیم یکی از امن‌ترین و بهترین محلات شهر بوده‌است.
  • لین اصفهانی‌ها (به کسر ل و سکون ی - LANE)
  • محله حسین قصاب (مال گندلی‌ها - به فتح گ، سکون ن، و فتح د): که در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی به کوی کاوه مشهور بوده‌است و هنوز در فیش‌های آب و برق نام کوی کاوه نوشته می‌شود و نام‌های پیش گفته فقط جنبه شفاهی دارند.
  • لین هندی‌ها: درابتدا محل اقامت کارکنان هندی بوده و اکنون کاملاً از بین رفته‌است.
  • دره گلگیریها (به ضم گ اول)
  • مال جونکی (به سکون ل)
  • سرکوره‌ها (کوی شهید موسوی) که بعلت وجود معدن گچ و کوره‌های گچ پزی به این اسم نامگذاری شد.
  • مال شنبه (کوی شهید لرستانی - به سکون ل)
  • پنج بنگله (به فتح ب، سکون ن و گ و کسر ل)
  • هشت بنگله (بنگله به خانه‌های ویلایی لوکس کارمندان عمدتاً خارجی شرکت نفت که به همراه خانواده هایشان در آن‌ها زندگی می‌کردند، گفته می‌شود)
  • شاه‌نشین (به سکون ه)
  • مال‌کریم (به سکون ل)
  • نمره یازده
  • دره‌اشکفت: محلی‌ها آن را دراشکفت (به فتح د، کسر ر، سکون ش، و ضم ک) می‌خوانند. اشکفت در گویش بختیاری به معنی غار است.
  • نمره‌دو
  • پانسیون خیام
  • سی برنج (C.Branch) به معنی بخش C یا منطقهٔ C.
  • کمپ کرسنت (Camp Crescent) که کرسنت به معنی تپه یا قله می‌باشد. (نام کمپی که روی تپه ساخته شده)
  • اسکاچ کرسنت (ُScotch Crescent)
  • کمیک لب کرسنت Chemic Lab: منطقه‌ای که آزمایشگاه شیمیایی نفت در آن احداث شده بود.
  • نفتون
  • پشت‌برج (به کسر ت)
  • باغ ملی (به سکون غ)
  • افرمبی (به فتح الف و ر): محله‌ای که پشت گاراژ شرکت نفت، بین باغ ملی و محلهٔ پشت برج قرار دارد. در گذشته در این محله اداره‌ای با نام ادارهٔ تعمیرات راه و ساختمان منطقه وجود داشته‌است. نام انگلیسی این اداره Field Road Maintenance And Building بوده و حروف اول نام این اداره (F. R. M. B) است. انگلیسی‌ها در آن زمان نام این اداره را به صورت خلاصه یعنی (اف، آر، ام، بی) و با سرعت اِفرَمبی تلفظ می‌کردند. این نام، بعدها در گویش محلی به افرمبی تغییر کرد.
  • مین آفیس (به کسر م، سکون ی و ن): اداره مرکزی شرکت نفت (Main Office)
  • سبزآباد: این محله در مرکز شهر مسجدسلیمان قرار دارد و قسمتی از محلهٔ نمره چهل می‌باشد. یکی از محلات قدیمی می‌باشد که در حال حاضر هنرستان شبانه‌روزی کار و دانش امیرکبیر که در گذشته دانشسرای تربیت معلم بود و قبل از انقلاب هم دبیرستانی مخصوص ادبیات بود و در گذشته بزرگترین هنرستان غرب کشور بود که افراد از شهرها و استان‌های مختلف کشور در این مکان تحصیل کرده و آموزش دیده‌اند. در حال حاضر قسمتی از این هنرستان به کتابخانه عمومی شهید بهنام محمدی تبدیل شده‌است.
  • نمره‌چهل
  • پشت کوه
  • دره‌خرسان
  • بازار شوشتری‌ها
  • درهٔ سوکیاس
  • نمره‌هشت
  • بی‌بی یان (جمع بی‌بی):که در گذشته بسیاری از کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها در آن فعالیت می‌کردند
  • ظلم آباد
  • مرغ آباد
  • شیخ‌آباد
  • شالوا
  • لین فرهنگیان
  • مال بالا عیدی مختار
  • چهارراه خانعلی طاهری
  • خواجه‌آباد
  • نفت‌آباد
  • تمبی (به کسر ت و سکون م و ب): از مناطق قدیمی و در فاصله‌ای نسبتاً دور از شهر و در کنار رودخانهٔ فصلی به همین نام قرار دارد.

مسجدسلیمان و صنعت

اگر بگوییم این شهر نخستین شهر صنعتی ایران می‌باشد گزاف نگفتیم. وجود اولین چاه نفت خاورمیانه، اولین پالایشگاه نفت خاورمیانه، اولین کارخانه گوگردسازی، اولین کارخانه تولید برق و … خود گواه بر این مدعاست. ازجمله دوتن از پرسنل باسابقه صنعت نفت مسجدسلیمان را می‌توان علی محمد اسفندیاری و علی طاهری معروف به خانعلی نام برد که هرکدام به ترتیب چهل و هشت و چهل و هفت سال در پالایشگاه‌های بی بیان خدمت نمودند. هم‌اکنون مسجدسلیمان در بخش صنعت یکی از قطبهای صنعت ایران است. این شهر دارای کارخانجات صنعتی عظیمی از جمله: کارخانه تولید سیمان کارون مسجدسلیمان، سد و نیروگاه مسجدسلیمان که در سال ۱۳۹۲ برای سومین سال پیاپی رتبه اول را در تولید برق کسب کرد، شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان یکی از ۵ شرکت تابعه مناطق نفت خیز جنوب می‌باشد که گستردگی آن از ایذه تا ایلام و خرم‌آباد می‌رسد، کارخانجات تانک‌سازی شهید فرخ‌نیا، پالایشگاه گاز مسجدسلیمان، پتروشیمی بزرگ مسجدسلیمان، کارخانجات آلومینیوم‌سازی و … به علاوه اینکه این شهر دارای یک شهرک صنعتی عظیم می‌باشد که در آن کارخانجات بزرگ و کوچکی از جمله تولید آرد، سوسیس، ماکارونی، صنایع پلاستیک، گونی بافی و … می‌باشد

ورزش

اولین استخر شنای ایران در این شهر احداث شد و بدین ترتیب پایه‌گذار ورود شنا به ایران بود. اولین زمین تنیس و میز پینگ پنگ و بیلیارد هم برای اولین بار در این شهر مورد استفاده قرار گرفت. اولین زمین گلف ایران هم در منطقه بی‌بی‌یان این شهر بنیان شد و تیم نفت این شهر هم‌اکنون جزو تیم‌های شرکت‌کننده در مسابقات لیگ ایران است. در رشته وزنه‌برداری مسجدسلیمان از دیرباز به عنوان یکی از قطب‌های وزنه‌برداری حضور داشته و تیم نفت مسجدسلیمان سال‌ها عنوان قهرمانی ایران و آسیا را به یدک می‌کشید از وزنه برداران شهیر این شهر مهران و بهمن مطلق، امیری منگشتی قهرمان آسیا و رکورددار وزن خود در آن زمان، پهلوان شمسی قهرمان کنونی هفت دوره پیشکسوتان جهان و رکورددار جهان، نواب نصیرشلال قهرمان جهان و نایب قهرمان المپیک ۲۰۱۲ لندن اشاره کرد.

ترابری

این شهر با اهواز مرکز استان خوزستان، ۱۲۵ کیلومتر فاصله دارد که البته با احداث جادهٔ دسترسی جدید به ۸۰ کیلومتر تقلیل خواهد یافت. همچنین این شهر دارای جاده آسفالته تا شهرهای لالی، شوشتر، هفتکل، ایذه، باغملک و استان چهارمحال و بختیاری می‌باشد.

پایانه مسافربری ولیعصر

در شمال شهر در منطقه نفتک واقع است و کار جابجایی مسافران را به وسیله اتوبوسها و سواری‌های پلاک کرایه انجام می‌دهد.

فرودگاه

این شهر دارای یک فرودگاه در شمال شرقی خود است که در حال حاضر به نام فرودگاه شهید آسیایی نامیده می‌شود این فرودگاه اولین فرودگاه کشور بوده و در دوران جنگ ایران و عراق در خدمت هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) بود و طی موشک باران‌های رژیم بعث عراق دچار خسارات و نواقصی شد تا از کاربری عمومی بیفتد اما در سال ۱۳۸۷ و هم‌زمان با یکصدسالگی کشف نفت در این شهر دولت و وزارت نفت با بودجه‌ای ۶ میلیاردی کار ترمیم و بازسازی آن را از سر گرفت و هم‌اکنون آماده خدمات‌رسانی به مردم این شهر و شهرهای اطراف می‌باشد.

راه آهن

اولین راه آهن ایران در این شهر قرار داشت و جهت حمل بار و باربری مورد استفاده قرار می‌گرفت که در دوران جنگ هشت ساله از بین رفت.

مراکز آموزش عالی

  • مراکز عالی آموزشی این شهر به شرح زیر می‌باشد که عبارتند از
  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان
  • مرکز آموزش علمی کاربردی صنعت نفت مسجدسلیمان
  • دانشکده سما مسجدسلیمان
  • دانشگاه پیام نور مسجدسلیمان
  • مرکز آموزش فنی و حرفه‌ای خمینی
  • هنرستان صنعتی نزاجا (تعطیل)
  • مرکز آموزش پرستار یا زهرا

مردم‌شناسی

زبان اهالی این شهر، لری بختیاری است و مردم آن از طوایف مختلف ایل بختیاری هستند.

پانویس

منابع

  • عباسی شهنی، دانش. تاریخ مسجدسلیمان، تاریخ تحولات صنعت نفت. چاپ سوم. انتشارات هیرمند، ۱۳۸۳. 
  • مسجد سلیمان، تصویر ایران بدون نفت؟ بی‌بی‌سی فارسی
  • May 26, 1908: Mideast Oil Discovered — There Will Be Blood, Wired.com
  • MAY 26 - EVENTS, Today in Science History (todayinsci.com)

هندیجان


بندر هندیجان (هندیون، هندیان، هندیگان، اندیگان) یکی از شهرهای تاریخی ایران با قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال، در جنوب شرقی استان خوزستان و در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی بندر ماهشهر و در شمال خلیج فارس قرار گرفته‌است. رودخانه‌ای موسوم به هندیجان یا زهره این شهر را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

بندرهندیجان بندری است که در ۳۰٫۲۴° شمالی و ۴۹٫۷۱° شرقی قرار دارد و ارتفاع این شهر از سطح دریا به ۵ متر می‌رسد. بندرهندیجان ۹۰ کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس دارد. آبادی‌های هندیجان در قرون اخیر بسیار بوده‌اند ولی به علت بیماری طاعون در سال ۱۲۴۷ هجری قمری شهر هندیجان رو به خرابی نهاد. مردم هندیجان از قوم‌های قدیمی ایلام و بین‌النهرین هستند. زبان مردم این منطقه گویش بندری و عربی است.

تاریخچه

آثار بدست آمده در این منطقه نشان می‌دهد که در هزاره چهارم پیش از میلاد انسان متمدن در آن می‌زیسته‌است. تپه‌های تاریخی متعدد و نوشته‌های جغرافی دانان قرون اولیه اسلامی نظیر "ابودلف مهلهل خزرجی" در مورد آثار تاریخی "هندیجان" که قدیمی‌ترین سند مکتوب در مورد آثار تاریخی " هندیجان " است شاهد دیگری بر رونق اقتصادی و زندگی اجتماعی سازمان یافته مردم این دیار در هزاره پیش از میلاد است. وجود لغات و اصطلاحات تاریخی که ریشه در زبان عیلامی دارد و آیین‌های نمادین حاکی از گذشته‌های پربار فرهنگی و غنی این دیار است.

در نزدیکی هندیجان آثار بندر تاریخی "مهرویان یا مهروبان" و شهر تاریخی "ریواردشیر (شهر باستانی)" قرار داشته‌است که "مهرویان" از دوره عیلامی تا قرن چهارم هجری و احتمالاً تا مدت‌ها بعد نیز بندر تجاری مهمی بوده‌است که از طریق آن کالاهای سرزمین‌های دور و نزدیک و حتی کشور چین وارد منطقه می‌شد و نیز مشاهده شده‌است که در شهر "ریواردشیر" کشتی می‌ساختند. این منطقه در قرون اولیه اسلامی بزرگانی چون علی بن مهزیار اهوازی (هندیجانی) را در دامان خود پرورش داده‌است.

به نظر می‌رسد گروهی از تاریخ نگاران یونانی برای بالا بردن نام اسکندر مقدونی (جلوس ۳۳۶ و ۳۳۲ ق. م) فتوحات وی را تا سرزمین هند گزارش داده‌اند و این در حالی است که برخی دیگر از تاریخ نگاران این موضوع را رد کرده‌اند و اظهار می‌نمایند اسکندر تا شهر هندیجان آمده‌است و معتقدند که مورخان یونان و اروپایی برای ارزش نهادن به اسکندر فتوحات وی را تا کشور هند یاد کرده‌اند (این مطلب در بخش اطلاعات تکمیلی توضیح داده می‌شود).

وجه تسمیه بندرهندیجان

این منطقه در گذشته نام‌های مختلفی داشته که از آن جمله می‌توان به " هندیگان " و " اندیگان" اشاره کرد. این واژه پس از ورود اسلام به " ایران " به " هندیجان " و " هندیان " تغییر شکل یافته‌است. از دیدگاه واژه‌شناسی تمام این کلمات از لفظ «هند» مشتق شده‌اند. با توجه به دیرینگی این سرزمین به نظر می‌رسد لغت " هند " ریشه در زبان سانسکریت دارد که به معنای آب است. این نظر را وجود رودخانه " هندیجان " که به زهره موسوم و معنای " ایزد آب " هست بیشتر تأیید می‌کند؛ بنابراین با توجه به مستندات دیگری که در این زمینه وجود دارد می‌توان گفت " هندیجان " به معنای سرزمین " آب " است. هرچند وجود عده‌ای از مردم کشور هند در این منطقه به دلیل ارتباط تجاری از طریق خلیج فارس یا مهاجرت گروهی که در برخی از منابع اشاره می‌شود غیرقابل انکار است. اما بعید به نظر می‌رسد که وجود آن‌ها بر وجه تسمیه " هندیجان " تأثیری گذاشته باشد. «استرابون» جغرافی‌دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه‌های جهان می‌داند. زیرا رودخانه‌های زیادی این دشت را آبیاری می‌کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می‌ساخته‌است. شاید بر همین اساس بوده که عده‌ای بر این باورند که نام این سرزمین «هند» یا «اند» بوده که به معنی «جایی با آب‌های فراوان» است. ایرج سیستانی در گزیده تاریخ خوزستان می‌گوید:"بندر هندیجان از شهرهای قدیمی خوزستان می‌باشد و آن را معرب هندیگان دانسته‌اند." از قرائن و شواهد چنین برمی آید که پیشوند هند یا اند، در اسامیی همچون بندرهندیجان، اندیکا، اندیمشک، اینجان - اندوه و اندیا و غیره با رودخانه و آب مناسبتی داشته‌است، چنان‌که بیشتر شهرها و روستاهایی با این نام همیشه رودخانه کوچک یا بزرگی در کنار خود دارند و آنچه مسلم است آن است، که آب در باور و اعتقادات ایرانیان از احترام و تقدس خاصی برخوردار بوده و آلوده ساختن آن را گناه نابخشودنی می‌شمرده‌اند و پیوسته چشمه‌های آب و رودخانه ر ا نظر کرده (ناهید یا آناهیتا) فرشته آب می‌دانسته‌اند.

جغرافیای تاریخی بندر هندیجان

آثار قدیمی تپه‌های باستانی پهکان (پهکون) در مدخل شهر هندیجان، تپه‌های مارضا در جنوب بندرهندیجان، ویرانه‌های بندر قدیمی و تاریخی مهروبان در قریه امامزاده عبدالله، تپه باستانی صاحب الزمان، برجی، مردو و شاه ابوالقاسم در روستای دهملا، همچنین ویرانه‌های روستاهای هندیجان که قدمتی ۳۰۰۰ ساله دارند. آثار سد بند قریه بدرانی (لب دریا) و تل گرگ در نزدیکی رودخانه و دریا که پلی نیز در آن منطقه بوده‌است (بر روی رودخانه زهره)، همچنین آثاری از وجود شهر باستانی بین روستای بزی و کوت مهنا می‌باشد که مورخان آن را شهر دیرجان نامیده‌اند. آثار موجود بین بندر مهروبان تا تپه کدوک (روستای باستانی) در جنوب هندیجان، همچنین آثار و پی‌های خانه‌های موجود از بندر مهرویان (مهروبان) تا هندیجان که به صورت زنجیروار وجود داشته‌است. (در بین مردم این دیار داستانی رایج است که می‌گوید: «اگر بزغاله‌ای در مهروبان بر روی سقف خانه‌ها حرکت می‌کرده در هندیجان پایین می‌آمده‌است».) از دیگر آثار می‌توان اشاره‌ای نمود به ستون‌های آجری که در اطراف هندیجان نشان دهنده حصاری بوده‌اند به دور شهر، یکی از این ستونها پایین‌تر از روستای چم رحمان در کناره رودخانه مشخص است. این ستون نیمی از آن در آب است و نیمی تا سال ۱۳۶۹ در خاک بود، که بر اثر ریزش کناره رودخانه مشخص شده‌است. قطر آن در حدود ۵٬۴ متر است. همچنین به نظر می‌رسد که حصاری به شکل نیمی در هندیجان جنوبی و نیمی در هندیجان شمالی و بر دو دروازه در دو سمت رودخانه وجود داشته و نیز پلی مابین آن وجود داشته‌است. همچنین در سال ۱۳۶۹ در کناره رودخانه هندیجان بالاتر از امامزاده عباس علی سکه‌هایی یافت شد که در حال حاضر در میراث فرهنگی خوزستان وجود دارد. این سکه‌ها که بر روی آن‌ها نوشته شده‌است آل بویه، نشان دهنده حکم فرمایی فرزندان آل بویه بر این نواحی است. البته اینکه حسن (رکن الدوله) بر فارس حکومت می‌کرده و هندیجان در آن زمان جزو پارس بوده‌است خود دلیل مستحکمی بر حکمفرمایی فرزندان آل بویه بر این منطقه‌است. از دیگر آثار باستانی موجود در این منطقه می‌توان به سنگ‌های نقوش داری اشاره نمود که در بدرانی در اعماق آب و کناره‌های رودخانه دیده می‌شود. قبرستان‌ها نیز که برای باستان شناسان از اهمیت خاصی برخوردارند به ۶ قبرستان می‌رسند که هر کدام مربوط به دوره‌ای از تاریخ است. در خصوص قبرهای این قبرستان‌ها آنچه به چشم می‌خورد تفکیکی بودن قبرهاست بدین صورت که جای مردان، زنان و کودکان مشخص است. قدیمی‌ترین قبرستان روبروی مدرسه شوکت (عندلیب) بوده‌است که با پیشرفت رودخانه به طرف شمال نیمی از آن را آب برده و نیمی دیگر احتمالاً تا سال‌های آینده از بین خواهد رفت.

دیگر آثار تاریخی، طبیعی و معنوی بندرهندیجان

خانه شاه عنبر، مسجد بحرینی، زیارت‌گاه شاهزاده قاسم، امامزاده نبی عاشور، امامزاده بی بی علیه، امامزاده عبدالله، امامزاده بی بی عصمت، امامزاده عمران، امامزاده امیر حیل، شاهزاده ابوالقاسم، مسجد شاه عنبر، بافت محلی کوهباد، تپه‌بزی یک، تپه‌بزی دو، تپه‌مهرویان یک، تپه‌مهرویان دو، تپه سه تلون، تپه سه تلون دو، تپه سه تلون سه، تپه سه تلون چهار، تپه ابوالقاسم یک، تپه ابو القاسم دو، تپه ابوالقاسم، تپه مالکی یک، تپه مالکی دو، تپه برجی، تپه شاهزاده علی، تپه غوله، تپه کنار رود زهره، تپه کیلومتر ۱۳ هندیجان، تپه کیلومتر ۱۳ هندیجان - دیلم، محوطه ۳ راه غوله، محوطه ابو القاسم، محوطه شاهزاده ابوالقاسم، محوطه نبی عاشور، ساحل و اسکله بحرکان و چشمه رگ سفید از آثار تاریخی، طبیعی و معنوی هندیجان است.

مردم و اشتغال

مردم هندیجان از اقوام بوشهری (بندری) و عربی هستند که نحوه تلفظ واژگان در این منطقه بسیار شبیه به بندری است.اصالت اکثریت مردم هندیجان از نژاد عرب می باشد. ازنظر اقتصادی رودخانه "بندر هندیجان " نقش تعیین‌کننده‌ای در زندگی مردم داشته و این تأثیرگذاری به میزانی بوده که قلمرو جغرافیایی و منطقه را نیز با نام رودخانه مشخص می‌کردند. رودخانه " هندیجان " که قسمتی از آن از سرچشمه (رشته کوه‌های زاگرس در استان کهگلویه و بویراحمد) تا " خلیج فارس" طی می‌شود و هشتمین رودخانه کشور است که ۴۹۰ کیلومتر طول دارد. این آبراه به عنوان یکی از مسیرهای تجارت خارجی از گذشته‌های دور مورد استفاده بوده‌است و هم‌اکنون نیز علیرغم کم شدن آب آن در فصول تابستان شناورهای با ظرفیت بیش از صد تن قادر به رفت و آمد در ان هستند. ضمن آنکه حاشیه رودخانه از دو قسمت شمالی و جنوب تا نزدیکی دریا قابل کشت است و با استفاده از آب این رودخانه انواع محصولات کشاورزی از جمله گندم، جو، دانه‌های روغنی، حبوبات و انواع صیفی جات کشت می‌شود.

بخشی از این محصولات به علاوه صنایع دستی که اکثراً از برگ درخت خرما تهیه می‌شود در گذشته به کشورهای " خلیج فارس " صادر می‌گردید. صنعت شیلات از کهن‌ترین صنایع در هندیجان بوده و می‌باشد که قدمت آن به سال‌ها پیش می‌رسد. منطقه بحرکان که جنوب هندیجان قرار دارد نیز از مناطق مهم گردشگری و صید میگوی صورتی و انواع دیگر میگوهای مرغوب منطقه خلیج فارس به‌شمار می‌رود که در حوزه صیادی هندیجان واقع است. سالن عمل آوری و کارگاه انجماد و بسته‌بندی میگوی صادراتی و قایق‌های مجهز صیادان در این منطقه بیش از نیم قرن است که به صید و عمل آوری و بسته‌بندی و صادرات میگو اشتغال دارند و تعداد زیادی از اهالی در این راستا به کار مشغولند. ماهی‌های خوراکی و میگو در صید گاه‌های هندیجان به صورت فراوان صید می‌شوند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به ماهی قباد، راشگو، حلوای سفید (زبیدی)، شوریده، حلوا سیاه، شهری، شانک، هاوور، کوشک، سرخو، میش ماهی، هامور، سنگسر، سبیتی و دختر ناخدا اشاره کرد.

همچنین لازم است اشاره کرد که در حال حاضر شغل اکثر مردم هندیجان بر محور واردات کالا از کشورهای همجوار خلیج فارس است که هندیجان را یه یک بندر تجاری تبدیل کرده و بازارهای آن مملو از کالاهای خانگی است که سبب شده از مناطق مختلف کشور به هندیجان سفر کنند.

نفت

بندر هندیجان تحت عملیات حفاری جهت کشف نفت قرار گرفت و سال ۱۹۶۷ میلادی وجود نفت در این منطقه ثابت شد. مقدار تولید نفت خام در سال ۱۹۷۳ از پنج حلقه چاه، هشت میلیون و ۳۳۵ هزار بشکه در ۱۹۷۴ از هشت حلقه چاه به‌طور متوسط روزانه ۲۲ هزار بشکه و در سال ۱۹۷۵ از پنج حلقه چاه به‌طور متوسط روزانه چهارده هزار بشکه و از ابتدا تا پایان سال مذکور چهل و دو میلیون بشکه نفت خام با درجه سبکی ۲۸ استخراج شده‌است. در سال ۱۹۶۵ میلادی در رگ سفید که از روستاهای هندیجان است دو حلقه چاه توسعه‌ای حفر شد و در سال ۱۹۶۶ تولید نفت خام آن ۱/۴ میلیون بشکه بوده در سال ۱۳۶۷ شمسی بر حسب بشکه ۷/۹ میلیون و در سال۱۹۶۸ نفت تولیدی ۱۰/۷ میلیون بشکه و در سال ۱۹۶۹ مقدار تولیدی نفت از سه حلقه چاه ۸/۵ میلیون بشکه و در سال ۱۹۷۰ به چهارده میلیون بشکه رسیده‌است. سال ۱۹۷۱ از دو حلقه چاه ۱۳/۲ میلیون بشکه و در سال ۱۹۷۲ از نه حلقه چاه بیست و یک میلیون بشکه و در سال ۱۹۷۳ از چهارده حلقه ۷۲ میلیون و ۳۵۲ هزار بشکه در سال ۱۹۷۴ و در سال ۱۹۷۵ از چهارده حلقه چاه به‌طور متوسط روزانه ۲۱۴ هزار بشکه، در سال ۱۹۷۶ از ۲۱ حلقه چاه به‌طور متوسط روزانه ۲۲۲ هزار بشکه و از ابتدا تا پایان سال ۱۹۷۶ نفت خام استخراج شده ۴۱۴ میلیون بشکه با درجهٔ سبکی ۲۹ بوده‌است. در خلیج بحرکان هندیجان در چند ساله‌ای اخیر با حفر چاه‌های زیر دریایی نفت فراوانی کشف شده‌است که با ساختن اسکله‌های متعدد و تأسیسات لازم کشتی‌های نفت کش به آسانی پهلو می‌گیرند و بارگیری می‌کنند و نفت آن‌ها را به خارج صادر می‌کنند و گویا این نفت از قابلیت بسیار خوبی برخودار می‌باشد.

تفریحگاه‌ها

رودخانه "بندر هندیجان " علاوه بر نقشی که در کشاورزی وتجارت منطقه دارد از نظر زیبایی‌های طبیعی نیز قابل توجه‌است. در اواخر فصل زمستان و اوایل بهار که حاشیه آن به طول چندین کیلومتر پوشیده از گیاهان و گل‌های زیبا می‌شود می‌توان گردشگران بسیاری را جذب نماید. سواحل طولانی " خلیج فارس " علاوه برآنکه امکان اجرای طرحهای پرورش آبزیان را میسر می‌سازد این استعداد را نیز دارد تا همچون گذشته نقش خود را در توسعه تجارت خارجی بازیابد. ضمن آنکه جزایر آن و از جمله جزایر دیره و بنه که زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر هستند می‌توانند با جاذبه‌های متنوع خود زمینه‌های گردشگری در منطقه گسترش دهند. همچنین هندیجان نقاط بسیاری برای گردش و تفریح دارد که می‌توان به دو روستای دهنو و کوه‌های اطراف (زاگرس)، ساحل زیبای بندر بحرکان در کنار خلیج فارس، حاشیه سواحل رودخانه زهره، پارکها و باغستان‌های اطراف هندیجان که در ماه‌های انتهایی زمستان و ابتدای بهار از زیبایی و جلوه خاصی برخوردار می‌باشند، اشاره نمود.

شهر باستانی مهرویان

بندر قدیمی و تاریخی مهرویان (مهروبان، ماهرویان، ماهروبان) در قریه امامزاده عبدالله فعلی و از توابع شهرستان هندیجان می‌باشد. بندر مهرویان چه در زمان هخامنشیان و چه در زمان پارتها و اشکانیان همواره از پر رونق‌ترین بنادر جهان بوده‌است. اوج ترقی آن از زمان ساسانیان شروع شده بود چنانچه در تاریخ می‌خوانیم: ساسانیان به امر دریانوردی و کشتیرانی و بندرسازی در خلیج فارس توجه مخصوص داشته و شاهپور دوم نیروی دریایی عظیمی را در خلیج فارس بر قرار کرد رونق واعتبار بنادر بزرگ و با شکوه و جلالی همچون مهروبان (ماهرویان) در کناره شمالی خلیج فارس و همچنین شاهراه مواصلاتی اصفهان به مهروبان، دلالت بر توجه بیش از حد ساسانیان به این خطه از جنوب کشور دارد.

دهخدا در لغت‌نامه خود مهرویان را این‌گونه توصیف کرده‌است: «شهری است بر کنار دریا چنان‌که موج دریا بر کنار شهر می‌زند و هوای آن گرم و عفن و ناخوشی بتر از آن ریشهر است، اما مشرعهٔ دریا است، هرکه از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان را راه آنجا باشد و کشتیهایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهروبان بیرون آید؛ و دخل آن بیشتر از کشتیها باشد و جز خرما هیچ میوه نباشد و گوسفندان آنجا بیشتر بز باشد و بزغاله پرورند و همچنان که به بصره و می‌گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد بیشتر نیز، و برز و کتان بسیار باشد چنان‌که به همه جای ببرند و جامع و منبر است و آن جایگاه مردم زبون باشند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۰). در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی آمده‌است: به فاصلهٔ کمی از رودخانهٔ شیرین یعنی رودخانهٔ زهره که به تازگی به رودخانهٔ طاب موسوم است بندر مهروبان در مرز غربی فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندری بوده که کشتیها وقتی از بصره و مصب دجله به عزم هند بیرون می‌آمدند به آن می‌رسیدند و این بندر در قرن چهارم هجری شهری معمور بود و مسجدی خوب و بازارهایی آباد داشت.»

اندیشمند بزرگ مرو ناصر خسرو قبادیانی روز هفدهم شوال از بندر عبادان (آبادان)بر کشتی بزرگی که «بوصی» نام داشت، نشست و در میان دعای انبوه مردمی که به بدرقه عزیزانشان شتافته بودند، سمت مهروبان روان شد. مهروبان بندری بزرگ با بازارهای انباشته از کالا، مسجد آدینه نیک و کاروانسراهای بسیار مستحکم و آباد بود. هرچند مسافران مرو اندیشه ماندن در مهروبان نداشتند، ولی درگیری فرزندان فرمانروای پارس و ناامنی راه‌ها آن‌ها را ناگزیر به ماندن ساخت.

بندر ماهرویان از نگاه سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی

«... شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و جامعی نیکو اما آب ایشان از باران بود و غیر از آب باران چاه و کاریز نبود که آب شیرین دهد. ایشان را حوض‌ها و آبگیرها باشد که هرگز تنگی آب نبود، و در آن جا سه کاروانسرای بزرگ ساخته‌اند هر یک از آن چون حصاری است محکم و عالی، و در مسجد آدینه آن جا بر منبر نام یعقوب لیث دیدم نوشته. پرسیدم از یکی که حال چگونه بوده‌است گفت که یعقوب لیث تا این شهر گرفته بود ولیکن دیگر هیچ امیر خراسان را آن قوت نبوده‌است؛ و در این تاریخ که من آن جا رسیدم این شهر به دست پسران اباکالنجار بود که ملک پارس بود؛ و خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایت‌ها برند که آن جا بجز ماهی چیزی نباشد، و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان، و چون از آن جا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توه و کازرون باشد و من در این شهر مهروبان بماندم به سبب آن که گفتند راه‌ها ناایمن است از آن که پسران اباکالنجار را با هم جنگ و خصومت بود و هر یک سری می‌کشیدند و ملک مشوش کشته بود…»

شهر باستانی آسک

آسک شهری قدیمی و متروکه‌است که در شمال هندیجان واقع شده‌است. آسک در حدودالعالم چنین وصف شده‌است. «دهی است بزرگ و به بر کوه نهاده و بر سر آن کوه آتشی است که دائم همی درفشد شب و روز و حرب از رقیان آنجا بوده‌است اندر قدیم» این مطلب نشان دهنده آن است که به زمان تحریر حدودالعالم یعنی در اواخر قرن چهارم هجری قمری آسک دهی بزرگ بوده و در دامنه کوهی قرار داشت که بر فراز کوه آن آتش فروزان بوده‌است.

مرحوم سلطانعلی سلطانی می‌نویسد: در نزدیکی هندیجان کنونی شهر آسک قدیم واقع بود که بسیاری از جنگ‌های خوارج در نزدیکی آن رخ داده‌است و نام این شهر در بعضی از اشعار شعرای عرب آمده‌است.

بنا به نوشته یکی از قدیمی‌ترین سیاحان عرب تا قرن چهارم ه‍.ق آثار قصور عالیه و انبیه عظیمیه باستانی در هندیجان برپا بوده‌است. آثار عظیم آبیاری روزگار باستان در طرفین رودخانه زهره و خیرآباد که در زیدون یکی شده و از وسط هندیجان می‌گذرد، پیداست. مورخان دربارهٔ آثار آسک نوشته‌اند: ایوان بلندی داشته و آتشکده‌ها و دفینه‌های باستانی و گورهای قدیمی، تابوتها و حجاریهای کتیبه مانند در آسک وجود داشته‌است. کتیبه‌هایی به خط پهلوی بر در غربی ایوان (معبد آتشکده) آسک در سنگ منقوش بوده‌است. در غرب آسک قلعه گنبدی است که قبلاً برج دیده‌بانی آنجا بوده‌است.

سد آسک هم که امروزه بر رودخانه زهره زده شده‌است و بالاتر از روستاهای سویره و کنار مشراگه به همین دلیل آسک نامگذاری شده‌است چون زمانی این مناطق احتمالاً جزئی از آسک بوده‌اند.

شهر باستانی ریو اردشیر

شهر باستانی ریو اردشیر یا ری شهر نیز در حوالی هندیجان وجود داشته که رونق آن تا عصر سلجوقی تداوم و در آنجا کارگاه کشتی‌سازی وجود داشته‌است. در دوران باستان در سواحل خلیج‌فارس گمرگ خانه‌هایی تأسیس شده بود که از کالاهای وارداتی و صادراتی ده درصد ارزش آن‌ها عوارض گمرکی یا به زبان آن زمان «باژ» می‌گرفتند.

از این رو مرکز اخذ عوارض گمرکی به «باژبان» و سپس به «باسیان» و «باجیان» خوانده شدند. آثاری بندری به همین نام در نزدیکی هندیجان وجود دارد که سفال‌های به دست آمده از آنجا رونق آن را به دوران اشکالی بازمی‌گرداند.

تا چندی پیش نیز آثار بنای یک پادگان ساسانیان نیز در منطقه هندیجان وجود داشت.

رودخانه زهره - هندیجان

رودخانه زهره – هندیجان در قسمت جنوبی زاگرس میانی واقع شده‌است. مساحت حوزه آبریز زهره ۱۶۰۳۳ کیلومترمربع است که حدود ۱۰۷۸۹ کیلومترمربع آن را مناطق کوهستانی و ۵۲۴۴ کیلومترمربع آن را کوهپایه و دشت‌ها تشکیل می‌دهند. وسعت دشتها در بخش‌های علیای حوزه آبریز کمتر بوده و قسمت بیشتر آن در منطقه زیدون و هندیجان در جلگه خوزستان قرار گرفته‌است.

حوزه آبریز زهره در تقسیم‌بندی کلی هیدرولوژی ایران جزء آبریز خلیج فارس بوده و محیط آن به حوزه‌های آبریز مارون و جراحی از شمال و حوزه رودخانه کارون، کر و مسیلهای حوزه مهارلو از شرق، رودقره‌آقاج، رود شاپور از جنوب شرق و مسیل‌های دیلم و گناوه از جنوب محدود می‌باشد.

شهرهای اردکان فارس، پلدشت، نورآباد ممسنی، دوگنبدان و دهدشت و بهبهان و امیدیه و هندیجان در این حوزه قرارگرفته‌اند. بخشی از جاده ارتباطی بهبهان به شیراز و شیراز به یاسوج د ر این حوزه واقع شده‌است.

در بخش شمالی کوه سفید با ارتفاع ۳۴۱۵ متر حوزه را از حوزه‌های مارون و بشار (کارون) جدا می‌کند. در بخش شرقی قله‌های رنج و غوره‌وان به ترتیب با ارتفاع ۳۷۱۸ و ۲۸۹۸ متر حدفاصل این حوزه با حوزه‌های رودخانه کر و دریاچه مهارلو می‌باشد. کمترین ارتفاع حوزه زهره در دشت خوزستان و در ناحیه هندیجان همتراز سطح دریا می‌باشد. طول رودخانه‌های زهره و هندیجان ۴۹۰ کیلومتر می‌باشد.

علی‌ابن مهزیار اهوازی (هندیجانی)

علی‌ابن مهزیار اهوازی، که در قرن سوم هـ. ق می‌زیسته‌است، از فقها، محدثان و دانشمندان معروف شیعه و از اصحاب امام رضا (ع)، امام جواد (ع)، امام هادی (ع)، و امام حسن عسکری (ع) بوده و احکام دینی را نزد آن‌ها فرا گرفته و در برخی از مناطق، بخصوص در اهواز به عنوان نماینده ایشان بوده‌است. محل تولد ایشان هندیجان می‌باشد ولی با توجه به اینکه در قرن سوم هـ. ق هندیجان از توابع شهر دورق بود لذا او را اهل دورق معرفی کرده‌اند. پدر وی مذهب نصرانی داشت و سپس مسلمان شد و علی نیز به تبعیت از پدر در نوجوانی مسلمان گردید.

براساس برخی روایات وی در زمان امام حسن عسکری (ع) وفات یافته‌است. بنابر روایات تاریخی هنگامی که مأمون خلیفه عباسی دستور داد تا امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد او از مدینه عازم خراسان شود امام (ع) در مسیر حرکت خود در روز شانزدهم صفر سال ۲۰۱ هـ. ق وارد اهواز شد و چند روزی در این شهر توقف نمود. بعداً در محل اقامت امام (ع) مسجدی به نام مسجدالرضا (ع) بنا گردید که علی‌ابن مهزیار وصیت کرد پس از مرگ او را در مسجد مذکور دفن کنند. در قسمت غربی بقعه وی و پیوسته به مقبره سالنی وجود دارد که احتمالاً همان مسجدی است که به آن اشاره شد.

نمونه‌ای از شعر مردم هندیجان

سلام بر هندیجان

سلام من به «هندیجان»، پیام من به سامانش | به خاک پاک زر خیزش، به خورشید درخشانش

پیام من به باغ و راغ و کوه و دشت هموارش | به خاک پاک و آب صاف و دریا و بیابانش

به رود «زهره ی» جوشان که پیچانست در کهسار | به نخلستان زیبایش، به دریای خروشانش

درود من به پاکانش، ستود من به نیکانش | به تل خاک «پهکانش» که جا مانده ز دورانش

سلام من به «شاه مشهد»، به «قبر سید» مغفور | به «میر رحمان» معروفش که جانکاهد مارانش

کنونش «هندیان» نامند، لیکن جای دیرینش | بود نزدیک «مهرویان»، به تاریخ درخشانش

تو در تاریخ مشهوری ولی افسوس مهجوری | چو شد آن شوکت دیرین، بکن بر من نمایانش

اگر قهر طبیعت زیر و رو بنمود و ویرانت | چرا دررفتی از جای و نه برکندی تو بنیانش

تو ای «سی نیز»، ای سی نیز سر گردان | چرا در زیر یم خفتی و ترسیدی ز طغیانش

(این شعر یک شب قبل از بمباران هندیجان سروده شده - ۱۷/۰۱/۱۳۶۷)

زبان مادری

ای رسیده ز ره! بخوان و بدان | واژه‌های قشنگ هندیجان

فارسی واژه‌های پر ز گهر | در هم آمیخته چون شهد و شکر

«بو» پدر، «کُـر» پسر بود جانم | «دی» تو را مادرست می‌دانم

«مُو» من، «ها» بله، «اوریس» عروس | «پیل» پول و چراغ هم «فونوس»

«تیه» را چشم و «پوز» بینی دان | مژه «مِرزنگ»، گو پسون «پستان»

«می» مو و «ری» ست صورت انسان | «کُم» شکم، «لیغرو» ست روده آن

«لُو» لب و «لُو» گم است در معنا | «گَپ» بزرگ و «گَپ» ست صحبت ما

یک «گُلپ» گونه‌ای بود شاداب | یک «گُلپ» جرعه‌ای بود از آب

«بُرگک» انداختن زدن چشمک | قصه‌های قدیم هم «مِتَلک»

«بُرگ» ابرو بود «بُت» است گَلوُ | «توره» روباه و گربه‌است «گُلو»

«مُشک» موش است و «پخشه» است مگس | این دو حیوان موذی و ناکس

«حونه» خانه‌است و «تو» اتاق نشین | «نوگه» را ناودان بدان به یقین

آنکه گوید «نِها» به جای جلو | نام گرداب را نهد «پیتنو»

ساقه گندم و جو است «کِلوُر» | تلخ «تهل» است و شور باشد «سور»

هرچه را خواستی بگو «ایخُم» | ور نمی‌خواهیش بگو «نیخُم»

«نیترُم» یعنی آنکه نتوانم | «ایترُم» عکس «نیترم» دانم

از چغندر سؤال کردی دوش | نام آن «چُندر» است باش بهوش

«اَرس» را اشک و «گیروَه» گریه بخوان | نام «میمون» بنه تو بر مهمان

«پَرپروک» است نام پروانه | «کَلو» آمد به جای دیوانه

اوزان قدیم

زاشک دیده پایش ریختم من | بسنگ هندیون «هُمبَرسه غازی»

به او گفتم بگیر این «نِسبِکی» دل | که دارد در درونش با تو رازی

بکن رحمی به من «نیمه نیمی» | مرا کن غرق در «دو نیم» نازی

منم محتاج «پیناری» محبت | بجز عشقت ندارم هیچ بازی

دلت چون سنگ «نیمی» سخت باشد | نداند راه و رسم دلنوازی

«سه پیناری» تو را مهر و وفا نیست | به هجرانت چو شمعم می‌گدازی

جوابم گفت با طعن و تمسخر | تو گنجشکی کجا در خورد بازی

تو چون «دُسّیر» بر قلبم ثقیلی | تو را ارزش نباشد «نیم غازی»

فراموشم نما چون «مَن» ندارم | به «پَشتیرت» به «دَخسیرت» نیازی

نه «نیمن» خواهم از تو نی «سه دَخسیر» | نمی‌رقصم دگر با هیچ سازی

«من کوچک» «من هاشم» ز عشقت | ندارد پیش من قدر پیازی

تجلّی بهر اوزان قدیمی | گرفت الفاظ را نیکو به بازی

  • هُمبَرسه غاز = ۶۲٫۲۵ گرم
  • نِسبِک = ۱۲۵ گرم
  • پینار = ۱۰۰۰ گرم
  • دو نیم = ۲۰۰۰ گرم
  • دُسّیر = ۴۰۰۰ گرم
  • پَشتیر = ۸۰۰۰ گرم
  • دَخسیر = ۱۶۰۰۰ گرم
  • سه دَخسیر = ۴۸۰۰۰ گرم

ضرب‌المثلهای هندیجانی

  • آشپِلا عیب اُسوُم ایکُنِه (آبکش عیب کف گیر می‌کنه)=دیگ به دیگ میگه روت سیاه
  • اوخُون نه کارِ بُزه = کار هر بز نیست خرمن کوفتن
  • کُررُوش دَم دیوار نَخَردِه (آرنجش به دیوار نخورده) = یعنی سرد و گرم روزگار را نچشیده
  • اَ نمیرُم نه پیرُم (اگه نمیرم هنوز پیر نیستم) = یعنی آخر کارش را هم می‌بینیم
  • ایبَرِت سر رو تشنه ایارِت (می برت رودخانه و تشنه برمی گردانت) =نشانه زرنگی و زیرکی کسی است
  • مُو ایگُم نرِه او ایگِه بدوشِش = من میگم نر است او میگه آن را بدوش
  • مِی نوگه دیراندازه (مثل ناودونی که آب را دور پرتاب میکنه) = کسی که فقط به درد غریبه‌ها می‌خوره
  • چاره خر نیتَره پِی کُره خره ایشکَنه (حریف الاغ نمیشه پای بچه الاغ را می‌شکند) = کسی که حریف اصل نمیشه به فرع می‌پردازد
  • مِن شهر کُورَل باید دَس بِنی ری تیت (در شهر کورها باید دستت را روی چشمت بزاری) = همرنگ جماعت شی
  • اگه مُلایی سرِ قبر خُت بخون = اگه بلدی خودت انجام بده
  • دل بِینِی دلِه = دل به دل راه داره
  • مِن شهر کورَل یِه تیه‌ای هم پادشایه (در شهر کورها آنکه یک چشم داره پادشاهست) = از جهل عده‌ای، آن که کمی عاقل است سردسته شده.
  • کُربون تیهٔ بادُمیت برم)=کنایه زدن به چشم

اطلاعات تکمیلی

بختیاری‌ها معتقدند که اسکندر مقدونی نتوانسته شاهنشاهی هخامنشی (داریوش سوم) را شکست دهد بلکه، این جوان متهور مقدونی با گروهی سرباز وارد خاک ایران شده و تا آنزان (ایذه) آمده و در آنجا توسط آریو برزن فرمانده سپاه ایران شکست می‌خورد و به هندیون (هندیجان فعلی) عقب نشسته‌است و در نبرد با هندیجانیان نیز مغلوب شده و با تیر و کمان شخصی به نام «براز» از اهالی هندیجان مجروح شده و سپس عقب‌نشینی می‌نماید و در مسیر غروب خورشید به عراق می‌رود و در شهر اور جان می‌سپارد.

در اینجا ابیاتی باستانی از زبان پیرمردان و پیرزنان سرزمین بختیاری آورده شده‌است که جنگ میان ایرانیان و اسکندر را به خوبی توصیف می‌کند و سالهاست که مردم این دیار آن را زمزمه می‌کنند:

اَنْزِیونْ وِه قُشِسِنس گِرِهْنْ اسیری

بُردِنه وِه نوکری بُرج امیری[۱]

زآنْزِن ری وِه آنشَن پانا سِقَنْدزْ

تامَه یرزِ او طَرف جون بکنه در[۲]

اَهُورا کمک کُـنه آذرِ بِرِقْنِه

اَهرِمون دکْ ایزَنه مُقْنَی اِچِرْنِـه[۳]

آریو تنگْ تکون خودکرده کهُ ترْ

سِقَنْدر و قْشلس اَویدِنِه چُـر[۴]

آریوی اَنْشَنی روزِس سیا کهِ

اُردیه سِقَنْدرِه مین یکْ بلاکِه[۵]

سقندر وِهِ هزیمی خوار و پریشون

وه اَنشن و اتَپْ گروز ری نا وِه هندون[۶]

زانزان تاوه انشن کهسار مُنگَشْتْ

قلته گاه اردیس بی‌تا هندیون دشت[۷]

تا بِره هِندیون پا او وهُ دریا

بره سی وِلاتِ خُس جون کنه صحرا[۸]

هندیون جون سِر دست جلوس گِرِهْدِنْ

لاشِ لاشِ آُرْدیسه پا قَلْهِ رِهْدِنْ[۹]

پا حصار هندیون بُراز نشون زَید

پَهْلیه سقندره تیرِ کمون زید[۱۰]

جونم با تیر بُراز آرش نِشون بی

سقندر مُقنی واس نیمه جون بی[۱۱]

نادِنِس وه تَخْتِ چُو اُردیس وِه خواری

ری وِه ری اَفْتُو رَهْرُو رَهْدِنْ وِه زاری[۱۲]

مُقنی جاهل اُوید غافل زشیرون

وه آنزان تا وه آنشن بی‌خوار میدون[۱۳]

_______________________________________

[۱] آنزانی‌ها از قشون او اسیر گرفتند و برای نوکری به قلعه امیری بردند.

[۲] از آنزان برای کهگیلویه رو نهاد اسکندر تا مگر از آن طرف جان بدر کند.

[۳] اهورامزدا (خداوند) کمک کند، آتشکده آذر برزین برق می‌زند، اهریمن می‌لرزد و مقدونی جیغ می‌کشد و می‌گرید.

[۴] آریو برزن تنگ تکاب را به خوبی با ریزش کوه بالا رفت و اسکندر و لشکر او سست و بی‌دست و پا شدند (آریو برزن تنگه را بر آن‌ها بست)

[۵] آریو برزن سردار انشانی، روز او را (اسکندر) سیاه کرد، اردوی اسکندر به هم ریخته و همدیگر را گم کردند.

[۶] اسکندر با گریز و فرارخوار و پریشان از انشان با مخفی‌کاری، رو گذاشت به هندیان (هندیجان نه هندوستان) که با تنگ تکاب در کهگیلویه با راه‌های کوهستانی آن روز ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر مسافت دارد. (نه هندوستان ۴ هزار کیلومتر)

[۷] از انزان تا انشان (ایذه فعلی تا کهگیلویه فعلی) کوهستان منگشت قتلگاه سپاه او بود تا دشت هندیجان

[۸] از دست آریو برزن رها شود و برود هندیان (هندیجان) که در سواحل خلیج پارس قرار دارد و از آنجا تدارک آذوقه و کشتی کند تا بتواند برود به مملکت خود مقدونیه و جان خود را نجات دهد.

[۹] هندیجانی‌های جان بر کف جلوی او را گرفتند و اجساد کشته‌های اردوی او را، پای قلعه ریختند.

[۱۰] در پای حصار هندیجان «براز» نامی، کمان خود را نشانه گرفت و پهلوی اسکندر را با تیر کمان خود زد و زخمی کرد.

[۱۱] مرحبا بر تیراندازی تیر «بُراز» که نشان از تیر «آرش» کمانگیر دارد و اسکندر مقدونی با این تیر نیمه جان شد (زخم سخت برداشت)

[۱۲] نهادند او را بر تخت چوبی (تابوت) تخت روان و سپاهیان او با خواری و خفت رو گذاشتند به راه غروب آفتاب و با زاری رفتند.

[۱۳] مقدونی نادان بدون توجه به شیران ایران زمین به اینجا آمد، از آنزان تا انشان (ایذه فعلی تا کهگیلویه فعلی) در همه میدان‌ها خوار شد.

جستارهای وابسته

  • میدان نفتی هندیجان

منابع و پیوندها

  • وضعیت آب و هوای فعلی هندیجان
  • اوقات شرعی هندیجان
  • اطلاعات و اخبار شهرستان هندیجان
  • کتاب «هندیجان - تمدنی خفته در خاک»، نوشته غلامرضا درویشی
  • کتاب «تاریخ و جغرافیای سرزمینی کهن با تمدنی دیرینه، از ارجان تا قبان، هندیجان-ماهشهر-شادگان، شیراز»، نوشته کنعانی هندیجانی، عبدالحمید، انتشارات نوید، ۱۳۸۱
  • هفته‌نامه «ندای جنوب» - شماره ۱۴۰ - ص ۷ - چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۴
  • دریافت فایل PDF کلیه مطالب بالا -هندیجان

گردآورنده: س. حیاتی

هویزه


هُوِیزه (در عربی: الهُویَزه) (در فارسی:هویزه و همچنین خوزگان) مرکز شهرستان هویزه در استان خوزستان است.

نام این شهر که در مقطعی هوزگان بود که در سال ۱۳۶۲ خورشیدی با دستور دولتی به هویزه تغییر یافت.

جمعیت

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۹٬۴۸۱ نفر (در ۴٬۹۰۴ خانوار) بوده‌است.

تاریخچه

هویزه یکی از شهرهای استان خوزستان در غرب این استان است که بخاطر جنگ ایران و عراق شهرت دارد. این شهر با یورش نیروهای عراقی تصرف شد و بطور صد در صد تخریب گردید. تنها آثار باقی‌مانده از شهر، قدم‌گاه عباس و خرابه‌های چند ساختمان است.

اکثر ساکنین این شهر از طوایف عرب بوده و به زبان عربی سخن می‌گویند.. طوایف معروف این شهر کوت، نیس، بنی ساله (بنی صالح)، جرف و ساکی می‌باشند.

این شهر قدمت زیاد دارد و ابن بطوطه درمورد آن در کتابش می‌نویسد و زمانی در این شهر حوزه علمیه بزرگی بود که قریب به چهارصد مجتهد داشت و از اندلس و نجف در آن درس می‌خواندند و اخیراً آیت جزایری هویزه را به عنوان پایتخت فرهنگی استان خوزستان معرفی کرد.

از جمله علمای اهل هویزه:

  • علامه شیخ محمد کرمی الهویزی
  • عبدالحسین الهویزی
  • مفسر نور الثقلین.

خاستگاه نامگذاری

به گفته راجر سیوری، خوزستان سرزمین مردمان خوزی یا هوزی یا حوزی (که استرابون و پلینیوس از آن به اسم اوکسی ذکر کرده‌اند) است. این استان با عیلامیان باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و هویزه منعکس کننده ساکنین این منطقه در زمان عیلامیان بوده‌است. واژهٔ خوز در عربی به صورت هوز و گاه به صورت حوز درآمده است. کلمه اهواز نیز در عربی جمع هوز می‌باشد که خود معرب خوز است و اهواز به معنای خوزی‌ها یا هوزی‌ها که در متون اسلامی به اسم مدینه الاهواز به معنای شهر خوزی‌ها آمده است و کلمهٔ هویزه هم بر وزن فُعیله به معنای خوز کوچک نیز از همین ریشه گرفته شده‌است.

تاریخ

این شهر توسط شاهپور دوم ساخته شد و در زمان خلیفه طائی ۳۸۱–۳۶۳ ه‍.ق / ۹۷۴–۹۹۱ م توسط دوبیس بن عفیف بن اسدی بازسازی شد

منابع

معرفی استان خوزستان

اخبار


تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348


تاریخ ارسال پنج شنبه, 11 دی 1348

Template Design:Dima Group